تالار گفتگوی حسابداری
حسابداری => دوره کارشناسی و آمادگی کارشناسی ارشد حسابداری => حسابرسی => نويسنده: saeed_90 در ژانویه 01, 2012, 03:20:16
-
حسابداری صنعتی
تالیف:مایکل میهر
ترجمه واقتباس دکتر ایرج نو روش
چالش طولانی هزینه یابی متغیر در برابر هزینه یابی جذبی کامل
مدت زمان مدیدی است که سودمندی هزینه یابی جذبی کامل در مقایسه با هزینه یابی متغیر مورد بحث و مجادله بسیاری قرار گرفته است. در اکثر موارد اختلاف نظرات ناشی از جستجوی روشی با "برتری نظری" برای ارزش گذاری موجودی و اندازه گیری سود جهت گزارش گری مالی برون سازمانی است . نگاه ما نسبت به این موضوع بسیار متفاوت است ما نه به دنبال گزینش رقمی "حقیقی "برای ارزش موجودی هستیم و نه میخواهیم در مورد رقم حقیقی سود ویژه بحث کنیم. پس از در نظر گرفتن منافع و مخارج هر یک از روش های هزینه یابی ما ان رقمی را به عنوان بهای تمام شده می پذیریم که برای تصمیم گیری برازنده تر و مناسب تر باشد.
برازنده ترین رقم بهای تمام شده معمولا تابع شرایط خاص خود بوده و به ماهیت تصمیم و هزینه ها ترجیحات تصمیم گیرندگان و سایر عوامل بستگی دارد شرکت ها دریافته اند هزینه های کامل برای دسته ای از تصمیمات و هزینه های متغیر برای دسته ای دیگر مفید هستند. هدف حسابداران اینست که اطلاعاتی را که برای یک موقعیت خاص ارایه می کنند بیشترین سودمندی را داشته باشد سودمندی و برازندگی روش به ماهیت تصمیم تحت بررسی وابسته است.
بحثی که در ادامه خواهد امد به معرفی مزایای هر یک از روش های هزینه یابی متغیر و جذبی کامل برای استفاده های گوناگون تصمیم گیرند گان می پردازد.
مزایای هزینه یابی متغیر، نارسایی های هزینه یابی جذبی کامل
هزینه یابی متغیر هزینه های تولیدرا به اجزای ثابت و متغی ر تفکیک می کند
بسیاری از تصمیمات مدیران مستلزم تفکیک هزینه ها به بخش های ثابت و متغیر می باشد روش هزینه یابی متغیر در همین راستا گام بر می دارد حال انکه روش هزینه یابی جذبی کامل سمت وسوی دیگری دارد.در این روش هزینه های ثابت تولید بر حسب هر واحد در محاسبات وارد شده و با ان هزینه های متغیر هر واحد رفتار می شود.همچنین به این نکته توجه کنید هزینه یابی مغیر نسبت به هزینه یابی جذبی کامل اطلاعات بیشتری در اختیار می گذارد. در هزینه یابی متغیر امکان تفکیک هزینه های ثابت و متغیر و ارایه حاشیه فروش فراهم می شود.
انتقاد از بهای تمام شده هر واحد محصول در روش هزینه یابی جذبی کامل
تلقی هزینه های ثابت به عنوان بخشی از بهای تمام شده هر واحد ممکن است گمراه کننده باشد بهای تمام شده ثابت هر واحد تابع دو عامل مبلغ هزینه های ثابت و حجم فعالیت میباشد. تنها در صورتی بهای تمام شده مفروض برای هر واحد قابل قبول است که حجم تولید برابر تعداد واحد هایی باشد که در محاسبه بهای تمام شده ثابت هر واحد بکار رفته اند.
هزینه یابی متغیر تاثیر گذاری تغییرات موجودی بر اندازه گیری سود را از میان می برد
مزیت دیگری که هزینه یابی متغیر دارد اینست که تاثیر گذاری تغییرات موجودی بر اندازه گیری سود را از میان می برد به عنوان مثال در هزینه یابی جذبی کامل یک واحد تجاری می تواند با انباشتن موجودی ها سود بیشتری گزارش نماید و یا با کاستن موجودی ها سود را کاهش دهد. بطور خلاصه هزینه یابی متغیر بهتر از هزینه یابی جذبی کامل با مدل های تصمیم مدیریت سازگاری دارد.
مزایای هزینه یابی جذبی کامل ،نارسایی های هزینه یابی متغیر
نه هیئت استاندارد های حسابداری مالی و نه مراجع مالیاتی ، هیچ یک هزینه یابی متغیر را به عنوان روش قابل قبول برای مقاصد گزارشگری برون سازمانی و یا اهداف مالیاتی عنوان نکرده اند.قوانین مالیاتی آمریکا بهای تمام شده موجودی کالا را شامل (1)مواد مستقیم و ملزومات به کار رفته و یا مصرف شده برای تولید ،(2)مخرج دستمزد مستقیم و (3)هزینه های غیر مستقیم لازم و ضروری برای تولید یک واحد محصول معین، می داند. هزینه های غیر مستقیم ضروری برای تولید محصول هزینه های ثابت تولید نیز می باشد. از این رو ، مهمترین مزیت هزینه یابی جذبی کامل مطابقت ان با بیانیه های هیات استانداردهای حسابداری مالی و قوانین مالیاتی است.
طرفداران هزینه یابی جذبی کامل بر این باورند که این روش اهمیت هزینه های ثابت تولید را آشکار می سازد. آنان بر این نکته تاکید می ورزند که تمام هزینه های تولید، بهای تمام شده تولید هستند. افزون بر این، آنان مدعی هستند مدیریت شرکت هایی که با توجه به پیش بینی افزایش فروش، پیشا پیش اقدام به انباشته نمودن موجودی های خویش می نمایند در هزینه یابی متغیر مورد نکوهش قرار می گیرد.این شرک باید این امکان را داشته باشد تا هزینه های ثابت تولید را نظیر هزینه های متغیر تولید تا زمان فروش در صورت سود و زیان گزارش نکنند.
در عمل بسته به نوع عملیات مورد نیاز هریک از دو روش هزینه یابی جذبی کامل و هزینه یابی متغیر می توانند برای مقاصد داخلی و گزارش های مبتنی بر هزینه یابی جذبی کامل می توانند برای مصرف برون سازمانی استفاده شوند.به کمک نرم افزارهای رایانه ای امکان تهیه انواع گزارش ها با توجه به روش بکار گرفته و در کوتاه ترین زمان و کم ترین هزینه مقدور گردیده است.
مزیت دیگر هزینه یابی جذبی کامل اینست که استقرار آن با هزینه کمتری امکان پذیر است زیرا در این روش نیازی به تفکیک هزینه های ثابت و متغیر نمی باشد.با وجود این که برخی از هزینه های تولیدی به اسانی وبا دقت بالا می توانند در گروه ثابت یا گروه متغیر قرار گیرند اما در برخی دیگر از هزینه ها این امر به دشواری صورت می گیرد .برای نمونه هزینه سرپرستی دستمزد غیر مستقیم اب و برق و گاز و هزینه تعمیرات و نگهداری بندرت می توانند کاملا در گروه ثابت یا متغیر قرار گیرند.بنابراین استقرار هزینه یابی متغیر نسبت به استقرار هزینه یابی جذبی کامل مستلزم هزینه بیشتری می باشد.همانند گزینش سایر سیستم های حسابداری مخارج و منافع هر روش باید نشان دهد که در یک موقعیت خاص بهترین گزینه کدام است.
آیا افزایش تولید به قصد افزایش سود از نظر اخلاقی درست است؟
معدودی از غیر حسابداران می دانند شرکت هایی که از هزینه یابی جذبی کامل استفاده می نمایند می توانند از طریق بالا بردن حجم تولید.سود خویش را افزایش دهند . بنابراین ممکن است افرادی که با حسابداری اشنایی ندارند توشط کسانی که می دانند در زمان استفاده از هزینه یابی جذبی کامل هزینه های ثابت را می توان به جای هزینه نمودن به موجودیها منتقل نمود اغفال شوند.
تحقیق صورت گرفته در مورد یک شرکت بزرگ چند قسمتی نشان می دهد که در ان یکی از مدیران بخش تصمیم به افزایش حجم تولید گرفته بود تا از این طریق قسمتی از مخارج ثابت بخش خویش را به جای هزینه شدن به بهای تمام شده موجودیها منتقل نماید تا شود بخش خود را بیش ار واقع نشان دهد. اینگونه مدیران می دانند هزینه های ثابت تولید منتقل شده به موجودیها در اینده که موجودیها به فروش می رسند هزینه خواهد شد.اما با این وجود از انجا که ممکن است در سال بعد به بخش دیگری منتقل شوند این مشکل را به گردن عملکرد مدیرانی که جانشین اتی انها می شوند می اندازند.بعلاوه چنانچه سود امسال بخش تحت نظارت این مدیران قابل ملاحظه باشد انان مورد تشویق و ترفیع قرار گرفته و موقعیتی بهتر در شرکت بدست اورند.
بالا بردن تولید براب به تعویق انداختن زمان هزینه شدن مخارج ثابت تولید نه مغایرتی با خط مشی های حسابداری شرکتها دارد و نه با اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری .ولیکن ایا این اقدام مدیریت که با قصد فریب مقامات مافوق صورت میگیرد با اصول اخلاقی مطابقت دارد؟
ما بر این باوریم که این اقدام مدیریت غیراخلاقی است چرا که او قصد فریب مافوق خود را دارد و از اینرو در مورد علت افزایش سود سکوت اختیار می کند. با این وجود اگر مقام مافوق به رابطه بین افزایش موجودی دقت کند می تواند به حقیقت موضوع پی برد.اما تنها به شرطی می تواند با این موضوع مهم واقف گردد که از تجربه یا دانش حسابداری برخوردار باشد.