در این نوشتار، استدلال های مستقل و مکملی در مورد تقاضا برای خدمات حسابرسی و ویژگی های ارزشمند محصول نهایی فرایند حسابرسی از دیدگاه استفاده کنندگان اطلاعات مطرح شده است. نظریه ی اقتصاد اطلاعات که فراهم آورنده مبانی لازم برای شرح عوامل تعیین کننده ی تقاضا برای حسابرسی است نیز از این استدلال ها پشتیبانی می کند. اگر چه شرح مختصری درباره ی علل و عوامل موثر بر نوسان در مخارج حسابرسی ارائه شده، اما ماهیت عرضه خدمات حسابرسی هنوز مورد بررسی و کنکاش دقیق قرار نگرفته است.
تحلیل های اقتصادی متداول برای شرح ماهیت عرضه ی یک کالا یا خدمت، معمولاً با شناسایی تابع تولید آن کالا یا خدمت آغاز می شود. هر تابع تولید با در نظر گرفتن عوامل تولید مانند سرمایه و نیروی کار، حجم محصول تولید شده را تعیین می کند. در تابع تولید، وجود کارایی فنی و گزینش بهترین ترکیب داده ها از سوی مدیریت برای تولید حجم معینی از محصول ، پیش فرض های اولیه اند. در فصل حاضر، ضمن توجه به داده های فرایند حسابرسی و نتایج آن، پیامدهای اطلاعات نامتقارن و موانع بالقوه برای ورود به عرصه ی ارائه خدمات حسابرسی تحلیل می شود.
داده های فرایند حسابرسی و نتایج حاصل از آن
از دیدگاه استفاده کنندگان اطلاعات، گزارش حسابرسی بسیار با ارزش است. این ارزش تابعی از افزایش احتمال کشف اشتباهات با اهمیت و موارد عدم رعایت اصول پذیرفته شده ی حسابداری و میزان پوشش بیمه ای ایجاد شده برای افراد و گروه های ذی علاقه است. همان گونه که در فصل ششم اشاره شد، یکی از دستاوردهای فرعی حسابرسی، بهبود کارایی عملیاتی است که در نتیجه ی پیشنهادهای حسابرس در مورد بهبود کنترل داخلی و عملیات تولید حاصل می شود. انگیزه های افراد و گروه های فعال در بازارهای آزاد از یک سو و وجود قوانین و مقررات نظارتی مربوط به تقاضا برای خدمات گواهی دهی از سوی دیگر، مطلوب بودن این خدمات را به طور ضمنی تأیید می کند: زیرا خدمات مزبور، موجب تسهیل داد و ستد اوراق بهادار به وسیله ی افراد و گروه های مختلف می شود، دامنه ی مشتریان واحد اقتصادی را گسترش می دهد، و مسیر دستیابی به منافع اقتصادی و حصول نتایج از سایر برنامه های مشابه را هموار می کند.
داده های فرایند حسابرسی و ساز و کارهای حاکم بر آن در مباحث دوره های آموزش اصول حسابرسی، طرح و بررسی می شود و بیشتر در برگیرنده ی چگونگی به کارگیری استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی در عمل است. اجرای استانداردهای حسابرسی مستلزم استفاده از فنون حسابرسی است. در همین ارتباط عوامل اصلی تولید (سرمایه و نیروی کار) نیز با ترکیب های متفاوت در اجرای فنون حسابرسی به کار گرفته می شود. در واقع، به همان ترتیبی که در فرایند تولید کالاها و خدمات از ترکیب های گوناگون سرمایه و نیروی کار استفاده می شود، در اجرای آزمون های حسابرسی مربوط به رسیدگی به یک واحد اقتصادی نیز ضرورتاً باید در مورد ترکیب این عوامل، تصمیم گیری کرد. رعایت استانداردهای حسابرسی وظیفه ای دائماً در حال تغییر است و این تغییر ، حاصل دگرگونی در شرایط محیطی و تغییر در الزامات حاکم برگزارشگری مالی است. وجود شرایط متغیر، به کارگیری ترکیب های متفاوت عوامل تولید برای اجرای فنون مختلف حسابرسی را با مدنظر قراردادن پاره ای از محدودیت ها، امکان پذیر می کند.
مخارج هر عملیات تولید مشخصاً تابعی از سه عامل عمده نزخ بازده فرایند تولید، حجم کل تولید مورد انتظار برنامه زمانی تحویل محصول به مشتریان است. بر پایه ی نظریه های اقتصادی با افزایش نزخ بازده فرایند تولید، انتظار می رود مخارج این فرایند نیز افزایش یابد؛ با افزایش حجم تولید، پیش بینی می شود بهای هر واحد تولید شده کاهش پیدا کند؛ و با افزایش فاصله زمانی تحویل محصول به مشتریان، مخارج مربوط نیز در محدوده ی ظرفیت عادی تولید کاهش یابد. از آنجا که اجرای حسابرسی مستقل، سالانه است و سال مالی واحدهای مورد رسیدگی در بیشتر موارد بر سال تقویمی منطبق است، عرضه ی محصول نهایی فرایند حسابرسی (گزارش حسابرس مستقل) عمدتاً در چهار ماه اول هر سال تقویمی صورت می گیرد. با این حال، حسابرسان مستقل و واحدهای مورد رسیدگی هر دو در تلاش اند تا به نحوی مخارج حسابرسی را کاهش دهند. این تلاش ها شامل اقدامات متعددی است ؛ تغییر مقطع پایان دوره ی مالی از سوی واحدهای مورد رسیدگی ، افزایش بررسی میان دوره ای و آزمون های رعایت از سوی حسابرس مستقل، و کاهش حق الزحمه ی رسیدگی به صورت های مالی آن دسته از واحدهای اقتصادی که در مورد تاریخ تحویل گزارش حسابرس مستقل تحمیل نمی کنند، همگی از جمله ی این اقدامات است.
این در حالی است که مهلت قانونی تجویز شده از سوی مراجع نظارتی در مورد مقطع زمانی تحویل گزارش حسابرس مستقل، در بیشتر موارد موجب افزایش مخارج حسابرسی می شود.وجود چنین قوانین و مقرراتی سبب شده است تا در هر سال، حسابرسان مستقل دارای فصل کاری پر مشغله ای باشند که این امر مخارج اضافه کاری کارکنان موسسات حسابرسی را به طور چشم گیری افزایش می دهد؛ در واقع با افزایش حجم تولید، مخارج مرتبط با آن نیز افزایش پیدا می کند.
اثر حد پایین قیمت
گسترش الزامات و استانداردها ی لازم الاجرای حسابرسی به احتمال زیاد دارای اثری مشابه اثر حد پایین قیمت (قیمتی فراتر از قیمت های حاکم بر بازارهای آزاد )در بازار است . تعیین حد پایین قیمت و اعمال آن در بازار موجب کاهش تقاضا برای خدمات حسابرسی می شود . باز تاب کاهش تقاضا برای خدمات حسابرسی ، مواردی چون افزایش تعداد واحدهای اقتصادی که به عرضه ی عمومی اوراق بهادار درسال 1934 میلادی ، حجم کل سرمایه گذاری های مستقیم درواحد های اقتصادی غیر فعال دربازارهای اوراق بهادار به صورت شتابان افزایش پیدا کرده است .