دلایل تفاوتهای بین المللی در حسابداری
تفاوتها و تمایزات زیادی در عمل حسابداری بین المللی وجود دارد که برای اکثر حسابداران نامشهود و ناملموس می باشد که این امر برای کسانی که به حرفه حسابداری اشتغال ندارند مشهود تر است.
با توجه به وجود حسابداری که مترادف با ثبت های دو طرفه می باشد منصفانه بودن و یکنواخت بودن نیز یکی از موارد بااهمیت حسابداری می باشد.
دلایل زیادی در رابطه با این تفاوتها وجود دارد. بعضی از محققان کشورها را با استفاده از سیستمهای حسابداری شان طبقه بندی نموده اند. تعدادی دیگر از محققان نیز عمل حسابداری را مبنایی جهت تمایزات حسابداری در نظر گرفته اند.
باید به این نکته توجه نمود که وجود شرکتهای مختلف در یک کشور نیز می تواند منجر به تنوع سیستم های حسابداری نیز گردد.
واضح است که حسابداری به وسیله محیط اطرافش تحت تاثیر قرار می گیرد که این می تواند شامل فرهنگ کشوری باشد که در آن به اجرا در می آید.آقای هافست مدل فرهنگی را در سال 1980 مطرح نمود که تعریف فرهنگ را در قالب این مدل به صورت زیر بیان کرد: برنامه ای متمرکز از ذهن که گروهی از افراد را از گروه دیگر متمایز می نماید.
هافست معتقد است که همانطور که یک سیستم عملگر کامپیوتر مجموعه ای از قواعد و محدودیتهایی است که عمل می نماید فرهنگ نیز شامل مجموعه ای از ارزشهای اجتماعی است که از حالت نهادی به عمل تبدیل شده است.
در همین راستا ، ارزشهای اجتماعی دارای نتایجی ذاتی در شکل سیستم قانونی ، سیستم سیاسی ، ماهیت بازار سرمایه ، روشهای مالکیت شرکتی و غیره دارا می باشد.
فرهنگ در هر کشوری می تواند شامل ارزشهای اساسی (پایه ای) باشد که یک فرهنگ می تواند ان را کسب نماید و بر طبق آن عمل نماید.
آن بر روشهایی که افراد جامعه خود را برای یک ساختار معین بنا نهند تاثیر گذارده و متقابلا بر زیر ساختها تاثیر گذار خوهند بود. حسابداری یکی از این زیر ساختها می باشد.
گرایشهای سیستم ارزش در بین حسابداران می تواند کاملا وابسته و نشات گرفته از ارزشهای اجتماعی و همچنین ارزشهای مربوط به عمل حسابداری باشد.بنابراین ارزشهای حسابداری بر سیستم حسابداری تاثیر گذارند.
به عقیده هافست فرهنگ دارای چندین بعد می باشد که عبارتند از : 1- فرد گرایی در مقابل جمع گرایی 2- قدرت زیاد در مقابل کم آن 3- اطمینان در مقابل عدم اطمینان 4- مرد گرایی در مقابل زن گرایی
فرد گرایی بر مبنای چهار چوب ضعیف اجتماعی بنا گردیده جایی که افراد تنها به وسیله موقعیت خودشان می توانند حمایت گردند و یا حداکثر خانواده آنها می تواند از افراد حمایت نمایند. در واقع این بعد فرد گرایی و زن گرایی به درجه استقلال افراد در یک جامعه و در بین افراد بستگی دارد.
عدم اطمینان معیاری است که افراد یک جامعه احساس ناامنی و ابهام داشته باشند. این احساس منجر به ناامیدی و تمایل به یکنواختی در نهادها تشدید می نماید. عدم اطمینان در جوامعی رخ می دهد که قوانین سخت و اعتماد به رفتاری ویژه و تعصب نیز در بالاترین حد قرار داشته باشد. عدم اطمینان کم می تواند جوی آرام و روابطی بهتر را ایجاد کرده و باعث همکاری متقابل بین همکاران گردد.
مردگرایی بر پایه قهرمان پروری ، شجاعت ، ادعا و موفقیت های مادی بنا شده است در حالی که در جوامع زن گرا بیشتر به روابط ، فروتنی ، کمک به ضعفا و کیفیت زندگی توجه می شود.
آقای گری 1988 تفاوتهای فرهنگی را در تفاوتهای بین المللی و در رفتار حسابداران مورد بررسی قرار داد سپس فرهنگ را در قالب عمل حسابداری وارد نمود.
برای مثال آقای گری پیشنهاد کرد که کشوری که دارای عدم اطمینان شدید و فرد گرایی قانونی باشد از رویکرد اندازه گیری سود محافظه کارانه پیروی نموده و افشا را در دستور کار خود قرار نمی دهد.
آقای گری سپس ارزشهای حسابداری را به بخش های زیر تقسیم بندی نمود :1- حرفه ای گرایی در مقابل کنترل قانونی 2- یکنواختی در مقابل انعطاف پذیری 3- محافظه کاری در مقابل خوش بینی 4- رازداری در مقابل افشا
در مورد اول به قدرت و توانایی اجرا بستگی دارد و در مورد آخر به ویژگی اندازه گیری و افشا توجه می نماید.
این رویکرد به طور ویژه برای بررسی رفتار حسابرسان در رابطه با تفاوتهای بین المللی حسابداری موثر می باشد بنابراین برای گزارشگری مالی ، اندازه گیری صفات فرهنگی نامعلوم و نامرتبط بوده و با اندازه گیری عناصر اساسی محیط خارجی حسابداری قابل مقایسه می باشد به مانند سیستم های قانونی یا بازارهای سرمایه .
بنابراین برای استفاده از اطلاعات فرهنگی در حوزه حسابداری ، باید به اطلاعات جمع آوری شده از زمانی به زمان دیگر توسط محققان در حوزه های دیگر و اهداف دیگر توجهی ویژه نمود.
روش دیگر برای بررسی در محیط حسابداری ، شناسایی تاثیرات بالقوه مستقیم بر روی محیط فوق می باشد به مانند سیستم های قانونی ، تامین مالی شرکتی ، سیستم های مالیاتی و از این قبیل.
این تاثیرات متقابل در فرهنگ در یک مجموعه روشهایی با هم تقابل دارند و انها بر نوع گزارشگری مالی و حرفه حسابداری که یک کشور دارا می باشد تاثیر گذار است.
زمانی که مطالعات بر روی فرهنگهای مختلف منجر به تفاوتهای حسابداری می گردد این نکته در این بین مورد توجه قرار می گیرد که محیط حسابداری نیز می تواند تحت تاثیر استعمار طلبی واقع شود. زیرا بعضی از کشورها بر روی بعضی دیگر تاثیر بااهمیت داشته و یا باعث آن می گردد که کشور فوق کاملا از فرهنگ کشوری دیگر اقتباس کرده باشد.
بعضی از کشورها دارای یک سیستم قانونی می باشند که متکی بر تعداد محدودی از قوانین دولتی و ایالتی می باشند که این امر به وسیله دادگاهها تفسیر گردیده بنابراین تعداد زیادی از قوانین جهت حمایت و پشتیبانی از ایالتها ایجاد گردید.
سیستم قانونی عرفی در انگلستان به وجود امد و مطلق گرایی کمتری نسبت به سیستم های قانون مدار دارد.
یک قانون عرفی پاسخ به مسائل خاصی را شامل می شود.اگرچه این قانون ابتدا در انگلستان شکل گرفت و در واقع انگلستان با استفاده از قوانین فوق توانست تاثیری بسزا بر روی کشورهای دیگر داشته باشد.
به عنوان مثال قوانین فدرال آمریکا ، قوانین ایرلند ، هند ، استرالیا و غیره از قوانین عرفی انگلستان خواه بیشتر یا کمتر نشات گرفته اند.
تاثیرات طبیعی قوانین شرکتی که از انگلستان نشات گرفته بود بر رفتار شرکتها و نحوه تهیه صورتهای مالی را تعیین نمی نمود ولی تا سال 1981 در انگلستان ، حسابداران وابسته به قوانین حاکم نبودند لذا خود حسابداران یکسری از قوانین را در عمل حسابداری پایه ریزی نمودند که بعدها به عنوان استانداردهای شناخته شد.
دیگر کشورها دارای قوانینی می باشند که به وسیله حقوقدانان تدوین یافت (قرن6)و سپس به وسیله دانشگاههای اروپا از قرن 12 گسترش یافت.این قوانین وابسته به نظرات و ایده های قانونگذاران و حقوقدانان بود و مبنای ان حقوقی و اخلاقی بود. سپس قوانین فوق به عنوان قوانین اصلی شد. بنابراین واژه قانونی Codified می تواند بدین علت ایجاد شده باشد.بنابراین تفاوتی بین قوانین حسابداری و قوانین حاکم بر شرکتها به وجود آمد که متقابلا بر روی قواعد حسابداری و گزارشگری مالی تاثیری بسزا گذاشت.
نمونه ای از کشورهایی که قانون مدار یا حرفه ای مدار می باشند به شرح زیر است:
قانون مدار: فرانسه – ایتالیا – آلمان – اسپانیا- هلند – پرتقال – ژاپن
حرفه مدار : انگلستان و ولز – ایرلند – آمریکا – کانادا – استرالیا – نیوزیلند
سازمانهای تجاری و مالکان دارای انواع مختلفی می باشند که خود اینها دارای تمایزاتی چشمگیر هستند. در آلمان ، فرانسه و ایتالیا تامین مالی اکثر به وسیله بانکها که نقشی با اهمیت دارند تامین می شود در حالی که اشخاص و واحد های تجاری نقش کمتری دارند.
در مقابل در امریکا و انگلستان تعداد زیادی شرکت وجود دارد که بر میلیون ها سهامدادر خصوصی جهت تامین مالی اتکا می نمایند.
مقایسه بین آمریکا - انگلستان و فرانسه- آلمان بسیار آموزنده است. یک گروهی از این کشورها کاملا قانون مدار و گروه دیگر حرفه مدار می باشند. یکی از کشورهایی که دارای تاریخچه غنی در شرکتهای سهامی عام دارد هلند می باشد اگرچه هلند دارای بازار بورس کوچکی می باشد ولی شرکتهای بزرگی همچون فیلیپس ، رویال داتچ و غیره در آن ثبت شده اند.
آقای سینرمن در سال 1983 سیستم های مالی را به سه دسته تقسیم بندی نمود: 1- سیستم های بازار سرمایه به مانند آمریکا و انگلستان 2- سیستم های اعتباری بر مبنای دولتی به مانند فرانسه و ژاپن 3- سیستم های اعتباری بر مبنای نهادهای مالی به مانند المان
سپس آقای پارکر 1994 این تجزیه تحلیل را برای 10 کشور سواحل غربی بر مبنای عمل گزارشگری مالی تبیین نمود.
Gearing: اهرم کردن وجوه استقراضی با بهره ثابت به منظور تشدید نرخ بازده حقوق صاحبان سهامداران عادی
نسبت اهرمی دارای 2 نوع نسبت می باشد:
الف: نسبت مجموع بدهی ها به کل دارایی ها
ب: نسبت مجموع بدهی ها به مجموع حقوق صاحبان سهام
تمایز اصلی بین کشورهایی که به صورت سرمایه ای تامین مالی می نمایند با کشورهای اعتباری در آن است که کشورهای اعتباری بیشتر بر روی بانکها و دولتها و یا بخش های وابسته به آنها تامین مالی می گردند.
به عنوان مثال در آلمان ، بانکها کالکان با اهمیت شرکتها بوده و در واقع وظیفه تامین مالی آنها را که یکی از وظایف انهاست به عهده دارند به عنوان مثال در کشور آلمان اکثر شرمتهای سهامی عام به وسیله بانکهای داتچ ، دراسندر و بانکهای کامرز تامین مالی می گردند.
در چنین کشورهایی به مانند آلمان ، فرانسه و ایتالیا ،بانکها یا ایالتها مستقیما بر روی شرکتها تسلط داشته بنابراین قادرند تا اطلاعات کامل شرکت را بدست آورده و بر تصمیمات تاثیر گذارند. بنابراین در این کشورها افشا اطلاعات چندان معنی و مفهومی ندارد.بنابراین در این حالتها نقش حسابرسی بیش از پیش احساس می گردد زیرا آن می تواند بر مدیریت واحد تجاری نظارت داشته باشد جایی که احساس می گردد زیرا ان می تواند مالکان از مدیران جدا باشند.
اگرچه سهامداران در کشورهایی نظیر آمریکا و انگلستان به صورت نهادهای مالی به جای سهامداران فردی اداره و تامین مالی می گردند ولی این مورد در ایالتها مختلف با هم فرق می کند.
نقش با اهمیت نهادهای مالی و افزایش روز افزون آنها می تواند باعث تقویت مفروضات زیر می گردد: در کشورهایی که مالکان گسترده شرکتها سهامداران هستند کسانی هستند که به اطلاعات داخلی دسترسی دارند بنابراین فشاری مضاعف بر افشا حسابرسی و اطلاعات منصفانه خواهد بود.
در واقع نهادهای مالی حجم وسیعی از سهام ها را نگهداری کرده و می توانند سهامداران را بهتر سازماندهی نمایند.بنابراین افزایش این فشار اگرچه می تواند باعث اخذ اطلاعاتی جزئی تر گردد ولی اطلاعات جامع تر نادیده تر انگاشته می گردد.
مفهوم منصفانه بودن نیاز به تعریفی جامع دارد. این مفهوم منصفانه بودن به افراد برون سازمانی مربوط می گردد زیرا آنها نیازمند اطلاعاتی هستند که اطلاعات فوق بدون سو گیری و تعصب بود و موقعیت واحد تجاری را بهتر توصیف نماید. این احتیاط و محافظه کاری از طرف سهامداران و ذینفعان معقول است اما منافع خود سهامداران نیز از شرکتی به شرکت دیگر و از سالی به سال دیگر با هم متفاوت می باشد. بنابراین مفهوم واقع گرایی نیز در این مرحله باید مورد توجه قرار می گیرد.تشخیص این موضوع مستلزم قضاوت و به تبع آن مستلزم تخصص می باشد متخصصین که در قالب حسابرسان می باشند صورتهای مالی شرکت را بررسی کرده و قضاوت می نمایند.
در کشورهایی به مانند انگلستان ، آمریکا و هلند تلاشهای زیادی صورت گرفته تا قواعد تکنیکی در رابطه با منصفانه بودن ارائه نمایند . این امر مورد توجه و قبول دولت قرار گرفتند زیرا این امر می توانست تاثیر زیادی بر حرفه حسابداری و به تبع آن می توانست منافع دولت را تامین نماید که خود دولت می تواند شامل سهامداران عمده ، حمایت کنندگان منافع عمومی یا مالیات گیرندگان (سازمانهای مالیاتی) باشند.
بنابراین اصول پذیرفته شده حسابداری ، حرفه حسابداری را کنترل نمود بنابراین جهت اینکه دولت بتواند در این امر نقش خود را به خوبی ایفا نماید آنها افشا و الزامات اندازه گیری را تحصیل نمودند تا بتواند کیفیت عمل حسابداری را بهبود بخشد. در اکثر کشورهای قاره نظیر کشورهای اروپایی و ژاپن ، سهامداران از صورتهای مالی خارجی بهره کمتری می برند و در واقع صورتهای مالی بیشتر بر مبنای اهداف دولتی و حفظ منافع آنها جمع آوری مالیات و کنترل اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین این هدف تا حدود زیادی انعطاف پذیری ، قضاوت و منصفانه بودن را پوشش نمی دهد. در بعضی از کشورها به مانند آلمان و فرانسه یا ایتالیا که شرکتهای ثبت شده به نسبت کمتری دارند دولتها در قبال شرکتهای ثبت شده یا دولتی مسئول هستند. بنابراین این شرکتها حتما باید صورتهای مالی حسابرسی شده خود را ارائه نمایند بنابراین قانون سختی در چنین کشورهایی وجود دارد به عنوان مثال در فرانسه دولت به عنوان یک بدنه اصلی در بازارهای سهام از طریق کمیسون بورس اوراق بهادار حمایت می نماید و در ایتالیا نیز از طریق بورس اوراق بهادار داخلی این کار انجام می شود در واقع این نوع از بازارهای بورس به مانند SEC آمریکا می باشند.
بنابراین این تفاوتهای بین کشورهای مبتنی بر اعتباری و کشورهای مبتنی بر سرمایه عامل اساسی تفاوت در گزارشگری مالی بین المللی می باشد در واقع یک شکافی بین گروه کشورهای اعتباری وجود دارد در این گروه از کشورها ، تقاضای زیادی برای صورتهای مالی حسابرسی شده و گزارشگری مالی عمومی وجود ندارد بنابراین تقاضا برای حسابداری سالانه با نیازهای دولت برای محاسبه مالیات بر درامد همراه می باشد.
در مقابل گروه کشورهای مبتنی بر سرمایه وجود دارد که عمل حسابداری وابسته به عمل بازار می باشد بنابراین گزارشات مالی و صورتهای مالی ارائه شده از مالیات جدا می باشد. بنابراین2 نوع قواعد حسابداری بوجود می آید یکی برای گزارشگری مالی و دیگری برای محاسبه مالیات بر درآمد.
دومین شکافی که بین کشورها به وجود می آید بر مبنای سیستمهای مالی می باشد که کشورهای مبتنی بر اعتبار نیاز کمتری به حسابرسی دارند در حالی که کشورهای مبتنی بر بازار بر حسابرسی تاکید زیادی می نمایند. این امر می تواند وابسته به سن و سابقه ، اندازه و موقعیت حرفه حسابرسی و حسابداری در این گونه از کشورها باشد.
برای مثال در انگلستان ، آمریکا و هلند مباحث مالیات بر درآمد انتقالی بسیار پیچیده و همیشه در تضاد با استانداردهای حسابداری بوده است ولی در فرانسه و آلمان این مسئله کمتر دیده می شود زیرا قوانین مالیاتی تعیین کننده قوانین حسابداری می باشد.
یک مثال بارز از تفاوتهای یاد شده در بحث مالیات بر درآمد انتقالی ، استهلاک می باشد. در انگلستان استهلاکی که در صورتهای مالی قرار می گیرد بر مبنای عرف ایجاد شده در قرن های گذشته محاسبه می گردد و بنابراین این امر باعث شده تا بر استانداردهای حسابداری نیز تاثیر داشته باشد مبلغ استهلاک برای اهداف مالیاتی در انگلستان کاملا به چهارچوب حسابداری وابسته می باشد آن به وسیله ذخیره ای که برای دارایی در نظر گرفته می شود تعیین می گردد که این امر باعث ایجاد شکافی می گردد که ذخیره استهلاک برای مالیات را به خوبی منعکس می سازد.
بنابراین دو دیدگاه برای محاسبه مالیات بر درآمد وجود دارد یک دیدگاه بیان می نماید که استهلاک دارایی های ثابت باید بر مینای یک روش سیستماتیک و بر مبنای عمر مفید دارایی ها تخصیص یابد و دیدگاه دیگر آن است که روش استهلاک باید منعکس کننده منافع اقتصادی دارایی به طور منصفانه که در واحد تجاری به کار و مصرف می شود باشد.
در آلمان جهت محاسبه استهلاک بر مبنای قوانین مالیاتی از دارایی هایی استفاده می نمایند که بیشترین نرخ استهلاک را دارا می باشد بنابراین عمر مورد انتظار دارایی مدنظر قرار می گیرد.
اگرچه این امکان وجود دارد که گروهی از سیستم های مالیاتی یکنواخت استفاده نمیند ولی تنها تعداد کمی از آنها مربوط به گزارشگری مالی می باشد.چیزیکه در این ارتباط بسیار موثر است قوانین مالیاتی است که تاثیر زیادی بر اندازه گیری های حسابداری خواهند داشت. به عنوان مثال یکی از نمونه های بسیار بارز آن مشکلات راجع به مالیات بر درآمد انتقالی به دوره های آتی می باشد که بوجود آورنده تفاوتهای زمانبندی بین نحوه برخورد در حسابداری و مالیات می باشد.
یک مثال بارزی از تاثیرات مهم مالیات بر اندازه گیری های حسابداری ارزیابی دارایی های ثابت در فرانسه بود. در طی دوره تورم 1970 و قبل از آن شرکتهای فرانسوی اجازه یافتند تا نسبت به ارزیابی دارایی هایشان اقدام نمایند بنابراین این امر منجر به منعکس کردن مالیات مضاعف در نتیجه تجدید ارزیابی شد. ضمنا صورتهای مالی نیز با سالهای گذشته قابلیت مقایسه نداشتند لذا تجدید ارزیابی نیز به عنوان مبنایی برای مالیات نتوانست مدنظر قرار گیرد بنابراین قوانین مالی 1978 تجدید ارزیابی را اختیاری نمود.
یکی دیگر از مواردی که از سال 1990 مورد توجه قرار گرفت صورتهای مالی تلفیقی بود. از آنجا که مالیات بندی به طور عموم وابسته به مالیات بر درآمد شرکتهای خصوصی به جای گروهها بود بنابراین صورتهای مالی تلفیقی به راحتی می توانست مالیات بر درآمد را منعکس سازد زیرا سود واهی در بین گروهها حذف شد و مالیات می توانست به صورت واقعی نشان داده شود بنابراین برای یکنواخت کردن و بین المللی کردن حسابداری صورتهای مالی تلفیقی از اهمیت زیادی برخوردار است.
در مقابل انگلستان ، آمریکا و هلند شاخصی را جهت مالیات بندی پیدا نمودند که از یک طرف در تصمیمات تجاری بسیار مفید بود و از طرفی دیگر مالیات را واقعی تر نشان می داد. این شاخص که قوانین تجاری بود در واقع قوانین مالیاتی را از حوزه حسابداری جدا می نمود.
قدرت ، اندازه و رقابت پذیری حرفه حسابداری می تواند بر گزارشگری مالی منتشر شده تاثیر گذار باشد هر چه قدرت و اندازه و رقابت پذیری حرفه حسابداری بیشتر باشد آن می تواند بر عوامل زیادی از جمله گزارشگری مالی تاثیر بیشتری داشته باشد. به عنوان مثال فقدان برند جایگزین سهامداران خصوصی و شرکتهای سهامی عام در یک کشور بدان معناست که اهمیت نقش حسابرسی نیز کم رنگ تر خواهد بود. بنابراین ماهیت حرفه بستگی به نوع حرکت حسابداری و نحوه آن بستگی دارد.
تفاوتهای موجود بین حسابداران در کشورهای قانون مدار، اصطکاک و تنش بین حسابداران حرفه و ممیزان مالیاتی بالاست. در کشورهای حرفه ای مدار شکل و پیکربندی حسابداری بسیار بزرگ است و دربرگیرنده عمل مالیاتی و نحوه برخورد آن نیز می باشد. در کشورهای قانون مدار تنها حسابداران می توانند عضو جامعه هایی باشند که به نحوی به عمل حسابداری مربوط باشد در حالی که در کشورهای حرفه ای مدار حسابداران می توانند عضو نهادهایی در تجارت ، صنعت ، دولت ، آموزشی و غیره باشند. در کشورهای قانون مدار دوره آموزشی بسیار بلند مدت می باشد در حالی که در کشورهای حرفه ای مدار ضمن آموزش نیز تجربیاتی اندوخته می گردد و در نهایت به امتحان جامعی منتهی می گردد.
بنابراین از اهمیت زیادی برخوردار است که بدانیم کشورهای حرفه ای مدار به مانند انگلستان و آمریکا از کشورهای آلمان و فرانسه تفاوت زیادی دارند. به عنوان مثال در کشورهای قانون مدار به مانند فرانسه و آلمان ، دولتها یا نهادهای دولتی حسابرسی را برای نوع خاصی از شرکتها الزام می نمایند همچنین محدوده حسابرسی شرکتها نیز به وسیله آنها تعیین گردیده و در نهایت می توان گفت که حرف آخر توسط دولت یا نهادهای دولتی زده می شود. بنابراین در این نوع از کشورها حسابرسی حتما باید عضو رسمی حرفه حسابداری خصوصی نیز باشد که در واقع صلاحیت آنها از این طریق سنجیده می شود در نهایت بدنه حرفه حسابرسی به وسیله هر ایالت شکل گرفته و به وسیله دولت مرکزی کنترل می گردد. در مقابل در کشورهای آمریکا ، انگلیس و هلند وجود بدنه حرفه نقش قانونی حسابرسی را توجیه می نماید و دولت تنها نظارتی بر بدنه حسابرسی خواهد داشت.
عامل دیگری که بر عمل حسابداری در سطوح مختلف تاثیر گذار است تورم می باشد.اگرچه کشورهای حرفه ای مدار تا حدود زیادی خود را مصون از تورم کرده اند ولی بعضی از کشورها هنوز با تورم دست و پنجه نرم می کنند و حتی بعضی از آنها بر اثر این پدیده برشکست می گردند به عنوان مثال در کشورهای آمریکای جنوبی از سطح عمومی قیمتها استفاده می نمایند.
استفاده از روش تعدیل سطح عمومی قیمتها در مقابل روش تاریخی باعث آن می شود که بتوان ارتباط درونی مناسبی را بین تورم و تغییرات قیمت به طور ویژه به وجود آورد. برای بدست آوردن این معیار از شاخص دولتی استفاده می شود.
با توجه به موارد فوق الذکر ، کشورهای فرانسه ، اسپانیا ، ایتالیا و آلمان که دارای بدنه قانونی می باشند دولت مسئول پاسخگویی به تغییرات قیمتها و تورم می باشد و به تبع آن بر قوانین حسابداری تاثیر گذار می باشد ولی در آمریکا و انگلستان ، کمیته اصلی حسابداران مسئول و پاسخوگی تغییرات ناشی از تورم و سطح قیمتها بوده و مسئولیت کمتری متوجه دولت می باشد.
نکته قابل توجه آن است که اگرچه هر دولتی در هر کشوری می تواند پاسخگوی تورم شدید در کشور متبوع باشد ولی واکنش سیستم حسابداری آن کشور به تورم می تواند ماهیت اساسی حرفه حسابداری را در آن کشور مشخص و تعریف نماید.
در بعضی حالتها ، تئوری حسابداری بر عمل حسابداری تاثیر گذار است. یکی از نمونه های بارز آن اقتصاد خرد در هلند است. در این کشور تئوریسین های حسابداری با استفاده از اختیارات خود و قضاوت حرفه ای و تطبیق آن با شرایط واقعی جامعه تلاش می نمایند صورتهای مالی را به طور منصفانه ترین حالت ارائه نمایند که این امر باعث می گردد عمل حسابداری با قوانین توابق بیشتری داشته باشد.
نرمی و انعطاف پذیری قوانین و الزامات مالیاتی هلند و قوه درک حرفه حسابداری بر ایده های اقتصاد خرد باعث شده تا در عمل حسابداری و تاکید بر منصفانه بودن در قالب قضاوت حرفه ای به وجود آید بنابراین حسابداری بهای تاریخی به نحو بهتر و منصفانه تری بکار می رود.
در کشورهای دیگر تئوری کمتر مورد توجه قرار گرفته است در بیشتر کشورهای اروپایی و ژاپن حسابداری تحت تاثیر ایالتهای مختلف قرار گرفته است در کشورهای انگلستان و آمریکا به طور سنتی به تئوری اهمیت کمتری داده اند اگرچه چهارچوب نظری از سال 1970 تاثیر زیادی بر عمل داشته است.
رویدادهای مختلف نیز به نحوی بر عمل حسابداری تاثیر زیادی داشته است. بعضی از آنها غیر مستقیم می باشد به مانند نوع مالکیت واحدهای تجاری اما بعضی دیگر به واسطه قوانین و شرایط اقتصادی و رویدادهای سیاسی می توانند مستقیما به نحوه عمل حسابداری تاثیر گذار باشند. برای مثال بحران اقتصادی در آمریکا در دهه 1920 و 1930 باعث شد تا قانون بورس اوراق بهادار معطوف به بسط و گسترش الزامات افشا و کنترل استانداردهای حسابداری گردد.
تفاوتهای حسابداری در گزارشگری مالی بسیار زیاد و مشخص و آشکار است. در واقع تفاوتهای فرهنگی به طور واضح مربوط می باشد یا لااقل سبب عواملی می شود که بر گزارشگری مالی تاثیر گذار می شود. به عنوان مثال تاریخچه و بازار های سرمایه یا سیستم های قانونی می توانند به طور ویژه به یکدیگر ارتباط داشته باشند.البته از تاثیرات با اهمیت کشورهای مستعمراتی نیز نباید چشم پوشی کرد به عنوان مثال کشور هند مستعمره انگلستان بود بنابراین هند از سیستم آنگلو ساکسون استفاده می نماید. این مورد از عواملی است که تاثیر زیادی حتی بر روی سیستم های مالی داشته است.
دلایل باهمیتی که مستقیما بر روی تفاوتهای گزارشگری مالی تاثیر گذارند عبارتند از 1-اهمیت بازارهای سرمایه و سهامداران خارجی 2- سیستم تامین مالی اعتباری و یا سهامداران خارجی بی اهمیت می باشد.
سیستم سهامداران خارجی و بازارهای سرمایه منجر به تمایز بین مالیات و قوانین حسابداری گردیده و نیاز به حرفه حسابرسی بزرگتری دارد. در واقع این نوع سیستم حرفه ای مدار بود. در واقع کشورهایی نظیر آمریکا و انگلیس از آن حمایت می کنند. از دیگر عواملی که می تواند با اهمیت باشد عبارتند از زبان ، تاریخ ، منطقه جغرافیایی ، مذهب ، آموزش و ... بعضی از آنها در استفاده مبهم می باشند.