نویسنده موضوع: تفاوت افزايش سرمايه از محل آورده نقدي و اندوخته در چيست  (دفعات بازدید: 1976 بار)

آفلاین عالی زاده

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 5
  • امتیاز های کاربر: 0
  • دانشگاه: لامرد
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی

در افزايش سرمايه‌هايي كه از محل اندوخته مي‌باشند، شركت با تاييد سهامداران تمام يا قسمتي از سود حاصله به واسطه فعاليت يك يا چند دوره مالي را به جاي تقسيم نقدي در بين سهامداران به افزايش سرمايه شركت اختصاص مي‌دهد. در اين حالت سهامداران وجهي را بابت افزايش سرمايه به شركت پرداخت نمي‌نمايد و سهام جايزه را از شركت دريافت مي‌نمايند.
در افزايش سرمايه‌هايي كه از محل آورده نقدي صورت مي‌گيرد، شركت يا اندوخته اي براي صرف به منظور افزايش سرمايه ندارد و يا سهامداران راي به اندوختن منابع به منظور افزايش سرمايه نداده اند. در اين صورت روال معمول بدين گونه مي‌باشد كه سهامداران شركت در زمان افزايش سرمايه به ازاي هر سهم جديد 1000 ريال به شركت پرداخت مي‌نمايند و سهام جديد يا حق تقدم به آنها تعلق مي‌گيرد.

تحليل شركت‌هاي سرمايه‌گذاري با استفاده از متغير ارزش پرتفوليو

ارزش بازار يا ارزش پرتفوليو يك شركت سرمايه گذاري از حاصل تقسيم ارزش جاري سهام موجود در پرتفوليو شركت سرمايه گذاري بر تعداد سهام آن شركت به دست مي‌آيد. به عبارت ساده، اين متغير نشان مي‌دهد كه چه مقدار سود از سرمايه‌گذاري‌ها در صورت فروش آنها نصيب هر سهم شركت مي‌شود. اين متغير را مي‌توان از اطلاعات منتشره توسط شركت‌ها به دست آورد.
همانطور كه گفته شد اين عدد به نحوي نشان‌دهنده ارزش جاري سرمايه‌گذاري‌هاي شركت براي هر سهم مي‌باشد. با مقايسه قيمت روز سهم و ارزش پرتفوليو شركت مي‌توان گمانه‌زني‌هايي در مورد وضعيت و قيمت آتي سهم انجام داد. عموما ارزش پرتفوليوي يك شركت سرمايه گذاري در حدود قيمت سهم آن شركت مي‌باشد و اختلاف زيادي با قيمت سهم ندارد. اما همين اختلاف اندك در تحليل‌هاي عددي شركت‌هاي سرمايه‌گذاري اهميت بسزايي دارد. اين بررسي‌ها را در سه حالت مي‌توان در نظر گرفت:
در حالت اول ارزش پرتفوليو شركت بيش قيمت روز سهم است. در اين صورت در ابتدايي‌ترين سطح بررسي‌ها دو نكته را مي‌توان متصور بود. اول اينكه قيمت سهم حداقل قابليت دستيابي به قيمت‌هايي در حدود ارزش پرتفوليو را خواهد داشت. به عنوان مثال ارزش پرتفوليو يك شركت سرمايه‌گذاري به ازاي هر سهم 2100 ريال مي‌باشد در صورتي كه ارزش جاري سهم اين شركت 1700 ريال است. اما بايد توجه داشت كه به احتمال قوي عاملي باعث اين اختلاف قيمت گرديده و عموما تحليل صنايع موجود در پرتفوليو چنين شركت‌هايي بيانگر عدم اطمينان بازار در مورد ادامه سودآوري و رشد آنها مي‌باشد. در نتيجه بازار با چنين سهامي‌با احتياط برخورد كرده و در بسياري از مواقع حاضر به خريد سهام چنين شركت‌هايي حتي با قيمتي برابر ارزش پرتفوي آنها نمي‌باشد. اما با بروز تحولاتي هر چند ناچيز در اين صنايع بازار با اطمينان بيشتري نسبت به قبل با سهم شركت سرمايه‌گذاري برخورد كرده و مي‌تواند قيمت سهام شركت را به سرعت به محدوده ارزش پرتفوليو برساند.
در حالت دوم ارزش پرتفوليو شركت با قيمت روز سهم برابر بوده و از نظر قابليت رشد قيمت سهم نمي‌توان به راحتي امكاني را در نظر گرفت. اما باز هم در اين حالت شرايط ديگري از جمله تحليل صنايع موجود در سبد سهام شركت، بازار سازي سهم و غيره در تعيين قيمت سهم دخيل مي‌باشند.
در حالت سوم قيمت سهم بيش از ارزش پرتفوليو شركت مي‌باشد. يكي از ابتدايي‌ترين تحليل‌ها در اين مورد را مي‌توان به انتظار رشد آتي سهم شركت سرمايه‌گذاري به دلايلي از جمله انتظار رشد صنايع موجود در سبد آن مرتبط دانست. اما در صورتي كه چنين آينده‌اي براي روند سهم متصور نباشد، مي‌توان احتمال كاهش قيمت سهم را نيز در نظر داشت. اما در غير اين صورت ثبات روند فزوني قيمت سهم نسبت به ارزش پرتفوليو مي‌تواند ادامه دار باشد. در نهايت بايد توجه داشت كه مطالب ذكر شده در اين بخش تنها قسمت‌هايي از تحليل‌ها را شامل مي‌شود و با اتكا صرف به آنها نمي‌توان نتيجه‌گيري كاملي در مورد گزينش سهام به دست آورد و خوانندگان بايد در مورد نحوه گزينش‌هاي خود تمام موارد را در نظر داشته باشند.


حمايت و مقاومت(بخش اول(

فرض كنيد كه قيمت سهام حاصل نبرد تن به تن بين خريداران و فروشندگان باشد. خريداران به دنبال بالا كشيدن قيمت و فروشندگان به دنبال پايين كشيدن قيمت هستند. سمت و سوي جابجايي قيمت نشان مي‌دهد كه كدام گروه برنده نبرد بوده است.

اين حال را مي‌توانيد با نمودار قيمت شركت Philip Morris كه در شكل زير نشان داده شده مقايسه كنيد. مشاهده مي‌كنيد كه در طول دوره نشان داده شده قيمت چطور هر بار تا سطح 50/45 دلار پايين آمده است، خريداران كنترل را در دست مي‌گيرند و از سقوط بيشتر قيمت سهام جلوگيري مي‌كنند. اين نشان مي‌دهد كه در قيمت 50/45 دلار خريداران احساس مي‌كنند كه سرمايه‌گذاري در شركت Philip Morris سودآور است ( و فروشندگان نيز تمايل به فروش پايين‌تر از 50/45 دلار را ندارند). اين عملكرد قيمت به حمايت مشهور است چرا كه خريداران از قيمت 50/45 حمايت مي‌كنند.
 
 

مشابه حمايت، سطح مقاومت نقطه‌اي است كه در آن فروشندگان كنترل قيمت را در اختيار مي‌گيرند و از افزايش آن جلوگيري مي‌كنند.
با توجه به شكل زير مي بينيد كه چطور هر بار قيمت تا نزديك 50/51 مي‌آيد، و با بيشتر شدن تعداد فروشندگان نسبت به خريداران جلوي رشد قيمت گرفته مي‌شود.
 
 

قيمتي كه در آن دادوستد سهم اتفاق مي‌افتد قيمتي است كه در آن يك خريدار و يك فروشنده به توافق مي‌رسند كه با هم معامله كنند. اين نشان دهنده توافق در انتظارات و توقعات هر دو است. خريداران فكر مي‌كنند كه قيمت بالاتر مي‌رود و فروشندگان فكر مي‌كنند كه قيمت پايين‌تر مي‌رود.
سطوح حمايت نشان دهنده قيمتي است كه در آن بيشتر سرمايه‌گذاران اعتقاد دارند كه قيمت بالاتر مي‌رود، و سطوح مقاومت نشان دهنده قيمتي هستند كه در آن اكثر سرمايه‌گذاران احساس مي‌كنند كه قيمت پايين خواهد رفت.
اما انتظارات سرمايه‌گذاران به مرور زمان تغيير مي‌كند! براي مدتها سرمايه‌گذاران توقع نداشتند كه قيمت شركت صنايع Dow از 1000 دلار بيشتر شود (مقاومت شديد نمايش داده شده در شكل زير گواه اين مطلب است). ولي فقط چند سال بعد سرمايه‌گذاران تمايل داشتند كه سهام Dow را حوالي قيمت 2500 دلار معامله كنند.
 
 

وقتي انتظارات سرمايه‌گذار تغيير مي‌كند، عموماً همين قدر ناگهاني عمل مي‌كنند. در شكل زير توجه كنيد كه قيمت چگونه از محدوده مقاومت شركت Hasbro خارج مي‌شود. همچنين توجه كنيد كه گذر از سطح مقاومت با افزايش چشم‌گيري در حجم معاملات همراه است.{ نمودار حجم معاملات بصورت استاندارد زير نمودار قيمت و به شيوه ستوني رسم ميشود. مقياس زماني هر دو نمودار قيمت و حجم معاملات يكي ميباشد. حجم معاملات در هر روز تعداد سهم مبادله شده در روز مورد نظر است.}
 

وقتي كه سرمايه‌گذاران پذيرفتند كه Hasbro را بالاتر از 20 دلار هم مي‌توان خريد و فروش كرد، طبعاً سرمايه‌گذاران بيشتري تمايل به خريد اين سهام پيدا ميكنند (در نتيجه هم قيمت و هم ميزان حجم مبادلات افزايش يافته است). همچنين فروشندگاني كه پيش از اين با نزديك شدن قيمت به 20 دلار سهمشان را ميفروختند{و باعث سقوط سهم ميشدند} توقع دارند كه قيمت رشد بيشتري داشته باشد و ديگر تمايلي به فروش ندارند.
بوجود آمدن سطوح حمايت و مقاومت شايد قابل توجه‌ترين و تكرارپذيرترين وقايع در نمودارهاي قيمت است. شكسته شدن سطوح حمايت / مقاومت{توسط نمودار قيمت} ممكن است بخاطر تغييرات بنياديني كه بالاتر يا پايين‌تر از انتظارات سرمايه‌گذاران است(مثل تغيير در درآمد، مديريت، رقبا و ...) باشد يا بخاطر پديده تشديد رواني(سرمايه‌گذاران با ديدن افزايش قيمت خريد مي‌كنند) رخ بدهد.{همانطور كه به ياد داريد در تحليل تكنيكال} دلايل يك واقعه به اندازه نتايج و آثار آن(روي نمودار قيمت!) اهميت ندارند. انتظارات جديد منجر به ايجاد سطوح قيمتي جديد مي‌شود.
شكل زير نشان دهنده شكست سطح مقاومت است كه بخاطر تغييراتي در عوامل بنيادي بوجود آمده‌است(پارامترهاي فاندامنتال). گذر زماني رخ داد كه شركت Snapple گزارش درآمد جديدي، بيش از حد توقع سهامداران را منتشر كرد. اگر داريد از خود سوال ميكنيد كه ما از كجا فهميديم كه گزارش فوق بالاتر از حد انتظار سهامداران شركت بوده است؟ جواب اينجاست: به وسيله تغييرات قيمت به‌وجود آمده پس از ارائه گزارش!
 
 

بعضي از سطوح حمايت / مقاومت بسيار احساسي هستند. به عنوان مثال در نمودار قيمت زير در نزديك قيمت 3000 دلار، توقعات سرمايه‌گذاران زمان زيادي ثابت باقي مانده است و شركت كار سختي را در تغيير انتظارات سهامداران پيش رو داشته و روند تغيير سطح قيمتي به كندي پيش ميرود.
 
 






















منبع:
حمايت و مقاومت(بخش دوم)
عرضه و تقاضا
هيچ چيز اسرار آميزي در مورد حمايت و مقاومت وجود ندارد اين همان قاعدة عرضه و تقاضاي قديمي است‌‌‌، اصول اقتصاد خرد را به ياد بياوريد: خطوط عرضه يا تقاضا نشان ميدهند كه عرضه يا تقاضا در يك قيمت مشخص چقدر خواهد بود.
خط عرضه نشان دهنده مقداري (تعداد سهام) است كه فروشندگان تمايل دارند در قيمت مشخصي عرضه كنند و بفروش برسانند. وقتي قيمت افزايش مي‌يابد، تعداد فروشندگان هم بيشتر ميشود و دليل آن هم اينست كه سهامداران بيشتري تمايل به فروش در قيمت هاي بالاتر دارند.
خط تقاضا نشان دهنده تعداد سهامي است كه سهامداران در قيمت مشخصي، تمايل به خريد آن دارند. با افزايش قيمت همانطور كه تمايل خريداران براي خريد سهام كم مي‌شود از تعداد آنها نيز كاسته مي‌شود.
شكل زير(نمودار عرضه – تقاضا) نشان مي‌دهد كه در هر قيمتي، چه تعداد خريدار و فروشنده وجود دارند. به عنوان مثال نمودار زير نشان مي‌دهد كه در قيمت 5/42، 10 خريدار و 25 فروشنده وجود دارند.
 
 
حمايت در قيمتي رخ مي‌دهد كه در آن خط عرضه به محور عمودي مي‌رسد (به عنوان مثال 5/27 در نمودار بالا). قيمت پايين‌تر از اين مقدار نمي‌آيد، چرا كه هيچ فروشنده‌اي حاضر به فروش در اين قيمت{يا قيمتهاي پايين‌تر} نيست. مقاومت در قيمتي رخ مي‌دهد كه در آن خط تقاضا به محور عمودي مي‌رسد (به عنوان مثال 5/47 در شكل بالا). قيمت از اين مقدار بالاتر نمي‌رود، چرا كه هيچ خريداري حاضر به خريد در قيمت‌هاي بالاتر از اين مقدار نيست.
در يك بازار آزاد اين خطوط دائما در حال تغيير هستند. همانطور كه انتظارات سرمايه‌گذار تغيير مي‌كند، قيمت‌هاي مورد پذيرش خريدار و فروشنده نيز تغيير مي‌كند. شكست سطح مقاومت نشان دهنده جابجايي نمودار تقاضا به سمت بالا مي‌باشد يعني خريداران حاضرند كه سهام را در قيمت‌هاي بالاتر خريداري كنند. بطور مشابه شكست سطح حمايت نشان مي‌دهد كه نمودار عرضه به سمت پايين جابجا شده است.
اساس بسياري از ابزارهاي تحليل تكنيكي ريشه در مفهوم حمايت و مقاومت دارد. نمودار قيمت سهام ديد خوبي از عملكرد اين نيروها در تقابل با يكديگر به ما مي‌دهد.
پشيماني معامله‌گران
پس از يك شكست در سطح حمايت / مقاومت، عموماً اين سئوال براي معامله‌گران پيش مي‌آيد كه سطح قيمت جديد چيست. به عنوان مثال، بعد از يك گذر قيمتي از سطح مقاومت، هر دو گروه فروشندگان و خريداران ممكن است به سطح قيمتي جديد به ديده شك و ترديد نگاه كنند{و آن را معتبر ندانند} و تصميم به فروش بگيرند. اين مسئله باعث به وجود آمدن پديده‌اي مي‌شود كه از آن به عنوان " پشيماني معامله‌گران " ياد مي‌كنيم. پس از واقع شدن اين پديده و شكست سطح مقاومت(يا حمايت) سطح قيمتي جديد مورد توافق خريداران و فروشندگان قرار نميگيرد و قيمت به سطح مقاومت(يا حمايت) قبلي باز ميگردد.
گذر سهام شركت Phillip Morris را در شكل زير در نظر بگيريد. توجه كنيد كه چطور بعد از شكست سطح مقاومت، قيمت با يك تصحيح به سطح قيمتي پيشين باز مي‌گردد.
 
 
رفتار قيمت پس از دوره‌هاي پشيماني معامله گران بسيار مهم و تعيين كننده است. يكي از اين دو حالت رخ مي‌دهد: يا همه به اين نتيجه مي‌رسند كه قيمت جديد قابل اتكا نيست، كه در اين حالت قيمت به سطح قيمت پيشين بر مي‌گردد، يا سرمايه‌گذاران قيمت جديد را مي‌پسندند، كه در اين حالت قيمت به حركت در همان جهتي كه سطح حمايت يا مقاومت را قطع كرده است، ادامه ميدهد.
پس از دوره پشيماني معامله‌گران، در حالتي كه اجماع انتظارات بر اين است كه قيمت جديد(كه بالاتر است) غير قابل قبول است، تله سنتي صعود تقلبي(گذر نادرست) به وجود مي‌آيد. همانطور كه در شكل زير نشان داده شده است قيمت از سطح مقاومت 5/67 دلار خارج شده است (فريب‌خوردن گله خريداران مبني بر بالاتر رفتن قيمت)، و سپس با توافق بر قابل اتكا نبودن قيمت جديد، قيمت به زير سطح مقاومت برگشته و خريداراني را كه سهام‌هاي با قيمت بالا خريداري كرده‌اند را جا مي‌گذارد.
 
 
شرايط مشابهي تله نزول تقلبي را به وجود مي‌آورد. به شكل زير توجه كنيد. قيمت به قدري زير سطح حمايت باقي‌ مي‌ماند كه افراد با نگاه نزولي به سهم را وادار به فروش مي‌كند و سپس قيمت به بالاتر از سطح حمايت باز مي‌گردد و فروشندگاني كه سهام خود را در قيمت پايين فروخته‌اند از دور خارج مي‌كند.
 
 
حالت ديگري كه ممكن است در ادامه پشيماني معامله‌گران رخ دهد اين است كه سرمايه‌گذاران قيمت جديد را قابل قبول دانسته و بپذيرند. در اين حالت قيمت به تغيير خود در راستاي گذر{شكستن سطح حمايت / مقاومت} ادامه مي‌دهد، يعني حركت قيمت به سمت بالا اگر گذر از سطح مقاومت رخ داده باشد و به سمت پايين اگر گذر از سطح حمايت رخ داده باشد. يك نمونه از اين نوع رفتار قيمتي را در نمودار زير مشاهده ميكنيد.
{قرارداد: از اين به بعد شكستن سطح حمايت يا مقاومت توسط نمودار قيمت را "گذر" ميناميم}
 
 
يك راه براي پيش‌بيني انتظارات پس از "گذر" توجه به مقادير خريد و فروش است. اگر قيمت از سطح حمايت / مقاومت با افزايش زيادي در حجم معاملات گذر كند و پشيماني معامله‌گران معمولا در مقادير حجمي كم صورت بگيرد، نتيجتاً انتظارات جديد حكمفرما خواهد شد (يعني تعداد كمي از سرمايه‌گذاران پشيمان شده‌اند). برعكس، اگر گذر با حجم معاملات متوسط رخ بدهد و عموماً پشيماني در مقادير زياد صورت بگيرد، نشان دهنده اين است كه انتظارات تعداد كمي از سرمايه‌گذاران تغيير مي‌كند و از نظر اغلب آنها قيمت اوليه قابل قبول است{در اين حالت شاهد پديده برگشت دوباره قيمت به زير خط روند- يا بالاي خط حمايت- خواهيم بود).
تبديل مقاومت به حمايت
وقتي گذر از محدوده مقاومت با موفقيت صورت بگيرد{يعني قيمت دوباره به زير خط مقاومت باز نگردد} اين سطح براي ادامه روند قيمت، يك سطح حمايت محسوب مي شود. همچنين وقتي گذر از سطح حمايت با موفقيت صورت بگيرد، اين سطح تبديل به سطح مقاومت مي‌شود.
نمونه تبديل شدن سطح مقاومت به سطح حمايت در شكل زير نشان داده شده است. وقتي قيمت سد مقاومت 45 دلاري را مي‌شكند 45 دلار تبديل به سطح حمايت مي‌شود.
اين بخاطر ايجاد نسل جديدي از خريداران است كه در قيمت زير 45 دلار خريد نكرده‌اند (چرا كه انتظار افزايش قيمت را نداشته‌اند) و اكنون منتظرند كه قيمت به نزديكي 45 دلار برسد تا خريد كنند{يعني از قيمت 45دلار حمايت ميكنند{
 
 
بطور مشابه، وقتي قيمت بطور قطع به زير سطح حمايت سقوط مي‌كند، اين سطح عموما تبديل به سطح مقاومت مي‌شود و گذر قيمت از اين سطح به سختي صورت مي‌گيرد. وقتي كه قيمت به نزديكي سطح حمايت قبلي(مقاومت فعلي) مي‌رسد، سرمايه‌گذاران سعي مي‌كنند با فروش سهام خود ضرر خود را كم كنند (به شكل زير توجه كنيد)
 
 
جمع‌بندي
ما تا آنجايي كه ممكن بود به تشريح عملكرد قيمت، انتظارات سرمايه‌گذار، و حمايت و مقاومت پرداختيم. از تجربه همكاري با سرمايه‌گذاران به اين نتيجه رسيده‌ايم كه اغلب سرمايه‌گذاران مي‌توانند با توجه به عوامل اصلي ايجاد تغييرات در قيمت سهام يعني: انتظارات سرمايه‌گذاران و عرضه / تقاضا عملكرد خود را بهبود ببخشند.
1- آنچه در ادامه آمده است خلاصه‌اي كوتاه در مورد مفهوم حمايت / مقاومت است:
قيمت سهام نشان دهنده ارزش بازاري منصفانه‌اي است كه مورد موافقت خريداران (مثبت نگرها) و فروشندگان (منفي نگرها) است.
2- تغيير در قيمت سهام نتيجه تغيير در انتظارات سرمايه‌گذاران در مورد قيمت آتي سهم است.
3- سطح حمايت وقتي به وجود مي‌آيد كه اتفاق آرا بر اين است كه قيمت پايين تر نمي‌رود. اين نقطه‌اي است كه در آن تعداد خريداران از فروشندگان بيشتر است.
4- سطح مقاومت وقتي به وجود مي‌آيد كه اتفاق آرا بر اين است كه قيمت بالاتر نمي‌رود. اين نقطه‌اي است كه در آن تعداد فروشندگان از خريداران بيشتر است.
5- گذر از سطح حمايت يا مقاومت نشان‌دهنده تغيير در انتظارات سرمايه‌گذاران و جابجايي در نمودار عرضه و تقاضا است.
6- حجم معاملات براي تعيين قدرت واقعي تغيير انتظارات بكار مي‌آيد.
پشيماني معامله‌گران معمولا در ادامه گذر از سطح حمايت يا مقاومت وقتي كه قيمت دوباره به سطح قبلي بر مي‌گردد رخ مي‌دهد.

روندها (Trends)
در بخشهاي قبل ديديم كه چگونه با تغيير در رفتار و انتظارات سهامداران، حمايت(support) و مقاومت(resistance) بوجود مي آيد كه نتيجه اين حمايت يا مقاومت در صفهاي خريد يا فروش قابل مشاهده است. اينگونه تغييرات معمولا بر پايه اخبار {و يا شايعات} استوار بوده و عموما ناگهاني بوجود مي آيد.
در اين بخش، به روند تغييرات قيمت ميپردازيم. روند، گوياي يك تغيير مداوم }مثبت يا منفي} در يك دوره زماني است (مثلا تغيير در انتظارات و توقعات سهامداران يك شركت). روند قيمت بر اساس درجه حمايت يا مقاومت يك سهم متغير است. چون حمايت و مقاومت سدي در برابر تغييرات هستند و در مقابل تغييرات روند قيمت مقاومت ميكنند.
همچنان كه در نمودار زير پيداست، يك روند قيمت صعودي توسط روز به روز بالاتر رفتن قيمت يك سهم بوجود مي آيد( يعني قيمت حداقل (Minimum) سهم روند صعودي داشته باشد). يك ديد ديگر نسبت به يك روند قيمت صعودي بالاتر رفتن درجه حمايت سهم است، باين صورت كه مثبت نگرها كنترل كننده بوده و قيمت را بسمت بالاتر رفتن هل ميدهد.
 
 

نمودار زير نشاندهنده يك روند نزولي قيمت است. اين روند از پايين تر رفتن قيمت حداكثر روزانه در طي يك دوره زماني تشكيل ميشود. ميتوان يك روند نزولي را بصورت افت درجه مقاومت يك سهم نيز در نظر گرفت. كاهش دهنده هاي قيمت فعال ترند و قيمت را بسمت پايين ميكشند.
 
 

وقتي قيمت به مرزهاي حمايت يا مقاومت ميرسد، انتظارات از سهم تغيير ميكند. قيمت ميتواند خط روند (trendline) را چه در حالت صعودي و چه در حالت نزولي قطع كند. نمودار زير نشاندهنده مقاومت سهم شركت merick دربرابر روند نزولي قيمت است. يعني قيمت چند بار خط روند را قطع كرده و حكايت از عدم رضايت سهامداران از روند منفي شدن سهم و انتظار آنها براي مثبت شدن قيمت دارد.
به حجم معاملات(نمودار ستوني زير نمودار قيمت) توجه كنيد. دقت كنيد كه چطور پس از تقاطع خط روند و نمودار قيمت، حجم معاملات بالا ميرود. اين شاهدي مهم بر اين مدعاست كه روند قبلي(نزول قيمت سهم) در حال تغيير است. {همانطور كه ديده ميشود در ماه نوامبر در محلي كه علامت breakout بمعني «شكست روند» گذاشته شده اين موضوع ثابت ميشود و روند نزولي برعكس شده و از اين پس صعود قيمت را شاهد هستيم}.
 
 

شبيه به موضوع حمايت و مقاومت، بعضي مواقع نيز شاهد پشيماني سهامداران يك سهم و رويگرداني از آن هستيم.
يعني پس از يك تقاطع خط روند با نمودار قيمت، شاهد كاهش قيمت بخاطر عرضه سهم و دست برداشتن سهامداران از آن سهم هستيم.
 

بازهم نمودار حجم معاملات گوياي قدرت(ميزان نفوذ) يك روند بر روند قبلي ميباشد. در مثال بالا حجم معاملات پس از قطع شدن خط روند بالا رفته است ولي اين ميزان معاملات ضعيف بوده و قدرت كافي براي راندن قيمت به حدود روند قبلي ندارد.

نگاهي دقيق تر به روندها و خطوط روند

تحليل تكنيكال بر اين فرض كه قيمتها روند دارند شكل گرفته است. خطوط روند در روش تكنيكال ابزار مهمي براي شناسايي(identification) و اثبات(confirmation) يك روند هستند. يك خط روند خط راستي است كه دوياچند نقطه روي نمودار قيمت را به هم وصل ميكند و سپس بسوي روزهاي آينده نيز امتداد داده ميشود تا يك خط حمايت يا مقاومت را تشكيل دهد. خيلي از اصولي كه درباره حمايت و مقاومت وجود دارد درباره خطوط روند نيز قابل كاربرد است.

روندهاي رو به بالا (صعودي(
 
 
يك روند رو به رشد يك خط با شيب مثبت است كه از وصل كردن دو يا چند نقطه مينيمم{نسبي} بدست مي آيد. نقطه مينيمم دوم بايد بالاتر از مينيمم اول باشد تا شيب خط مثبت شود.روندهاي رو به بالا بصورت حمايت عمل ميكنند و نشاندهنده اينست كه تقاضاي خالص(= تقاضا – عرضه) با بالا رفتن قيمت افزايش مي يابد.وقتي با بالا رفتن قيمت سهم تقاضا نيز افزايش پيدا كند سهم رشد زيادي خواهد داشت و نشان از عزم جزم خريداران سهم دارد. تا زماني كه قيمت سهم بالاي خط روند باقي بماند روند مثبت، محكم و بدون تغيير باقي ميماند. يك شكست قيمت بزير خط روند مثبت، نشاندهنده ضعيف شدن تقاضاي خالص بوده و احتمال تغيير در روند را بايد در نظر گرفت.
 
 
روندهاي رو به پايين( نزولي(
يك روند نزولي خطي با شيب منفي است كه از وصل كردن دو يا چند نقطه ماكزيمم{نسبي} بدست مي آيد. نقطه حداكثر دوم بايد پايين تر از نقطه اول باشد تا خطي با شيب منفي را تشكيل دهد. روند منفي بصورت مقاومت عمل كرده و نشاندهنده افزايش در عرضه خالص(=عرضه – تقاضا) علي رغم افت قيمت سهم است. وقتي افت قيمت همزمان با افزايش عرضه اتفاق مي افتد شاهد افت در سهم بوده واين موضوع حكايت از تصميم راسخ سهامداران بر فروش سهم دارد. تا زماني كه قيمت ها زير خط روند قرار دارند روند بدون تغيير و ثابت در نظر گرفته ميشود. يك شكست ناگهاني در قيمت و بالاتر رفتن قيمت ازخط روند نشاندهنده كم شدن عرضه خالص بوده و بايد احتمال تغيير در روند قيمت سهم را در نظر داشت.
تنظيمات مقياس نمودار
بنظر ميرسد رسم خطوط روند از نقاط حداقل يا حداكثر نمودار قيمت، در مقياس لگاريتمي بهتر نتيجه ميدهد. اين موضوع مخصوصا وقتي خطوط روند بلند مدت رسم ميشوند يا زمانيكه تغيير بزرگي در روند قيمت سهم بوجود آمده بيشتر خودنمايي ميكند.اكثر نرم افزارهاي رسم نمودار،اجازه رسم نمودار با دو نوع مقياس را به كاربر ميدهند : مقياس حسابي و مقياس لگاريتمي. درمقياس حسابي فواصل ارقام روي محور قائم(y) با هم يكسان است.يعني يك رشد 10 دلاري در قيمت يك سهم، چه قيمت سهم از 10 دلار به 20 دلار رشد داشته و چه از 100 دلار به 110 دلار رسيده باشد،يكسان نمايش داده ميشود.در حاليكه در يك نمودار نيمه لگاريتمي مقادير روي محورy بصورت درصدي نمايش داده ميشوند،به عنوان مثال رشد قيمت سهم از 10 دلار به 20 دلار يك بازده 100% محسوب ميشود درحاليكه رشد قيمت از 100 دلار به 110 دلار نشاندهنده يك بازده 10% است.
 
 
درنمودار بالا(شركتEMC) يك رشد قيمتي زياد در طول اين بازه زماني طولاني{2سال} اتفاق افتاده است.همانطور كه مشخص است در مقياس حسابي افت قيمت به زير خط روند وجود ندارد ولي خط روند در مقياس لگاريتمي بدون شكستگي و تغيير شيب است و نسبت به مقياس حسابي شيب هموارتري دارد. قيمت اين سهم درمدت زماني كمتراز2 سال،3 بار دوبرابرشده است.در مقياس نيمه لگاريتمي خط روند كاملا صعودي و با شيب ثابت است. در مقياس حسابي،سه خط روند جداگانه براي مشخص كردن روند صعود قيمت سهم لازم است كه رسم شوند.
 
 
در مثال دوم(شركت BD) دو بار به صورت غلط اندازي بسمت بالا شكسته است و اين در حاليست كه در طول سالهاي 1999 و 2000 قيمت سهم افت داشته است.اين شكستها ميتواند باعث گول خوردن و خريد پيش از هنگام درست شود ولي مشخصا بعد از هر دو قيمت سهم باز هم سقوط كرده است. سهم اين شركت،در طول اين دوره 2 ساله سه بار به نصف قيمت قبلي سقوط كرده است. مقياس نيمه لگاريتمي باز هم درصد سقوط قيمت سهم را بصورت هموار و بدون شكستگي در خط روند نشان ميدهد.
تشخيص اعتبار خطوط روند
براي رسم خط روند نياز به دو يا چند نقطه داريم. هر چقدر تعداد نقاط رسم خط روند بيشتر باشد اعتبار و درستي درجه حمايت(يا مقاومت) مربوط به خط روند بيشتر اثبات ميشود. بعضي مواقع ممكن است يافتن بيش از 2 نقطه براي رسم خط روند دشوار باشد. علي رغم كاربردي و كليدي بودن خطوط روند در تحليل تكنيكال،هميشه امكان رسم خط روند روي هر نمودار قيمتي وجود ندارد. گاهي اوقات مينيمم ها يا ماكزيمم ها با همديگر جور نيستند و اينطور مواقع بهتر است خط روند رسم نگردد،بجاي اينكه به اجبار خط روند اشتباهي رسم كنيم. قاعده اصلي در رسم خط روند اين است كه با دو نقطه خط رسم ميشود و نقطه سوم براي تائيد اعتبار خط روند بكار مي آيد.
 
 
در نمودار بالا مربوط به شركت MSFTيك خط روند صعودي رسم شده كه 4 بار توسط نمودار قيمت لمس شده و سپس رشد كرده است. بعد از چهارمين لمس در نوامبر99،خط روند يك خط حمايت معتبر در نظر گرفته ميشود.حالا كه قيمت براي چهارمين بار به سوي بالاي خط روند جهش ميكند،اطمينان نسبت به خط حمايت بيش از پيش قابل اتكاست. تا زماني كه قيمت بالاي خط روند(اينجا بمساوي با خط حمايت است) باقي ميماند،روند تحت كنترل خريداران قرار دارد.يك شكست قيمت بزير خط روند گوياي علامت هشداريست كه حكايت از عرضه خالص در حال افزايش است و تغيير در روند قيمت ممكن است بزودي اتفاق بيافتد.
فواصل نقاط رسم خطوط روند
همانطور كه گفته شد نقاط حداكثر(ماكزيمم)،خطوط روند نزولي را تشكيل ميدهند و نقاط حداقل(مينيمم) خط روند صعودي را رسم ميكنند. اين نقاط حداكثر يا حد اقل نبايد خيلي از هم دور يا نسبت به هم نزديك باشند.فاصله مناسب بين اين نقاط،توسط عواملي از اين قبيل تشخيص داده ميشوند: مقياس زماني رسم نمودار،محدوده تغييرات قيمت و نظرات شخصي تحليل گر. اگر دو نقطه مينيمم به هم خيلي نزديك باشند،اعتبار عكس العمل مينيمم(يعني ماكزيمم بعدي) بزير سوال ميرود {يعني نميتوان مطمئن بود اين مينيمم باعث بوجود آمدن ماكزيمم قابل توجهي در آينده بشود،در حاليكه اگر خط روند معتبر و قابل اتكا باشد،اتفاق افتادن اين موضوع تقريبا اجتناب ناپذير است}.اگر دو نقطه مينيمم از هم بسيار دور باشند ارتباط مابين اين دو نقطه حداقل مشكوك و غير قابل اتكاست. يك خط روند ايده آل و قابل اعتماد از تعدادي نقطه حداقل(يا حداكثر) با فواصل منطقي كه بصورت هموار و پي در پي خط روندي را تشكيل ميدهند. خط روند رسم شده در نمودار بالا براي شركت MSFT يك نمونه از فاصله خوب و مناسب بين نقاط حداقل براي رسم خط روند ميباشد.
 
 
در نمودار بالا(شركت WMT) نقطه ماكزيمم دوم بنظر خيلي نزديك به نقطه حداكثر اولي ميرسد و خط روند بدست آمده خيلي قابل اتكا و معتبر نيست. بهر حال خط روند بهتري نيز قابل رسم است به اين صورت كه نقطه دوم ِ حداكثر(شماره 2) را به عكس‌العمل(ماكزيمم) بوجود آمده بخاطر مينيمم ماه فوريه، وصل كنيم.
زوايا و شيبها در خطوط روند
هر چقدر شيب خطوط روند بيشتر شود(قيمت با روند تندتري تغيير كند) از اعتبار درجه حمايت يا مقاومت كاسته ميشود. يك خط روند تند حاصل از يك جهش(يا افت) ناگهاني دريك بازه كوتاه زماني است. خط روند بوجود آمده بدليل اينگونه تغييرات ناگهاني، بعيد است كه يك خط حمايت يا مقاومت معني دار و قابل اعتماد را مشخص كند. حتي اگر سه نقطه معتبر وجود داشته باشند كه خطي با شيب به اين تندي را بعنوان يك خط حمايت يا مقاومت معرفي كند باز هم بسختي ميتوان به آن اطمينان كرد.
 
 
خط روند سهم شركت ياهو(با نمادYHOO) در طول 5 ماه، چهار بار توسط نمودار قيمت تماس يافته است. فاصله بين نقاط مناسب است ولي شيب خط روند زياد بوده و قابل قبول نيست. بنظر ميرسد سقوط سهم به زير خط روند محتمل تر از بالاي خط روند ماندن قيمت باشد. در هر حال تشخيص زمان اين سقوط و تصميم براي بازي كردن با سهم پس از قطع خط روند، كاري دشوار بنظر ميرسد. ميزان اطلاعات در حال نمايش در نمودارو اندازه چارت در زاويه خط روند تاثير گذارند. نمودارهاي كوتاه و عريض كمتر حاوي خطوط روند با شيب تند بنظر مي آيند، در حاليكه در نمودارهاي بلند و كم عرض، اكثر خطوط روند با شيب تند به چشم مي آيند. سعي كنيد اين موضوع را هميشه موقع تخمين و ارزيابي ميزان اعتبار يك خط روند در ذهن داشته باشيد.
خطوط روند قطع كننده
بعضي مواقع امكان رسم يك خط روند وجود دارد، ولي نقاط، دقيقا يك خط روند را مشخص نميكنند. مثلا نقاط حداكثر يا حداقل در محل مناسب براي تماس با خط روند قرار ندارند. ممكن است شيب خط زياد باشد يا نقاط حداقل و حداكثر به هم نزديك باشند. اما اگر يك يا چند نقطه را در نظر نگيريم، يك خط روند مناسب و منطبق روي نمودار قيمت ميتوان رسم كرد. گاهي اوقات زمان وجود تغييرات زياد و عدم تعادل در بازار، ممكن است سهم رفتار غيرعادي داشته و بيش از حد معمول نوسان كند كه اين موضوع باعث بوجود آمدن نقاط حداكثر و حداقل نامنعارف ميشود. يك روش برخورد با اينگونه تغييرات شديد اين است كه خطوط روند قطع كننده رسم كنيم. البته در صورتي كه يك خط روند قطع كننده پرش قيمتي را در نظر نگيرد، اين موضوع بايد هدفمند و با دلايل منطقي باشد.
 
 
در نمودار بالاخط روند بلند مدت(شاخص S&P500) از اواخر سال 94 صعودي بوده و در ماههاي زير نقاط حداقل را در نمودار قيمت قطع كرده است : جولاي 96، سپتامبر 98 و اكتبر 98. اين نقاط حداقل در اثر اوج فروشهاي بوجود آمده در دوره هاي فوق الذكر بوجود آمده اند و نشاندهنده تغييرات شديد و دفعتي قيمت هستند كه حتي باعث نفوذ قيمت به زير خط روند ميشوند. با رسم خط روند از داخل اين نقاط حداقل بنظر ميرسد شيب خط روند منطقي و خوب بوده و مابقي نقاط مينيمم خيلي خوب و منطبق بر خط روند قرار دارند.
 
 
گاهي اوقات در نقاط حداقل يا حد اكثر يك " گروه قيمتي " بوجود مي آيد و چند مدتي نيز باقي ميماند. گروه قيمتي يك بازه زماني است كه در آن قيمت ها در يك ناحيه محدود نوسان ميكند. ميتوان اين نوع نوسانات محدود را در نظر نگرفت و كل يك گروه قيمتي را بعنوان يك نقطه(حداقل يا حداكثر) در نظر گرفت و خط روند را از ميان گروه قيمتي رسم كرد. نمودار شركت كوكا كولا(با نماد KO) كه در بالا آورده شده نشاندهنده يك خط روند قطع كننده است كه بعوض در نظر گرفتن پرش هاي قيمت در رسم خط روند، با استفاده از گروه قيمتي خط روند مناسبتري رسم شده است. در اكتبر و نوامبر سال 98 شركت كوكا كولا دو ماكزيمم قيمت ايجاد كرده كه ماكزيمم نوامبر كمي بالاتر از ماه قبل است(نقطه 1 روي نمودار). اگر نقطه ماكزيمم ماه نوامبر{ماكزيمم اولي} را براي رسم خط روند در نظر بگيريم، شيب خط روند بيشتر منفي ميشود(خط خاكستري) و در ماه دسامبر شاهد تشكيل يك دره(سقوط ناگهاني) در قيمت هستيم. در هر حال خط روند خاكستري يك خط روند دو نقطه اي است و دو نقطه ماكزيمم ماههاي ژوئن(June) و ژولاي(July) سال 99 خيلي به هم نزديكند(فلشهاي سياه را ببينيد). زماني كه ماكزيمم ماه دسامبر99 شكل گرفت(فلش سبز رنگ) يك امكان جديد بوجود مي آيد تا خط روندي قطع كننده از نقاط ماكزيمم اكتبر/ نوامبر98 و دسامبر99 رسم نمود(خط روند آبي رنگ). اين خط روند دوم بر سه نقطه معتبر بنا شده {بصورت انطباق كامل و نه قطع كننده} و اعتبار آن در پيش بيني خط روند مقاومتي بودن آن ثابت ميشود (در ماكزيمم ژانويه 2000 – محل فلش آبي رنگ(
نتيجه گيري
روندها ديد خوبي به تحليل گر ميبخشند، ولي اگر درست و بموقع بكار برده نشوند ميتواند نتيجه عكس داده و اخطارهاي خريد و فروش غلط اعلام كند! عوامل تحليلي ديگري همچون درجات حمايت/ مقاومت يا تحليل فراز/ نشيب(رونق و ركود) نيز بايد بكارگرفته شوند تا بتوان به شكستگي و تغيير شيب خطوط روند اعتماد كرد. با وجود اينكه خطوط روند، مشخصه عمومي و اصلي تحليل تكنيكي هستند ولي بندرت بعنوان ابزار تكي براي تحليل و بررسي روند قيمت سهم و اعتبار سنجي روندها بكار ميروند. خطوط روند نبايد بعنوان ابزار قضاوت نهايي بكار روند، بلكه بعنوان اخطارهايي درباره احتمال تغيير روند قيمت بكار گرفته ميشوند. تحليل گر با استفاده از خطوط روند بعنوان ابزار تشخيص شكستگي و تغيير روند قيمت، ميتواند بصورت دقيق تر، ديگر علائم و نشانه هاي تغيير بالقوه در قيمت سهم را بررسي كند.
 
 
خط روند صعودي شركت VRSN(نمودار فوق) چهار بار با نمودار قيمت تماس داشته است{نقاط1تا4} و يك خط حمايت معتبر بنظر مي آيد. علي رغم اينكه در ژانويه 2000 خط روند قطع شده و ميتواند نشانه اي بر برگشتن روند باشد، عكس العمل قبلي{مينيمم واقع در نقطه 4 كه عكس العمل ماكزيمم قبلي محسوب ميشود} شكست خط روند را تائيد نميكند ودر عوض ماكزيممي بالاتر از ماكزيمم قبلي را باعث ميشود.{اين موضوع نشاندهنده شكسته نشدن روند و ادامه داشتن روند صعودي است).
منبع: نخبه فلاح، افشين، ماهنامه تدبير

تالار گفتگوی حسابداری


Tags: