نویسنده موضوع: نقش ماليات در اداره حكومت اسلامي  (دفعات بازدید: 2356 بار)

آفلاین behnaz khalili

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 47
  • امتیاز های کاربر: 32
  • دانشگاه: saveh
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی
نقش ماليات در اداره حكومت اسلامي
« : دسامبر 21, 2011, 12:45:55 »
 به گزارش رسانه مالياتي ايران: نظام مالياتى اقتصاد اسلامى، از نظر تأمين مخارج مالى، نقشى شبيه عوارض در نظام هاى مالياتى ديگر ايفا مى کند. تفاوت ماليات وعوارض در اين است که ماليات ها به طور کلى به خزانه دارى دولت واريز مى شوند و دولت مخارج مختلف خود را با آن تأمين مى کند؛ در حالى که عوارض جمع آورى شده، تنها بايد در موارد و مکان هاى معيّنى استفاده شوند. 1. اهداف ماليات در اقتصاد اسلامى با توجه به اهداف بسيار متنوع اقتصاد اسلامى در مقايسه با مکتب هاى ديگر، دولت براى تأمين مخارج مالى خود، به درآمدهاى گوناگونى نياز دارد. ماليات ها به عنوان يکى از مهم ترين راه هاى درآمد دولت، در رسيدن به اين اهداف از اهميت خاصى برخوردارند. در ادامه، با تأکيد بر ويژگى هاى اساسى نظام مالياتى اسلام در مقايسه با اصول نظام هاى مالياتى ديگر مبحث هاى اقتصادى و جايگاه آن دراقتصاد اسلامى، به بررسى آنها مى پردازيم: الف) تأمين مالى مخارج معيّن: نظام مالياتى اقتصاد اسلامى، از نظر تأمين مخارج مالى، نقشى شبيه عوارض در نظام هاى مالياتى ديگر ايفا مى کند. درنظام هاى مختلف مالياتى، تفاوت ماليات و عوارض در اين است که ماليات ها به طور کلى به خزانه دارى دولت واريز مى شوند و دولت مخارج مختلف خودرا با آن تأمين مى کند؛ در حالى که عوارض جمع آورى شده، تنها بايد در موارد و مکان هاى معيّنى استفاده شوند. 1 ب) عدالت اجتماعى: نقش ديگر ماليات هاى حکومتى، اجراى عدالت اجتماعى است. عدالت اجتماعى را هم مى توان دليلى بر ماليات گيرى و هم يکى از آثار آن دانست. ماليات هاى حکومتى بايد به صورتى تعيين شود که اصل عدالت اجتماعى را زير پا ننهند؛ يعنى هرکس در جامعه اسلامى به نسبت بهره اى که از امکانات جامعه و کشور مى برد، در تأمين مخارج و هزينه ها سهيم باشد. آنها که درآمد بيش ترى دارند، بايد ماليات بيش ترى بپردازند وماليات ها بايد به صورت تصاعدى تعيين گردد تا کسانى که درآمد بيشترى دارند، نقش بيشترى در تأمين هزينه هاى جامعه داشته باشند. 2 ج) اجراى سياست هاى اقتصادى: ماليات هاى حکومتى، افزون بر تأمين هزينه ها و تحقق اصل عدالت اجتماعى، نقش مهم ديگرى نيز دارد و آن اجراى سياست هاى اقتصادى است. ماليات براى ماليات دهنده، نوعى هزينه به شمار مى آيد. به هر ميزان که بيش تر ماليات گرفته شود، هزينه ماليات دهنده افزايش يافته و در نتيجه، سود وى کاهش مى يابد با توجه به اين که در هر سرمايه گذارى اقتصادى، اصل" سود" مبناى تصميم گيرى بوده و سرمايه گذار، با توجه به ميزان هزينه ها و فايده هاى يک سرمايه گذارى درباره آن تصميم مى گيرد. ماليات مى تواند نقش مهمى در تنظيم فعاليت هاى اقتصادى و اجراىسياست ها داشته باشد. ماليات براى دولت که سياست گذار و تنظيم کننده امور اقتصادى است يک ابزار است؛ ابزارى که مى تواند با تکيه بر آن،تصميم هاى سرمايه گذاران يا مصرف کنندگان را تحت الشعاع قرار دهد و هدايت کند. دولت با افزايش ماليات در برخى از بخش ها مى تواند آنها را از رونق انداخته يا با کاهش ماليات و قائل شدن انواع معافيت ها و تخفيف ها، بخش هاى ديگرى را رونق بخشد. 3 2. ويژگى هاى ماليات هاى اسلامى الف) عبادى بودن برخى از ماليات هاى اسلامى مانند خمس و زکات جنبه عبادى دارند و بايد به قصد قربت انجام شوند. بنابراين، در صورتى که بدون قصد قربت پرداخت شوند، از عهده پرداخت کننده ساقط نمى گردد. 4 ولى در مکتب هاى ديگر، ماليات با عنوان عبادت پرداخت نمى شود. ب) معيّن بودن موارد مصرف هر ماليات در صدر اسلام، هر يک از ماليات ها، مصارف معيّنى داشت و پرداخت کنندگان خمس، زکات و خراج، به روشنى از شيوه اختصاص اين وجوه مالياتى به مصارفى که پيش تر نام برده شد، آگاه بودند. از اين رو، با ميل و رغبت کامل آن را مى پرداختند و به کيفيت هزينه شدن آنها اعتماد داشتند و مؤديّان هرماليات، مى دانستند که با چه هدفى و براى انجام چه مقاصدى مال خود را مى پردازند. 5 ج) مردمى و اخلاقى بودن بخشى از ماليات هاى اسلامى، توسط خود افراد در موارد تعيين شده هزينه مى شود؛ مانند زکات فطره، يا حاکم اسلامى به مؤديّان مالياتى اجازه مى دهد خودشان در امور مربوط هزينه کنند. اين ويژگى سبب آشنايى بيشتر مؤديّان مالياتى با مستمندان جامعه و موجب افزايش روح برادرى نزد آنان مى شود. در نظام هاى مالياتى ديگر، همه ماليات ها نخست به خزانه دولت واريز مى شود و سپس به موارد مصرف انتقال مى يابد و پرداخت کننده، آثارکار خويش را به زودى نمى بيند. شايد به همين دليل است که علاقه اى به پرداخت ماليات ندارد. 6 بعد ديگر ماليات ها، تعالى روح و تکامل اخلاقى پرداخت کننده است. د) توزيع و تعديل ثروت به وسيله مردم با توجه به ويژگى هايى که ياد آور شديم در مواردى مانند زکات، توزيع دوباره و تعديل ثروت به وسيله خود مردم و با کم ترين هزينه صورت مى گيرد. در حالى که در ديگر مکتب ها گرفتن ماليات و توزيع دوباره ثروت، تنها به وسيله دولت انجام مى گيرد و هزينه آن بر عهده اوست؛ هم چنين در اين مکتب ها، ماليات،غالبا براى برطرف ساختن نيازهاى دولت است و کم تر با تعديل ثروت ثروتمندان و رفع فقر نيازمندان ارتباط دارد. 7 ه ) اندک بودن هزينه دريافتي يکى از مسائل مهمى که درباره ماليات ها مطرح است، بازدهى آنها نسبت به هزينه وصول است؛ زيرا معمولاً براى تشخيص ميزان ماليات تعلق گرفته به افراد و وصول آن، به سازمان ها و دستگاه هاى مختلفى نياز است که موجب صرف بخش قابل توجهى از درآمدهاى مالياتى است. اين مشکل، بيشتر ازروحيه تخلف از پرداخت ماليات سرچشمه مى گيرد که در نظام هاى اقتصادى جديد وجود دارد. در نظام اقتصادى اسلام، با توجه به نفوذ عميق جهان بينى الهى در جان مردم، هزينه وصول ماليات ها، به پايين ترين ميزان ممکن مى رسد؛ زيرا مردم با اين اعتقاد، داوطلبانه وجوه شرعى شان را مى پردازند. افزون بر آن، دولت و مأموران جمع آورى ماليات نيز به مردم اعتماد دارند؛ زيرا پرداخت کننده ماليات، يک واجب الهى را انجام مى دهد. به همين سبب، درتوصيه هاى اميرمؤمنان عليه السلام به دريافت کنندگان ماليات آمده است که وقتى با صاحب مال روبه رو مى شويد، بگوييد: خدا تو را مشمول رحمت خود قرار دهد، زکات مالت را بده. پس اگر به ادعاى نداشتن زکات از شما روى برتافت، به او مراجعه نکن. 8 البته اگر حاکم اسلامى لازم بداند، حق بازرسى و تفتيش اموال مسلمانان را براى تشخيص درستى ادعاى ايشان دارد. 9 و) داوطلبانه بودن ماليات ها از نظر اسلام، انفاق عملى است که افراد به صورت داوطلبانه انجام مى دهند و در طول تاريخ اسلام، مسلمانان حتى انفاق هاى واجب، همانند زکات رابا کمال اشتياق مى پرداخته اند. اسلام مردم را با آيات و روايات و نيز رفتار بزرگان دين تربيت اخلاقى کرده و نوعى خودجوشى در آنها به وجود آورده که بيش ترين اثر را در رفتارهاى مسلمانان داشته و دارد. آيات قرآن، همگان را به انفاق، ايثار، اسراف نکردن، انباشت نکردن مال و ثروت و دل نبستن به آن،رها کردن ويژگى هاى متکبّران، همکارى با مؤمنان و نيز نزديک شدن به فقيران سفارش مى کند. داوطلبانه بودن پرداخت ماليات، امتياز اسلام در برابرديگر مکتب هاست. 10 ز)گستردگى دايره انفاق انفاق در اسلام دايره گسترده اى دارد. بخشى از آنها واجب است و بخش قابل توجهى از آنها هم مستحب مى باشد. در اين ميان، به اطعام، هديه، وقف و نذر تأکيد و سفارش بيش ترى شده است. در عمل هم بازده اين کارهاى مستحبى، بيش از بازده انفاق هاى واجب است. 11 ح) هماهنگى ميان کارآيى بهتر و عدالت اجتماعى يکى از مشکلات مکتب هاى اقتصادى اين است که در صورت گرفتن ماليات به شيوه اى عادلانه، به اين گونه که هرکس در آمد بيش تر دارد، ماليات بيش ترى هم بپردازد، کارآيى افراد کاهش مى يابد؛ زيرا آنان احساس مى کنند که همه حاصل دست رنجشان دراختيارشان نخواهد ماند. بنابراين، مراعات عدالت اجتماعى، مستلزم کم شدن کارآيى افراد فعّال جامعه خواهد بود. در اسلام با توجه به داوطلبانه بودن ماليات ها و گستردگى دايره آن، اين تضاد پديد نخواهد آمد؛ زيرا افراد، با تمايل خويش، آن را مى پردازند. از اين رو،احساس زيان و خسارت نخواهند کرد و از کارآيى آنان کاسته نخواهد شد؛ بلکه با توجه به پاداش فراوانى که انفاق کننده براى خويش انتظار مى کشد،هم کارايى اش بهتر و افزون تر مى شود و هم به مقدار بيش ترى انفاق خواهد کرد؛ زيرا به او وعده داده شده که هرکسى نيکى کند، ده برابر پاداش خواهد گرفت. 12 به دليل داوطلبانه، عبادى، اخلاقى و مردمى بودن ماليات هاى اسلامى، پرداخت ماليات از کارآيى مؤدّيان نمى کاهد. ط) عدم انتقال ماليات به ديگران به اين دليل که همه ماليات هاى ثابت اسلامى، از نوع مستقيم است و نيز با توجه به مبانى ايمانى و اعتقادى مؤديّان، انگيزه و امکان انتقال ماليات به ديگران نزديک به صفر مى باشد. 13 ______________________________________________________________________________ پي نوشت : 1 . احمد جعفرى صميمى، اقتصاد بخش عمومى، تهران، انتشارات سمت، 1371 ، ج 2، صص 198 200 2 . اقتصاد بخش عمومى، ج 2، صص 199 و 200 ؛ محسن آژينى، امام و اقتصاد اسلامى، انتشارات کيهان، 1374 ، چ 1، ص 206 3 . امام و اقتصاد اسلامى، صص 206 و 207 ؛ اقتصاد بخش عمومى، صص 351 و 352 4. تحرير الوسيله، ج 1، ص 325 5. کاظم صدر، اقتصاد صدر اسلام، تهران، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتى، 1374 ، چ 1، ص 139 6. مبانى اقتصاد اسلامى، صص 392 و 393 7. همان، ص 393 و 394 8. وسائل الشيعه، ج 6 ، ص 217 9. مبانى اقتصاد اسلامى، ص 395 10 . همان، صص 390 و 391 11 . همان، ص 393 12 . مبانى اقتصاد اسلامى، ص 395 ؛ محمدمهدى کرمى و محمد پورمند، مبانى فقهى اقتصاد اسلامى، تهران، انتشارات سمت، 1380 ، چ 1، صص 162 و 163 13. انعام: 160 « مَن جاء بالحسنةِ فله عشر امثالها. انعام 160
منبع:سازمان امور مالیاتی

الهی ، تو چه بی انتها میبخشی و ما چه حسابگرانه تسبیح میگوئیم . . .

آفلاین elaheh salami

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 18
  • امتیاز های کاربر: 8
  • دانشگاه: azad
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی
پاسخ : نقش ماليات در اداره حكومت اسلامي
« پاسخ #1 : دسامبر 22, 2011, 00:44:27 »
الهی ، تو چه بی انتها میبخشی و ما چه حسابگرانه تسبیح میگوئیم . . .
ممنون از توضیحات کامل و منابعی که جمع آوری کردین

آفلاین behnaz khalili

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 47
  • امتیاز های کاربر: 32
  • دانشگاه: saveh
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی
پاسخ : نقش ماليات در اداره حكومت اسلامي
« پاسخ #2 : دسامبر 22, 2011, 10:31:07 »
خواهش می کنم

تالار گفتگوی حسابداری

پاسخ : نقش ماليات در اداره حكومت اسلامي
« پاسخ #2 : دسامبر 22, 2011, 10:31:07 »

Tags: