تالار گفتگوی حسابداری

حسابداری => دوره کارشناسی و آمادگی کارشناسی ارشد حسابداری => حسابداری صنعتی => نويسنده: sadegh_g در نوامبر 09, 2012, 19:24:03

عنوان: سیستم بهایابی یکسان ( مرحله ای )
رسال شده توسط: sadegh_g در نوامبر 09, 2012, 19:24:03
سیستم بهایابی یکسان ( مرحله ای )
   انتخاب سیستم بهایابی توسط شرکتها متأثر از نوع فعالیت و فرایند بازاریابی و فروش محصول یا ارائه خدمات آنها
می باشد. گاهی شرایطی پیش می آید که محصولات همگن بوده و برای آنها از مواد ، نیروی کار و ماشین آلات یکسانی استفاده
می شود لذا محصولاتی که تولید می شود و یا خدماتی که ارائه می شود کاملاً همگن بوده و اصولاً بهای آنها نیز یکسان خواهد بود ازاین جهت سیستم بهایابی در چنین موقعیتی ، سیستم بهایابی یکسان خواهد بود
اجرای سیستم بهایابی یکسان.
   این سیستم در دو حالت می تواند مورد بررسی قرار گیرد: یکی زمانی که کالای در جریان ساخت اول دوره وجود ندارد و دیگری زمانی که کالای در جریان ساخت اول دوره وجود دارد.
   زمانی که موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره وجود ندارد اصولاً روش بهایابی مانند fifo و lifo و wa ( میانگین موزون) مصداق نخواهد داشت به عبارت دیگر حاصل هرسه روش یکسان خواهد بود ، لذا انجام بهایابی در ساده ترین شکل خود خواهد بود.
   حاصل سیستم بهایابی یکسان و محصول نهایی آن گزارشی خواهد است که تحت عنوان گزارش بهای تولید نامیده
 می شود. این گزارش دارای پنج قسمت اصلی است:
قسمت اول: صورت گردش مقداری تولید.
این صورن نشانگر مقدار ورودی های هردایره و مقدار خروجی های آن است. طبیعی است که جمع مقادیر ورودی باید با جمع مقادیر خروجی برابر باشد. مقادیر ورودی معمولاً شامل موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره ، واحدهای شروع شده به تولید ( اقدام به تولید ) طی دوره و واحدهای دریافتی یا انتقالی از مرحله قبل می باشد. مقادیر خروجی شامل کالای تکمیل شده ، موجودی کالای در جریان ساخت آخر دوره و نیز ضایعات عادی و غیرعادی است.
قسمت دوم: صورت بهای عوامل تولید منظور شده
   منظور از بهای عوامل تولید منظور شده ، عواملی است که به بدهکار حساب کالای در جریان ساخت منظور شده اند. این عوامل معمولاً عبارتند از:
   الف- بهای موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره که خود می تواند جزئیاتی همچون مواد مستقیم ، دستمزد مستقیم ، وسربار ساخت باشد.
   ب- بهای عوامل تولید طی دوره: شامل مواد مستقیم ، دستمزد مستقیم ، سربار ساخت. البته در مرحله غیر از مرحله 1 عامل دیگری نیز به این عوامل اضافه می شود و آن بهای انتقالی از مرحله ی قبل می باشد.
قسمت سوم: صورت معادل آحاد تکمیل شده
   در سیستم بهایابی یکسان ، از تقسیم بهای تولید بر تعداد یا حجم تولید ، بهای هرواحد محصول بدست می آید. اما مساله ای که مطرح می شود این است که حجم تولید چگونه محاسبه می شود؟ با توجه به این که تولیدات از لحاط درجه تکمیل ، با همدیگر برابر نیستند ، امکان جمع کردن تولیدات بدون ملاحظه ی درصد تکمیل آنها کاری منطقی نیست.

صورت معادل آحاد تکمیل شده به روش میانگین ( قسمت سوم به روش میانگین )
   در روش میانگین ، معادل آحاد تکمیل شده از جمع کالای تکمیل شده و موجودی کالای در جریان ساخت آخر دوره ( تا درجه ای که تکمیل شده است ) و ضایعات ( تا درجه ای که تکمیل شده است ) بدست می آید.
صورت معادل آحاد تکمیل شده به روش fifo ( قسمت سوم به روش fifo )
   برای محاسبه معادل آحاد تکمیل شده در روش fifo همانند روش میانگین عمل می شود با این تفاوت که آن بخش از کالای درجریان ساخت اول دوره که دوره قبل تکمیل شده است ، باید ازتولید دوره ی جاری کسر شود.
قسمت چهارم: صورت محاسبه ی ریز بهای هرواحد محصول.
   نحوه ی محاسبه  ریز بهای هرواحد محصول در روش میانگین و fifo متفاوت است اما در هر دو منطق تقسیم استفاده می شود یعنی بهای هریک از عوامل تولید ( مواد مستقیم ، دستمزد مستقیم ، سربار ساخت و بهای انتقالی ) بر حجم تولید مربوطه تقسیم می شود تا بهای هرواحد محصول از بابت آن عامل خاص ، بدست آید.



محاسبه ی ریز بهای هرواحد محصول به روش میانگین ( قسمت چهارم به روش میانگین ).
   برای حل مشکل محاسباتی معادل احاد تکمیل شده روش میانگین ، چون کالای در جریان ساخت اول دوره جزو تولید دوره جاری به حساب امده است ، ریز بهای کالای در جریان ساخت اول دوره به بهای عوامل تولید طی دوره اضافه شده و سپس حاصل جمع بر معادل احاد مربوطه تقسیم می شود.
محاسبه ی بهای هرواحد محصول به روش fifo ( قسمت چهارم به روش fifo ).
   در روش fifo هنگام محاسبه ی معادل احاد تکمیل شده ، موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره از تولید دوره جاری کسر می گردد و اصولاً بهای آن نباید به بهای عوامل تولید طی دوره اضافه شود ( در روش میانگین اضافه می شد ) بنابراین بهایی که برای هریک از عوامل بدست می آید دقیقاً بهای همین دوره است و با بهای دوره قبل ، مخلوط نمی شود.
قسمت پنجم: صورت تخصیص بهای عوامل به تولیدات.
   تخصیص بهای عوامل به تولیدات در روش میانگین ( قسمت پنجم به روش میانگین ).
   در این قسمت بهای ساخت هریک از انواع محصولات ( تکمیل شده ، درجریان ساخت آخر دوره و ضایعات ) مشخص می گردد. بهی ساخت کالای تکمیل شده در این روش از ضرب تعداد واحدهای تکمیل شده در بهای هرواحد محصول بدست می آید.
   اما در موجودی کالای در جریان ساخت اخر باید ریز بهای عوامل را مورد استفاده قرار داد و نمی توان تعداد کالای در جریان ساخت اخر دوره را در جمع بهای عوامل ضرب کرده چون در اکثر موارد درجه ی تکمیل کالای در جریان ساخت آخر ، ار بابت مواد و تبدیل برابر نیست.
تخصیص بهای عوامل به تولیدات در روش fifo ( قسمت پنجم به روش fifo )
   همانطوری که در روش میانگین مطرح شد در این قسمت بهای هریک از انواع تولیدات ( تکمیل شده ، درجریان ساخت اخر دوره و ضایعات ) مشخص می گردد.
   بهای کالای تکمیل شده در این روش شامل سه قسمت است:
   بهای کالای در جریان ساخت اول دوره. این رقم مانده نقل از دوره قبل می باشد و در حساب کالای در جریا نساخت به عنوان مانده اول دوره منعکس می شود.
   بهای عوامل تولید صرف شده جهت تکمیل کالای درجریان ساخت اول دوره ، طی این دوره. شامل بهای عواملی از تولید است که در این دوره برای تکمیل شدن کالای در جریان ساخت اول دوره صرف شده است.
   بهای کالاهایی که شروع و خاتمه آنها طی همین دوره بوده است. واضح است که بهای این کالاها از ضرب انها در بهای ساخت هرواحد محصول طبق روش fifo بدست می آید. چون بهای آنها فقط از محل عوامل تولید دوره جاری می باشد
ضایغات.
   ضایعات یا واحدهای ضایع شده ، تولیداتی هستند که ویژگی های تولیدات سالم و استاندارد شرکت را ندارند و قابل برگشت به خط تولید نیستند یعنی با انجام دوباره کاری ، به محصول سالم تبدیل نمی شوند. ضایعات به دو نوع تقسیم می شود ، یکی ضایعات عادی و دیگری ضایعات غیر عادی.

ضایعات عادی.
   ضایعات عادی ، محصولاتی هستند که به دلیل عوامل غیر قابل کنترل و ذاتی ، ویژگی محصول سالم را ندارند و با انجام دوباره کاری نیز به محصول سالم نبدیل نمی شود. بهای ضایعات عادی به عنوان زیان عادی درنظر گرفته نمی شود ، بلکه با آن به عنوان بهای تولید برخورد می شود.
ضایعات غیرعادی.
   ضایعاتی که ناشی از عوامل قابل کنترل هستند و مازاد بر ضایعات عادی رخ می دهند ، ضایعات غیرعادی نامیده
می شود. کیفیت نامناسب مواد اولیه ی بکار رفته ، فقدان آموزش و عدم مهارت کارگران ، سهل انگاری آنها وخرابی دستگاه های تولیدی ، معمولترین دلایل وقوقوع ضایعات غیرعادی هستند. برخلاف ضایعات عادی ، این نوع ضایعات جزو ماهیت تولید محصول نیستند ، غیرقابل پیش بینی هستند ، قابلیت برآورد ندارند ، قابل پیشگیری و قابل اجتنابند و در عملیات کارا رخ نمی دهند.


منابع: حسابداری صنعتی ( 1 )
مولفان: دکتر محمد قسیم عثمانی – علی قاسم زاده
ناشر: موسسه  انتشارات ترمه