نویسنده موضوع: ارتباط بين سود و ارزش سهم در شرايط اطمينان و بازار كامل  (دفعات بازدید: 1563 بار)

آفلاین ariyahamidreza

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 5
  • امتیاز های کاربر: 0
  • دانشگاه: آزاد لامرد
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی
بازار كارآ بازاري است كه در آن هزينه معامله اوراق بهادار صفر باشد ، هيچ شخص و گروهي قادر به كسب بازده غير عادي نمي باشد ، قيمت در مقابل اقدامات يك فرد و يا يك گروه حساسيت بخرج نمي دهد و بالاخره آنكه فرد هر زمان كه اراده كند مي تواند سهام مورد نظر خود را بخرد يا بفروشد .فرض شرايط اطمينانبدين معني است كه كل انتظارات سرمايه گذاران برآورده مي شود و خود آنها نيز اين موضوع را مي دانند ، لذا ارزش اوراق بهادار در هر زمان بر اساس انتظارات افراد به راحتي قابل تعيين است.
با فرض بازار كامل و شرايط اطمينان مفهوم سود اقتصادي كاملاً روشن بوده و از طريق مدل ارزشگذاري ، براحتي قابل تعيين است . در شرايط فوق مي توان از طريق تنزيل جريانات نقدي آينده كه در دوره هاي مختلف حاصل مي شوند ، ارزش اوراق بهادار را تعيين نمود . در شرايط اطمينان و بازار كامل مي توان گفت كه فرايند تعهدي براي تعيين سود حسابداري زائد است زيرا در اين شرايط ارزشيابي شركت مي تواند ازطريق تعيين ارزش بازار بدهي ها و ارزش ويژه منعكس در تراز نامه صورت پذيرد . پس در فرض بازار كامل و شرايط اطمينان ، سود حسابداري    يكي از روشهاي تعيين ارزش سهام عادي مي باشد و نه تنها روش.
ارتباط بين سود و ارزش سهام در شرايط عدم اطمينان و بازار ناقص
فرضيات بازار كامل كه ذكر شد در شرايط عدم اطمينان و بازار ناقص وجود ندارد.در اين شرايط ارزشگذاري اوراق بهادار بسيار مشكل است ، زيرا هميشه براي اوراق بهادار بازار وجود ندارد تا بتوان بر اساس واكنش ها و انتظارات بازار ، اوراق بهادارشركت را ارزشگذاري نمود .
همچنين به علت شرايط عدم اطمينان ، پيش بيني دقيق جريانات نقدي آتي غير ممكن بوده و اين پيش بيني ها در شرايط مختلف با احتمالات فراوان صورت مي پذيرد .
در شرايط بازار ناقص و عدم اطمينان ، ديگر ارزش گذاري فرآيند روشني نيست زيرا بازار به طور كامل ترجيحات(اولويتهاي)افراد را نشان نمي دهد .
در برخي موارد ممكن است اصلاًارزش بازاري وجود نداشته باشد و ممكن است كه ارزش بازار مشاهده شده ، به طور كامل ارزش ادعاها بر روي داراييهاي شركت را (به علت ناقص بودن بازار) نشان ندهد.در اين حالت به احتمال زياد توافقي عمومي در بين سهامداران وجود ندارد و حتي اگر اين توافق وجود داشته باشد ، ممكن است باعث حداكثر شدن ارزش بازار نشود كه نتيجه آن «ناشناخته ماندن قيمت سهام و محتواي اطلاعاتي كم آن » مي باشد .
بنابراين در اين حالت ارزشگذاري شركت بر اساس ارزش بازار بدهيها و ادعاهاي صاحبان سهام ، مانند بازار كامل صحيح به نظر نمي رسد . در اين شرايط به سود حسابداري به عنوان ديدگاه اطلاعاتي نگريسته مي شود . سود يك منبع اطلاعاتي است كه در ارزشگذاري اوراق بهادار شركت ، توسط سرمايه گذاران مورد استفاده قرار مي گيرد . با اين وجود سود همانند بازار كامل ، داراي ارتباطي مستقيم و ساده با ارزشگذاري نمي باشد . فرايند قيمت و سود در اين حالت شامل سه عنصر زير است كه ار طريق آنها مي توان ارزش بازار سهام عادي و سود حسابداري را به هم مرتبط ساخت:
  1-  ارتباط بين قيمتهاي جاري و سود تقسيمي آتي 
   2- ارتباط بين سود تقسيمي آتي و سود هاي آتي
  3-  ارتباط بين سودهاي آتي و سوهاي فعلي
با توجه با حقايق فوق ، نقش حسابداري تعهدي «ايجاد يك سيستم اطلاعاتي مناسب براي سرمايه گذاران » مشخص مي گردد . در اين حالت سرمايه گذاران به منظور تعيين دقيق ارزش سهام ، حاضر به پرداخت هزينه كسب اطلاعات مورد نياز خود مي باشند.

منبع:حساس يگانه، يحيي (1382). «تأثير گزارش حسابرسان مستقل بر تصميم گيري استفاده كنندگان»

تالار گفتگوی حسابداری


Tags: