یه سوال؟؟شما خلاصه درسها رو کی مینویسین؟؟همون موقع خوندن یا یعدش؟؟
مرور هاتون چه طوریه؟؟
من که دچار بی انگیزگی شدم.
نمیدونم چرا درست و حسابی نمیتونم درس بخونم.چیزهایی که قبلا خوندم هم احساس میکنم هیچی یادم نیست.به خاطر فوت یکی از نزدیکام کلا از برنامه عقبم.به خاطر همین همه چی ریخته بهم.
خلاصه رو باید تا الان می نوشتید بیشتراشو.
الان باید هر چی که نوشتید رو یه دور یا بیشتر مرور کنید و جاهایی که جواب نداده و هیچ چیزی یادتون نیست رو دوباره بخونید.
می تونید خلاصه خودتون ومنو تطبیق بدید و ببینید کجاهاش نیاز به بررسی بیشتر داره کدوماش درسته و کدوماش غلطه خلاصه اینکه سعی کنید زیاد پیش روی نکنید و به جاش بسیار آهسته وسرعت کم به درساتون فصلای دیگه رو تزریق کنید.
پس سعی کنید اول اول اول بشینید یه دور هر چی که خوندیدو مرور کنید وبعدش تست بزنید.بعدش برید دنبال اینکه بخواید بیشتر بیشتر مطلب بخونید .
در کنار مطالعه ی فصل جدید سعی کنید یه مثالی جامع از اون تیتر وسر فصل رو بنویسید و اعداد ونحوه ی بیانش رو کپی نکنید واز خودتون ابداع کنید. بعدش بشینیدتست بزنید و تست بزنید و خودتونو نیازید. همه ی آدمای عادی بعد از یه مدت فراموش میکنند. پروفسور احمد پور سر درس روش تحقیق گفتند که به واله من برای تدریس همین درس سر صبح نشستم کلی فکر کردم و بررسی کردم که چطور تدریس کنم.ضرب المثلی هست که میگه العلم وحشی
یعنی علم فرار هست . مگه اینکه مرورش کنی. اگه موقع مرور چیزی یادتون نیومد دلسرد نشید وبگید:
من که چیزی یادم نیست وای به حال بقیه! خودتونو دلداری بدید اما سرزنش نکنید.