تالار گفتگوی حسابداری

حسابداری => دوره کارشناسی و آمادگی کارشناسی ارشد حسابداری => حسابداری مالی => نويسنده: azadavar در دسامبر 15, 2012, 10:24:59

عنوان: ايا نرخ دلار در ايران فرمول دارد؟
رسال شده توسط: azadavar در دسامبر 15, 2012, 10:24:59
نه که فکر کنيد خداي نکرده قصد داريم جاي «جمشيد بسم ا…» را بگيريم، نه، فقط خواستيم تحقيقي کنيم ببينيم در اين آشفته ‏بازار ارز و چهارپايه و رانت و داد و فرياد، بدون در نظر گرفتن حواشي ( که البته در ايران، گاه همين حواشي بسيار مهم ‏تر از اصل است، به ويژه در عرصه اقتصادي) و با توجه به واقعيات موجود، نرخ واقعي دلار چند است؟ همين دلاري که ‏با وجود نوسانات شديد در ساعت ۱۴:۳۵ روز ‏‎(1391.8.22)‎و به قيمت حدود 3 هزار تومان خريد و فروش مي شود‎. ‎
براي محاسبه نرخ برابري ارزها روش هاي مختلفي وجود دارد، مبناي کالايي که بر اساس نرخ تورم کشورها محاسبه مي ‏شود، قدرت برابري خريد که در اين روش ميزان پول به کار گرفته شده براي يک سبد ثابت کالايي در چند کشور مورد ‏مقايسه قرار مي گيرد و نرخ تبديل محاسبه مي شود، روش ديگر بر مبناي تراز پرداخت ها است که ما به التفاوت ميزان ارز ‏وارد و خارج شده به کشور را مبنا قرار مي دهند و با حجم نقدينگي مقايسه مي کنند‎. ‎
همه اين روش ها مبناي علمي دارند و قابل اثبات هستند ولي آنچه در بازار ارز شکل مي گيرد وراي اين ارقام است، بازار ‏ارز در مبناي عرضه و تقاضا مانند هر کالاي ديگري به تعيين نرخ مي پردازد، اين نرخ البته قابل دستکاري هم است اگر ‏در طرف عرضه يا تقاضا انحصارگري وجود داشته باشد‎. ‎
در اقتصاد ايران هم با توجه به سهم بالاي دولت از اقتصاد، طرف عرضه و تقاضا در عمل و انحصار دولت است، اگر ‏تصور کنيم همه سهم صادرات غيرنفتي توسط بخش غيردولتي صورت مي گيرد در نقطه اوج خود در سال ۹۰ معادل ۳۰ ‏ميليارد دلار بوده است. بر اين اساس صادرات نفتي معادل ۱۱۳ ميليارد دلار، نيز سهم بخش غيردولتي در طرف عرضه اين ‏بازار زير ۲۰ درصد خواهد بود، آن هم عرضه اي که با ضوابط بانکي به طور کامل در اختيار بانک مرکزي است‎. ‎
بنابراين با هر روشي که بخواهيم محاسبه ارز را بر مبناي علمي انجام دهيم در نهايت آنچه قيمت ارز را تعيين مي کند توقع ‏و توان بانک مرکزي ودولت است، رئيس کل بانک مرکزي چندي پيش در زماني که به نظر مي رسيد دلار سير نزولي پيدا ‏کرده است در مصاحبه اي گفت: مگر ۵ سال پيش قيمت کالاها پايين آمد که انتظار دلار ۱۰۰۰‏‎ ‎تومان را داشته باشيم، اين ‏نوع نگرش تعيين قيمت بر مبناي تورم را نشان مي دهد، اگر بخواهيم بر اين اساس قيمت را محاسبه کنيم با در نظر گرفتن ‏سال هاي پايه متفاوت، مي توانيم قيمت هاي متفاوتي براي دلار محاسبه کنيم‎. ‎
چند نظر ‏
در اين بين چند تن از مسئولان کشور درخصوص نرخ واقعي دلار در کشور اظهارنظرهايي کرده اند که نمي دانم تا چه حد ‏با نظريات و روش هاي علم اقتصاد مطابقت دارد. از جمله در آخرين اظهار نظر يک کارشناس اقتصادي راهکار علاج ‏بازار ارز را وارد کردن شوک به بازارهاي موازي دانست و گفت: در بدترين حالت و با همه فشارها، نرخ دلار نبايد بيش ‏از ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ تومان باشد. بيش از اين رقم، ديگر کارکرد اقتصاد نيست و مسائل ديگري پشت سر آن است‎. ‎
به گزارش مهر، «کورش معدلت» کارشناس مسائل اقتصادي و از مديران نظام بانکي مي افزايد: فکر مي کنم با همه ‏فشارهاي تحريم، اقتصاد ايران نرخ فعلي را بيرون نمي دهد و الان چند عامل، نرخ ارز ما را مديريت مي کند. اولين و مهم ‏ترين آن، عامل رواني است که به حداکثر خود رسيده است، با کمترين اتفاقي نيز شاهد بيشترين واکنش در بازار هستيم‎. ‎
وي تاکيد مي کند: شخصاً اعتقادي به امنيتي کردن بازار ندارم اما شک هم ندارم که در کشور ما ريال هايي وجود دارد که به ‏عمد براي خريد دلار، فارغ از بازدهي اقتصادي آن حرکت مي کنند، اتفاقاً موقعي آن را مي خرد که تا حدي در حال کاهش ‏است. اقتصاد ايران اقتصادي توانمند در مقابل اقتصاد جهان نيست اما نرخ ارز ما هم اين نيست. در بدترين حالت و با وجود ‏همه فشارها، نرخ دلار نبايد بيش از ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰‏‎ ‎تومان باشد. بيش از اين رقم، ديگر کارکرد اقتصاد نيست و مسائل ‏ديگري پشت سر آن است‎. ‎
‎«‎هادي حق شناس» عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس هفتم نيز با اعلام اين که، قيمت واقعي دلار زير ۳ هزار تومان ‏است، مي گويد: تثبيت قيمت دلار در سال هاي ۸۴ تا ۹۰ و کاهش درآمدهاي ارزي، موجب افزايش قيمت دلار شد؛ در حالي ‏که قيمت واقعي دلار پايين تر از ۳ هزار تومان است‎. ‎
وي با اشاره به قيمت ۹۰۰ توماني دلار در سال ۸۴ مي گويد: اگر مبناي محاسبه ما سال ۸۴ باشد با توجه به مابه التفاوت ‏تورم کشور نسبت به تورم کشورهايي که با آن ها مبادله تجاري داريم، قيمت کنوني دلار بايد زير ۳ هزار تومان باشد. او ‏تصريح مي کند: اگر به هر دليلي مشکلي در عرضه ارز بروز کند يا درآمدهاي ارزي کمتر از وضعيت فعلي شود يا دولت ‏بخواهد در بازار ارز و تعيين قيمت بيش از گذشته دخالت کند، بايد انتظار داشت قيمت دلار بالاي ۳ هزار تومان شود، ولي ‏اگر همين وضعيت ادامه يابد و شوک سياسي و شوک قيمت نفت وارد نشود، وضعيت کنوني مي تواند پايدار باشد‎. ‎
اظهار نظر نشود بهتر است ‏
براي آن که نظر مسئولان فعلي اقتصادي کشور را در خصوص نرخ دلار در بازار آزاد ونرخ رسمي آن بدانيم با نايب ‏رئيس اول کميسيون اقتصادي مجلس صحبت مي کنم ولي وي اعتقادي به اعلام عدد ورقمي در قالب نرخ واقعي دلار ندارد و ‏آن را عاملي براي نوسانات بازار مي داند. «روح ا… بيگي نيلانلو» در اين باره مي گويد: يکي از عوامل التهاب بازار ارز ‏و دلار، همين مصاحبه هاي غيرکارشناسي و حتي کارشناسي آقايان است. زيرا دشمنان از اعداد و ارقام اعلام شده سوء ‏استفاده مي کنند‎. ‎
وي مي پرسد: شايد با انجام يک کار کارشناسي به نرخي بسيار کمتر از نرخ امروز برسيم، شايد هم به نرخي بيشتر، اين ‏چه فايده اي دارد جز تلاطم بيشتر بازار؟ درست است که شما به عنوان يک روزنامه نگار به وظيفه تان که تحقيق و ‏کنجکاوي براي يافتن واقعيت است عمل مي کنيد و طرف مصاحبه نيز به رسالتش، ولي سوداگران از نتيجه آن سوء استفاده ‏مي کنند‎. ‎
ولي آيا اين پاک کردن صورت مسئله نيست؟ آيا نبايد به جاي ترس از التهاب بيشتر بازار که خود نشان از بي تدبيري ‏مسئولان و سود مديريت آن هاست، در پي پاسخي کارشناسي براي اين سوال ساده بود؟ ‏
نايب رئيس اول کميسيون اقتصادي در پاسخ مي گويد: حق با شماست ولي افراد مرجع مناسبي وجود ندارد بايد يک مرجع ‏معتبر و علمي داير شود و اين مرجع فقط بر اساس فرمول هاي اقتصادي و واقعيات موجود، نرخ واقعي ارز را اعلام کند که ‏در حال حاضر چنين خلاء بزرگي وجود دارد‎. ‎
‏۴‏‎ ‎نرخ قابل محاسبه و جاري دلار ‏
اما بانک مرکزي هم چون گذشته اعداد و ارقام و تفسير خود را دارد. بر اين اساس مي توان به جدولي که از اعداد و ارقام ‏ارائه شده توسط اين بانک و نيز صندوق بين المللي پول به دست آمده است اشاره کرد. جدولي که بر اساس آن برآورد نرخ ‏دلار در بهار سال جاري ۲۸۸۴ تومان بوده است‎. ‎
در اين بين کمتر کسي است که بر اساس فرمول و نظريه در اين خصوص حرف زده باشد. «ميثم دهقان» کارشناس ‏اقتصادي از معدود افرادي است که در مقاله اي در همين باره مي نويسد: «يکي از روش هاي محاسبه نرخ حقيقي ارز، ‏تعديل نرخ ارز اسمي بر اساس مابه التفاوت تورم داخلي و خارجي است. در اين استدلال انتخاب سال مبنا اهميت راهبردي ‏دارد. بهترين زمان براي تعيين سال مبنا، سالي است که عرضه و تقاضاي ارز بدون دخالت دلارهاي نفتي تعيين شده باشد. ‏بنابراين با انتخاب سال ۱۳۴۰ و با فرض محاسبه مابه التفاوت تورم داخل ايران با آمريکا طي ۵۰ سال گذشته، نرخ حقيقي ‏دلار در سال جاري حدود ۸۲۰ تومان برآورد مي شود. همواره وضعيت نرخ حقيقي ارز متأثر از مسائل مناقشه برانگيز ‏طي ساليان اخير ميان برنامه ريزان و صاحب نظران اقتصادي بوده است‎. ‎
يکي از روش هاي محاسبه نرخ حقيقي ارز، تعديل نرخ ارز اسمي بر اساس مابه التفاوت تورم داخلي و خارجي است. در ‏اين استدلال انتخاب سال مبنا اهميت راهبردي دارد و انتخاب سال هاي مبناي متفاوت نتايج بسيار متفاوتي را در پي دارد. به ‏عنوان مثال سطح عمومي قيمت ها در ايران از سال ۱۳۴۰ تا ابتداي سال ۱۳۹۰ در يک دوره ۵۰‏‎ ‎ساله، ۷۸۰ برابر شده ‏است و سطح قيمت ها در آمريکا با ارز خارجي دلار، 42.7 برابر شده است. بنابراين سطح قيمت ها در ايران حدود 18 ‏برابر آمريکا افزايش يافته است‎. ‎چنان چه سال ۴۰ را، که در آن نرخ ارز اسمي معادل ۷۶ ريال بوده است، به عنوان سال ‏مبنا انتخاب کنيم، يک محاسبه ساده نشان مي دهد ميزان نرخ ارز اسمي در سال ۹۰ که نرخ ارز حقيقي در اين سال را ‏معادل سال مبنا قرار مي دهد، معادل ۸۱۹۰ ريال خواهد بود‎. ‎به عبارت ديگر با لحاظ سال ۴۰ به عنوان سال مبنا، قيمت ‏‏۸۱۹۰ ريالي ارز در سال ۹۰، اثرات تورم در ۲ کشور را مي زدايد و نرخ حقيقي ارز را ثابت نگاه مي دارد‎.» ‎
به گزارش فارس وي معتقد است اگر بخواهيم به همين روش بر مبناي مابه التفاوت نرخ جهاني تورم با تورم داخلي، نرخ ‏دلار را با پايه قرار دادن سال ۸۰ که ارز در کشور تک نرخي شده، نرخ برابري ريال و دلار را محاسبه کنيم، به قيمتي ‏معادل ۲۸۸۴ تومان مي رسيم. از سوي ديگر اگر بخواهيم مبنا را بر اساس قدرت برابري خريد محاسبه کنيم، نرخ دلار در ‏سال جاري ميلادي بر اساس محاسبه صندوق بين المللي پول معادل ۶۳۲ تومان خواهد بود‎. ‎
اين ارقام در حالي محاسبه مي شود که آن چه واقعاً در بازار قابل دسترسي است ارقام ديگري است، در ۳ ماه نخست سال ‏جاري قيمت هر دلار به طور متوسط، به رقمي معادل ۱۷۵۹ تومان رسيد و نرخ رسمي بين بانکي معادل ۱۲۲۶ تومان بود‎. ‎
همان طور که اشاره شد اين تفاوت قيمت ها بر اساس مديريت ارزي بانک مرکزي و نحوه عرضه و مديريت تقاضاي ارز ‏توسط دولت ايجاد مي شود. البته همه اين نرخ ها گوياي رانت بخش هايي است که مي توانند از اين نحوه مديريت دولت سود ‏ببرند‎. ‎فاصله بين ۲۸۸۴ تا ۱۷۵۴ تومان در واقع تلاش دولت براي حمايت از مصرف کنندگان ايراني ايجاد شده است و البته ‏مابه التفاوت بين ۶۳۲ تومان تا ۱۲۲۶تومان رانت دولت، از محل انحصار درآمدهاي نفتي و مديريت بازار ارز است‎. ‎
مابه التفاوت بين ۱۲۲۶ تومان تا ۱۷۵۹ تومان هم رانتي است که دولت در اختيار واردکنندگان قرار مي دهد به عنوان حمايت ‏از صادرات، ولي زيان آن در واقع از جيب مصرف کننده پرداخت مي شود. حال شما بايد تصميم بگيريد کدام نرخ را ترجيح ‏مي دهيد هر چند آن چه بازار به شما ديکته مي کند با آن چه مي خواهيد حتماً يکي نخواهد بود‎. ‎
اعداد باور نکردني ‏
درباره عملکرد ميثم دهقاني براي تعيين نرخ واقعي دلار و نيز اعتبار اين روش با دکتر «مهدي تقوي» اقتصاد دان و مدرس ‏دانشگاه علامه طباطبايي در اين خصوص گفت و گو مي کنم. وي با تأکيد بر اين که اغلب اظهارنظرها در اين باره ‏کارشناسي نيست مي گويد:با استفاده از ۲ نظريه مي توان نرخ واقعي دلار را در حال حاضر به دست آورد. البته اين ۲ ‏نظريه بر اساس علم اقتصاد و ۲ مولفه تورم و حجم نقدينگي که ۲ عامل اصلي تأثيرگذار در تعيين نرخ ارز در همه ‏کشورهاست، انجام مي شود‎. ‎بنابراين دور از انتظار نيست که عدد به دست آمده با آن چه مشاهده مي شود تفاوت زيادي ‏داشته باشد که آن هم به خاطر حواشي بسيار زياد اقتصاد ايران است‎. ‎
وي درباره نظريه اول مي گويد: طبق «نظريه برابري قدرت خريد» شما بايد نرخ تورم هر سال را از سال ۱۳۵۷ در ايران ‏به دست آوريد و آن ها را با هم جمع کنيد و در صورت کسر بگذاريد. سپس نرخ تورم هر سال آمريکا را از سال ۱۹۷۹ ‏تاکنون به دست آوريد و با هم جمع کنيد و در مخرج کسر بگذاريد. در نهايت نرخ ۷۰ ريال دلار را در سال ۱۳۵۷ در آن ‏ضرب کنيد‎. ‎
تقوي در بيان فرضيه دوم هم مي گويد: نظريه ديگر، «نظريه پولي‎» ‎است که همانند نظريه قبلي است. فقط به جاي تورم بايد ‏درصد افزايش نقدينگي يا حجم پول را در فرمول قرار دهيد. شما مي توانيد با انجام اين ۲ روش، نرخ واقعي دلار بدون ‏دخالت هرگونه عامل خارجي نامعقول را به دست آوريد. مابه التفاوت اين رقم و نرخ فعلي چيزي نيست جز تأثير سياست ‏هاي اشتباه دولت، تحريم ها، رانت خواري ها و خيلي پشت پرده هاي ديگر‎. ‎
از وي مي پرسم که خود وي به چه نتيجه اي رسيده است؟ تقوي مي گويد: تاکنون فرصت اين محاسبه را نداشته ام. اگر شما ‏اين کار را انجام دهيد، اولين روزنامه اي هستيد که به روش علمي، پاسخ را يافته ايد‎. ‎
هندوانه اي که دکتر تقوي زير بغلم مي دهد کار خود را مي کند‎. ‎کار بسيار زمان بر و دشواري است ولي ارزشش را دارد. ‏براي يافتن نرخ هاي تورم و درصد افزايش نقدينگي ايران از سال ۱۳۵۷ تاکنون، مشکل چنداني وجود ندارد (هرچند در ‏صحت و سقم آمار و ارقام ارائه شده طي اين سال ها ترديدهاي زيادي وجود دارد) ولي يافتن همين ارقام در آمريکا کمي ‏دشوار مي شود‎. ‎
سرانجام موفق مي شوم ارقام مورد نياز را از پايگاه اينترنتي ‏Worldwide Inflation Data ‎که يک پايگاه آماري معتبر ‏است بيابم. در نهايت پس از محاسبات لازم زيرنظر دکتر تقوي، اعدادي به دست مي آيد که تعجبم را بر مي انگيزد ولي دکتر ‏تقوي تأکيد مي کند اين اعداد به لحاظ علمي درست است و اگر در يک اقتصاد سالم و بدون وجود تحريم به سر مي برديم، ‏اکنون نرخ دلار همين قدر بود‎. ‎
وقتي که از روش برابري قدرت خريد استفاده مي کنم به عدد 323.07 ريال مي رسم و از روش نظريه پولي به رقم ‏‏569.03 ريال. واقعاً باور نکردني است. بر اساس اين ۲ نظريه و با توجه به ۲ عامل اصلي تعيين کننده نرخ ارز در همه ‏کشورها يعني تورم و حجم نقدينگي، قيمت واقعي دلار در حال حاضر در کشور، بايد حداکثر حدود ۵۷ تومان ‏‏(569.03ريال) باشد‎. ‎
دکتر تقوي ضمن تأييد اين ارقام مي گويد: اين ۲ عدد نشان مي دهد که افزايش نقدينگي در ايران نسبت به تورم در مقايسه با ‏آمريکا بسيار بالاست. جالب آن که اين نظريات از توضيح علمي شرايط موجود در اقتصاد ايران ناتوان هستند‎. ‎بنابراين اگر ‏محققي در پي آن باشد که چه متغيرهايي در تعيين نرخ دلار در ايران تأثير کلان دارند، با توجه به اين تحقيق مي تواند بفهمد ‏که تورم و نقدينگي تأثير چنداني نداشته اند و بايد به دنبال عوامل ديگري برود‎. ‎
عواملي که بومي، غيرعلمي، نامشهود و در برخي موارد غيرداخلي ولي به هر حال واقعي هستن.‏
منبع:نشریه دنیای اقتصاد‎.‎