نویسنده موضوع: هزینه یابی  (دفعات بازدید: 952 بار)

آفلاین samaneh91612040

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده: 0
  • -تشکر شده: 0
  • ارسال: 6
  • امتیاز های کاربر: 0
  • دانشگاه: غیرانتفاعی
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی
هزینه یابی
« : مه 14, 2014, 10:47:03 »
هزينه يابي جذبي وهزينه يابي متغيردو روش جداگانه هزينه يابي مي باشند.درهزينه يابي جذبي كليۀ هزينه هاي كارخانه(اعم ازثابت ومتغير)به عنوان هزينۀ توليدي تلقي مي گردد. درصورتحساب سودوزيان درهزينه هاي جذبي بهاي تمام شدۀ تمام شدۀ كالاي فروش رفته به طوركامل(كل هزينه ها) ازفروش كاسته مي گرددتاحاشيۀ سودمحاسبه گرددوطبقه بندي طبيعي هزينه هاي غيرتوليدي به هزينه هاي اداري وهزينه هاي فروش(قسمت مربوطه)ازآن كسرمي گرددتاسودخالص قبل ازكسرماليات محاسبه گردد. 
درهزينه يابي متغير.بهاي تمام شدۀ محصول شامل هزينه هاي متغيرتوليدي مانند(موادمستقيم. دستمزدمستقيم وهزينه هاي متغيرسربار)مي باشد.هزينه هاي سربارثابت به عنوان هزينه هاي دورۀ جاري تلقي مي گردند.صورتحساب سودوزيان دراين روش به علت اينكه بهاي تمام شدۀ محصول فقط شامل هزينه هاي متغيرتوليدمي باشد.نشان دهندۀ حاشيۀ فروش بوده وطبقه بندي هزينه هابرحسب ثابت ومتغيرصورت مي گيرد.هزينه يابي متغيرروش قابل قبولي براي ارزيابي موجودي كالا درگزارشات خارجي ومحاسبۀ مربوط به ماليات نمي تواندباشد.
سوددرهزينه يابي جذبي باسوددرهزينه يابي متغيرمتفاوت مي باشد.اختلاف بين دو سود ناشي ازسربارثابتي است كه درموجودي منظورگرديده است.
فرض كنيدكه انحرافات ازهزينه هاي استاندارد جزئي بوده وبهاي تمام شده درتمام مدت ثابت مي باشد. دراين صورت مي توان گفت:
1-اگرتوليدبيشترازفروش باشد:سوددرهزينه يابي جذبي بيشترازسوددرهزينه يابي متغيراست زيرادرهزينه يابي جذبي براي هرواحدسهمي ازهزينه هاي سربارثابت منظورشده وچون تمام واحدها به فروش نرسيده قسمتي ازهزينه هاي ثابت درموجودي كالاي آخردوره جزء بهاي تمام شدۀ محصول به حساب مي آيدوحال آنكه درهزينه يابي مستقيم كليۀ سربارثابت به عنوان هزينۀ جاري طي دوره به حساب آمده.
2-اگرتولبدكمترازفروش باشد:سوددرهزينه يابي جذبي كمترازسوددرهزينه يابي متغيرخواهدبودزيراهزينه هاي سربارثابت دورۀ قبل كه دراين دوره به فروش رسيده اندشامل سهمي ازهزينه هاي سربارثابت دورۀ قبل بوده اندكه اكنون نه عنوان بخشي ازبهاي تمام شدۀ كالاي فروش رفته ازفروش كسرگرديده است.بنابراين درهزينه يابي جذبي سربارثابت كه ازفروش كسرمي گردد،بيشترازسربارثابت درهزينه يابي متغيراست واين امرباعث كاهش سودمي گردد.
3-اگرتوليدوفروش مساوي باشد:سوددرهزينه يابي جذبي وهزينه يابي متغيرمساوس خواهدبود.زيراسربارثابت درهر دو روش درطي همين دوره ازفروش كسرمي گردد
اختلاف اساسي بين هزينه يابي جذبي ومتغير كه اكثرمتخصصين حسابداري برآن متفق القول اند/نحوه ي نگرش به هزينه هاي توليدي است كه آيابايدباآن مثل يك دارايي يامثل يك قلم هزينه برخوردشود.
درتعاريف حسابداري دارايي عبارت است از منافع اقتصادي موردانتظاردرآينده/هزينۀ توليد نيز به خاطرتوليدو نهايتاً تحصيل اين دارايي مي باشد
هواداران هزينه يابي جذبي،سربارثابت رالازمۀ توليددانسته ومعتقدند اكثرهزينه هاي ثابت به خاطرافزايش ظرفيت توليدي صورت پذيرفته است واگرهزينه هاي ثابت براي توليدصورت نمي گرفت محصولي وجودنمي داشت.
اگراين نظريه رابپزيزيم كه هزينه هاب سربارساخت،هزينه هاي توليدي مي باشند،آنگاه گزارشات خارجي در اين نظريه بااين مطابقت دارد زيراآن قسمت ازسربارثابت كه جزء بهاي تمام شدۀ كالاي فروش رفته است دراين دوره به حساب آمده وازفروش كاسته شده اند.اما بقيه سربارثابت كه دربهاي تمام شدۀ واحدهاي فروش نرفته منظورشده و به عنوان بهاي موجودي كالاي انبار درپايان دوره به دوره آينده منتقل مي گردد تابعداً به فروش برسند(مثل سايرهزينه هاي توليدي).
طرفداران هزينه يابي متغير معتقدند كه سربارثابت كارخانه بخشي ازبهاي توليدنيست ونبايستي جزء داراييها به حساب آيد.آنها اظهارمي دارند كه هزينۀ سربارثابت براي تدارك ظرفيت توليداست.اعم ازاينكه توليدصورت ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍پذيردياخير،هزينه هاي سربارثابت درهردورۀ توليدوجوددارد.بدين سبب هواداران هزينه يابي متغير،سربارثابت را به عنوان يك هزينۀ طي دوره تلقي مي كنندنه به عنوان يك هزينه توليدي،هزينه هاي طي دوره هنگام تحقق به حساب مي روند وبه حساب هاي توليدي ضميمه نمي گردند.نتيجۀ آنكه صحيح بودن ياغلط بودن استفاده ازهزينه يابي جذبي ياهزينه يابي متغير بستگي به اين نقطه نظرداردكه چه هزينه هايي تشكيل دارايي مي دهند؟هريك ازاين روشهادررابطه بانيازاستفاده كنندگان صورتهاي مالي ارزشمندمي باشند.
استفاه كنندگان ازصورتهاي مالي كه چكيدۀ اطلاعات حسابداري موردنيازآنها مي باشدبه دو گروه استفاده كنندگان داخلي واستفاده كنندگان خارجي تقسيم مي شوند.هرگروه مسائل مختلف ونيازهاي متفاوتي دارند درنتيجه طالب اطلاعاتي هستندكه حصول به اهداف آنهاراميسرمي نمايد. به طوركلي حسابداري مالي بيشترنياز استفاده كنندگان خارجي صورتهاي مالي رامدنظرقرارمي دهد درصورتي كه حسابداري صنعتي ومديريت بيشتربه نيازهاي استفاده كنندگان داخلي ومديران توجه داشته وروي آنهامتمركز مي باشد.استفاده كنندگان خارجي صورتهاي مالي ارزيابي خودرابراساس موقعيت جهاني اقلام نهاده واين ارزيابي رابراي تصميم گيريهايي  درمورد توسعۀ سرمايه گذاري ياعدم سرمايه گذاري برروي اين اقلام به كارمي برند.
ازنظراستفاده كنندگان خارجي صورتهاي مالي حسابداركسي است كه رويدادهاي مالي گذشته را براساس هزينه يابي تاريخي محاسبه نموده وبه صورت يكنواخت واستانداردشده اي اين وقايع راگزارش مي دهد.به كارگيري هزينه يابي جذبي درصورتهاي مالي زمينۀ وسيعي براي تهيۀ بهاي تمام شده  براساس كليۀ هزينه هاي توليدي مي باشد.متخصصين توافق نموده اند كه فرم واحداستانداردشده هي را درتهيۀ صورتهاي مالي براي استفاده كنندگان خارجي ارائه دهند.از آنجاكه ارائۀ صورتهاي مالي  برمبناي هزينه يابي متغير براي استفاده كنندگان خارجي موردقبول قرارنگرفته،هزينه يابي جذبي تنها روش موردقبول مي باشد.
بالعكس،هزينه يابي متغيرازسوي مجمع حسابداران براي گزارشات داخلي به مديران صحه گذارده شده است.آنها معتقدندكه هزينه يابي متغيراطلاعات مفيدتري رابه مديران درصورتهاي مالي ارائه داده ومديران رادربرنامه ريزي وكنترل وتصميم گيري ياري مي دهد.اكثرمديران معتقذندكه كنترل مؤثرهزينه هاي جاري مهم است ،زيرا اين هزينه هابربهاي تمام شده اثرمي گذارند.مديران ترجيح مي دهندكه درگذارشات،هزينه هاي سربارساخت،به صورت يك قلم هزينه،ارائه گرددوبه واحدهاي توليدشده سرشكن نشود.زيراقسمت اعظم سربارثابت(مثل استهلاك وحقوق مديران)دربلندمدت بربهاي تمام شده مؤثرخواهدبودو گزارش كردن هزينه هاي ثابت دربهاي تمام شده با كنترل هزينه هاي جاري متناقص بوده ومانع ازكنترل هزينه هاي متغيركه مستقيماٌ دربهاي تمام شده دخالت دارندمي گرددواعمال كنترل مديران راتضعيف مي نمايد.
درامر برنامه ريزي وكنترل وتصميم گيري،مديران به اطلاعات مندرج درگزارشات خارجي كه برمبناي فرمهاي استانداردشده،مي باشد علاقه مندنبوده بلكه اطلاعاتي را مي خواهندكه مفيدوراجع به امورجاري شركت باشد.مديران بهترين راه به كارگيري منابع رادريك سازمان جستجومي نمايند.ازاين روآنهابه اطلاعاتي جامع كه رابطۀ بين اقلام مستقل واقلام وابسته(هزينه هاي متغير) رابربهاي تمام شده به روشني ترسيم نمايد،نيازدارند.ازآنجاكه هزينه يابي متغير باسطح توليدتغييرمي نمايد،مديران مي توانندبه آساني نتايج آتي عمليات حال رابااطلاعات هزينه يابي متغير پيش بيني نمايند. اگرچه هزينه يابي جذبي وهزينه يابي متغير دو روش هزينه يابي متمايز مي باشند،اما نهايتاٌ برروي هم انباشته مي گردند.اهداف هر دو گروه استفاده كنندگان درون سازماني وبرون سازماني صورتهاي مالي با نحوۀ تنظيم هزينه ها براساس هريك ازسيستم هاي فوق امكان پذيرمي باشد.


(برگرفته ازحسابداري صنعتي 2  محمودعربي-نسرين فريور)


Tags: