حسابداري صنعتي:
روشهاي ارزيابي موجودي مواد و قيمت گذاري مواد صادره از انبار
با توجه به اين كه مواد اوليه مهمترين عامل تشكيل دهنده بهاي تمام شده ي محصولات ساخته شده مي باشد و در طول دوره مالي نرخ مواد خريداري شده به علل مختلف ثابت نيست ، لذا نرخ موادي كه به توليد صادر مي شود بي تأثير از نرخ موادّ خريداري شده نخواهد بود .
براي محاسبه ي بهاي تمام شده ي محصولاتي كه در يك دوره مالي توليد مي شوند ، ابتدا بايد بهاي تمام شده مواد به كار رفته در محصولات محاسبه شود و به عنوان مهمترين عامل هزينه توليد منظور مي گردد.
در يك دوره مالي محصولات مسابه معمولاً با موادّي ساخته مي شوند كه با نرخهاي متفاوت خريداري شده اند . پس هر بار كه مواد از انبار صادر مي شود بايد مشخص گردد كه از كدام محموله و با چه نرخي بوده است تا بتوان بهاي تمام شده ي مواد صادره به توليد را محاسبه و به حساب كنترل كالاي در جريان ساخت بدهكار و به حساب كنترل مواد ، بستانكار نمود. همچنين بهاي تمام شده ي موجودي مواد را به دست آورد .
به منظور محاسبه ي بهاي تمام شده موجودي مواد پايان دوره از دو روش استفاده مي شود:
روش نگهداري دايمي حساب موجودي مواد و روش نگهداري ادواري حساب موجودي مواد
مؤسسات توليدي ، معمولاً از روش نگهداري دايمي موجودي مواد استفاده مي نمايند . چون كارخانه ها اعم از اين كه روش هزينه يابي سفارش كار يا روش هزينه يابي مرحله اي را به كار برند ، به دليل افزايش يا كاهش توليد همواره با تغيير ميزان مصرف مواد مواجه خواهند بود. بنابراين در هر زمان ، مديران بايد از تعداد يا مقدار موجودي مواد در انبار مطلع باشند .
براي محاسبه ي بهاي تمام شده ي موجودي انبار از روش هاي گوناگوني براي ارزيابي ان استفاده مي شود كه اهم انها عبارتند از : روش اولين صادره از اولين وارده ، روش اولين صادره از آخرين وارده ، روش نرخ متوسط سيّار با نرخ ميانگين و ... انتخاب هر يك از روشهاي ارزيابي موجودي مواد، به نوع مواد و سياست مديريت مؤسسه مورد نظر بستگي دارد.
روش اولين صادره از اولين وارده : «fif» : در اين روش فرض بر اين است كه مواد ، به همان ترتيبي كه وارد انبار مي شود به توليد صادر گردد. يعني اولين مواد صادره به توليد از موجودي مواد اول دوره بوده تا اين موجودي به اتمام برسد سپس صدور مواد از اولين محموله خريداري شده ، طيّ دوره صورت مي پذيرد.
در روش فوق، موجودي موادّ پايان دوره به نرخ آخرين خريدهاي طيّ دوره ، محاسبه و ارزيابي خواهد شد : زيرا مطابق اين روش هنوز نوبت صدور ان محموله ها نرسيده است .
به همين دليل موجودي موادّ آخر دوره كه در ترازنامه منعكس مي شود ، داراي نرخي خواهد بود كه به نرخ روز بسيار نزديك است . پس مي توان گفت موجودي مواد پايان دوره كه يكي از اقلام دارايي هاست ، به قيمتي در ترازنامه نشان داده مي شود كه تا حدود زيادي با واقعيت مطابقت دارد. ولي نرخ موادّ مصرف شده با استفاده از اين روش ،با نرخ هاي روز مغاير است و در نتيجه ، بهاي تمام شده ي محصولات از نظر مواد نزديك به قيمتهاي جاري در بازار نيست .
استفاده از اين روش ، زماني متناسب است كه نوسان قيمت مواد در بازار متعادل باشد. به طوري كه بهاي تمام شده ي محصولات ساخته شده ي طيّ دوره اگر چه با موادّي به نرخهاي متفاوت توليد شده اند ولي در نهايت ، تفاوت چنداني با يكديگر نداشته باشند.
روش اولين صادره از آخرين وارده «Lifo»: در اين روش ، موادّ وارد انبار براي صدور به توليد ، حق تقدم خواهد داشت و صدور از آخرين محموله تا زماني ادامه مي يابد كه محموله جديدي وارد انبار نشده باشد؛ در غير اين صورت حق تقدّم صدور با محموله ي جديد خواهد بود. بخصوص اگر فاصله زماني مواد وارده به انبار از مواد صادره كوتاهتر باشد. با توجه به مزيّت ياد شده ، استفاده از اين روش موجب مي شود كه بهاي تمام شده ي محصولات توليد شده از نظر مواد نزديك به قسمت جاري در بازار باشد كه در اين صورت براي تعيين بهاي فروش محصولات كمك مؤثري خواهد بود .
ضمناً در اين روش چون هميشه موادّ صادره به توليد از آخرين محموله هاي وارده به انبار تشكيل مي شود ، موجودي موادّ پايان دوره معمولاً شامل قسمتي از موجودي اول دوره خواهد بود. در اين صورت بسيار اتفاق مي افتد كه موجودي موادّ پايان دوره از نظر نرخ متعلق به سالهاي گذشته باشد . پس با توجه به روند افزايش نرخ مواد در بازار ، ارزش موجودي مواد پايان دوره اختلاف زيادي با ارزش جاري در بازار خواهد داشت و اگر قيمت مواد در بازار روند نزولي داشته باشد ، در صورتي كه از روش فوق استفاده شود ارزش موجودي موادّ پايان دوره بيشتر از ارزش جاري در بازار استا و بايد اختلاف بهاي تمام شده ي موجودي پايان دوره و ارزش جاري در بازار را به حساب زيان مؤسسه منظور نمود . حال به حل مثال كارخانه سهند به روش اولين صادره از آخرين وارده مي پردازيم.
روش ميانگين : روش ميانگين هم بر اساس بهاي تمام شده بنا گرديده است و به دليل نوسان شديد نرخ مواد در بازار به كار گرفته مي شود . با استفاده از اين روش مي توان نوسان نرخ مواد را تقريباً به همان ترتيب كه رخ مي دهد به بهاي تمام شده ي محصول در جريان ساخت تحميل نمود . در روش ميانگين زماني كه مواد به انبار وارد مي شود نرخ جديدي محاسبه مي گردد غ به اين ترتيب كه پس از افزودن مواد وارده به تعداد موجودي انبار و مبلغ موادّ وارده به مبلغ موجودي انبار ، جمع مبلغ موجودي را بر جمع تعداد يا مقدار موجودي تقسيم مي كنند . رقم به دست آمده نرخ جديد مواد خواهد بود و از ان پس مواد با نرخ جديد به توليد صادر مي شود تا مجدداً مواد جديدي به انبار وارد گردد.
در روش ميانگين همواره مواد با آخرين و جديدترين نرخ محاسبه شده و به توليد صادر مي گردد.
از مزاياي روش ميانگين ، اسان بودن استفاده از آن است . ضمن آن كه بهاي تمام شده ي محصولات ساخته شده ، همگام با نوسان نرخ مواد ، افزايش يا كاهش مي يابد . اين روش زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه دفعات خريد موادّ طيّ دوره ي مالي زياد نباشد غ در غير اين صورت موجب مي گردد كه مرتباً نرخ جديد محاسبه شود كه اين امر با مشكلاتي روبرو خواهد بود .