تالار گفتگوی حسابداری

حسابداری => دوره کارشناسی و آمادگی کارشناسی ارشد حسابداری => حسابداری صنعتی => نويسنده: abouzaromidi375 در ژوئن 14, 2011, 23:37:34

عنوان: حسابداری بر مبنای بهای تمام شده تاریخی
رسال شده توسط: abouzaromidi375 در ژوئن 14, 2011, 23:37:34
حسابداری برمبنای بهای تمام شده تاریخی
استاندارد حسابداری شماره 8 : «موجودی مواد و كالا باید بر مبنای اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش تك تك اقلام یا گروه‌های اقلام مشابه اندازه گیری شود
 استاندارد حسابداری شماره 11: «یك قلم دارایی ثابت مشهود كه حائز شناخت به عنوان یك دارایی باشد، به هنگام شناخت اولیه باید به بهای تمام شده اندازه گیری شود».
  استاندارد حسابداری شماره 15: «سرمایه گذاری‌هایی كه تحت عنوان دارایی غیرجاری طبقه‌بندی می‌شود باید در ترازنامه به روشهای زیر منعكس شود:
الف – بهای تمام شده پس از كسر هرگونه ذخیره كاهش دائمی در ارزش
ب- مبلغ تجدید ارزیابی به عنوان یك نحوه عمل مجاز جایگزین».
 استاندارد حسابداری شماره 17 : «یك دارایی نامشهود به هنگام شناخت اولیه باید به بهای تمام شده اندازه‌گیری شود».
استاندارد حسابداری شماره 8 : «موجودی مواد و كالا باید بر مبنای اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش تك تك اقلام یا گروه‌های اقلام مشابه اندازه گیری شود».
-     استاندارد حسابداری شماره 11: «یك قلم دارایی ثابت مشهود كه حائز شناخت به عنوان یك دارایی باشد، به هنگام شناخت اولیه باید به بهای تمام شده اندازه گیری شود».
-     استاندارد حسابداری شماره 15: «سرمایه گذاری‌هایی كه تحت عنوان دارایی غیرجاری طبقه‌بندی می‌شود باید در ترازنامه به روشهای زیر منعكس شود:
الف – بهای تمام شده پس از كسر هرگونه ذخیره كاهش دائمی در ارزش
ب- مبلغ تجدید ارزیابی به عنوان یك نحوه عمل مجاز جایگزین».
-          استاندارد حسابداری شماره 17 : «یك دارایی نامشهود به هنگام شناخت اولیه باید به بهای تمام شده اندازه‌گیری شود».
نمونه های فوق چند مورد الزام استفاده از روش ارزش‌گذاری بر مبنای بهای تمام شده تاریخی در ثبت و گزارش اقلام می‌باشد. اما چرا با اینكه بهای تمام شده تاریخی با گذشت زمان و تغییر در قیمت‌ها ویژگی مربوط بودن گزارش‌های مالی را زیر سؤال می‌برد باز هم به عنوان مبنای ثبت و گزارش در صورتهای مالی قرار می‌گیرد؟
پاسخ این پرسش احتمالاً در رابطه معكوس بین ویژگی‌های كیفی قابلیت اتكا و جنبه مربوط بودن صورت‌های مالی نهفته است. قابلیت اثبات و رعایت بی طرفی و عینیت در اندازه‌گیری‌های حسابداری كیفیت قابل اتكا بودن اطلاعات منعكس در صورت‌های مالی را بالا می‌برد هر چند قابلیت اثبات و تأیید ممكن است در كلیه اندازه‌گیری‌های حسابداری دست نیافتنی باشد، (نظیر قابلیت اثبات ارزش متعارف در مبادله یك قطعه زمین با سهام یك واحد تجاری جدیدالتأسیس) همچنین برآوردهای اجتناب ناپذیر در زمینه های مختلف نظیر عمر مفید ماشین‌آلات، ارزش خالص بازیافتنی موجودی‌ها و قابلیت وصول حساب‌های دریافتنی باعث شده تا گزارشات مالی از حالت كاملاً واقعی خارج شوند. مربوط بودن نیز یكی از ویژگی‌های كیفی و اساسی اطلاعات حسابداری است. ارائه اطلاعات مربوط تصمیم‌گیرندگان را در اخذ تصمیمات منطقی یاری می‌دهد. اما تعیین اینكه چه اطلاعاتی مربوط است و چه اطلاعاتی نامربوط، كار ساده‌ای نیست به عنوان مثال با آنكه ترازنامه و صورت سود و زیان مبتنی بر قیمت‌های تاریخی ممكن است نشانگر ادامه فعالیت یك مؤسسه  تا سال‌های زیادی باشد اما واقعیت ممكن است از ورشكستگی مؤسسه در آینده بسیار نزدیك حكایت كند، در حالیكه حسابداران و حسابرسان ممكن است ادعا كنند كه اطلاعات مربوط به ورشكستگی احتمالی مؤسسه را می‌تواند از یادداشت‌های ضمیمه صورت‌های مالی تفسیر و ورشكستگی مؤسسه را پیش‌بینی كرد.
«جون سون» در كتاب خود به این مطلب اشاره می كند كه همواره با پیشرفت تكنولوژی ظرفیت مازاد شركت‌ها افزایش می‌یابد.  در نتیجه نیاز به كوچك كردن شركت موجب ادغام با شركت‌های دیگر ، سازماندهی مجدد شركت، اخراج كاركنان یا ورشكستگی می‌گردد. این رویدادها موجب می شود كارایی صورت‌های مالی مبتنی بر قیمت تاریخی زیرسؤال برده شود. علاوه بر این با افزایش فشار بر شركت‌ها برای رعایت ملاحظات زیست محیطی و اجتماعی بسیاری از شركت‌ها با مسئولیت‌های جدی آتی روبرو هستند، برای مثال هزینه بازسازی محل فعالیت، مفهوم تطابق هزینه‌ها با درآمد را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد. البته راهی كه حسابداران و حسابرسان می‌توانند خود را در مقابل این فشارها حفظ كنند استفاده از روش حسابداری پرسپكتیوسنجشی می‌باشد كه براساس آن ارزش‌های جاری بیشتر در صورت های مالی منعكس می‌گردد و بدین ترتیب می‌توانند ادعا كنند كه صورتهای مالی تغییر در ارزش‌ها كه موجب ورشكستگی، ادغام، كاهش اندازه شركت، مسئولیت‌های زیست محیطی و غیره گردیدند را توانستند پیش بینی نمایند.
استفاده از روش بهای تمام شده تاریخی تعدیل شده به واسطه تغییر قیمت‌ها نیز اگرچه در ظاهر می‌تواند مبلغ اقلام را به روز نماید ولی عملاً شاخص قیمت نمی‌تواند معیار مناسبی در همه موارد برای تعدیل بهای تمام شده باشد و چه بسا موجب گمراهی بیشتر استفاده كنندگان از صورت‌های مالی نیز گردد. اما در سال‌های اخیر تدوین‌كنندگان استانداردهای حسابداری به جنبه مربوط بودن صورت‌های مالی بیشتر توجه كرده‌اند و در مواردی نیز ارزش جاری را بر بهای تمام شده تاریخی ارجح دانسته‌اند. در موارد زیادی كه از مدت‌ها پیش مورد استفاده قرار گرفته، روش پرسپكتیوسنجشی فقط به طور ناقص مورد توجه قرار گرفته است. از جمله این موارد می توان روش كمترین قیمت تمام شده یا قیمت بازار و بدهی‌های درازمدت را نام برد، بدین ترتیب در روش اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار هنگام كاهش قیمت بازار دارایی‌ها و منظور نمودن این كاهش در دفاتر حسابداری، افزایش مجدد ارزش‌ دارایی در دفاتر منظور نمی‌گردد، همچنین ارزش فعلی بدهی‌های بلندمدت براساس تغییر در نرخ بهره تعدیل نمی‌گردد. همچنین براساس FASB115 اوراق بهادار معاملاتی و اوراق بهادار آماده برای فروش را می‌توان در هر دوره با توجه به ارزش بازار آنها در حساب‌ها منعكس كرد.
همانطور كه ذكر شد تهیه صورت‌های مالی كاملاً مربوط و قابل اتكا ناممكن است در نتیجه جنبه‌های مربوط بودن و قابل اتكا بودن صورت‌های مالی با یكدیگر مبادله شدند كه حسابداری براساس روش قیمت‌های تاریخی را می‌توان به عنوان یكی از این مبادلات تلقی كرد. از آنجا كه تهیه یك مجموعه كامل از صورت‌های مالی براساس ارزش فعلی كه به اندازه كافی قابل اتكا باشند امكان پذیر نیست باید انتظار داشته باشیم كه حسابداری براساس قیمت‌های تاریخی تا آینده‌ای طولانی با ما همراه باشد هرچند گرایش بیشتری به ارائه اطلاعات براساس ارزش فعلی صورت پذیرفته است.