نویسنده موضوع: نقش حسابرسان در ساختار کنترل داخلی یک سازمان  (دفعات بازدید: 961 بار)  به اشتراک گذاری در فیسبوک 

آفلاین 880988763

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده: 0
  • -تشکر شده: 0
  • ارسال: 4
  • امتیاز های کاربر: 0
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی
  • دانشگاه: آزاد لامرد
وظیفه اصلی حسابرسی داخلی ، آزمون و ارزیابی ساختار (یا سیستم) کنترل داخلی واحد اقتصادی است . در این فصل ، هدف های مدیریت ، هدف های سیستم کنتل داخلی ، انواع کنترل های داخلی ، روش های منترل داخلی و دیگر مطالب ، شناخت مفاهیم کنترل داخلی به منظور درک بهتر وظایف و مسئولیت های واحد حسابرسی داخلی است که در فصل های  دیگر بحث  می شود .
کمیته سازمان های برگزار کننده کمیسیون ترد وی شامل انجمن حسابداران رسمی آمریکا انجمن حسابرسان داخلی انجمن مدیران مالی انجمن حسابداری آمریکا و انجمن حسابداران مدیریت پس از 3 سال تحقیق ئ مطالعه ، گزارشی معروف به گزارش کوسو در باره تعریف مشترکی از واژه « کنترل » را به شرح بالای صفحه بعد ارائه کرد :
کنترل داخلی فرایندی است که هیئت مدیره ، مدیریت و سایر کارکنان بر قرار می کنند تا از دستیابی به هدف های زیر اطمینان یابند :
-اثر بخشی و کارایی عملیات
قابل اعتماد بودن گزارش های مالی -
-رعایت قوانین و مقررات مربوط
دستیابی به هدف های کنترل (به شرح بالا ) مستلزم وجود 5 عنصر تشکیل دهنده ساختار کنتل داخلی به شرح زیر ست :
1-   محیط کنترلی
2-   ارزیابی خطر
3-   فعالیت های کنترلی
4-   اطلاعات و ارتباطات
5-   نظارت و آزمون
گزارش کوسو به نظر می رسد با استاندارد های وضع شده توسط انجمن حسابرسان داخلی انطباق زیادی داشته باشد . طبق این گزارش ، مسئول اصلی سیستم کنتل داخلی مدیریت است اما همه ی کارمندان واحد اقتصادی نیز در این مسئولیت شریکند . نقش واحد حسابرسی داخلی ، ارزیابی ساختار کنترل داخلی  و آگاه کردن مدیریت از نقاط قوت و ضعف آن است . اریابی خطر ، یکی از عناصر تشکیل دهنده ساختار کنترل داخلی ، موضوع بیانیه شماره 9 استاندارد های حسابرسی داخلی است . در این فصل به تعریف و تشریح رزیابی خطر  و سایر عناصر تشکیل دهنده ساختار کنترل داخلی می پردازیم . توجه داشته باشد که اصطلاح « ساختار کنترل داخلی» در برگیرنده محیط کنترلی ، سیستم حسابداری و روش های کنترل می باشد . اما ، در نوشته های متداول ، از اصطلاح « سستم کنتل داخلی » به جای ساختار داخلی ، کنترل های داخلی و کنترل داخلی نیز استفاده می شود . نکته اصلی و فراگیری این اصطلاحات است که در گزارش کوسو نیز به آن ا شاره شده است . در فرایند کنترل مدیریت انتظار می رود این اطمینان را به وجود اورد  که فعالیت های واحد اقتصادی ، در راستای هدف های سازمان انجام می شود و منابع مورد نیاز برای تحقق این هدف های در زمان نیاز ، در دسترس می باشد . این اطمینان با تعریف و ارائه  هدف ها و برنامه های واحد اقتصادی ، هدایت فعالیت ها در راستای هدف های سازمان و تدین استاندارد ها و معیار هایی که از طریق آن بتوان پیشرفت سازمان را ارزیابی کرد ، دست یافتنی است .
هدف های کلی سازمان را مدیریت به صورت هدف های عملیاتی مطرح می کند . مدیریت با برنامه ریزی و برقراری کنترل های لازم اجرای آن برنامه ها ، از دستیابی به ان هدف های اطمینان می یابد .
هدف های عملیاتی ، فعالیت های روزانه را که به نوبه خود توسط ساختار کنتل داخلی کنترل می شود ، هدایت می کند . اما گاه ، بین هدف های عملیاتی نیز نا سازگاری به وجود می اید . برای مثال ، حفاظت کافی از دارایی ها و تولید کارامد محصولات را می توان هدف های مشترک عملیاتی دانست . موادی که تازه وارد شده است و چگونگی درخواست ان را در نظر بگیرید . حفاظت موثر از دارایی ها مستلزم تهیه و تکمیل درخواست های رسمی و ارائه ان به انبار دار است ، هر چند تشریفات اداری مربوط به تهیه و تکمیل فرم رسمی درخواست ها ممکن است زمان بر باشد و در خواست کنندگان مدتی را به انتظار بمانند . کارکنان شکرت ممکن است بر این عقیده باشند که موثر ترین راه برای تامین نیاز به مواد اولیه این است که « هر کس هر چه لازم دارد ؛ بردارد » بدون اجبار به صرف وقت برای تهیه و تکمیل فرم های رسمی در خواست کالا . در واقع کارکنانی که می خواهند کارایی را حتی به قیمت نادیده گرفتن هدف های حفاظت از دارایی ها به حد اکثر برسانند ، تلاش می کنندبرای کنار گزاشتن تشریفات اداری مربوط به تهیه و تکمیل در خواست  های رسمی ، راه کار های لازم را بیابند .
مدیریت سازمان با آگاهی از این گونه گرایش ها ، می تواند  کنترل هایی را بر قرار کند . که حداکثر سازگاری رابا هدف های هملیاتی داشته باشد . در ادامه مثال بالا ، مدیریت سازمان به جای این که شاهد انباشته شدن درخواست های کالا در واحد انبار باشد با استخدام انبار داران به تعداد لازم می تواند زمان انتظار را برای دریافت کالا ، به حد اقل مکن برساند . بدین ترتیب انگیزه کارکنان برای فرار از کنترل ها کاهش می یابد و مدیریت سازمان می تواند به طور همزمان به هدف های حفاظتی و کارایی دست یابد . بدیهی است که مدیریت باید پیش از برقراری هر کنترلی ، هزینه ها و منافع مورد انتظار آن را بستجد . استخدام دومین انبار دار ، میلیون ها ریال بر هزینه عملیات می افزاید . این هزینه اضافی باید از زیان های احتتمالی ناشی از سرقت کالاها و ناکارایی های لازم در ساختار کنتل داخلی ، کمتر باشد .
ترتیب با اولویت هدف هاست که کنترل ها را به وجود می آورد . برای مثال ، اگر ارسال صورت حساب های فروش ظرف یک روز از تاریخ حمل کالا به عنوان یکی از هدف های اصلی باشد ، آزمون درستی محاسبات همه صورت حساب ها ممکن است امکان پذیر نباشد . در این گونه موارد ، پیامد های عدم دست یابی به هدف یاد شده باید بر اساس خطر ناشی از نادرست بودن محاسبات صورت حساب ها سنجید .
حاصل این کار ، ممکن است برقراری کنتل هایی باشد که تنها صورت حساب هایی مورد آزمون درستی محاسبات قرار گیرد که مبلغ ریالی آن ، از حد معینی بیشتر است . با سرمایه گزاری بیشتر در سستم های نرم افزاری حسابداری ، بهتر می توان از بروز بی دقتی و ناردستی محاسبات صورت حساب ها پیشگیری کرد .


تالار گفتگوی حسابداری


Tags: