نویسنده موضوع: توسعه اقتصادی  (دفعات بازدید: 1960 بار)

آفلاین leila noori

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 5
  • امتیاز های کاربر: 0
  • دانشگاه: ازاد
  • مقطع تحصیلی: کارشناسی
توسعه اقتصادی
« : دسامبر 03, 2012, 10:54:46 »
توسعه اقتصادی
توسعه اقتصادی عبارتست از رشد اقتصادی همراه با تغییرات بنیادین دراقتصاد وافزایش ظرفیت های تولیدی اعم از ظرفیت های فیزیکی ، انسانی واجتماعی .درتوسعه اقتصادی ، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما درکنار آن ، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد
پیامدهای توسعه اقتصادی
توسعه اقتصادی باتغییرات بنیادین دراقتصاد کشورهمراه است .تعدادی از این تغییرات عبارتند از:
•   افزایش سهم صنعت وکاهش سهم کشاورزی درتولید ملی.
•   افزایش شمار شرنشینان وکاهش جمعیت روستایی.
•   افزایش ثروت ورفاه مردم جامعه
•   افزایش اشتغال
 شاخص های توسعه اقتصادی
ازجمله شاخص های توسعه اقتصادی یا سطح توسعه یافتگی می توان این موارد رابر شمرد :
•   شاخص درآمد سرانه
ازتقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی ) به جمعیت آن ،درآمد سرانه به دست می آید .این شاخص ساده وقابل ارزیابی درکشورهای مختلف ، معمولا باسطح درآمد سرانه کشورهای پیشرفته مقایسه می شود.
•   شاخص برابری قدرت خرید (ppp)
شاخص درآمد سرانه از قیمت های محلی کشورها محاسبه می گردد وسطح قیمت محصولات وخدمات درکشورهای مختلف جهان یکسان نیست .یکی از روش های متداول برای مقایسه ساختار اقتصادی  کشورهای مختلف، استفاده از شاخص برابری قدرت خرید است . دراین روش،مجموعه ای ازقیمت های حاکم دریک کشوردرنظرگرفته می شودوازآن برای ارزیابی قیمت تمام کالاهای تولید شده درسایر کشورهااستفاده می شود .
•   شاخص درآمد پایدار (GNA/SSI)
در این روش ، هزینه های زیست محیطی که درجریان تولید ورشداقتصادی ایجاد می گردد نیز در حساب های ملی منظورگردیده (به عنوان خسارت وچه به عنوان خسارت وچه به عنوان بهبود منابع ومحیط زیست ) وسپس میزان رشدوتوسعه بدست می آید.
•   شاخص توسعه انسانی (HDI)

•   این شاخص درسال 1991توسط سازمان ملل متحد معرفی گردید کهه براساس این شخاص ها محاسبه می گردد:
درآمد سرانه واقعی (براساس روش شاخص برابری خرید ) ، امید ب زندگی (دربدوتولد) ودسترسی به آموزش (که تابعی از نرخ باسوادی بزرگسالان ومیانگین سال های به مدرسه رفتن افراد است ).

•   حضور فعال زنان درعرصه اجتماعی
هرچه حضور فعال زنان درعرصه های اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی بیشترباشد، جامعه توسعه یافته تراست . درجوامع توسعه نیافته ، نیمی ازجمعیت رازنان تشکیل می دهند که اکثرا بیکارند وبه این ترتیب نیروی انسانی دراین کشورها به نصف کاهش یافته است .

•   استقلال ملی
به این مفهوم که سایر دولت ها به میزان نتوانند برتصمیمات دولت ملی نفوذوتاثیربه سزا داشته باشند .


رشد اقتصادی چیست :
رشد اقتصادی ، دلالت برافزایش تولید بادرآمد سرانه ملی دارد. اگر تولید کالاها یا خدمات به هر وسیله ممکن دریک کشور افزایش پیدا کند،می توان گفت که درآن کشور ،رشد اقتصادی اتفاق افتاده است
 تفاوت میان رشد اقتصادی وتوسعه اقتصادی
باید بین دومفهوم رشد اقتصادی تمایز قایل شد .رشد اقتصادی ، مفهومی کمی است در حالیکه توسعه اقتصادی مفهومی کیفی است . رشد اقتصادی به تعبیر ساده عبارتست ازافزایش تولید (کشور) دریک سال خاص درمقایسه بامقدار آن درسال پایه .درسطح کلان ،افزایش تولید ناخالص ملی(GDP) یاتولید ناخالص ملی داخلی (GDP) درسال موردنیاز به نسبت مقدارآن دریک سال پایه ، رشداقتصادی محسوب می شود که باید برای دستیابی به عدد رشد واقعی ، تغییرقیمت ها(بخاطر تورم )واستهلاک تجهیزات وکالاهای سرمایه ای رانیزاز آن کسرنمود.
منابع مختلف رشد اقتصادی عبارتنداز افزایش بکارگیری (افزایش سرمایه یا نیروی کار)، افزایش کارایی اقتصاد (افزایش بهره وری عوامل تولید )وبکارگیری ظرفیت های احتمالی خالی دراقتصاد.
توسعه اقتصادی عبارتست از رشد همراه باافزایشش ظرفیت های تولیدی اعم از ظرفیت های فیزیکی، انسانی واجتماعی .درتوسع اقتصادی ، رشد کمی حاصل خواهد شد امادرکنارآن ، نهاد های اجتماعی نیز متحول خواهندشد ، نگرش هاتغییر خواهد کرد ،توان بهره برداری ازمنابع موجود به صورت مستمر وپویاافزایش یافته،وهرروزنوآوری جدیدی انجام خواهد شد .بعلاوه می توان گفت ترکیب تولیدوسهم نسبی نهاده ها نیز درفرآیند تولیدتغییر می کند .توسعه امری فراگیردرجامعه است ونمی تواند تنها دریک بخش ازآن اتفاق بیفتد .توسعه،حدومرز وسقف مشخصی ندارد بلکه به دلیل وابستگی آن به انسان، پدیده ای کیفی است (برخلاف رشداقتصادی که کاملا کمی است )که هیچ محدودیتی ندارد.
توسعه اقتصادی دوهدف اصلی دارد:اول،افزایش ثروت ورفاه مردم جامعه (وریشه کنی فقر) ، و دوم، ایجاد اشتغال،که هردوی این اهداف درراستای عدالت اجتماعی است. نگاه به توسعه اقتصادی درکشورهای پیشرفته وکشورهای توسعه نیافته متفاوت است. درکشورهای توسعه اقتصادی درکشورهای پیشرفته وکشورهای توسعه نیافته متفاوت است . درکشورهای توسعه یافته ، هدف اصلی افزایش رفاه وامکانات مردم است درحالیکه درکشورهای عقب ماند ،بیشتر ریشکنی فقروافزایش عدالت اجتماعی مدنظراست .
اما لازمه رسیدن به توسعه ایده ال اقتصادی فراهم کردن زیربنایی اقتصادی است زیرا سرمایه گذاری در زیربنایی اقتصادی ، اولین شرط توسعه ورشد اقتصادی است وامکانات سرمایه گذاری های بعدی بخش خصوصی را فراهم می کنند.
زیربنای اقتصادی
زیربنای اقتصادی به مجموعه راه ها،راه آهن ها،کانال ها ،سدها،شبکه    مخابرات (پست ، تلفن وتلگراف)،برق ونظایر آن اطلاق می گردد.زیربنای اقتصادی به معنای وسیع وگسترد    آن حتی شامل افراد تحصیل کرده ، تکنیسین ها ،کارگران فنی ،پرستاران ، نیروهای پیراپزشکی ازقبیله بهورز ، بهیار وغیره می گردد.
آموزش وپرورش وتوسعه اقتصادی
آموزش وپرورش اساسی ترین عامل دررشد وتوسعه اقتصادی واجتماعی است و رشدوتوسعه  اقتصادی واجتماعی نیز به نوبه خود امکان آموزش وپرورش بیشتر رافراهم می آورد.
رشد وتوسعه اقتصادی یکی ازاهداف مهم تمام کشورها است ، ولی بااهداف مختلف در کشورهای درحال توسعه یا پیشرفته صنعتی که درکشورهایی پیشرفته صنعتی به معنای کاهش بیکاری وافزایش واقعی رفاه اجتماعی مردم به کار می رود ودر کشورهای در حال توسعه از یک سوبه معنای کاهش یا محو فقر ومحرومیت از سوی دیگر به معنای کوشش برای بالا بردن تولید ناخالص ملی وارتقای استانداردهای زندگی مردم به سطحی است که کشورهای توسعه یافته از آن بهره مند هستند.نقش آموزش به عنوان وسیله ای برای رشد وتوسعه اقتصادی ، درطول زمان کاملا متفاوت است . به زبان ساده تر، گسترش آموزش رسمی که درسطوح وانواع مختلف دسته بندی می شود ، ممکن است دربرخی مراحل جریان رشد ، اساسی ترین کارباشد،درحالی که درمراحل دیگری ممکن است به دلیل اولویت هدف های دیگربااهمیت کمتری تلقی شود .
یکی ازتاثیرات مهم گسترش تعلیم وتربیت آن است که موجب توسعه تمالات آزادی خواهانه سیاسی واجتماعی می شود.تاثیر مهم دیگر آن است که گسترش آموزش وپرورش موجب کاهش نرخ رشد جمعیت می شود به این طریق یک مشکل بزرگ کشورهای درحال توسعه راکاهش می دهد . افراد تحصیل کرده نیز عموما دیرترازدواج می کنند وچگونگی کنترل فرزند رانیز بهتر می دانند وبهتررعایت می کنند وهمچنین درمورد بهداشت عمل می کنند. علاوه براین بالارفتن سطوح آموزش عمومی موجب افزایش طول عمر وامید زندگی واین امر فعالیت بیشتر برای بهبود زندگی اقتصادی واجتماعی را دامن می زند.
آموزش وپرورش باعث تغیر ارزش ها وطرز تلقی های افراد می شود واین خود تاثیری مستقیم بروضعیت اقتصادی دارد . غالب تحقیقات حاکی از آن است که رشد اقتصادی بابهبود آموزش عمومی وباسوادی مردم ارتباط دارد ، آموزش های شغلی وحرفه ای همراه باتجارب ضمن خدمت نیز درکارایی شغلی وپیشرفت اقتصادی موثرند وبه هرصورت نوع سیستم آموزش واهداف وبرنامه ها وامکانات آن نیز در میزان رشد اقتصادی کاملا موثر است .
مثلا اگر برنامه های تحصیلی دوره متوسطه عموما جنبه آمادگی فنی حرفه ای داشته باشد وبخش محدودی از آن به آموزشی های تئوریک وفراهم کردن مقدمات ورود به دانشگاه برای افراد مستعد اختصاص یابد به رشداقتصادی جامعه کمک خواهد کرد ومی توان گفت : هرگاه آموزش جنبه غیرمتمرکز یا نیمه داشته باشد موجب احساس مسوولیت وتوجه بیشتری از جانب بازار آزاد ونیروهای محلی وملی خواهد شد که هم به توسعه آموزش دامن خواهد زد وهم نتایج اقتصادی بهتری به بار خواهد آورد. به منظور وصول به رشد وتوسعه اقتصادی واجتماعی درکشورهای درحال توسعه ، باید در درجه اول برآموزش عمومی برای تمام مردم به ویژه روستاییان وگروه های بزرگ محرومی که درمناطق پرجمعیت شهری زندگی می کنند، تاکید بیشتری کرد والبته می توان گفت اگر این آموزش عمومی به ویژه اگر توسط معلمان تواناودانش آموخته صورت گیرد یاآموزش های اضافی مربوط به کار وزندگی این مردم داده شود، نتایج موثری رادربهبود زندگی اجتماعی واقتصادی آنان به بارخواهد آورد. باید به این نکته اشاره کنیم که رشد اقتصادی که اگر تحقیق پیدا کند دستیابی یه بسیاری از هدف های دیگر آسان خواهد بود....

تالار گفتگوی حسابداری

توسعه اقتصادی
« : دسامبر 03, 2012, 10:54:46 »

Tags: