تالار گفتگوی حسابداری
حسابداری => دوره کارشناسی و آمادگی کارشناسی ارشد حسابداری => حسابرسی => نويسنده: delshad در دسامبر 13, 2012, 18:33:52
-
موضوع:حسابرسي چرخه درامد
چرخه درامد شامل فعاليتهاي مرتبط به مبادله كالاها و خدمات به مشتريان و جمع اوري درامد به صورت نقد است.بعنوان مثال براي يك شركت خدماتي انواع معاملات در چرخه درامد شامل 1.فروشهاي نسيه 2.دريافت نقدي(وصول مطالبات و فروش نقدي) 3.تعديل و اصلاحات در مبلغ فروش همچون تخفيفات ،برگشت از فروش و شرايط مربوط به حسابهاي غيرقابل وصول و حذف مطالبات است.سه قلم از اين حسابها :بهاي تمام كالاي فروش رفته،موجودي ها و وجوه نقد نيز تحت تاثير طبقات معاملات در ساير چرخه ها قرار ميگيرد.
هدف اصلي حسابرس در چرخه درامد، ارزيابي اين موضوع است اَيا مانده حسابهاي متاثر از اين چرخه طبق اصول پذيرفته شده حسابداري ارائه شده اند يا خير.شواهد در چرخه درامد حول اهداف ژنجگانه حسابرسي جمع اوري ميشوند.پنج طبقه از رويدادهاي مالي كه در چرخه درامد وجود دارند عبارتند از:
1.فروش(نقد يا نسيه)
2.دريافت نقدي
3.برگشت از فروش و تخفيفات
4.حذف حسابهاي سوخت شده
5.براورد هزينه مطالبات مشكوك الوصول
چرخه درامد(فروش و وصول مطالبات)يكي از موارد بسيار مهم در شركتهاست.اين به نوبه خود براي حسابرس نيز حائز اهميت است زيرا ذاتا اقلامي كه با اين چرخه در ارتباطند داراي خطر تحريف اند و در واقع استعداد تحريف در اين چرخه بالاست كه خود نيازمند اعمال كنترل هاي خاص و همچنين توجه ويژه حسابرس است.دوره وصول مطالبات نيز تاثير بسزايي بر چرخه دراَمدي دارد.
حسابهاي دريافتني به عنوان يكي از اجزاي اصلي معاملات چرخه دراَمد است كه شامل بدهكاران تجاري و انواع مختلف اسناد دريافتني است.يكي از اهداف اصلي حسابرسان از رسيدگي به حسابهاي دريافتني تعيين قابليت وصول حسابهاي بدهكاران تجاري و اسناد دريافتني است.شاخص حسابهاي دريافتني تنها شامل مطالبات از مشتريان كه ناشي از فروش و ارائه خدمان است،نميباشد،بلكه مطالبات متفرقه همچون مساعده حقوق،وام ژرداختني به كاركنان،مديران،شركتهاي فرعي،تعهد صاحبان سرمايه و ... را نيز در برميگيرد.حسابها و اسناد دريافتني به مبلغ خالص بازيافتني در ترازنامه منعكس ميشود.درصورت اعطاي وام به مديران شركت بايد موضوع به نحو مناسبي در يادداشتهاي همراه افشا گردد.هرچند قانون تجارت دريافت وام مديريت از محل اعتبارات را منع نموده است.(ماده 232 ق.ت).
اهداف اصلي حسابرسان از رسيدگي به حسابهاي دريافتني و فروش،حصول اطمينان از موارد زير است:
1.كفايت سيستم كنترل داخلي مربوط به مطالبات(چرخه درامد)
2.اعتبار مطالبت ثبت شده(وجود و مالكيت)
3.ثبت دفاتر بودن تمام مطالبات(كامل بودن)
4.صحت محاسبات رياضي مدارك و جداول دريافتني ها و مطابقت اَنها با حسابهاي دفتر كل.
5.نزديك بودن ارزشيابي دريافتني ها با ارزشهاي قابل بازيافت اَنها.
6.كفايت افشا و چگونگي ارائه مطالبات.
چرخه دراَمد هنگامي اغاز ميشود كه مشتري به شركت كالايي را سفارش دهد.همزمان با دريافت درخواست،دستور فروش كالا يا خدمت به مشتري از جانب صاحبكار صادر ميشود.پيش از حمل كالا،شخصي كه اختيار لازم را دارد بايد اعتبار درخواستي مشتري را تاييد كند تا كالا بصورت نسيه به مشتري مذبور فروخته شود.مرحله اعتباردهي مرحله حساسي است چون عدم طي مراحل صحيح در خصوص اعطاي اعتبار ميتواند مطالبات لاوصول شركت را افزايش دهد.در مرحله حمل،كالا براي مشتري ارسال ميشود و در اَن هنگام سند را اصطلاحا بارنامه ميگويند،براي حمل كالا صادر ميشود و بيانگر شرحي از كالا،مقدار حمل شده و ساير داده هاي مهم است.بارنامه مدركي براي ارسال صورتحساب به مشتري است،پس از ارسال صورتحساب براي مشتري،فروش ثبت ميشود.نكته حائز اهميت در اين خصوص اينجاست كه هنگام تهيه صورتحساب و ارسال اَن به مشتري براي تمام محموله هاي حمل،سند صادر شده باشد،هيچ محموله اي بيش از يك سند نداشته باشد و نيز اينكه مقدار محموله مشخص باشد.فاكتورهاي ارسالي در پرونده فروش بايگاني ميشود.دفتر روزنامه فروش بر اساس پرونده فروش تهيه ميشود و معمولا شامل نام مشتري،تاريخ،مبلغ و ... است.حساب كنترل حسابهاي دريافتني پرونده اي است كه براي ثبت هر مورد،فروش،دريافتهاي نقدي و برگشت از فروش و تخفيفات مربوط به هر مشتري را مشخص كند.
موضوع:رسيدگي به مانده هاي وجه نقد
رسيدگي به مانده هاي وجوه نقد اَخرين فرايند رسيدگي است زيرا شواهد و مدارك جمع اوري شده براي مانده هاي وجوه نقد به ميزان زيادي به نتايج ساير چرخه ها بستگي دارد.وجوه نقد تنها حسابي است كه در چندين چرخه قرار ميگيرد و به استثناي چرخه موجودي كالا،بخشي از ساير چرخه ها را تشكيل ميدهد.اصولا از انجا كه حسابهاي نقدي شركت از استعداد بالايي براي تحريف(تقلب يا اشتباه) برخورد دارند،رسيدگي به اين حساب از ديد حسابرسان بسيار حائز اهميت است،زيرا هر نوع دارايي ديگر را نيز بايد نخست به پول نقد تبديل كرد تا قابل مصرف شود.حسابرسان در رسيدگي به حسابهاي موجودي نقدي و ساير دارايي ها بايد متوجه باشند كه دارايي ها به بيش از ارزشي كه دارند در صورت هاي مالي منعكس نشوند.حتي اگر موجودي هاي نقدي در مقايسه با جمع ساير دارايي ها مبلغ كمي باشد،باز هم رسيدگي به اين حساب از اهميت ويژه اي برخوردار است و علت اين است كه معمولا گردش حساب نقدي در شركت ها و مؤسسات توليدي و بازرگاني نسبت به ساير چرخه ها بيشتر است.
وجوه نقد معمولا شامل وجوه نقد نزد بانكها (حسابهاي جاري)،وجوه موجود در صندوق مؤسسه،تنخواه گردان و به ندرت شامل موجودي حسابهاي پس انداز است.هنگاميكه حسابرس درصدد بر مي اَيد به ماهيت فعاليت شركت صاحبكار پي ببرد،يكي از راهكارهاي پيش روي وي اَگاهي از انواع مختلف مانده حساب وجوه نقد در شركت صاحبكار است.در بيشتر سازمان ها حساب موجودي كل وجوه نقد در كانون توجه قرار ميگيرد زيرا واقعيت اين است كه همه دريافتها و پرداختهاي نقدي از محل اين حساب انجام ميشود.معمولا با توجه به چرخه خريد و پرداخت،وجوه پرداختني از محل اين حساب برداشت ميشود و وجوه دريافتي حاصل از چرخه فروش و وصول مطالبات به حساب موجودي نقد واريز ميشود كه پر واضح است ميزان ورودي ها و خروجي هاي اَن بمراتب نسبت به ساير چرخه ها بيشتر است.از اين گذشته دريافتها و پرداخت هاي مربوطبه تمام ساير حسابها از مجراي حساب موجودي كل وجوه نقد ميگذرند.بديهي است فروش نقد،وصول مطالبات و واريز افزايش سرمايه نوعا سبب افزايش اين حسابها و مخارج واحد تجاري سبب كاهش اَنها ميشود.در برخي از موارد مانده هايي همچون گواهي هاي سپرده ها،حساب وجوه ذخاير استهلاكي،مانده هاي برخي از حسابهاي معين ارزي و ساير حسابهايي كه استفاده از اَنها با محدوديت مواجه است بايست معمولا تحت سرفصل سرمايه گذاري ها طبقه بندي ميشود.
پنج چرخه معاملاتي به طور مستقيم با مانده وجوه نقد در ارتباطند.اين چرخه ها عبارتند از چرخه خدمات پرسنلي.چرخه توليد(موجودي كالا)همانطور كه پيشتر ذكر گرديد به طور مستقيم معاملاتي را در بر ندارد كه به حساب موجودي نقدي ارتباط داشته باشد،توجه داشته باشيد كه چرخه هاي تامين مالي و سرمايه گذاري هر دو موجودي نقد را كاهش يا افزايش ميدهند و اين در حاليست كه چرخه مخارج و چرخه خدمات پرسنلي اين حساب را كاهش ميدهد و چرخه درامد اين حساب را افزايش ميدهد.اندازه چرخه هاي مختلف و ميزان اثر گذاري اَنها بر روند فعاليت هاي تجاري بسته به نوع فعاليت و اندازه شركتهاي مختلف است و حتي تحت تاثير عوامل محيطي(اقتصادي،اجتماعي،سياسي)ميتواند سال به سال متفاوت باشد.
وجه نقد بنابر استاندارد شماره 2 حسابداري ايران عبارت است از موجودي نقد و سپرده هاي ديداري نزد بانكها و مؤسسات مالي اعم از ريالي و ارزي(شامل سپرده هاي سرمايه گذاري كوتاه مدت بدون سررسيد) به كسر اضافه برداشتهايي كه بدون اطلاع قبلي مورد مطالعه قرار ميگيرد.اغلب مازاد وجوه نقد به دست اَمده طي بخشهاي مشخصي از چرخه عمليات كه در اينده اي نزديك مورد نياز خواهد بود در دارايي هاي كوتاه مدت با قدرت نقدينگي بسيار بالا،سرمايه گذاري ميشوند و اَنها را معادل نقد مينامند.معادل وجه نقد عبارتست از سرمايه گذاري هاي كوتاه مدت سريع التبديل به وجه نقد است كه احتمال خطر كاهش در ارزش اَن ناچيز بوده و به اَساني و بدون اطلاع قبلي قابل تبديل به مبلغ معيني وجه نقد باشد و موعد اَن در زمان تحصيل تا سررسيد حداكثر سه ماه باشد به كسر وامها و قرض الحسنه هاي دريافتي از بانكها و ساير اشخاص كه ظرف سه ماه از تاريخ تحصيل قابل بازپرداخت است.
موضوع:رسيدگي به چرخه خدمات پرسنلي (حقوق و دستمزد)
چرخه خدمات پرسنلي كه اصطلاحا چرخه حقوق و دستمزد نيز ناميده ميشود،شامل وقايع و رويدادهايي است كه به حقوق و مزاياي پرسنل اجرايي و غير اجرايي سازمان مرتبط است.انواع مزايا يا پاداش در شركتها عبارتند از حقوق دستمزد ماهانه،ساعتي،مزاياي جبراني،پاداش ها،طرح هاي سهام و مزاياي كارمندي (مانند بيمه سلامت،حقوق ايام مرخصي،اما عمده ترين گروه از معاملات در اين چرخه همان معاملات و رويدادهاي مربوط به حقوق و دستمزد است.در بسياري از شركتها زماني كه حقوق و دستمزد پرداخت شد ثبت ميشود و ماليات بر حقوق نيز در همان لحظه تحقق مي يابد.اگر دوره پرداخت با پايان سه ماهه يا سال مالي مطابقت نداشته باشد،براي حقوق پرداختني بايد حسابهاي معوق افتتاح شود.
حساب حقوق و دستمزد يكي از عواملي است كه ميتواند موجب هدر رفتن مقدار زيادي از منابع يا دارايي هاي شركت شود،زيرا كه احتمال ناكاراَيي يا دزدي در اين زمينه وجود دارد.اين چرخه با دو چرخه ديگر ارتباط تنگاتنگي دارد.پرداخت حقوق و ماليات مربوطه به اَن به رويدادهاي مخارج نقدي در چرخه مخارج مرتبط است.توزيع هزينه هاي دستمزد كارخانه به كار در جريان ساخت به چرخه توليد مرتبط است.در ضمن هزينه حقوق و دستمزد عمده ترين هزينه عملياتي در بسياري از شركتها است.
رسيدگي به چرخه مزبور همانند چرخه فروش و وصول مطالبات ايجاب ميكند كه حسابرس كنترل داخلي را درك كند،خطر كنترل را براَورد نمايد،در ارتباط با رويدادهاي مالي اَزمون هاي كنترل ها و محتوا را انجام دهد،روشهاي تحليلي را اجرا كند و سرانجام اَزمون جزئيات مانده ها را انجام دهد.اما از ديد حسابرس بين چرخه حقوق و دستمزد و ساير چرخه ها چند تفاوت عمده وجود دارد.
1.براي حقوق و دستمزد تنها يك طبقه از رويداد مالي وجود دارد.بيشتر چرخه ها شامل دست كم دو طبقه از رويداد مالي است.
2.رويدادهاي مالي در مقايسه با ساير حسابهاي ذيربط در ترازنامه اهميت بيشتري دارند.
3.براي تمام شركتها حتي شركتهاي كوچك اعمال كنترل بر حقوق و دستمزد به شيوه اي اثر بخش انجام مي شود.
هدف اصلي حسابرس از رسيدگي به چرخه حقوق و دستمزد كاركنان اين است تا مشخص شود كه اَيا مانده حساب ها به صورتي منصفانه و طبق اصول پذيرفته شده حسابداري ارائه شده اند يا خير.در بيشتر سيستم ها،حقوق و دستمزد تحقق يافته را فقط در پايان دوره مالي گزارش ميكنند.طي اين دوره زماني كه حقوق پرداخت شود اين هزينه ها منظور ميشوند و مبالغ تحقق يافته از بابت دستمزد در پايان دوره به عنوان ثبت اصلاحي گزارش ميشود.
چرخه حقوق و دستمزد كاركنان با استخدام نيرو اَغاز و با پرداخت حقوق و دستمزد كاركنان از بابت خدمات ارائه شده و نيز مبالغ مربوط به دولت و ساير سازمانها (ماليات و...)پايان مي يابد.
چرخه حقوق و دستمزد كاركنان با استخدام نيرو اَغاز و با پرداخت حقوق و دستمزد كاركنان از بابت خدمات ارائه شده و نيز منابع قانوني كسورات پايان مي يابد.يكي از مهمترين اقداماتي كه در حسابرسي از حقوق و دستمزد انجام ميشود،تهيه فرم مدت زمان كار و حقوق است زيرا به صورت مستقيم بر هزينه حقوق و دستمزد دوره مربوط اثر ميگذارد كه شامل اقدامات زير ميشود:
تهيه كارت حضور و غياب به وسيله كاركنان،خلاصه محاسبات مربوط به ناخالص حقوق،كسورات و خالص پرداختني،صدور چكهاي حقوق و دستمزد و سرانجان ثبت حقوق و دستمزد در دفاتر. بر اساس اطلاعات موجود در پرونده حقوق و دستمزد،دفتر روزنامه حقوق و دستمزد ثبت ميشود.براي ثبت رويدادهاي مالي مربوط به حقوق و دستمزد براي هر يك از كاركنان از پرونده اصلي استفاده ميشود.اين پرونده اصلي را اصطلاحا حساب كنترل حقوق و دستمزد نيز مينامند.پس از پايان هر دوره كاري سازمان موظف به پرداخت حقوق و مزاياي كارمندان است.براي جلوگيري از هر نوع دزدي،چك حقوق و دستمزد بايد توسط شخص يا اشخاص مجاز به شيوه اي صحيح امضا و ارائه شود.براي جلوگيري از پرداخت غيرمجاز از بابت حقوق و دستمزد از حسابي تحت عنوان"حساب حقوق و دستمزد"استفاده ميشود.مبالغ قابل پرداخت به كارمندان از طريق چكهاي حقوق و دستمزد پرداخت ميشود.
در چرخه حقوق و دستمزد،تفكيك وظايف از اهميت زيادي برخوردار است.پردازش حقوق و دستمزد بايد در حيطه شخص يا گروهي باشد كه چكهاي حقوق را امضا ميكنند.واحد كارگزيني وظيفه استخدام و پايان دادن به كار پرسنل و تغييرات نرخ حقوق و دستمزد را دارد و نبايد حقوق و دستمزد كاركنان را محاسبه نمايد.اسناد و مدارك مربوط به حقوق بايد به ميزان كافي وجود داشته باشد.چكهاي حقوق و دستمزد امضا شده نبايد در دسترس همگان قرار گيرد.چكها بايست توسط شخصي مسئول امضا شود و حقوق بايد بوسيله شخص ديگري پرداخت شود.
موضوع:تكميل فراَيند حسابرسي
پس از اجراي روشهاي مورد نظر توسط حسابرس(اَزمون كنترل ها و محتواي معاملات و جزييات مانده ها)،وي ادعاهاي مديريت را مورد ارزيابي نهايي قرار ميدهد.در واقع اَخرين مرحله اي كه حسابرس اجرا ميكند تكميل بررسي ها و انتشار گزارش حسابرسي است.اگر مرحله تكميل حسابرسي به شيوه اي ضعيف انجام شود،كيفيت كار انجام شده بسيار پايين خواهد بود.اين روش ها،تصميم گيري ها و قضاوت ها در اخرين روز اجراي عمليات يا نزديكترين تاريخ به تراز نامه انجام ميگيرد.روشهاي انجام شده براي تكميل فراَيند حسابرسي داراي چند ويژگي متمايز و خاص است:
1.اَنها با چرخه ها معاملاتي خاص يا حسابهاي معيني ارتباط ندارند.
2.معمولا پس از تاريخ ترازنامه انجام مي شوند.
3.مستلزم موضوعات قضاوتي و بكارگيري قضاوت است
4.روشهاي مذبور به طور معمول توسط مديران حسابرسي يا اعضاي ارشد تيم رسيدگي كه تجربه زيادي براي رسيدگي دارند،انجام ميشود.
از اَنجا كه صاحبكار تاكيد بر انتشار گزارش در نزديكترين تاريخ ممكن دارد،حسابرسان به طور معمول در يك محدوده زماني كوتاه بايست روشهاي تكميل را به اجرا در اورند.در نهايت پايان اين مرحله انتشار گزارشي است كه مستلزم دقت فراوان حسابرس در جمع بندي و اعمال قضاوت در خصوص نوع گزارش است.
مسئوليت حسابرس در تكميل فراَيند حسابرسي به سه مقوله تقسيم ميشود:
1.تكميل اجراي عمليات
2.ارزيابي نتايج
3.ارتباط و ابلاغ گزارش به صاحبكار.
مسئوليت حسابرس براي ارزيابي صادقانه بودن صورتهاي مالي شركت صاحبكار تنها محدود به اَزمون وقايع و رويدادهاي مالي كه تا تاريخ ترازنامه رخ داده اند،نميشود.حسابرس موظف است رويدادهاي مالي پس از تاريخ ترازنامه را بررسي كند تا مشخص نمايد كه اَيا هيچ نوع رويدادي وجود دارد كه بتواند بر ارائه و افشاي صورتهاي مالي دوره جاري اثر بگذارد.
اصطلاح رويدادهاي پس از تاريخ ترازنامه به موجب استانداردهاي حسابرسي هم براي رويدادهايي بكار ميرود كه بين تاريخ ترازنامه و تاريخ گزارش حسابرس رخ ميدهد و هم براي حقايق شناسايي شده پس از تاريخ گزارش حسابرس.
مسئوليت بررسي رويدادهاي پس از تاريخ ترازنامه معمولا به دوره زماني محدود ميشود كه با تاريخ ترازنامه اَغاز ميشود و با تاريخ ارائه گزارش حسابرسي پايان مي يابد.با اين حال استانداردهاي حسابرسي،حسابرس را نسبت به رويدادهاي پس از تاريخ گزارش حسابرسي نيز مسئول ميداند.از اَنجا كه تاريخ ارائه گزارش حسابرس مربوط به تكميل شدن روشهاي مهم حسابرسي در دفتر شركت صاحبكار است.بررسي رويدادهاي مالي پس از تاريخ ترازنامه بايد در اَخرين روزهاي مندرج در قرارداد حسابرسي كامل شود.
در خصوص رسيدگي به رويدادهاي پس از تاريخ ترازنامه ميتوان روشهاي حسابرسي را به دو گروه طبقه بندي نمود:روشهايي كه معمولا به عنوان بخش جدانشدني از بررسي و بازبيني و اثبات مانده حسابهاي پايان سال هستند.
و روشهايي كه با هدف كشف رويدادهايي به اجرا در مي اَيند كه به عنوان رويداد پس از تاريخ ترازنامه اعلام شوند.گروه نخست شامل اَزمون هاي انقطاع زماني و تعيين ارزش اقلام ميشوند كه به عنوان بخشي از اَزمون جزئيات مانده ها به اجرا در مي اَيند.گروه دوم اَزمونهاي مربوط به كسب اطلاعات براي منظور كردن در مانده حسابهاي سال جاري يا يادداشتهاي پيوست صورتهاي مالي است كه اين اَزمونها به شرح زيراند:
1.پرس و جو از مديريت درباره رويدادهاي پيش از تاريخ ترازنامه كه ميتواند بر صورتهاي مالي اثرگذار باشد.مثل تعهدات يا بدهي هاي احتمالي،وضعيت جاري اقلامي كه بر اساس اطلاعات غيرقطعي در صورتهاي مالي ارائه شده اند،تغييرات عمده در ساختار سرمايه،ادغام يا انحلال واحد تجاري و...
2.مكاتبه با وكيل صاحبكار در خصوص بدهي هاي احتمالي و ساير موارد پس از تاريخ ترازنامه.
3.بررسي دفاتر ثبت صاحبكار پس از تاريخ ترازنامه.
بررسي دفاتر ثبت صاحبكار پس از تاريخ ترازنامه مثل دفاتر روزنامه و كل.
5.بررسي صورتجلسات هيئت مديره و سهامداران پس از تاريخ ترازنامه.
6.اخذ تاييديه از مديريت.
گاه حسابرس به اين نتيجه ميرسد كه يك رويداد مهم پس از كامل شدن كارهاي حسابرسي ولي پيش از ارائه گزارش رخ داده است.در چنين مواردي استانداردهاي حسابرسي مقرر مينمايد كه حسابرس دامنه رسيدگي خود را گسترش دهد،رويدادهاي پس از تاريخ ترازنامه را هم مورد بررسي قرار دهد و به خوانندگان اطمينان دهد كه اطلاعات ارائه شده پس از تاريخ ترازنامه به صورت درست ارائه و افشا شده اند.در صورتيكه كه رويداد پس از تاريخ ترازنامه با اهميت باشد،در اين حالت تاريخ گزارش حسابرس تغيير ميكند و حسابرس گزارش خود را به تاريخ جديد ارائه ميكند.
گاهي اوقات حسابرس از رويه فوق پيروي نميكند و بررسي خود را از رويدادهاي پس از تاريخ ترازنامه را به مسايل مربوط به اَن رويداد محدود ميكند.در اين حالت گزارش حسابرس با تاريخ گذاري دوگانه ارائه ميشود.تاريخ نخست مربوط به زمان تكميل كار حسابرسي است و استثناي يك مورد خاص و تاريخ دوم كه پس از تاريخ اول قرار ميگيرد مربوط به رسيدگي به مورد خاص است.
موضوع :حسابرسي چرخه توليد(موجودي كالا و انبار)
چرخه توليد يكي از مهمترين چرخه هاي معاملاتي و عملياتي در شركتها محسوب ميشود و اَن از اين جهت يك چرخه منحصر به فرد است كه با ساير چرخه هاي مالي رابطه اي تنگاتنگ دارد.مواد اوليه و دستمزد مستقيم از مجراي چرخه خريد و پرداخت و نيز از طريق چرخه حقوق و دستمزد كارمندان وارد چرخه موجودي كالا و انبا(توليد) ميشوند و با فروش كالاي توليدي در چرخه فروش و وصول مطالبات پايان مي يابد.رسيدگي به حسابهاي موجود در چرخه توليد به ويژه بررسي مانده موجودي كالا در پايان دوره از پيچيده ترين و زمانبرترين بخشهاي هر حسابرسي است.عواملي كه موجب پيچيده تر شدن حسابرسي موجودي كالا ميشود از اين قراراند:
*معمولا موجودي كالا يكي از اقلام عمده در ترازنامه است و اغلب بزرگترين رقمي است كه حسابهاي تشكيل دهنده سرمايه در گردش(دارايي هاي جاري-بدهي هاي جاري) را به وجود مي اَورند.
*موجودي كالا در نقاط مختلفي قرار دارد و سفارش فيزيكي و كنترل را مشكل ميسازد.شركتها بايد موجودي كالا را در نزديكترين نقطه توليد و فروش محصول قرار دهند و همين پراكندگي موجب بروز مسائل عمده در حسابرسي مي شود.
*ناهمگوني اقلام موجودي كالا موجب بروز مشكلاتي براي حسابرسان ميشود.
*گاها تعيين ارزش اقلام موجودي مشكل است و اين بدان سبب است كه اين اقلام از لحاظ خطر نابابي و منسوخ شدن و تخصيص يا سرشكن كردن هزينه ها بر روي موجودي كالا فراَيندي پيچيده و نسبتا دشوار دارند.
*استانداردهاي حسابداري تنها چند روش را براي تعيين ارزش موجودي ها مجاز مي داند و اين در حاليست كه شركت بايست ثبات رويه را نيز در طي سال هاي متمادي فعاليت حفظ كند.
چرخه توليد با سه چرخه زير به صورت تنگاتنگ ارتباط دارد:
1.چرخه مخارج از لحاظ خريد مواد خام متحمل شدن هزينه هاي مختلف سربار.
2.چرخه خدمات پرسنلي از لحاظ متحمل شدن هزينه هاي حقوق و دستمزد.
3.چرخه دراَمد از لحاظ فروش كالاهاي ساخته شده.
ميتوان چرخه توليد را بدين گونه تصور نمود كه از سيستم هاي جدا از هم ولي داراي رابطه تنگاتنگ با يكديگر تشكيل ميشود.يك رابطه به جريان فيزيكي كالاها و ديگري مربوط به هزينه ها است.
هدف اصلي حسابرسان از رسيدگي به موجودي ها و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته (چرخه توليد)حصول اطمينان از موارد زير است:
1.كفايت كنترل هاي داخلي مربوط به چرخه توليد
2.اثبات وجود و مالكيت اقلام موجود در چرخه توليد(وجود و مالكيت)
انعكاس كليه اقلام در دفاتر و حساب ها(كامل بودن)
4.صحت ارزيابي و محاسبات رياضي
5.كفايت افشا و چگونگي ارائه موجودي هاي مواد و كالا
حسابرسان همراه با رسيدگي به اقلام موجودي و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته،شواهد مربوط به خريد،فروش،برگشت از خريد و تخفيفات و برگشت از فروش و تخفيفات را نيز بدست مي اَورند.حسابرسان در رسيدگي به اقلام چرخه توليد بايد از اشتباهات و تحريف هايي كه ممكن است در تعيين ارزش يا مقدار موجودي ها و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته صورت گيرد،مطلع باشند.
چرخه توليد با درخواست مواد اوليه براي توليد اَغاز ميشود.خريد اوليه چه براي يك واحد توليدي و چه به صورت كالاي ساخته شده براي يك خرده فروش باشد،به هر حال يك بخش ضروري از سيستم كنترل است كه بايد بر فراَيند خريد اعمال شود.درخواست خريد توسط مسئول خريد و دادن درخواست براي اقلام مورد نياز اَغاز ميشود.پس از تصويب درخواست توسط مسئول ذي صلاح مواد خريداري شده دريافت مي شود.مواد دريافتي بايد از نظر مقدار و كيفيت مورد بررسي قرار گيرند.واحد دريافت كننده كالا،گزارش دريافت را تهيه و ارائه ميكند و اَن را بصورت سند اصلي براي پرداخت در مي اَورد.پس از بررسي،مواد اوليه به انبار مواد انتقال مي يابد تا در صورت نياز به جريان توليد وارد شود.در شركتهاي توليدي وجود يك سيستم حسابداري بهاي تمام شده(صنعتي)بخش مهمي از فرايند مربوط به امور كالا را تشكيل مي دهد.
وجود و ضرورت اين سيستم براي تعيين سود اَوري نسبي محصولات است.
سيستم هاي مختلفي براي اين كار استفاده مي شود اما بسته به جمع فعاليت و نوع محصولات از سيستم سفارش كار و سيستم مرحله اي بيشتر استفاده مي شود. موادي كه از انبار وارد فرايند توليد ميشوند،پس از گذراندن مراحل مختلف توليد به كالاي ساخته شده تبديل ميشوند و در اين ميان هزينه دستمزد و سربار توليد نيز بدان اضافه مي شود.پس از تكميل،كالاهاي ساخته شده به انبار كالا انتقال ميابد تا زمان حمل فرا رسد.حمل كالاي ساخته شده بخش جدا نشدني از چرخه ي فروش و وصول مطالبات است. پايان اين چرخه انتقال كالاي ساخته شده از انبار و تبديل هزينه هاي توليد به بهاي تمام شده كالاي فروش رفته است.
منبع:مروري جامع بر حسابرسي ايران
كارشناسي ارشد
تاليف:حامد فيلي