دارا و سارا
دارا موبایل دارد سارا حجاب ندارد* یک عمر خوانده بودیم دارا انار دارد*
در دستهایش امروز سارا تفنگ دارد* با دشمنان دارا او قصد جنگ دارد*
هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا*هم کوچه های ایران مشکین زاشک سارا*
سارا لباس پوشید با جبهه هاعجین شد*در فکه و شلمچه دارا به روی مین شد *
چندین هزار دارا باکلاهخود وسر بند*یا تکه تکه گشتند یا که اسیر ودربند*
صد ها هزار سارا چشمی به حلقه در *از یک طرف دیگر چشمی زخون دل تر*
سارا سوال می کرد دارا کجاست اکنون* دیدند شعله ها را در قایقش به مجنون*
خون حیات دارا خون حیات دین است *روحش به عرش و جسمش مفقود درزمین است*
در آن زمانه رفتند صد ها هزار دارا*در این زمانه گشتند صدها هزار دارا*
هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند*دارای این زمانه با بنز رود به دربند*
درآن زمانه سارا با جبهه ها عجین شد* در این زمانه ناگه چادر لباس جین شد*
دارای ان زمانه بی سر درون کرخه *سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه*
با چفیه ای که گلگون از خون صد چو داراست*سارا خود از برای جلب نظر بیاراست*
ان مقنعه ور افتاد جایش فکل در آمد* سارابه قول دشمن از املی در امد*
دارا وگوشواره ! حقا که شرم دارد* دردستهایش امروز اوبند چرم دارد*
با خون و چنگ و دندان دشمن زخانه راندیم* اما به ماهواره در خانه اش کشاندیم*
جای شهید اسم خواننده روی دیوار* آنها به جبهه رفتند اینها شدند طلبکار***
شاعر:ابولفضل سپهر