نویسنده موضوع: ماجراي يك مهندس كامپيوتر و يك حسابدار  (دفعات بازدید: 1440 بار)

آفلاین mahdi378

  • مدیر انجمن های تساوی
  • کاربر فعال
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 149
  • امتیاز های کاربر: 96
  • دانشگاه: شیراز
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
ماجراي يك مهندس كامپيوتر و يك حسابدار


روزي يك مهندس كامپيوتر و يك حسابدار با هم همسفر شدند. حسابدار خسته بود و خوابش مي آمد. در حال چرت زدن بود كه مهندس زد روي دوشش كه اگه حاضر باشي از همديگر سوال كنيم هر كدام كه بلد نبوديم به ديگري يك دلار بدهيم. حسابدار بي توجه به حرف مهندس سرش را برگرداند و به چرت زدن خود ادامه داد. بعد از چند دقيقه مهندس گفت بيا سوال كنيم اگر تو بلد نبودي يك دلار بده و اگه من بلد نبودم 5 دلار مي دهم. حسابدار مجددا بدون توجه سرش را برگرداند. بعد از چند دقيقه مجددا مهندس گفت اگر تو بلد نبودي 5 دلار بده و اگه من بلد نيودم 50 دلار مي دهم. حسابدار قبول كرد.
حسابدار به مهندس گفت اول شما شروع كن. بعد از اينكه مهندس سوال خود را پرسيد؛ حسابدار بدون فكر كردن دست در جيبش كرد و يك 5 دلاري به او داد. سوال بعدي نوبت حسابدار بود، پرسيد:"آن چيست كه وقتي از كوه بالا مي رود 3 پا دارد و از كوه پايين مي آيد 4 پا؟" بعد گفت هر وقت به جواب رسيدي مرا از خواب بيدار كن.
مهندس بعد از كمي فكر كردن لب تاپ خود را روشن كرد و از طريق ماهواره در اينترنت كمي جستجو كرد بعد به هر كسي از دوستان كه مي شناخت زنگ زد ولي به نتيجه اي نرسيد بعد از مدتي حسابدار را بيدار كرد و 50 دلار به او داد. حسابدار بعد از دريافت پول مجددا خوابيد.
مهندس كه خيلي بي تاب بود جواب را بداند او را از خواب بيدار كرد و گفت:"پس جوابش چه شد!" حسابداری هم بدون اینکه فکر کند دست در جیبش کرد و یک 5 دلاری دیگر به او داد.[/font]





[/size]
شاد و پیروز باشید.
« آخرين ويرايش: دسامبر 07, 2012, 21:54:29 توسط mahdi378 »
تنها خدا می داند بهترین در زندگی شما چگونه معنا می شود

تالار گفتگوی حسابداری


Tags: