نام : ایناز
نام خانوادگی : بنایی خیرآبادی
رشته: حسابداری بازرگانی
شماره دانشجویی:90612010
موضوع پروژه: حسابداری مالی- موجودیها
منبع:حسابداری میانه(1)
مولفان:مهدی مشکی – عبدالکریم مقدم
موجودی مواد و کالا بخش قابل توجهی از داراییهای جاری موسسات تجاری و تولیدی را تشکیل می دهد. لذا ارزشیابی و انعکاس موجودیها می تواند اثر با اهمیتی در وضعیت مالی و نیز عملکرد مالی واحدهای تجاری داشته باشد. بند 3 استاندارد حسابداری شماره8(حسابداری موجودی مواد و کالا)موجودیها را داراییها تلقی می نماید که:الف)برای فروش در روال عادی عملیات واحد تجاری نگهداری می شود:ب) به منظور ساخت محصول یا ارائه خدمات در فرایند تولید قرارداد/ج)به منظور ساخت محصول یا ارائه خدمات،خریداری شده و نگهداری می شود. د)ماهیت مصرفی دارد و به طور غیر مستقیم در جهت فعالیت واحد تجاری مصرف می شود. بهترین ترتیب با توجه به مفهوم فوق،آنچه که به طور مشخص،طبقه هریک از اقلام داراییها را درگزارش های مالی مشص نموده و ماهیت آن را بدرستی معلوم می نماید،هدف مدیریت واحد اقتصادی از نگه داری آن دارایی است. موجودیها می تواند شامل،موجودی مواد،موجودی کالای ساخته شده،کالای در جریان ساخت و نیز لوازم و قطعات یدکی،موجودی صایعات و امثال آن باشد.
بهای تمام شده موجودیها:
بهای تمام شده موجودیها باید در برگیرنده مخارج خرید ، مخارج تبدیل و سایر مخارجی باشد که واحد تجاری در جریان فعالیت معمول خود ، برای رساندن موجودیها به شرایط و موقعیت فعلی آن انجام شده است. مخارج خرید شامل قیمت خرید و به علاوه هزینه های حمل ، بیمه ، حقوق و عوارض گمرکی و سایر هزینه های مستقیم خرید پس از کسر تخفیفات تجاری می باشد.
اقلام بهای تمام شده به هنگام فروش محصول ، به هزینه تبدیل و تحت عنوان بهای تمام شده کالای فروش رفته ثبت می گردد.برخی از اقلام هزینه مرتبط با محصولات به آسانی قابل تخصیص نبوده و اصولاً به جهت سهولت کار ،به جای آنکه هزینه محصول تلقی گردد،به عنوان هزینه دوره مالی تلی می شود.هزینه انبار داری یا هزینه بیمه کالای موجودی در انبار نمونه هایی از اقلام فوق می باشد.
گردش موجودیها.
جریان ورود و خروج موجودیها در یک واحد اقتصادی می تواند در قالب گردش فیزیکی و گردش بهای تمام شده بحث شود.
گردش فیزیکی.
گردش فیزیکی موجودیها با توجه به ماهیت آن از لحاظ دوام یا نحوه ی انبار نمودن آن می تواند به اشکال مختلف انجام شود. معمولاً در خصوص کالاهای فاسد شدنی ابتدا کالای فروخته شده و ازانبار خارج می شود که ازلحاظ زمانی مقدم بربقیه کالاهای مشابه وارد شرکت شده است. همچنین در صورتی که نحوه انبار نمودن یا تقسیم بندی کالا به گونه ای باشد که به هنگام فروش کالا،دسترسی به کالاهایی که دیرتر از اقلام مشابه،خریداری و به انبار انتقال یافته،آسانتر باشد،تحویل کالااز محل آخرین خرید ها می تواند انجام گردد.
گردش بهای تمام شده.
ازآنجایی که گردش بهای تمام شده موجودیها مستقیماً برقیمت تمام شده موجودی کالا و نیز بهای تمام شده کالای فروش رفته تأثیر گذاشته وازاین رهگذر براقلام ترازنامه وصورتحساب سود و زیان موثر می باشد ، لذا از اهمیت بیشتری در مقایسه باگردش فیزیکی برخوردار است. جهت محاسبه بهای تمام شده موجودیها می توان از روشهای مختلفی استفاده نمود که اینک به اختصار به بررسی روشهای موجود در چارچوب سیستم های ثبت موجودیها می پردازیم
سیستم های ثبت موجودیها:
جهت ثبت عملیات مربوط به خرید و فروش کالا و سایر عملیات مرتبط با آن می توان از دو سیستم دایمی و ادواری استفاده نمود.
الف)سیستم ثبت ادواری:
در سیستم ادواری ، مقادیر موجودی با شمارش فیزیکی در یک تاریخ مشخص ، تعیین گردیده و سپس با توجه به نتایج شمارش فیزیکی ، قیمت گذاری برمبنای یکی از روش های ارزشیابی مورد استفاده انجام می شود.در این روش در حساب موجودی کالا در اول دوره می باشد.
در پایان سال مالی،پس از شمارش و ارزیابی موجودی کالا ثبت اصلاحی لازم از بابت جایگزین نمودن موجودی پایان سال به جای مانده ابتدای سال انجام می شود.
ب)سیستم ثبت دائمی:
دراین سیستم ، سوابق و مدارک موجودیها به تفصیل نگهداری و منظماً با زمان منطبق می گردد در سیستم مزبور ، هریک از اقلام خرید یا فروش و معاملات مرتبط به آن به محض وقوع در حساب موجودیها منعکس می گردد. با اینکه از لحاظ تئوری شمارش فیزیکی موجودیها در سیستم دایمی ضرورت ندارد،اما به منظور کنترل ارقام مندرج در سوابق حسابداری،معمولاً این شمارش ها انجام شده هرگونه اختلاف احتمالی بین موجودی عینی و مانده دفاتر با ثبت اصلاحی مرتفع می گردد. در سیستم دایمی،برای هر یک از اقلام موجودیها،اطلاعات مقداری و ریالی در قالب کارتهای نقری و جنسی کالا ثبت و نگهداری می شود.قابل ذکر است که کارتهایی به نام کارت جنسی کالا نیز در قسمت انبار نگهداری می شود تا اطلاعات مربوط به مقدار کالاهایی که به انبار وارد و یا از آن خارج شده،درآن ثبت گردد. در نهایت در فواصل زمانی معین کارت مزبور با گردش فیزیکی اقلام موجودیها در کارت نقری و جنسی مقایسه شده تا هر گونه اختلاف احتمالی شناسایی،ردیابی و اصلاح گردد.
روشهای محاسبه بهای تمام شده موجودیها در سیستم ادواری:
برای محاسبه بهای موجودیها در سیستم ادواری ، روش های مختلفی با آثار متفاوت می توان به کار گرفته شود.مهمترین این روش ها عبارت است از :
1-روش اولین صادره از اولین وارده(FIFO) 2- روش اولین صادره از آخرین وارده(LIFO) 3- روش میانگین موزون 4- روش شناسایی ویژه
روش اولین صادره از اولین وارده:
این روش ارزشیابی موجودیها ، برمبنای این فرض است که اقلام بهای تمام شده به ترتیب تاریخ وقوع با درآمد فروش مطابقت داده می شود. به عبارتی دیگر ، اولین اقلام تحصیل شده ، ابتدا صادر می شود و آخرین اقلام وارده ، موجودی پایان دوره را تشکیل می دهد. روش FIFO در اغلب موارد از گردش فیزیکی کالا پیروی می کند.
روش اولین صادره از آخرین وارده.
در این روش برخلاف روش fifo فرض بر آن است که کالای خارج شده ازانبار از محل آخرین خریدها بوده و در نتیجه موجودی کالای پایان سال برحسب اولین موجودیها یا اولین اقلام وارده محاسبه خواهد شد.
روش میانگین موزون.
عبارت است از محاسبه بهای تمام شده موجودی برحسب اعمال بهای متوسط در مورد واحد موجودی است میانگین موزون در خصوص موجودی کالا از تقسیم مجموع قیمت تمام شده کالای آماده فروش بر تعداد آن بدست می آید.
روش شناسایی ویژه.
استفاده ازاین روش ، مستلزم این است که بتوان گردش هریک از اقلام موجودی راازمان خرید تا لحظه فروش پیگیری نمود. در این روش قیمت تمام شده هریک از اقلام موجودی ، به نحو جداگانه محاسبه و تعیین می گردد.معمولاً در مورد اقلام گران قیمت نظیر اتومبیل،ساختمان یا جواهرآلات از روش شناسایی ویژه استفاده می شود.
با اینکه روش شناسایی ویژه روش دقیقی در ارزیابی موجودیها تلقی می شود،اما تنها در صورتی قابل استفاده است که تعداد و اقلام موجودی محدود باشد.
روهای محاسبه بهای تمام شده وجودیها در سیستم دایمی:
در سیستم دایمی نیز مثل سیستم ادواری از روش های متعددی می توان جهت ارزیابی موجودیها استفاده نمود.اهم این روش ها عبارت اند از:1- روش اولین صادره از اولین وارده(FIFO) 2- روش اولین صادره از آخرین وارده (LIFO) 3- روش میانگین متحرک 4- روش شناسایی ویژه
مفهوم روش های FIFO و LIFO و شناسایی ویژه قبلاً توضیح داده شده و لیکن در خصوص روش میانگین متحرک که به جای میانگین متحرک که به جای میانگین موزون در سیستم دایمی ثبت موجودیها می توان از آن استفده کرد،باید عنوان نمود که در روش مزبور،موجودیهای آخر دوره بر مبنای آخرین میانگین متحرک (بهای تمام شده یک واحد)دوره مالی،ارزشیابی و در تراز نامه منعکس میگردد. به عبارت دیگر در این روش بهای تمام شده هر واحد،پس از هر فقره خرید مجدداً محاسبه می شود.علت آنکه نتیجه دو سیستم دایمی و ادواری در روش FIFO با هم مطابقت می کند این است که در هر دو سیستم ،((اولین وارده)) مفهوم یکسانی داشته و به موجودیهای ابتدای دوره مالی اطلاق می شود. در حالی که در روش LIFO در آخرین وارده تحت دو عنوان سیستم دایمی و ادواری مفاهیم متعددی دارد. در سیستم ادواری شامل آخرین خرید انجام شده سال مالی است حال آنکه در سیستم دایمی،در مقاطع زمانی مختلف،مفاهیم متعددی داشته و به آخرین خرید انجام شده تا مقطع زمانی خاصی اطلاق می گردد که لزوماً با آخرین خرید سال مالی یکسان نمی باشد. این مطلب به گونه ای دیگر در مقایسه دو روش میانگین موزون و میانگین متحرک نیز صادق است،بدین معنی که در میانگین موزون،قیمت تمام شده هر واحد کالا در پایان سال مالی با توجه به مجموعه اطلاعات ثبت شده در خصوص خرید های طی سال،محاسبه می گردد،حال آنکه در میانگین متحرک محاسبه قیمت میانگین به شکل مقطعی و در تاریخهای مشخص و با توجه به اطلاعات موجود تا آن زمان انجام می شود.تفاوتهای مزبور در چگونگی انجام محاسبات در نهایت منجر به ایجد تفاوت در نتایج دو روش میانگین موزون و میانگین متحرک خواهد گردید.استفاده از سیستم ثبت دایمی یا سیستم ثبت ادواری موجودیها،درخصوص روش شناسایی ویژه،اثری بر هزینه یابی موجود کالا نداشته و نتیجه محاسبات تحت هر یک از دوسیستم فوق با هم مطابقت خواهد داشت.
مزایا و معایب روشهای ارزیابی موجودیها.
روش شناسایی ویژه.
الف) مزایا: ساده ترین روش ارزیابی موجودیها تلقی می شود که به نحو بسیار دقیقی به اصل تقابل درآمدها و هزینه ها عمل می کند
ب) معایب: وقت گیرترین روش ارزیابی موجودیهاست که متضمن نگهداری مدارک و سوابق مربوط به قیمت های خرید برای هریک از انواع موجودیها و مقدار اقلام فروخته شده است. هزینه اجرای آن غالباً بالا بوده و فقط در خصوص اقلام گران قیمت با گردش پایین موجودی،دارای توجیه اقتصادی می باشد.
روش اولین صادره از اولین وارده. ( fifo )
الف) مزایا: این روش در بیشتر موارد از گردش فیزیکی کالا تبعیت کرده و موجودی کالای پایان دوره را به قیمت هایی نزدیک به قیمت های بازار محاسبه و در ترازنامه منعکس می نماید.
ب) معایب: در دوران افزایش قیمت ها ، استفاده از روش فایفو منجر به شناسایی بیشترین سود می شود چون قیمت تمام شده کالای فروش رفته که برحسب اولین موجودیها محاسبه شده ( و از قیمت های پایین تری برخوردار است ) با درآمد حاصل از فروش های جاری مقابله می گردد.
بدین ترتیب در روش مزبور از یک طرف اصل تقابل درآمد و هزینه به شکل دقیقی رعایت نشده و از طرف دیگر سود ناشی از نگهداری کالا که صرفاً ناشی از افزایش سطح عمومی قیمت ها است به عنوان سود عملیاتی تلقی می گردد.این نحوه عمل باعث آن خواهد شد که شرکت از یکسو هزینه مالیات بیشتری متقبل شود و از سوی دیگر توان جایگزین نمودن کالای فروش رفته را به تدریج از دست خواهد داد
روش اولین صادره ازآخرین وارده ( lifo)
الف) مزایا: از آنجایی که در این روش قیمت تمام شده کالای فروش رفته برحسب آخرین خریدها محاسبه می شود ، لذل هزینه های جاری را انعکاس داده و اندازه گیری سود با بکارگیری این روش در مقایسه با روش فایفو دقیقتر و معقولتر بوده و تطابق بهتری نیز از هزینه ها و درآمدها انجام می شود. در روش LIFO قیمت های تورمی خرید های آخر به عملیاتدوره های افزایش قیمت ها منظور شده و بدین ترتیب،منجر به کاهش سود و هزینه مالیات بر درآمد گردیده و از طریق انتقال مالیات بر درآمد به دوره های آتی ، مزیت نقری ایجاد می نماید.در طی دهه 13970 به جهت رشد سریع تورم،بسیاری از شرکت های غربی به قصد برخورداری از مزیت مالیاتی روش ارزیابی موجودیهای خود را از FIFO به LIFO تغییر دادند.
ب) معایب: در دوران کاهش قیمت ها ، اعمال روش فوق به افزایش سود و در نتیجه افزایش مالیات و حذف مزیت نقدی می انجامد.همچنین با به کارگیری روشLIFO باعث می شود در تراز نامه موجودیها کمتر از واقع گزارش می شود.از سوی دیگر روش مزبور امکان دستکاری در اندازه گیری سود را با تغییرات در میزان خرید اقلام موجودی در اواخر سال فراهم می نماید. در مواقع بحران،توقف تولید و یا پایین آرودن سطح موجودی واحد های اقتصادی ،اقلامی از موجودیهای اولیه فروخته می شود که با قیمت های بسیار پایین ارزیابی شده و در نتیجه سود ها عمده و لیکن واهی و مجازی شناسایی می گردد.
4- روش میانگین
الف) مزایا: روش عملی و کم هزینه به ویژه در سیستم دائمی بوده و آثار قیمت های غیرعادی بالا یا پایین موجودیها را به حداقل می رساند و بدین ترتیب برآورده با ثبات تری از هزینه ها را امکانپذیر می کند
ب) معایب: کاربرد این روش موجب می شود که هیچ کدام از اقلام موجودی کالا یا قیمت تمام شده کالای فروش رفته به ارزشهای بازار نزدیم نباشد.اصول روش میانگین از لحاظ نقاط ضعف یا قوت حد وسط روش های FIFO و LIFO تلقی میشود.
مطابقت با استاندارد حسابداری شماره 8:
بر اساس بند 29 استاندارد حسابداری شماره 8 (حسابداری موجودی کالا و مواد) بهای تمام شده موجودی مواد و کالا باید با استفاده از روش های شناسایی ویژه ، اولین صادره از اولین وارده یا میانگین موزون محاسبه شود.بند 30 استاندارد مزبور روش اولین صادره از آخرین وارده جهت ارزشیابی موجودیها مناسب نمی داند. چون معتقد است کاربرد روش مزبور اغلب منجر به ارائه مبالغی بابت موجودیها در تراز نامه می شود که هیچ رابطه ای با سطح اخیر مخارج ندارد،و عنوان می کند که استفاده از روش مزبور نه تنها باعث گمراه کننده بدون مبالغ دارایی جاری می شود بلکه اگر سطح موجودیها کاهش یابد،نتایج بعدی نیز مخدوش خواهد شد. بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه می شود استاندارد مزبور به هیچیک از آثار مثبت استفاده از روش LIFO توجه نداشته و هیچ گونه شرایط خاصی را جهت امکان استفاده از روش مزبور پیش بینی ننموده است.
روش اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار.
براساس استاندارهای حسابداری و گزارشگری مالی ، موجودیها باید به بهای تمام شده یا قیمت بازار ، هرکدام کمتر است ، ارزیابی و تقدیم شود. اعمال قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار انحراف از اصل بهای تمام شده تلقی می گردد که براساس اصل احتیاط یا محافظه کاری عمل می شود.عمل به قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار باعث آن می شود که در شرایط پایین بودن قیمت بازار نسبت به بهای تمام شده(که ممکن است ناشی از عواملی چون نابابی،خرابی و فساد،از مد افتادگی یا کاهش عمومی قیمت ها باشد)،موجودیها بر حسب قیمت بازار گزارش گردد.
در استاندارد حسابداری شماره8،دونوع قیمت بازار جهت اعمال قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار پیش بینی شده است.
.1خالص ارزش فروش ، که عبارت است از بهای فروش خالص پس از کسر: الف) مخارج برآورده تکمیل ( در خصوص کالاهای نیمه تکمیل ) ب) مخارج برآورده بازاریابی ، فروش و توزیع.
.2 بهای جایگزینی ، که عبارت است از مخارجی که باید برای خرید یا ساخت یک قلم موجودی کاملاً مشابه تحمل شود.
در استاندارد حسابداری شماره 8 ، به جهت سهولت محاسبات،ارزش اقتصادی نادیده گرفته شده و مبلغ بازیافتنی معادل خالص ارزش فروش تلقی گردیده است. بدین ترتیب بین خالص ارزش فروش وارزش جایگزین یکی باید به عنوان ارزش بازار انتخاب شود،در بند39 استاندارد حسابداری شماره 8،عنوان می شود که در شرایط استثنایی،هنگامی که تعیین خالص ارزش فروش موجودیها به دلایل مختلف از قبیل نوسان در قیمت های فروش،به گونه ای قابل اتکاء امکانپذیر نباشد و احتمال جایگزینی در حد متعارفی کمتر از خالص ارزش فروش باشد، بهای جایگزینی میتواند تقریبی قابل قبول برای خالص ارزش فروش تلقی شود.
با توجه به مطلب فوق،لازم است در کلیه موارد از خالصی ارزش و فروش به عنوان ارزش بازار استفاده شده و کاربرد ارزش جایگزینی فقط محدود به مواردی باشد که تعیین خالص ارزش فروش موجودیها به گونه ای قابل اتکا ممکن نبوده یا با توجه به آنکه در مفاهیم نظری عنوان گردید،ارزش جایگزینی کمتر از خالص ارزش فروش باشد.
ثبت اصلاحی مربوط به موجودی کالا:
براساس قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار ، در پایان سال مالی لازم است یک قیمت تمام شده موجودیها با قیمت بازار مقایسه و کمترین آن جهت انعکاس در گزارشهای مالی انتخاب گردد. بدیهی است عدم کاهش ارزش موجودیها،موجب انعکاس آن در ترازنامه به مبلغی بیش از ارزش واقعی شده که این مسئله به نوبه خود باعث محاسبه بیش از واقع سود ویژه دوره ی جاری و کاهش بی مورد سود خالص دوره مالی آتی خواهد گردید.لذا جهت انعکاس صحیح وضعیت مالی و نتایج حاصل از عملیات لازم است کاهش ارزش موجودیها به گونه ای مناسب در دوره ی جاری ثبت شده و هرگونه افزایش ارزش در سنوات آتی،حداکثر تا میزان کاهش قبلی،در حسابها عمل گردد.بند38 استاندارد حسابداری شماره8 عنوان می کند( هرگاه شرایطی که قبلاً منجر به انعکاس ارزش موجودیها به مبلغی کمتر از بهای تمام شده گردیده،دیگر برقرار نباشد،ارزش موجودی انتقالی از دوره ی قبل باید تا مبلغ خالص ارزش فروش جدید ( حداکثر تا میزان کاهش قبلی) افزایش داده شود))جهت انجام ثبت اصلاحی مربوط به کاهش ارزش موجودیها،لازم است معادل مبلغ کاهش ارزش،((هزینه کاهش ارزش موجودیها))بدهکار شده و در مقابل حساب((ذخیره کاهش ارزش موجودیها به همان میزان بستانکار گردد.هرگونهافزایش بعدی در ارزش موجودیها با بدهکار شدن حساب ذخیره کاهش ارزش موجودیها بستانکار کردن حساب در بازیافت هزینه کاهش ارزش موجودیها))(حداکثر تا میزان کاهش قبلی)در دفاتر ثبت شده و حساب اخیر نیز به عنوان یکی از اقلام در آمد های متفرقه در صورتحساب سود وزیان منعکس می گردد.
کاربرد قاعده اقل بهای تمام شده یا ارزش بازار در مورد مجموعه ای از موجودیها
بر اساس بند 37 استاندارد حسابداری شماره 8 ، مقایسه جمع کل خالص ارزش فروش موجودیها با جمع کل بهای تمام شده می تواند به عمل غیر قابل قبول تهاتر بین زیان های قابل پیش بینی و سود تحقق نیافته منجر شود ، لذا مقایسه بین بهای تمام شده و خالص ارزش فروش بابد به طور جداگانه در مورد هریک از اقلام موجودی انجام شود. چنانچه این کار عملی نباشد،باید گروه های کالا و یا کالای مشابه را جمعاً در نظر گرفت(اقلامی که اهداف یا کاربردی مشابه داشته باشد).بدین ترتیب بر خلاف برخی از استاندارد های حسابداری که کاربرد قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار در مورد یکایک موجودیها،طبقات موجودیها و همچنین کل اقلام موجودی مجاز می داند،تاکید استاندارد شماره 8 بر مقایسه تکه تکه اقلام بوده و مقایسه طبقات موجودی را در صورت عملی نبودن روش تجویز می نماید.
برآورد موجودیها.
گاهی ممکن است ، شمارش و تعیین مقدار فیزیکی موجودی کالا و در نهایت ارزیابی آن برحسب روشهای موجود ممکن نباشد. این مسأله ممکن است ناشی از هزینه بالای انبار گردانی ، وقوع یک حادثه غیرمترقبه مثل آتش سوزی ، ضیق وقت ویا عوامل دیگری باشد. در چنین مواقعی،ارزش موجودی کالا در پایان دوره تخمین زده می شود.درپاره ای اوقات نیز علت برآورد موجودیها کشف موارد سود استفاده و سرقت می باشد.جهتبرآورد موجودیها از دو روش می توان استفاده نمود: الف) روش سود ناویژه – ب)روش خرده فروشی
الف) روش سود ناویژه: در این روش از متوسط نسبت سود ناویژه به فروش خالص چند ساله گذشته واحد اقتصادی جهت برآورد موجودی کالای پایان سال استفاده می شود.
ب) روش خرده فروشی: این روش در موسساتی که به خرده فروشی کالا اشتغال داشته و کالای خریداری شده را بدون تغییر و با همان شکل اولیه به مصرف کنندگان عرضه می دارند ، استفاده می شود. در روش مزبور ابتدا نسبت به کالای آماده فروش بر حسب بهای تمام شده به کالای آماده فروش بر حسب قیمت خرده فروشی محاسبه شده و سپس به واسطه ضرب نسبت مزبور در قیمت خرده فروشی موجودی پایان سال،بهای تمام شده آن محاسبه می گردد.
مالکیت موجودیها:
مالکیت قانونی،معمولاً عامل تعیین کننده ای برای منظور کردن کالاها در موجودیهای یک واحد تجاری محسوب می گردد. زمان انتقال مالکیت کالا از فروشنده به خریدار بستگی به شرایط مورد توافق طرفین دارد.اگر در ازاءفروش کالا،وجه نقد یا ما به ازاء دیگری از خریدار دریافت نشده و یا توافق مشخص دیگری به عمل نیامده باشد، انتقال مالکیت هنگام تحویل کالا در نظر گرفته می شود. امام این مطلب که تحویل کالا به اصولاً چه زمانی انجام می گردد و در چه مرحله ای از فرایند فروش می توان ادعا نمود که کالا تحویل خریدار شده است،مساله ای است که بستگی به مفاد و نوع قرارداد فی مابین طرفین معامله خواهد داشت،اصطلاحات متداول زیر در مورد انتقال مالکیت قانونی کالا از فروشنده به خریدار مورد استفاده قرار می گیرد:
الف)شرطFOB:
این نوع توافق فروشنده را ملزم می کند که با هزینه خود،کالاها را در محلی که در قرارداد تعیین شده،تحویل دهد.شرایطFOB فروشنده را متعهد می کند که کالا را در بندر بارگیری مشخص شده در قرارداد فروش و روی عرشه کشتی تعیین شده از طرف خریدار ،تحویل دهد.فروشنده باید تا عبور کالا از(نرده)کشتی،تمامی هزینه های مربوط به کالا و خطر هی احتمالی متوجه به آ« را تقبل نماید.بدین ترتیب قیمت فروش کالا در معاملات مبتنی بر FOB که در سیاهه تجاری منعکس می شود که علاوه برقیمت کالا،شامل تمام هزینه هایی می گردد که فروشنده برای آن تا هنگام تحویل کالا روی عرشه کشتی به عمل می آورد.بنابراین مالکیت کالایی که با شرط FOB فروخته شده به هنگام تحویل کالا در عرشه کشتی کشور مبدا از فروشنده به خریدار منتقل می شود.
ب)شرط C2∞F :
این اصطلاح در خرید های بین المللی بدین معنی است که قیمت فروش کالا شامل هزینه های بارگیری،جابه جایی و کرایه حمل تا بندر مقصد می باشد و لیکن هزینه بیمه از بندر مبدا تا مقصد و هزینه تخلیه و سایر هزینه ها در بندر مقصد به عهده خریدار می باشد. از آنجایی که در این نوع قرارداد،خطر های احتمالی مربوط به مالکیت کالا در زمان تحویل کالا به کشتی از فروشنده به خریدار منتقل می گردد،نواحی توان گفت که زمان انتقال مالکیت کالا نیز زمان تحویل کالا خواهد بود.
ج)شرط CIF:
براسا شرط CIF،فروشنده کالا را روی عرشه کشتی دربند بارگیری تحویل می دهد.وحق بیمه و کرایه حمل آن را تا بندر مقصد تعیین شده،بدین ترتیب قیمت فروش کالا در این حالت شامل هزینه های بارگیری،بیمه و کرایه وحمل تا بندر مقصد می باشد از آن نقطه به بعد کلیه هزینه ها به عهده خریدار خواهد بود.انتقال مالکیت از فروشنده به خریدار در نقطه تحویل کالا به کشتی بوده و از این لحظه خریدار مسئول کلیه ی مزایا و یا خطرات ناشی از مالکیت خواهد بود.به عبارت دیگر،کالا به مسئولیت خریدار حمل شده و لیکن فروشنده مسئول پرداخت کرایه حمل و حق بیمه دریایی آن است.با توجه به ویژگی های CIF، فروشنده علاوه بر انتقاد قرارداد بیمه حمل و نقل را منعقد سازد و سپس بارنامه دریایی و بیمه نامه را به انضمام فاکتور مربوط تسلیم خریدار نماید.
د)(EX FACTORY)FOB FACTORY
به معنی تحویل کالا در کارخانه می باشد،در این روش به محض آنکه کالا در مبدا یا کارخانه بارگیری گردید،انتقال مالکیت نیز از فروشنده به خریدار انجام شده و کلیه هزینه های حمل و بیمه و تخلیه کالا که پس از آن انجام می شود به عهده خریدار می باشد.من بعد جهت رعایت اختصار،روش مزبور را باFOB.F نشان خواهیم داد.
هـ)2COD:
نوعی فروش،مشروط بر اینکه تحویل کالا و پرداخت بهای آن به طور همزمان انجام گیرد.
اشتباهات در ارزشیابی موجودیها:
هرگونه اشتباه در محاسبه مبلغ موجودیها،شمارش فیزیکی،تعیین زمان انتقال مالکیت می تواند بر مبالغ قیمت تمام شده کالای فروش رفته و سود خالص تاثیر داشته باشد.اشتباه در ارزشیابی موجودیها علاوه بر اینکه می تواند بر عملکرد یک حوزه ی مالی مشخص اثر بگذارد بلکه بر نتایج عملیات سال بعد نیز می تواند اثر گذار باشد. دربیشتر موارد کیفیت وقوع اشتباهات فوق به گونه ای است که جهت اصلاح نتایج حاصل از عملیات انجام ثبت های اصلاحی ضروری است.
[/b]