نویسنده موضوع: دارایی‌های مالی  (دفعات بازدید: 1710 بار)

آفلاین khoshnoud

  • مدیر دانلود
  • بابا حرفه ای
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 484
  • امتیاز های کاربر: 87
    • چرتکه نوین حسابداری حسین خشنود
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
دارایی‌های مالی
« : اوت 29, 2011, 07:08:34 »
  • دارایی‌های مالی
    در جهان سرمایه‌داری «بورس» به عنوان یکی از پیشرفته‌ترینابزار تکاملی سرمایه به‌شمار می‌رود. بورس جایگاه تبدیل داراییهای واقعی به ثروتکاغذی است زیرا در قبال دارایی واقعی (پول، وجه نقد، آورده غیرنقدی، اموال و ...) که سهامداران جهت خرید سهام ارائه می دهند ورقه‌ای کاغذی به آنان داده می‌شود کهنمایانگر «ثروت سهام» آنان است. اگرچه عده‌ای اعتقادی دارند که بورس و سهم‌بازی ازمقوله «قمار» نمی‌باشد اما عدة زیادی نیز بر این عقیده هستند که چون در این بازیبرخی زندگی خودر ا فدا خواهند کرد عملیات سهم‌بازی به «برد و باخت» شبیه است لذابورس از مقوله قمار تلقی می‌شود و برای این ادعای خود بحران سهام 1929 و سقوط -2000--1999 بازار سهام نیویورک و همچنین سقوط سال1383 و1375 بازار سهام تهران ازادله آنان می‌باشد که بسیاری را به نیستی کشانید. فارغ از اثبات این یا آن نظریهاگر بپذیریم که بورس جایگاه «سرمایه و ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری و تولید» یک کشور استحجم عملیات و مجموع سود و بازده سهام باید آینه تمام‌نمای وضعیت اقتصادی کشور باشد. با این فرضیه امروزه تعارض و تناقض آشکاری بین آمار و ارقام بورس و حجم معاملات باظرفیت‌های بالقوه اقتصادی کشور به چشم می‌خورد. مثلاً در حالی که بانکهای دولتی بابرخورداری از همه امکانات و سوبسیدهای دولتی قدرت دست‌یابی به نرخ سود 17 درصد راندارند چگونه می‌توان پذیرفت که یک بانک خصوصی با حجم سرمایه‌های اندک وتوانمندی‌های بسیار ضعیف نرم‌افزاری و سخت‌افزاری به یکباره به سودهای آنچنانی دستیابند در حالی که مدیریت این بانکها غالباً کارمندان سابق میانی و نه حتی رده‌هایارشد مجموعه بانکهای دولتی و فارغ از توانمندی خاص می‌باشند. اگر بپذیریم سود اینبانکها خارج از عملیات بانکی بوده که آنوقت این سوال پیش می‌آید که مگر با رعایتمقررات و ضوابط بانک مرکزی، امکان عملیات غیربانکی وجود دارد؟ که در صورت مثبت بودنپاسخ  نتیجه طبیعی و لاجرم آن عدول بانکهای خصوصی از ضوابط و مقررات ناظر برفعالیتهای بانکی بوده که خود جای سوال دارد و یا مثلاً شرکتی که حجمسرمایه‌گذاریهای آن از ده میلیون دلار تجاوز نمی‌کند و در همین پنج سال اخیر هم بهبهره‌برداری رسیده چگونه پس از ورود به بورس متجاوز از دویست میلیارد تومان ارزشپیدا می‌کند؟ شواهد بسیاری وجود داشت که نشان می داد بورس تهران وارد گذار به یکمرحله بحرانی و شکننده شده که قیمتهای حبابی سهام بدون رابطه منطقی با بازدهی اولیننشانه آن بود. موشکافی بیشتر قضیه و تدقیق در لابلای اخبار و شایعات نشان از آندارد که پس از سپتامبر 1999 و سقوط برجهای تجارت جهانی و «الم شنگه پولشوئی» وپیگیری قضایای فساد مالی در «سازمان جهانی شفاف‌سازی» بخش قابل توجهی از منابع کشورکه در دهه جنگ و دهه سازندگی راه‌گریز از کشور را پیش گرفتند. (بدلیل منبع پیدایشاین وجوه که جای تردید و ابهام بسیار دارد و حداقل حکایت از اتصال آن به کمیسیونریو ارتشاء و فساد داشته) در دو سال اخیر بداخل بازگشته و در بازار سهام و مسکن فعالشده است. اگرچه بر اساس یک تحلیل درون‌نگر، بازگشت سرمایه‌های فراری بدون توجه بهمنبع اصلی (حلال و حرام و یا درست و نادرست) آن تأثیر مثبتی در رشد اقتصادی داشته وابعاد سرمایه‌گذاری در کشور را گسترده نموده است. علم اقتصاد برخلاف سایر علوم نظریخوشبختانه بر مبانی و مفروضاتی استوار است که نتیجه آن را در عدد و رقم و مشاهداتعینی می‌توان جستجو کرد. بهمین علت گفته می‌شود علم اقتصاد هیچگونه رابطه‌ای باعصای ملانصرالدین ندارد که آن را به هر کجا بزیم بگوییم" مرکز ثقل زمین است". اگرنگاهی واقع‌بینانه به اوضاع و احوال پنج‌ساله اخیر اقتصادی کشور بیاندازیم شاهد رشداقتصادی در زمینه آمار کمی که بعضاً با پدید‌های کیفی نیز مواجه بوده می‌باشیم امااین حجم رشد آماری که گفته می‌شود – بدون تعقل در اثبات یا رد آن – با کدام توسعهپدید آمده در بخش اقتصادی همسانی داشته است !
    مثلاً هجوم سرمایه‌گذاری در بخشمسکن کدام بخش از تقاضای مسکن را کاهش داده و یا در قبال حجم عظیم معاملات بورسدرسال 1382(حدود 50 میلیارد دلار) چه مقدار از ظرفیت تولیدی کشور افزایش یافته است؟ وآیا اساساً قیمت‌های حبابی سهام می‌تواند منجر به افزایش سرمایه‌گذاریهای تولیدی،صنعتی و معدنی گردد؟ قانون بازار و سرمایه می‌گوید وقتی سرمایه‌داری بتواند سهام یکریالی را به یکصد ریال آب کند اساساً علاقه‌ای به سرمایه‌گذاری تولیدی که نیاز بهزمان و تکاپو و رنج دارد نخواهد داشت و بیشتر به زمینه‌های سرمایه‌گذاری روی خواهدآورد که بازده حبابی در آن باشد لذا بازار سهام، سکه و ربا به عنوان موریانه لانهتولید از درون ظرفیت تولید را از بین می‌برند. اما آیا این نکته بدیهی از چشمدست‌اندرکاران بازار سهام و بورس پنهان است؟! بطور یقین خیر! زیرا انتقال منابعتولید از یک واحد اقتصادی به واحد اقتصادی دیگر تنها زمانی سرمایه‌گذاری محسوبمی‌شود که جهت توسعه و یا بهبود تولید کالاها و خدمات مورد استفاده قرار گیرد. انتقال وجوه و منابع مالی نیز تابع همین شرط است و پرداخت وامهای مصرفی جهت ازدواج،خرید کالاهای ضروری، تعمیرات، درمان و نظایر آن سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود،همینطور است پولی که صرف فعالیتهای تجاری بی‌ثمر نظیر دست‌گردانی و یا مبادلاتسودجویانهبی‌حاصل نظیر خرید و فروش سودجویانه زمین، اتومبیل، سرقفلی و ... انجاممی‌گیرد. خرید سهام کارخانجات و شرکتها و خرید اوراق قرضه سهام توسعه سرمایه‌گذارییا اوراق قرضه نیز می‌تواند ماهیت سرمایه‌گذاری را واجد باشد یا نباشد. اگر اشخاصسهام جدید، سهام توسعه سرمایه‌گذاری یا اوراق قرضه جدید خریداری کنند عمل آنهاسرمایه‌گذاری محسوب می‌شود چون منابع مالی لازم جهت توسعه تولید و تجارت را فراهمآورده‌اند. لکن چنانچه به خرید سهام و اوراق قرضه‌ای مبادرت ورزند که قبلاً دربازار سهام رایج بوده است، صرفاً حقوق مالکیت دیگران بر سهام را به خود منتقلنموده‌اند. به عبارت دیگر سهم جدیدی به نام خریدار نام‌نویسی نمی‌شود. بلکه سهمی کهبه نام دیگری بوده به نام وی در می‌آید و از آن زمان به بعد نتایج سهم خریداری شدهنصیب او می‌گردد.
    سرمایه‌گذاری خالص افزایش ذخایر و موجودی سرمایه است بنابرایننتیجه نهایی آن بایستی افزایش قابلیت و توانایی کشور برای تولید بیشتر کالا و خدمتباشد.
    متأسفانه در طول دورة حیات جدید بورس از سال 1370همیشه کوشش بر آن بودهبهرطریق ممکن و ناممکن شاخص بالا نگهداشته شود و بطور حتم و یقین شاخص پایان سال هماز اول سال بیشتر باشد و بدینطریق فرهنگ خاص بورس تهران در میان سهامداران جاافتاده که حتماً و یقیناً باید قیمت و بازدهی سهام مجموعاً‌ یا منفرداً‌ روز به روزافزایش یابد. یعنی یک نوع سرمایه‌گذاری بدون ریسک صددرصدی (سود تضمین‌شده) حاصلگردد. این موضوع بقدری یقینی و اثبات شده که  در بودجه بورس برای پایان سال دستیابیبه یک عدد شاخص برنامه‌ریزی می‌شود یعنی مسئولان بورس با دستیابی به رمل و اسطرلابو پیشگویی حتی می‌توانند در برنامه مصوب سالانه خود، شاخص پایان سال را پیش‌بینی وبرای دستیابی به آن برنامه‌ریزی هم بکنند (یا در واقع شاخص درست کنند(
    نتیجه اینعزم ملی تغییر غیرواقعی آمار و ارقام بورس نه بر اساس واقعیات کشور که بر اساسصفحات کاغذی است. اگر بگوئیم چون سرمایه‌گذاری در کشور صعب‌العبور و سخت و ناممکناست پس همه به سمت سرمایه‌های موجود هجوم می‌آورند که این امر باعث افزایشفوق‌العاده سرمایه‌گذاریهای موجود گردیده! در مقابل این سوال که پس فروشندگان سهاموجوه دریافتی را چه می‌کنند چه پاسخ می‌دهید؟ اگر گفته شود فروشندگان سهام وجوهدریافتی را مجدداً‌وارد بازار سرمایه می‌کنند و سایر سهام را خرید و فروش می‌کنندبا توجه به حجم محدود شرکتهای بورسی در پاسخ این سوال که این حجم وجوه در یک ظرفکم‌ظرفیت سرانجام لبریز می‌شود چه می‌گویید؟ اگر هم گفته شود فروشندگان سهام مجدداًمنابع دریافتی را صرف سرمایه‌گذاریهای جدید می‌کنند با فرضیه اول گران شدن سهامتعارض پیدا می‌کنید؟ اما واقعیت چیست؟
     دولت بزرگ سرمایه‌دار کشورست. منابع عظیمیاز امکانات کشور مصروف ساخت کارخانجات دولتی به قیمتهای بسیار گران شده که عرضهیکباره آنها منابع دولتی را بازپس نخواهد داد. لذا حباب در بازار سهام به عرضه سهامدولتی نیز تسری خواهد یافت و دولت بخش عظیمی از منابع و نقدینگی را جذب و مجدداً‌در طرحهای بعضاً و نه‌چندان کم فاقد بازدهی مصروف و مجدداً‌ با همین بازی پس ازپنجسال و اندی آنها را وارد بازار سرمایه می‌نماید و این بازی همینطور تا زمان سقوطنهایی ادامه خواهد داشت.
    این جمع‌بندی صد البته با تحلیل‌های خوش‌بینامه وغیرمنطقی برخی که اعتقاد دارند چون همه ساله یک تورم بیست درصد را تجربه می‌کنیم ویک سود پانزده الی بیست درصدی هم وجود دارد لذا در دهسال گذشته بورس بطور طبیعیحدود 40 درصد رشد داشته و پس این رشد هم ادامه خواهد داشت تعارض دارد. حداقل مبانییک بازار رقابتی عرضه و تقاضای متعادل در یک بازار کارا می‌باشد آیا بازار سرمایهایران که 80 الی 85 درصد آن متعلق به بخش دولتی و بخشهای زیرکلید دولت مثل شرکتهایسرمایه‌گذاری، بانکها و نهادهای عمومی است کارا و رقابتی است؟
    هیچ عقل سلیمی کهبا الفبای اقتصاد سروکار داشته باشد حکم بالا را قبول نمی‌کند. ارزش سهام موجود دربورس در بهترین وضعیت 48 میلیارد دلار بوده که ده الی 15 درصد آن مورد معامله قرارمی‌گیرد و حجم سهام مورد معامله بورس را به تکاپو وا می‌دارد یعنی با در دست داشتن 4 الی 6 میلیارد دلار می‌توان کنترل بازار سهام کشور را بدست گرفت و با جابه‌جائیسهام (بخوانید سهم‌بازی) ثروت کاغذی را بین سهامداران توزیع کنیم؟ آیا بازار سهامبا چنین ظرفیتی تداوم دارد. بطور یقین خیر.لذا با دست یازیدن به قانون جدید بازارسرمایه و ظرفیت های موجود در آن باید کوشش کرد از حباب سازی بهر قیمت جلوگیری شودکه حباب آفت بورس است.سرمایه گذاران نیز باید بدانند بازار سرمایه بازار مشارکتاحاد جامعه است که با فرض مشارکت جمعی در تولید و اشتغال برای فرزندانشان  صورتمیگیرد لذا فرهنگ" یکشبه ره صد ساله رفتن "را طرد کنیم و اجازه ندهیم تنی چند کههیچ چیزی جز سودهای آنچنانی طبع حریص آنها را ارضا نمیکند بازار سرمایه را گمراهکنند.
     مسئولان بورس نیز فراموش نکنند که وضیفه اصلی آنها شفاف سازی قیمت یا کشفقیمت سهام است لذا با هر فرد یا جریانی که بخواهد مسیر کشف قیمت را تغییر یا گمراهکند برخورد نمایند و به آرای سهامداران جز ومنافع ملی متکی شوند زیرا هیچ بازاریبدون نظارت تداوم نخواهد داشت . از وسوسه های خناسان بازار سرمایه در مورد برداشتننظارت از قیمت و بازار بپرهیزید که حضرات در فکر سود بری و سودسازی قلابی برای عارتدارائیهای مردم چشم انتظار بازار هستند.
    تهیه کننده :
    مسعود معدلی
بهای استفاده ازاین مطلب12صلوات واسه ظهورآقا امام زمانه

تالار گفتگوی حسابداری

دارایی‌های مالی
« : اوت 29, 2011, 07:08:34 »

Tags: