نویسنده موضوع: ابر شغل ها  (دفعات بازدید: 1663 بار)

آفلاین azadavar

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 10
  • امتیاز های کاربر: 1
  • دانشگاه: ازاد اسلمي واحد لامرد
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی
ابر شغل ها
« : دسامبر 15, 2012, 10:28:03 »
چكيده
بتدريج که به ژرفاي عصر اطلاعات و دانايي نزديك مي‌شويم و مشاغل سنتي از بين مي‌روند، ما براي اين‌كه بتوانيم جاي ‏مناسبي در بازار كار بيابيم و در ‏‎«‎اقتصادهاي ابرانساني‎» ‎بهره‌ور باشيم، بايد به سوي مهارتهايي برويم که قابل ‏ماشيني‌شدن نباشند. در بسياري از موارد، افراد به دنبال شغلهاي موجود نخواهند رفت، بلکه آنها را با تعريف مسئله‌هايي که ‏با مهارتهاي ابرانساني‌شان قابل حل باشد، ابداع خواهند کرد؛ مهارت‌هايي مانند اکتشاف، خلاقيت و تاثيرگذاري‎.
سه حوزه‌كليدي براي طراحي ابر‌شغلهاي آينده‎ (HYPER JOBS) ‎عبارتند از‎: ‎انرژي، دست‌كاري مواد و احياي انسان‎.
در حوزه انرژي، بويژه ترويج اقتصاد بدون نفت و كسب‌وكار انرژي‌هاي جايگزين مي‌تواند دستمايه‌ طراحي ابرشغلها باشد. ‏به بركت پيشرفت علم و فناوري، هيچ‌يك از صنايع آينده از دستكاري مواد در امان نخواهند بود و اين نيز به نوبه خود يعني ‏انبوهي از فرصتها براي طراحي ابرشغلها. گذشته از همه اينها، ما انسانيم و بايد از كار و زندگي لذت ببريم و بنابراين، ‏شادابي رواني يا بهبود آن نيز حوزه‌ وسيعي است كه در آينده ميزبان ابرشغلهاي جديد خواهد بود. اين ابرشغلها، افزايش ‏شادابي رواني و حيات روحاني انسانها را نشانه خواهند گرفت و به انسانها كمك خواهند كرد تا توانمنديهاي ابرانساني‌شان ‏را تقويت كنند‎.
نوشتاري كه پيش رو داريد، مي‌كوشد با تبيين ويژگيهاي ابرشغلها و حوزه‌هاي اصلي ظهور آنها، چهار اصل كليدي طراحي ‏ابرشغل‌ها را نيز برملا كند‎. ‎
روزگار مشاغل سنتي سپري شده است‎. ‎اما گونه‌هاي بسيار جديدتر و بهتري از شغلها در شرف پيدايش هستند‎: ‎ابرشغلها‎. 
‎«‎ابرشغلها‎» ‎به گونه‌هاي کاملاً جديدي از کار اطلاق مي‌شود. اين شغلها، مهارتها و تواناييهاي منحصربه‌فرد و غير قابل ‏ماشيني‌شدن انسان را تقويت مي كنند، و پيشران جامعه جهاني در حال ظهور به شمار مي‌آيند. فناوري به خودي خود، ‏‏«قاتل» مشاغل است‎. ‎منظور اصلي از به‌کارگيري ابزارها، ماشين‌ها و سامانه‌ها اين است که کارها ساده‌تر، سريعتر و بهتر ‏از آنچه که انسان بدون ‌ابزار مي‌تواند، انجام شوند. کارکنان يقه‌سفيد (آنهايي كه در دفاتر مركزي اداره‌ها و شركتها كار ‏مي‌كنند) ممکن است خيلي نگران نباشند، اما مشاغل خدماتي آنها ـ که اتفاقاً نيازهاي فني و فکري پيچيده‌اي دارند ـ در معرض ‏حملات تازه‌ي فناوري قرار گرفته‌اند‎. ‎
‎ ‎فناوري به خودي خود، «قاتل» مشاغل است‎.‎

ما هرروز نشانه‌هاي جديدي مبني بر نابودي مشاغل خدماتي در سازمانها و شرکتها دريافت مي‌كنيم‎:‎
•   ‎ ‎منشي‌هاي پاسخگوي تلفن با سامانه‌هاي تشخيص صدا و پاسخ،
•   ‎ ‎بليت‌فروشي فرودگاه‌ها با کيوسک‌هاي صدور بليت
•   ‎ ‎و وظايف مديران مياني با نرم‌افزارهايي جايگزين مي‌شوند که روز به روز پيچيده‌تر مي‌شوند‎. ‎

فکري‌ترين و فني‌ترين شغلها نيز در فهرست قربانيان قرار دارند. به‌عنوان نمونه، شغل‌هايي چون تدريس در دانشگاه و ‏طراحي نرم‌افزار را در نظر بگيريد که از شغلهاي خوب و باکلاس دنياي امروز به شمار مي‌آيند. دانشگاههاي مفلس، ‏هزينه‌ به‌كارگيري استادان را با استفاده از استاديارها و برنامه‌هاي آموزش از راه دوري که کارآيي علميِ مدرسان را ‏افزايش مي‌دهند، پايين مي‌آورند. به زودي سامانه‌‌هاي آموزشي تمام‌رايانه‌اي، در بعضي از حوزه‌ها از راه مي‌رسند‎. ‎
‎«‎کارکنان دانشي» هم‌چون طراحان نرم‌افزار نيز با انقراض به وسيله ماشين‌ها روبه‌رو هستند. طراحي نرم‌افزار احتمالاً ‏بيش از ساير مشاغل فني قابليت خودکارشدن دارد‎. ‎ابزارهاي برنامه‌نويسي، پيوسته به‌گونه‌اي ساخته مي‌شوند که بهره‌وري ‏برنامه‌نويسان را بالا ببرند. در مقايسه با گذشته، امروزه افراد کمتري براي نوشتن يك برنامه نرم‌افزاري معين لازم است‎. 
روندهاي اجتماعي نيز روي درآمد بالقوه طراحان نرم‌افزار تاثير مي‌گذارند. به‌عنوان مثال، ‏‎«‎جنبش منبع باز‎» ‎که روز به ‏روز محبوبتر مي‌شود، هم‌اکنون پيش‌تازي مايکروسافت را در طراحي سيستم‌هاي عامل و نرم‌افزارهاي تجاري، مانند ‏واژه‌پرداز، هدف قرارداده است. اين شرايط براي مردم، بسيار عالي است، اما برنامه‌نويسان منبع باز اغلب براي کارهايي ‏که انجام مي‌دهند مزدي دريافت نمي‌کنند. آنها بدون دريافت دستمزد، روي برنامه‌هاي منبع باز کار مي‌کنند، چون شغل ‏اصلي‌شان چيز ديگري است. سوال اين‌جاست که اگر جنبش منبع باز با همين شتاب جلو برود و شرکتهايي مثل مايکروسافت ‏را هم درنوردد، چه آينده‌اي در انتظار شرکتهاي نر‌م‌افزاري خواهد بود؟ ‏
فرقي نمي‌کند در چه سطحي از آموزش و قدرت فکري باشيم‎ … ‎يقه سفيدها، آنطور که ما مي‌شناسيم و در ادارات و ‏شرکتها مي‌بينيم، به گونه‌هاي در حال انقراض پيوسته‌اند
مشاغل ابرانساني، قاعده‌شکني خواهند کرد. در آينده، افرادي که در اين مشاغل قرار مي‌گيرند، تا جايي که بتوانند از نيروها ‏و ظرفيت ماشين‌ها استفاده خواهند کرد تا بتوانند شايستگيهاي غير قابل ماشيني‌شدن‌ خود را تقويت کنند و تنها به کارهايي ‏بپردازند که ماشين‌ها در آن حرفي براي گفتن ندارند‎. ‎
ويژگيهاي ابرشغلهاي جديد
ويژگي اصلي و حياتي يک ابرشغل اين است که بايد به وسيله موجودي انجام شود که زنده است و زنده عمل مي‌کند؛ ‏کسي که داراي شعور است و نسبت به اين شعور خودآگاهي دارد‎. ‎
اگر مانند يک روبات عمل کني، ريسک جايگزين شدن با آن را پذيرفته‌اي‎. ‎
دو گروه شغل را در نظر بگيريد: جراح و پرستار. در حال حاضر روباتي به اسم پِنه‌لوپه وجود دارد که در مواقع اضطرار ‏مي‌تواند جاي پرستار کمکي را بگيرد. اين دستگاه در سال 2005 در يکي از بيمارستانهاي نيويورک با موفقيت آزمايش شد. ‏با توجه به اين‌که بيمار، بي‌هوش است و تيم جراحي درخواستهاي کاملاً مشخصي دارد، شغل پرستار کمکي هشياري چنداني ‏نمي‌خواهد. پنه‌لوپه براحتي مي‌تواند بدون هيچ‌گونه هوشياري از عهده‌ وظايف پرستار کمکي برآيد‎. 
کارهاي جراح نيز هشياري زيادي نمي‌خواهد. يک جراحي ساده را در نظر بگيريد که پيشامدهاي نامطلوبي که ممکن است ‏حين آن به وجود آيند، از قبل شناخته شده‌اند‎. ‎روبات‌ها متداولترين جراحان آينده خواهند بود و ما از امروز نشانه‌هاي آن را ‏مي‌بينيم‎. ‎
ابرشغلهاي نوظهور، چندان بر مهارتهاي ماشيني مثل تندشماري يا تصميم‌گيري قانون‌مند اتكا نخواهند داشت. به‌عکس، ‏بر مهارتهايي متکي خواهند بود که وراي فناوريهاي ديجيتال امروز و شايد فردا هستند‎.‎
ابرشغلها بر پايه‌ي پنج «مهارت زنده» کليدي و سه مهارت کمکي شكل مي‌گيرند. مهارتهاي زنده عبارتند از‎:‎
‎1. ‎اکتشاف‎: ‎به معناي پيداکردن «چرايي»هاي علم، زندگي و کسب‌وکار‎. 
‎2. ‎خلاقيت‎: ‎يعني شکل‌دادن به چيزي نو در ذهن‎. 
‎3. ‎پياده‌سازي‎: ‎يعني چيدن ميوه‌هاي خلاقيت‌ در دنياي واقعي؛ يعني توانايي اجراي يك طرح يا نقشه‎. 
‎4. ‎تاثيرگذاري‎: ‎به معناي تعامل با ديگران در جهت الهام‌بخشي، جهت‌دهي، و توانمندسازي آنان؛ آنچه كه در حد عالي آن از ‏يك رهبر انتظار مي‌رود‎. 
‎5. ‎فعاليت‌هاي بدني‎: ‎يعني تعامل هشيارانه با ابزارها يا بدن‎. ‎
مهارتهاي کمکي که پشتيبان مهارتهاي کليدي به‌شمار مي‌آيند، عبارتند از‎:‎
‎1. ‎مهارتهاي ذهني پايه‎: ‎مثل ادراک، طبقه‌بندي و ابراز احساسات‎. 
‎2. ‎تفکر نمادين و تفسير‎: ‎شامل زبان، رياضيات و بكارگيري نشانه‌هاي علمي‎. 
‎3. ‎مسئوليت‌پذيري‎: ‎شامل هشياري جهاني، اخلاق و شعور مذهبي‎. ‎
موفقيت شغلي در هزاره‌ جديد به اين بستگي خواهد داشت که افراد، زمينه‌هاي يادگيري خود را از جاهايي که فناوري ‏الکترونيک و ديجيتال بهتر از پس آنها بر مي‌آيند، به زمينه‌هايي انتقال دهند که انسان خودآگاه در آنها قوي‌تر است‎.‎
صاحبان ابرشغلها بيشتر وقتشان را به احضار ارواح خواهند پرداخت_ کاري که در گذشته صرفاً براي افراد غيرمتعارفي ‏مثل لئوناردو داوينچي و بنجامين فرانکلين به عنوان ‏‎«‎کار» شناخته مي‌شد. آنها بيشتر و عميقتر از ديگران «آري‎»‎هاي ‏اکتشاف، ‏‎«‎چرا نه؟‎»‎هاي خلاقيت، و «يافتم‎… ‎يافتم‎»‎هاي ارشميدسي را در ماجراهاي بي‌باکانه تجربه خواهند کرد. افرادي ‏که به ابرشغلها رو مي‌آورند، بيشتر و عميقتر از ديگران با مردم ارتباط مي‌گيرند و در هدف‌هاي مشترکِ بهتر و جامعتري ‏مشارکت مي‌جويند‎.‎
تغيير در شکل و ماهيت کار‎
مفهوم‎ «‎شغل‎» ‎به معناي سنتي آن مرده است. مردم عادت کرده بودند براي خود «شغلي‎» ‎داشته باشند؛ اما حالا به دلايل ‏مختلف مي‌خواهند هم‌زمان دو يا سه شغل داشته باشند‎. ‎مردم عادت داشتند براي ديگران کار کنند و حالا بيشتر و بيشتر ‏مي‌خواهند براي خودشان کار کنند و فروشنده‌ کالاها يا خدمات خودشان باشند. مردم عادت داشتند به عنوان ‏‎«‎کارمند» براي ‏رسيدن به هدفهايي تلاش کنند که «کارفرماها» تنظيم کرده بودند؛ حالا بيشتر و بيشتر مي‌خواهند خودشان هدفهايي را تعيين ‏‏‌کنند و يا در هدفهاي مشترکي سهيم شوند. نسل جديد به شدت روي مهارتهاي ابرانساني تکيه مي‌کند‎. 
در حالي که شرکتهاي بزرگ همچنان خالق شغلهاي جديدي ـ بر پايه‌ي مهارتهاي ابرانساني ـ خواهند بود، ديگر مانند گذشته، ‏استخدام فلّه‌اي نخواهند داشت. در قرن بيست‌ و يکم، بيشتر افراد بايد بيرون از چتر ايمن سازمانها و شرکتهاي بزرگ، به ‏دنبال راهي براي امرار معاش باشند‎. ‎
ابرشغلها چه خواهند بود؟‎
شما چه دانشجو باشيد، چه کارمند و يا صاحب کسب‌وکار، کافي است اندکي آينده‌انديش باشيد تا با انبوهي از پرسشهاي ‏حياتي در مورد شغل روبه‌رو شويد‎:‎
•   ‎ ‎جهان در پنج، ده يا بيست سال آينده به چه مشاغلي نياز خواهد داشت؟
•   ‎ ‎در ميانه قرن، از من يا فرزندانم انتظار چه مهارتهايي خواهد رفت؟
•   ‎ ‎به طور مشخص، چه شغلهايي پرطرفدار خواهند بود؟
•   ‎ ‎به بيان ديگر، مشاغل ما در ميانه قرن چه خواهند بود؟ ‏
گرچه دهها ميليون شغل‌ جديد و بهتر از مشاغل سنتي پديدار خواهند شد، اما خالق آنها شرکتها نخواهند بود، خود افراد آنها ‏را ايجاد خواهند کرد. اينها شغلهايي نخواهند بود که کسي به شما پيشنهاد کند، بلکه خودتان بايد آن‌ها را «اختراع» کنيد ـ ‏شغلهايي که در آنها شما مسئله‌اي حياتي را حل مي‌کنيد و يا کارهايي که تنها شما شايستگي انجام آن را داريد و ديگران در ‏قبال آن به شما مزد خواهند داد‎. 
به‌طور مشخص، در بعضي از حوزه‌ها فرياد استمداد براي ارايه‌ راه حل با صداي بلند شنيده خواهد شد. اين حوزه‌ها درست ‏همان جاهايي هستند که بيشترين شغلهاي پرطرفدار را خواهند داشت‎:‎
ابرشغلها در حوزه‌ انرژي ‏‎
امروزه بيشتر انرژي مصرفي ما از نفت به دست مي‌آيد، اما نفت بالاخره روزي تمام خواهد شد. بسياري اعتقاد دارند توليد ‏جهاني نفت، هم اكنون به اوج خود رسيده، يا حداکثر تا بيست سال ديگر خواهد رسيد‎. 
در سالهاي آينده، قيمت نفت و تمام چيزهايي که با آن به‌كار مي‌افتند يا ساخته مي‌شوند، بسيار بالا خواهد رفت. کمبود ‏سوخت، همه‌چيز را ـ از توليد گرفته تا تجارت و حمل‌ونقل ـ مختل خواهد کرد، چه رسد به اقتصاد جهاني و ثبات سياسي. ‏توکيو، سائوپائولو، يا نيويورک را فقط يک هفته بدون برق، حمل‌ونقل، يا ارتباطات تصور کنيد‎_ ‎اين اختلالهاي گسترده و ‏گوناگون، نياز به مشاغلي مانند مشاغل پليسي، پزشکي اورژانس و مشاغل نظامي را تقويت خواهند کرد. نيازهايي هم هستند ‏که کمتر مشهودند، مثل مهارکردن انفجارها، اپيدمي‌ها، غارتها و نتايج اجتماعي ـ رواني برآمده از اين‌گونه مشکلات. برخي ‏مشاغل موجود مانند پژوهشگري و دانشگري در زمينه نانو يا مالکيت بانک‌ها و موسسات مالي ـ اعتباري نيز از تاثيرهاي ‏منفي اين اختلالها برکنار نخواهند ماند، چراکه بدون نفت، اينترنت هم نخواهد بود و جايي که اينترنت نباشد، خيلي چيزهاي ‏ديگر هم وجود نخواهد داشت‎.‎
يک زمينه مهم، که مي‌توانيم در آن به دنبال ابرشغلهاي طلايي و ثروت‌آفرين بگرديم، کمک به ترويج اقتصاد بدون نفت و ‏شرکت در تلاشهاي گسترده‌ بين‌المللي براي ايجاد اقتصاد جهاني بدون نفت و حرکت به سوي «انرژي صوتي» است‎.‎
‎ ‎انبوهي از ابرشغلها در اين زمينه‌‌ جديد صنعتي ظهور خواهند کرد. جداي از مشارکت مستقيم در کسب‌وکار انرژي‌هاي ‏جايگزين، يکي از اولويتهاي هر ابرشغل ديگري، پشتيباني مالي از کسب‌وکارهاي ديگري است که مي‌خواهند جهان را از ‏شر نفت خلاص کنند و به انرژي‌هاي تجديدپذير رهنمون شوند‎.‎
‎_ ‎ابرشغلها در حوزه دستکاري مواد‌‌ ‏‎
تمام صنايع و بيشتر شغلهاي جديد، شامل دستکاري در مواد با استفاده از انرژي هدايت‌شده توسط هوش طبيعي است. ‏ابرشغلها در حوزه‌ دستکاري مواد به برکت پيشرفت علم، فناوري‌ و دانش عمومي با سه تغيير انقلابي به پيش خواهند رفت‎: ‎
‎1. ‎ساختار دادن به ماده براي کار در سطوح ميکرو و نانو‎: ‎يک انقلاب صنعتي تمام‌عيار و جديد در سطوح ميکروسکوپي ‏و پايين‌تر از آن در حال آغاز است؛ جايي که در آن مي‌توان روي اتم‌ها يا مولکول‌هاي منفرد کار انجام داد. در پرتو اين ‏انقلاب نوظهور، توليد فرآورده‌هاي صنعتي و غذايي و مراقبتهاي پزشکي دگرگون خواهد شد. همچنان که مشکلات بيشتري ‏را ـ که با فناوري نانو قابل حل هستند ـ کشف مي‌کنيم، ابرشغلهاي تازه‌اي در حوزه ميکرو و نانو پديدار خواهند شد. در اين ‏زمينه‌ها، شغلها لزوماً از پيش وجود ندارند و اين شما هستيد که از راه تعامل با پژوهشگران و فعالان اين حوزه، بايد ‏شغلهايي را اختراع کنيد‎. 
‎-2 ‎ارتقاي وضعيت جسماني انسان‎: ‎ارتقادهنده‌ها‌ي مکانيکي کنوني، مانند لنزهاي چشمي، مواد پرکننده‌ دندان، دستگاههاي ‏تنظيم‌ ضربان قلب و سمعک، احتمالاً در سالهاي آينده به سامانه‌هاي ديگري خواهند پيوست که تنها براي جبران کاستيهاي ‏فيزيکي بدن طراحي نشده‌اند، بلکه براي توسعه‌ و ارتقاي وضعيت جسماني انسان ساخته شده‌اند. به عنوان مثال، لنزهاي ‏چشمي و بافت مصـنوعي حلزوني که به عنوان رابط با شبکه جهاني اينترنت‎ Bio-Microelectromechanical Systems ‎‎,Bio-Nanoelectromechanical Systems ‎به کار مي‌روند، بدن را با نشاط نگه مي‌دارند و روند سالخوردگي را ‏معکوس مي‌کنند. رايانه‌هاي «بيو‌نانو» که با هدف تقويت حافظه به بدن پيوند زده مي‌شوند و تواناييهاي شناختي ما را ارتقا ‏مي‌دهند نيز در اين رده قرار مي‌گيرند. حوزه‌هاي تحقيقاتي زيست‌شناسي و مراقبتهاي پزشکي عميقاً با الکترونيک و طراحيِ ‏نرم‌افزار، پيوند خواهند خورد. بهبود قابليتهاي زيست‌شناختي انسان، حوزه‌ وسيعي از فرصتهاي ابرشغلي را نويد مي‌دهد که ‏مشتريان پروپاقرص فراواني خواهند داشت؛ فرصتهايي مثل مربي‌گري زيست‌ زيبايي، يک‌پارچه‌سازي بدن انسان و ‏الکترونيک، برنامه‌ريزي براي ورزيدگي، و بهينه‌سازي ژنوم افراد. براي خلق ابرشغلهايي که آنها را مي‌جوييد، با کساني که ‏مانند شما فکر مي‌کنند، شبکه شويد‎.
‎-3 ‎پيکربندي دوباره‌ بوم‌شناسي انسان و کره زمين‎: ‎دستکاري در مواد تا جايي پيش خواهد رفت که بتواند دو قاتل ‏کشاورزي را براندازد: آلودگي و پراکندگي جمعيت. زمين دارد زباله‌داني کُشنده‌اي مي‌شود که به اشغال غريبه‌هاي ستيزه‌جو ‏در‌ آمده است. چالش اين است که آن را تبديل به باغ روينده‌اي کنيم که توسط جامعه‌هاي سالم و هم‌سو و هماهنگ پرورش ‏يافته است. اگر اقتصادهاي ملي امروز مي‌خواهند بر جا بمانند، لازم است مهار آلودگي در دهه‌هاي آينده به يک صنعت عظيم ‏تبديل شود‎. ‎بنابراين، شرکتها و صنايع بايد تشويق شوند به جاي اين مسموم‌سازي کره‌ زمين، فرآورده‌هاي صنعتي و غذايي ‏و وسايل حمل‌ونقل را به‌گونه‌اي طراحي کنند که هماهنگ با طبيعت باشند‎. 
اين گامهاي ضد آلودگي، بايد با تدابير ضد از هم‌پاشيدگي، دست در دست جلو بروند‎. ‎فروپاشي جامعه، آلودگيهاي اجتماعي‌اي ‏ايجاد مي‌کند که با آلودگيهاي فيزيکي هم‌سانند و به گسترش آنها کمک مي‌کنند. فروپاشي جامعه پيامدهايي منفي چون ‏بزهکاري، اعتياد و تروريسم را به دنبال خواهد داشت که به نوبه خود ضايعات و آلودگي‌هاي زيست‌محيطي را افزايش ‏مي‌دهند. روستاهاي فقير هندوستان و آفريقا، و حومه‌هاي شهري آمريکا، همگي شديداً به طرح‌ريزيِ مجدد آگاهانه‌ نياز ‏دارند‎.‎
‎_ ‎ابرشغلها در حوزه‌ «احياي انسان‎»: ‎براي اختراع يک ابرشغل و موفقيت در آن، اکثر ما بايد خودآگاه‌تر، هدف‌مندتر، و ‏شادابتر از آني باشيم که در حال حاضر هستيم. به عبارت ديگر، ما بايد «انسان‌تر» شويم‎.
احتمالاً اکثر ما بر «شادابي رواني» يا بهبود آن، بيش از بقيه به عنوان يک هدف شغلي تمركز مي‌کنيم. ارتقاي شادابي ‏ديگران هم‌اکنون نيز يک حوزه‌ شغلي وسيع را تشکيل مي‌دهد و به نظر مي‌رسد در سالهاي آينده نيز گسترش خواهد يافت، ‏چرا که تقاضاي بسيار بالايي دارد‎. 
ارتقاي شادابي، حرفه‌هايي از اين دست را در برمي‌گيرد: آموزش، مربيگري، و البته پرورش فرزندان. اين حوزه هم‌چنين ‏مشاغل روحاني، بازيگري در تئاتر و سينما، جامعه‌شناسي و روانشناسي را هم شامل خواهد شد. وقتي مشاغل کنوني در ‏حوزه‌ ارتقاي شادابي و حيات روحاني انسان تبديل به ابرشغل شوند، آرايه کاملي از مهارتهاي ابرانساني ـ اکتشاف، خلاقيت، ‏پياده‌سازي،‌ تاثيرگذاري و فعاليتهاي بدني ـ را براي خدمت هرچه بهتر به مشتري مورد استفاده قرار خواهند داد‎.
ارتقاي شادابي، اگر شغل اصلي نباشد، يک «شغل جنبي» براي هر ابرشغل خواهد بود، چراکه شادابي مانند اکسيژن براي ‏بقاي هر واحد صنعتي، تجاري، آموزشي و … لازم است‎. 
همه ابرشغلها، از آموزش و مشاوره گرفته تا نمايش، هدف مشترکي را دنبال مي‌کنند: کمک به ديگران براي ارتقاي ‏توانمنديهاي ابرانساني‌شان که عبارتند از‎: ‎
‎_ ‎فهميدن چرايي‌ها از طريق اکتشاف‎.
‎_ ‎آفرينش ايده‌هاي نو از طريق خلاقيت‎.
‎_ ‎تاثيرگذاري مثبت بر ديگران، به کمک مجموعه‌اي‌ از مهارتهاي اجتماعي که از شريک‌يابي و ارتباط تا مذاکره و رهبري ‏را در مي‌گيرد‎. 
‎_ ‎استفاده درست و بجا از «بدن» سالم خود و انجام کار از طريق فعاليتهاي گسترده‌اي چون باغباني، بازيگري، طبخ غذا و‎ ‎‎… ‎
چگونه يک ابرشغل اختراع کنيم؟
هيچکس به شما ابر شغلي را پيشنهاد نمي‌کند. اين خود شما هستيد که آن را با کاوش در مشکلات و فرصتهاي تازه، اختراع ‏مي‌کنيد. داستاني نقل مي‌كنيم از کسي که واقعاً اين کار را انجام داد‎. 
اوايل دهه 1990، يک کارشناس ارتباطات راه دور از کارش در شرکت اي‌تي‌ان دتي کناره گرفت و يک مشاور مستقل شد. ‏اندکي بعد درآمدش سر به فلک کشيد. او از شهامت و انعطاف‌پذيري‌ تازه‌اي که به دست آورده بود لذت مي‌برد و متوجه شد ‏که سخنرانيهايش خيلي پرطرفدارند. وقتي حباب فناوريهاي برتر ترکيد، همان‌طور که مشترياني مثل اي‌تي‌ان دتي و سيسکو ‏ناگهان تغيير مسير دادند، درآمد او هم فرو افتاد، و ديگر کسي سخنراني او را به هيچ هم نمي‌خريد. حالا بايد چه كار مي‌کرد؟‎
به پيرامونش نگاهي انداخت و دريافت كه تعداد زيادي از همسايگان با ويروس‌ها و پيچيدگيهاي فزاينده‌ي سيستم‌هاي عامل، ‏مشکل دارند. آنها از او مي‌پرسيدند که آيا مي‌تواند کمکي بکند؟ او بلافاصله يک شغل جديد را ديده بود‎: ‎او مي‌توانست پزشک ‏رايانه‌ها شود‎_ 
در اين داستان، چهار نکته جالب توجه وجود دارد‎.:‎
اول اين که آقاي مشاور به اين نكته پي برد كه در شرکتهاي بزرگ، انعطاف‌پذيري و امنيت خاطري که او مي‌خواهد، وجود ‏ندارد. بنابراين، شغل کارمندي را رها کرد و به خوداشتغالي روي آورد. منتظر باشيد که اين اتفاق براي شما هم در آينده ‏بيفتد: چتر حمايتي سازمان يا شرکتي که در آن کار مي‌کنيد، در آينده چندان قابل اطمينان نخواهد بود‎. ‎
نکته دوم اين‌ است که وقتي آقاي مشاور با ركود كسب و كارش روبرو شد، دوباره از پايه شروع کرد و خلاقيتش را به ‏کار انداخت. او پرسيد‎:‎
•   ‎ «‎من چرا اينجا هستم؟
•   ‎ ‎در انجام چه کاري خوب هستم؟
•   ‎ ‎چه مشتريان جديدي به من نياز دارند؟‎»‎
‎ ‎و به دنبال همين پرسشها بود که مسير شغلي جديدي را پيدا کرد‎. ‎
همچنان که تحولات فني، اقتصادي، و اجتماعي سرعت مي‌گيرند، ما مجبور مي‌شويم مهارتهاي انديشيدن و بازآفريني‌مان را ‏نيز نوتر کنيم‎. 
نکته‌ سوم اينکه شغل جديد او، شغلي از پيش شناخته شده و مصوب نبود_ در هيچ ديکشنري اقتصادي يا شغلي، شما ‏پزشک رايانه را پيدا نمي‌کنيد. علاوه بر اين، وقتي در دو پايگاه داده‌ شغلي معروف ـ‎ Monster.com ‎و‎ hotjobs.com ‎ـ ‏عبارت «پزشک رايانه» را جست‌وجو کردم، هيچ فهرست مستقلي پيدا نشد. اما وقتي همين عبارت را در گوگل جست‌وجو ‏کردم، به 40400 صفحه رسيدم. اين نشان مي‌دهد که بسياري ديگر نيز به اين نياز پي برده‌اند و دارند به اين حرفه كشيده ‏مي‌شوند. امروزه دورنماي فرصتهاي شغلي به قدري سريع تغيير مي‌کند که ديده‌بانهاي دولتي، و يا حتي شرکتهاي بزرگي را ‏که معروف به ابداع شغلهاي جديد هستند، جا مي‌گذارد‎. ‎بهترين فهرست مشاغل، موتورهاي جست‌وجو و اخبار روزانه ‏است‎. ‎
و بالاخره نکته چهارم اينکه آقاي مشاور در خط مقدم ذهن و رفتارش، مسئوليت‌پذيرانه عمل کرد. کليد موفقيت او در نقش ‏يک پزشک رايانه، قابل اعتمادبودن بود. او مي‌گويد ‏‎«‎مردم به اين دليل به من مراجعه مي‌کنند، که نه فقط مي‌توانم ‏رايانه‌هايشان را درست کنم، بلکه به اين خاطر که من از آن آدم‌هايي هستم که اگر يک وقت با خانواده‌شان در منزل تنها ‏بمانم، نگران نيستند‎». ‎
مثال بالا، نمونه‌اي از خلق يک شغل از هيچ است. آنچه وجود داشت فقط يک «تقاضاي پنهان» بود که تنها يک چشم تيزبين ‏مي‌توانست آن را ببيند. البته راه ديگري هم براي ابداع شغل جديد وجود دارد: شغل فعلي‌تان را اصلاح کنيد‎. ‎
تبديل يک شغل موجود به يک ابرشغل؛ چگونه‎
دهها ميليون ابرشغل قابل ابداع است، چرا که هر شغلي را مي‌توان به يک ابرشغل تبديل کرد. فرايند آن بسيار ساده، و ‏متشکل از دو گام است‎:
گام اول‎: ‎شغل فعلي را تا جايي که مي‌توانيد «خودکار» کنيد. با استفاده از کاغذ، اصلاح رويه‌ها يا هر ابتکار ديگري که ‏مي‌توانيد به خرج دهيد، بخشي از شغل را به رايانه بسپاريد. تنها در اين صورت مي‌توانيد از شر انجام دادن اين همه کار ‏خلاص شويد. در واقع، داريد به يک روبات مي‌گوييد که بيايد و شغل شما را تصاحب کند: «تو استخدام شده‌اي و کاري که ‏از تو مي‌خواهم انجام دهي اين است‎». 
گام دوم‎: ‎جنبه‌هاي ابرانساني شغل خود را توسعه دهيد. فهرست پنج مهارت اصلي و سه مهارت کمکي را مرور کنيد. ببينيد ‏در کدام جنبه از شغل خود مي‌توانيد خلاقيت بيشتري به کار بگيريد، يا کشف کنيد كه چرا بعضي چيزها درست عمل ‏نمي‌کنند، يا تاثيرگذاريتان را از طريق ارتباطات موثرتر بهبود بخشيد. تصور کنيد که مسئوليت‌پذيرتر شده‌ايد، يا کيفيت ‏مسئوليت‌هايتان را با دادن قولهاي شرافتمندانه‌تر بالاتر برده‌ايد‎.
همه ما نمي‌توانيم و قرار هم نيست که پژوهشگر نانو بشويم. جهاني که ما مي‌خواهيم و مي‌سازيم، براي همه‌ي خُلق‌وخوها و ‏سليقه‌ها اتاقي دارد: کساني که دوست دارند بيش از آنکه از مغزشان کار بکشند، با دست‌هايشان کار کنند يا آنهايي که از کار ‏کردن با آدمهاي جديد، بيش از سروکله زدن با ايده‌هاي جديد لذت مي‌برند. ابرشغلهاي آينده، همه اين تفاوتها را در بر ‏مي‌گيرد. تمام مهارتهاي ابرانساني ـ حتي آنهايي که با اشيا سرو كار دارند ـ از خطر ماشيني‌شدن در امانند؛ به شرطي که با ‏خودآگاهي دنبال شوند‎. 
حتي اگر شغلي کاملاً ماشيني شود، متصدي آن در صورتي که بخواهد مي‌تواند با استفاده از رويکرد دو گامي زير، آن را از ‏نو احيا کند و اين بار به صورت يک ابرشغل. اين وضعيت براي بسياري از کساني که در مشاغل اداري و مالي و پشتيباني ‏کار مي‌کنند، پيش‌ مي‌آيد که اگر هوشمندانه عمل نکنند، ممکن است شغل خود را کاملاً از دست بدهند. در گام اول، متصدي ‏شغل بايد هماهنگ با جريان خودکارسازي پيش‌ برود و راههايي بيابد که با آن بتوان کار را با زمان و تلاش کمتري انجام ‏داد. او از اين طريق به مديريت سازمان در خودکارسازي شغلي و بهره‌گيري از فناوريهاي پيشرفته کمک مي‌کند. سپس ‏متصدي ‏‎(‎در صورتي که هنوز شغلش را از دست نداده باشد) بايد از وقتهاي خالي خود براي تقويت مهارتهاي ابرانساني‌اش ‏استفاده کند. او بايد صميميت و سودمندي‌اش را براي مشتريان شرکت تقويت كند، و از مديرش بخواهد که وظيفه‌ها و ‏مسئوليتهاي بيشتري را به او بسپارد. از قدرت اکتشاف و خلاقيتش براي حل مسائل مشکل‌زا در کسب‌وکار ياري بگيرد و ‏تلاش کند تا راه‌حلهاي تازه‌اي ارائه دهد‎. 
همه مشاغل فعلي ـ از صندوق‌دار گرفته تا مديرعامل و از حسابدار گرفته تا جانورشناس ـ مي‌توانند روي نردبان ابرشغل ‏بالاتر بروند. نوآوريها بيشتر سراغ کساني مي‌روند که اشتياق بيشتري به دگرگوني دارند: خودِ صاحبان مشاغل‎. ‎
ابرشغلها سر بر مي‌آورند‎
ابرشغلهاي آينده ممکن است کاملاً نو يا نسخه بهبوديافته شغلهاي کنوني باشند و به احتمال زياد از نظر کيفي با شغلهاي ‏امروزي کاملاً متفاوتند و روي مهارتهاي ابرانساني تمرکز بيشتري دارند‎.‎
برنامه‌ريزي ابرشغلي‎
براي کساني که مي‌خواهند يک ابرشغل شايسته و ثروت‌آفرين را هدف بگيرند، پيروي از پنج گام زير پيشنهاد مي‌شود‎:
‎1. ‎تصميم بگيريد کداميک از مهارتهاي ابرانساني ـ اکتشاف، خلاقيت، پياده‌سازي، تاثيرگذاري، و فعاليت‌هاي بدني ـ بيشتر ‏با شما تناسب دارند‎. ‎کارآموزي و خلق شغلتان را حول همين محور برنامه‌ريزي کنيد، نه روي يک تخصص سنتي مثل ‏مهندسي شيمي يا ادبيات انگليسي. دانش تخصصي، گرچه هنوز مهم است، اما در مقابل مهارتهاي ابرانساني که پايا و غير ‏قابل ماشيني‌شدن هستند، کم مي‌آورد‎. 
‎2. ‎تعيين کنيد بر چه ماموريتي و در چه حوزه‌اي مي‌خواهيد تمرکز کنيد‎. ‎تصميم بگيريد مي‌خواهيد با کدام حوزه‌ مشکل‌خيز ‏و پر از مسائل حياتي گلاويز شويد: انرژي، دستکاري مواد، يا احياي انسان. بايد حوزه‌اي را بيابيد که هم با علائق شما ‏سازگار باشد و هم گره‌اي از مشکلات مشترک بشر بگشايد. آنچه اهميت دارد اين است که شما بهترين و بيشترين سعي ‏ممکن را به عمل آوريد تا استعدادهاي خود را در مسير درست به کار اندازيد‎. 
‎3. ‎دستمزد مناسب را در نظر بگيريد‎. ‎اگر پول و درآمد براي شما مسئله است، احتمالاً مجبور خواهيد شد بيشتر جست‌وجو ‏و مذاکره کنيد، اما پول نبايد شما را از ماموريت اصلي‌تان ـ مشارکت در حل مشکلات مشترک بشريت ـ منحرف کند‎. ‎تقريباً ‏همه شغلها، حتي پيش پا افتاده‌ترين آنها، مي‌توانند با تزريق انرژي ابرانساني به حرفه‌اي ارضاکننده و ارزشمند تبديل شوند. ‏اگر مي‌توانيد، هم‌زمان بر دو يا سه شغل متمرکز شويد. از قالبهاي نامتعارف همکاري و مشارکت استفاده کنيد‎. 
‎4. ‎با داشتن چند شغل، انعطاف‌پذيرتر شويد‎. ‎فرايند دو گامي پيش‌گفته را در نظر داشته باشيد: خودتان را از هر فعاليتي که ‏مي‌تواند ماشيني‌ شود خلاص کنيد. سپس روي تقويت مهارتهاي ابرانساني‌تان تمرکز کنيد. ابرشغلها سريعتر از شغلهاي ‏امروزي رايج مي‌شوند و از رونق مي‌افتند. بهتر اين است که مثل آچار فرانسه در همه‌چيز استاد شويد و آن‌ را خودکار کنيد، ‏سپس سراغ پيگيري هدف کلي‌تان برويد‎. 
‎5. ‎در تغييرات اجتماعي در سطوح ملي و بين‌المللي مشارکت کنيد‎. ‎اقدامهاي فردي، هرچند حياتي باشند، در خلاء جواب ‏نمي‌دهند. موفقيت شخصي و رفاه، ما را از فروپاشي اجتماعي نجات نخواهد داد‎. ‎
منبع‎:‎
W,SAMSON, RICHARD, FUTURE CAREERS: THE HIGH – POTENTIAL JOBS OF ‎TOMORROW.
‎_ ‎ريچارد دبليو سامسون، نويسنده و مدير موسسه ارانوا‎ (ERANOVA) ‎است. تخصص او در مهارتهاي ذهني، اثربخشي ‏و بهره وري انساني است. او مدل ذهني‎ DARE ‎را طراحي كرده است كه آگاهي فرد را نسبت به افكار، اقدامات، واكنشها و ‏نگرشهاي او بالا مي برد و از اين طريق توانايي او را در تمركز و انجام كارها بالا مي برد. او كتابي با موضوع ابرشغلها ‏دردست انتشار دارد كه نوشتار حاضر، خلاصه اي از آن است‎                                  .‎منبع:نشريه دنياي اقتصاد


تالار گفتگوی حسابداری

ابر شغل ها
« : دسامبر 15, 2012, 10:28:03 »

Tags: