نویسنده موضوع: اصول برآورد هزينه در مديريت استراتژيك  (دفعات بازدید: 3130 بار)

آفلاین khepeli_namaki

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 14
  • امتیاز های کاربر: 1
  • دانشگاه: لامرد
  • مقطع تحصیلی: کاردانی
اصول برآورد هزينه
اهميت استراتژيك برآورد هزينه:
 در ادبيات هزينه استراتژيك بر ضرورت مشاركت فعال حسابدار مديريت در همان اوايل تصميم گيري ها تاكيد شده است. بنابراين پيشنهاد، موارد همكاري حسابدار مديريت در مراحل اوليه تصميم گيري عبارتند از)1) پيش بيني هزينه هاي مربوط به فعاليت هاي گوناگون ، فرايندهاي مختلف، يا شكل هاي متفاوت سازماني – اعم از واحد تجاري يا رقبا،(2) اندازه گيري اثرات مالي و عملياتي استراتژي هاي مختلف، و(3) پيش بيني هزينه هاي (پولي و زماني) اجراي گزينه هاي گوناگون استراتژي . در صورتي كه حسابدار مديريت به اين وظايف عمل نكند اين مسؤليت به ديگران سپرده خواهد شد.
به طوري كه جالينسكي و سلتو خاطرنشان كرداند،نكته حساس و اساسي در مديريت هزينه استراتژيك عبارت از در اختيار داشتن برآورد هزينه صحيح است. رويكرد استراتژيك معادل با نگاه به آينده و از اين رو برآورد هزينه جزء جدايي ناپذير آن محسوب مي شود. برآورد هزينه عبارت از ايجاد يك ارتباط صريح و روشن بين موضوع هزينه و محرك هاي هزينه با هدف پيش بيني هزينه قلمداد خواهد شد.
برآورد هزينه از دو طريق تسهيلاتي را در اختيار مديريت استراتژيك قرار مي دهد.كه هر دو از اهميت برخوردار مي باشند. اول، برآورد هزينه به كمك محرك هاي هزينه مبتني بر فعاليت ، حجم، ساختاري، يا اجراي مورد استفاده در پيش بيني هزينه ها در آينده قرار مي گيرد. دوم، برآورد هزينه ، به شناسايي محرك هاي هزينه كليدي درباره يك موضوع هزينه و اين كه كدام يك ار محرك ها براي پيش بيني هزينه مناسب تر است كمك مي كند.
 
 
 موارد استفاده از برآورد هزينه در پيش بيني هزينه ها در آينده
مديريت استراتژيك مستلزم برآورد هزينه صحيح در كاربردهاي مختلف است. برخي از اين كابردها شامل موارد ذيل مي باشند:
1.برقراري تسهيلاتي در جهت تجزيه و تحليل تعيين موقعيت استراتژيك. برآورد هزينه به ويژه در مورد آن دسته ار واحدهاي تجاري كه با استفاده از اين استراتژي رهبري قيمت تمام شده در بازار به رقابت مي پردازند اهميت دارد. براي اين منظور برآورد هزينه راهنماي مديريت در تعيين تكنيك هاي معاصر مديرتي ، از قبيل هزينه يابي هدف، مديريت كيفيت جامع، كه لازم است براي نيل موفقيت در واحد تجاري به خدمت گرفته شوند محسوب مي شود.
2. برقراري تسهيلاتي در تجزيه و تحليل زنجيره ارزش. برآورد هزينه به واحد تجاري كمك مي كند فرصت هاي بالقوه براي كاهش هزينه را از طريق شناسايي زنجيره ارزش مورد پژوهش قرار دهد. براي مثال ، برآورد هزينه براي تعيين اين كه ارزش و هزينه كل از طريق ساخت يكي از قطعات در داخل يا خريد آن از بيرون و ار فروشندگان به واحد تجاري، مي تواند بهبود يابد مفيد واقع مي شود.
3.برقراري تسهيلاتي در هزينه يابي هدف و هزينه يابي چرخه حيات. برآورد هزينه بخش جدايي ناپذير هزينه يابي هدف و هزينه يابي چرخه حيات است. مديريت از برآورد هزينه طراحي هاي مختلف به عنوان بخش از فرايند گزينش طرح خاص، كه به بهترين نحو به برقراري تعامل بين ارزش از ديدگاه مشتري و هزينه هاي ساخت و غير ساخت مي انجامد، استفاده خواهد كرد. به همسن نحو، برآورد هزينه براي تعيين حداقل هزينه چرخه حيات مورد انتظار از يك محصول يا خدمت كاربرد دارد.
 
 
برآورد هزينه براي انواع مختلف محرك هاي هزينه
از روش هاي برآورد هزينه كه در اين فصل به آن ها اشاره شده مي توان براي چهار نوع محرك هزينه: مبتني بر فعاليت، برحجم ، ساختاري ، يا اجرايي استفدخ نمود. ارتباط بين هزينه ها و محرك هاي هزينه مبتني بر فعاليت يا حجم اغلب به بهترين نحو از طريق روش هاي برآورد هزينه خطي مشروحه در اين فصل برازش مي شوند. زيرا اين ارتباطات از خاصيت حداقل تقريب خطي بودن در داخل دامنه مربوط به عمليات واحد تجاري برخوردار مي باشند.
محرك هاي هزينه ساختاري شامل طرح ها و تصميماتي است كه داراي اثرات بلند مدت و از اين رو استراتژيك بر واحد تجاري است. اين تصميمات شامل تجربه ساخت، مقياس محصول، محصول يا فن آوري محصول، و محصول يا پيچيدگي محصول مي باشند. در اين ارتباط، جنبه هاي فن آوري و پيچيدگي محصول اغلب مديريت را وادار به استفاده از هزينه يابي مبتني برفعاليت و روش هاي برآورد خطي مي نمايد. برعكس، تجربه و مقياس توليد مستلزم استفاده از روش هاي غير خطي است. تجربه، به عنوان يك محرك هزينه، بيانگر كاهش در هزينه واحد به خاطر يادگيري است. از اين رو، اثر تجربه بر هزينه كل غير خطي قلمداد مي شود: يعني، در نتيجه افزايش تجربه ساخت هزينه ها كاهش مي يابد. اثر يادگيري در ضمينه "الف" توضيح داده شده است. به همين نحو، ارتباط بين محرك هزينه ساختاري ،مقياس توليد، و هزينه كل غير خطي خواهد بود. مقياس عبارت مورد استفاده در تشريح ساخت محصولات مشابه در اندازه هاي متفاوت است – براي مثال، ساخت يك سوپاپ لوله در ظرفيت هاي مختلف . اثر مشترك محرك مقياس عبارت از آن است كه هزينه كل سوخت با سرعت بيشتري نسبت به افزايش اندازه محصول افزايش پيدا مي كند.
 
استفاده از برآورد هزينه براي شناسايي محرك هاي هزينه
براي شناسايي محرك هاي هزينه اغلب اعتماد به قضاوت طراحان محصول ، مهندسين، و كاركنان توليد به عنوان بهترين شيوه عملي محسوب مي شود. در اين ارتباط، كساني كه از دانش بيشتري نسبت به محصول و فرايندهاي ساخت برخوردارند اطلاعات ارزشمندي در خصوص محرك هاي هزينه ارايه خواهند كرد. در برخي موارد، از برآورد هزينه به عنوان يك ابزار اكتشافي ودر بقيه اوقات به عنوان وسيله تشريك مساعي درباره قضاوت صورت گرفته از سوي طراحان و مهندسين استفاده مي شود. براي مثال، شركت هيولت – پاكارد از برآورد هزينه براي تاييد مفيد بودن محرك هاي هزينه گزينش شده از سوي گروه مهندسين و كاركنان توليد استفاده مي كند.
   برگرفته از كتاب حسابداري مديريت استراتژيك
تاليف: ادوارد ج . بلوچر - كونگ اچ چن - توماس دبليولين
ترجمه :دكتر حسن مدركيان

تالار گفتگوی حسابداری


Tags: