نویسنده موضوع: اصطلاحات اصلی به کار رفته‏ در استانداردهای حسابداری  (دفعات بازدید: 2034 بار)

آفلاین hosain asadzadeh

  • کاربر جدید
  • *
  • سپاسگزاری ها
  • -تشکر کرده:
  • -تشکر شده:
  • ارسال: 5
  • امتیاز های کاربر: 0
  • دانشگاه: آزاد لامرد
  • مقطع تحصیلی: کاردانی

انسان در برقراری ارتباط از کلمات و اصطلاحات برای انتقال پیام استفاده می‏کند.اما این کلمات و اصطلاحات خود نوعی رمز است که می‏تواند برای‏ افراد مختلف دارای معانی متفاوتی باشد.برای اینکه انتقال معنی صورت گیرد باید کلمات که سازندگان نمادهاست برای گوینده و شنونده دارای ارزش‏ مشابه باشد و آنچه گوینده(یا نویسنده)اظهار می‏کند(یا می‏نویسد)تقریبا همان تصور ذهنی را برای شنونده(یا خواننده)پدید آورد؛در غیر این صورت‏ انتقال معنی صورت نمی‏گیرد و برداشتهای متفاوت شکل می‏گیرد.برای ایجاز زبان مشترک و برداشتهای مشابه تعریف اصطلاحات و کلمات اصلی مورد استفاده برای برقراری ارتباط،تبادل نظر و کار گروهی به ویژه در زمینه کار حرفه از اهمیت زیادی برخوردار است.به همین دلیل هر استاندارد حسابداری‏ شامل یک بخش تعاریف است که در آن بخش،اصطلاحات مهم و اصلی از دیدگاه تدوین کننده تعریف می‏شود و چون این استانداردها مبنای کار حسابداران‏ و حسابرسان است آگاهی از معانی این اصطلاحات و همچنین معادل انگلیسی آن برای برقراری ارتباطات حرفه‏ای و ایجاد زبان مشترک حرفه‏ای بسیار سودمند است.مجموعه حاضر شامل اصطلاحات اصلی تعریف شده در استانداردهای حسابداری(نشریه شماره 145 سازمان حسابرسی)است.
آغاز اجاره( Inception of the lease )
عبارت است از تاریخ در اختیار گرفتن دارایی یا آغاز تعلق گرفتن‏ اجاره بها،هر کدام مقدم است،(استاندارد شماره 21).
اتحاد منافع( Uniting of interests )
گونه‏ای از ترکیب واحدهای تجاری است که در آن،صاحبان‏ سرمایه واحدهای ترکیب شونده،کنترل تمام یا قریب به تمام‏ خالص داراییها و عملیات واحدهای خود را به منظور دستیابی به‏ مشارکت مستمر و متقابل در مخاطرات و مزایای شخصیت‏ حاصل از ترکیب،به گونه‏ای در هم آمیزند که هیچ یک را نتوان‏ به عنوان تحصیل کننده مشخص کرد،(استاندارد شماه 19).
اجاره( Lease )
موافقتنامه‏ای است که به موجب آن،اجاره دهنده در قبال‏ دریافت مبلغ یا مبالغ مشخصی حق استفاده از دارایی را برای مدت مورد توافق به اجاره کننده واگذار می‏کند،(استاندارد شماره 21).
اجاره سرمایه‏ای( Finance lease )
عبارت است از اجاره‏ای که به موجب آن تقریبا تمام مخاطرات و مزایای ناشی از مالکیت دارایی به اجاره کننده منتقل می‏شود. مالکیت دارایی ممکن است نهایتا انتقال یابد انتقال نیاید، (استاندارد شماره 21).
اجاره عملیاتی( Oprating lease )
به اجاره‏ای غیر از اجاره سرمایه‏ای اطلاق می‏شود،(استاندارد شماره 21).
اجاره غیر قابل فسخ( Non-Cancellable lease )
نوعی اجاره است که تنها در موارد زیر قابل فسخ است:
الف)وقوع برخی پیشامدهای احتمالی بعید،
ب)با مجوز اجاره دهنده،
ج)انعقاد قرار داد اجاره برای همان دارایی یا دارایی مشابه،
بین همان اجاره کننده واجاره دهنده،یا
د)پرداخت مبلغ اضافی توسط اجاره کننده،به گونه‏ای که در آغاز اجاره در رابطه با استمرار اجاره اطمینانی معقول وجود داشته‏ باشد.(استاندارد شماره 21).
ارز( Foreign currency )
عبارت است از هر واحد پولی غیر از واحد پول گزارشگری، (استاندارد شماره 16).
ارزش اسقاط( Residual Value )
عبارت است از مبلغ خالصی که انتظار می‏رود در پایان عمر مفید دارایی پس از کثر هزینه‏های مورد انتظار فروش آن دارایی،عاید واحد تجاری گردد،(استانداردهای شماره 11 و 17).
ارزش باقیمانده تضمین شده( Guaranteed residual value )
عبارت است از:
الف)در مورد اجاره کننده،آن بخش از ارزش باقیمانده دارایی که‏ توسط اجاره کننده یا شخص وابسته به وی تضمین گردیده است‏ (مبلغ تضمین شده حداکثر مبلغی است که می‏تواند تحت هر شرایطی قابل پرداخت باشد)،و
ب)در مورد اجاره دهنده،آن بخش از ارزش باقیمانده دارایی که توسط اجاره کننده یا شخص ثالثی تضمین شده است،(استاندارد شماره 21).
ارزش باقیمانده تضمین نشده( Unguaranteed residual Value )
عبارت است از آن بخش از ارزش باقیمانده دارایی که‏ اجاره دهنده نسبت به تحقق آن اطمینان کافی ندارد یا تنها توسط شخص وابسته به اجاره دهنده تضمین شده است، (استاندارد شماره 21).
ارزش منصفانه( Fair Value )
مبلغی است که خریداری مطلع و مایل و فروشنده‏ای مطلع و مایل می‏توانند در معامله‏ای حقیقی و در شرایط عادی،یک‏ دارایی را در ازای مبلغ مزبور با یکدیگر مبادله کنند، (استانداردهای شماره 3،10،11،16،17،19 و 21).
استهلاک( Depreciation )
عبارت است از تخصیص سیستماتیک مبلغ استهلاک پذیر یک‏ دارایی طی عمر مفید آن،(استانداردهای شماره 11 و 17).
اشخاص وابسته( Related parties )
دو یا چند شخص،اشخاص وابسته هستند اگر طی دوره مالی:
الف)یکی بتواند دیگری را مسقیم یا غیر مستقیم کنترل کند،یا ب)تحت کنترل مشترک باشند،یا
ج)یک شخص در حدی باشد که همواره بتواند وی را از تعقیب منافع‏ مستقل خود باز دارد،یا
د)در انجام یک معامله در حدی تحت نفوذ مشترک باشند که‏ منافع مستقل یکی از آنها در آن معامله تحت الشعاع منافع‏ دیگری قرار گرفته باشد،(استاندارد شماره 12).
اقلام استتثنایی( Excepttional items )
اقلامی با اهمیت است که منشا آن رویدادها یا معاملاتی می‏باشد که در چارچوب فعالیتهای عادی شرکت واقع می‏گردد و به منظور ارائه تصویری مطلوب،افشای جداگانه آنها،منفردا یا در صورت‏ تشابه نوع،در مجموع،به لحاظ استثنایی بودن ماهیت یا وقوع، ضرورت می‏یابد،(استاندارد شماره 6).
اقلام پولی( MOnetary items )
عبارت است از وجه نقد و داراییها و بدهیهایی که قرار است‏ به مبلغ ثابت یا قابل تعیینی از وجه نقد دریافت یا پرداخت شود، (استاندارد شماره 16).
اقلام غیر مترقبه( Extraordinary items )
اقلامی با اهمیت و بسیار غیر معمول است که منشا آن رویدادهایی‏ خارج از فعالیتهای عادی شرکت می‏باشد و انتظار نمی‏رود به طور مکرر یا منظم واقع شود،(استاندارد شماره 6).
بهای تمام شده( Cost )
عبارت است از مبلغ وجه نقد یا معادل نقد پراختی یا ارزش‏ منصفانه سایر مابه ازاهایی که جهت تحصیل یک دارایی در زمان‏ تحصیل آن واگذار شده است،(استاندارد شماره 11 و 17).
بهای جایگزینی( Replacement cost )
عبارت است از مخارجی که باید برای خرید یا ساخت یک قلم‏ موجودی کاملا مشابه تحمل شود،(استاندارد شماره 8).
بهای جایگزینی مستهلک شده( Depreciated replacement cost )
عبارت است از بهای ناخالص جایگزینی یک دارایی(یعنی بهای‏ جاری جایگزینی یک دارایی نو با توان خدمت دهی مشابه)پس از کسر استهلاک مبتنی بر بهای مزبور و مدت استفاده شده از آن‏ دارایی،(استاندارد شماره 11).
پیشامد احتمالی( Contingency )
به وضعیتی اطلاق می‏شود که در تاریخ ترازنامه وجود داشته‏ است و نتیجه آن،تنها در صورت وقوع یا عدم وقوع یک یا چند رویداد نامشخص آتی تعیین خواهد شد،(استاندارد شماره 4).
پیش دریافت پیمان( Contract advance )
بخشی از مبالغ دریافتی توسط پیمانکار است که کار مربوط به‏ آن تا تاریخ ترازنامه انجام نشده است،(استاندارد شماره 9).
پیمان امانی(پیمان با حق الزحمه مبتنی بر مخارج) ( Cost plue contract )
پیمان بلند مدتی است که به موجب آن مخارج قابل قبول یا مشخص شده در متن پیمان به پیمانکار نادیه و درصد معینی از مخارج مزبور یا حق الزحمه ثابتی نیز به پیمانکار پرداخت شود، (استاندارد شماره 9).
پیمان بلند مدت( Construction contract )
پیمانی است که برای طراحی،تولید یا ساخت یک دارایی منفرد قابل ملاحظه‏ای یا ارائه خدمات(یا ترکیبی از داراییها یا خدمات که‏ تواما یک پروژه را تشکیل می‏دهد)منعقد می‏شود و مدت زمان‏ لازم برای تکمیل پیمان عمدتا چنان است که فعالیت پیمان در دوره‏های مالی متفاوت قرار می‏گیرد.پیمانی که طبق این‏ استاندارد،بلند مدت تلقی می‏گردد،معمولا در طول مدتی بیش‏ از یکسال انجام خواهد شد.با این حال،مدت بیش از یکسال، مشخصه اصلی یک پیمان بلند مدت نیست.برخی پیمانهای با مدت کمتر از یکسال،هر گاه از نظر فعالیت دوره،دارای چنان‏ اهمیت نسبی باشد که عدم انعکاس درآمد و هزینه عملیاتی و سود مربوط به آن منجر به مخدوش شدن درآمد و هزینه‏ عملیاتی و نتایج دوره و عدم ارائه تصویری مطلوب توسط صورتهای مالی گردد،باید به عنوان پیمان بلند مدت محسوب‏ شود،مشروط بر اینکه رویه متخذه در واحد تجاری از سالی به‏ سال دیگر به طور یکنواخت اعمال گردد،(استاندارد شماره 9).
پیمان مقطوع( Fixed price contract )
پیمان بلند مدتی است که به موجب آن پیمانکار با یک مبلغ مقطوع‏ برای کل پیمان با یک نرخ ثابت برای هر واحد موضوع پیمان که‏ در برخی از موارد ممکن است بر اساس موادی خاص مشمول‏ تعدیل قرار گیرد،توافق می‏کند،(استاندارد شماره 19).

منبع:
مجله حسابرس
پاییز 1380 - شماره 12
نویسنده: نظام الدین رحیمیان

تالار گفتگوی حسابداری


Tags: