نویسنده موضوع: یک نوشته خوب 6  (دفعات بازدید: 1825 بار)

آفلاین اکبرزاده

  • مدیر آزمایشی تساوی
  • کاربر نیمه فعال
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 75
  • امتیاز های کاربر: 36
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی
یک نوشته خوب 6
« : اوت 29, 2010, 14:14:16 »
حدس بزنید - طنز
در شهري در آمريكا  آرايشگري زندگي مي‌كرد كه سالها بچه‌دار نمي‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول يك شيريني فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپايان كار، هنگاميكه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم يك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگرماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌اي روبروشد؟
فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد.

 جواب :
چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده بودند و غر مي‌زدند كه پس اين مردك چرا مغازه‌اش را باز نمي‌كند
 
اکثریت مردم در عالم دیگر به صورت

تالار گفتگوی حسابداری

یک نوشته خوب 6
« : اوت 29, 2010, 14:14:16 »

Tags: