آخرین ارسالها

صفحه: [1] 2 3 ... 10
1
#از_امام_مهدی_به_تمام_بشریت
سیاره عذاب خواهد آمد و روز عبورش جهت گردش زمین معکوس خواهد شد..

http://www.nasser-yamani.com/showthread.php?11971
*******
الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - رمضان - 1439 هـ
    13 - 06 - 2018 مـ
    ۲۳-خرداد-۱۳۹۷ه.ش.
   http://www.nasser-yamani.com/showthread.php?35088
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القری)

    به تمام بازدید کنندگان توئیتر.. خبری مهم

    بسم الله الرحمن الرحيم؛ پروردگار خورشید و ماه و پروردگار سیاره سقر و پروردگار مهدی منتظر و پروردگار هرآن چه که آفریده و خلق شده است. همانا که خورشید به ماه رسیده-ادراک- واین تصدیق یکی از نشانه‌های بزرگ ساعت و هشدار و انذار برای بشریت است؛ قبل از این که شب از روز پیشی گیرد. همچنین نشانه تصدیق مهدی منتظر ناصر محمد یمانی و نذیری است برای بشریت؛ برای کسانی که بخواهند پیش افتاده و از ذکر حکیم-قرآن عظیم- پیروی کرده و به راه راست هدایت شوند و کسانی هم پیروی از قرآن عظیم را به تأخیر می‌اندازند که خداود آنها را به راه جهنم هدایت می‌کند که سرانجام بسیار بدی است.
    درهر صورت؛ تا کی می‌خواهید مردد مانده و نه تصدیق کنید و نه تکذیب؟ آیا می‌خواهید تا دیدن عذاب دردناک صبر کنید؟ درهرصورت انسان‌ها حجتی ندارند؛ حجت از ان خداوند است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٤٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {بگو: «دلیل رسا (و قاطع) برای خداست و اگر او بخواهد، همه شما را هدایت می‌کند}
    ای مردم؛ والله والله؛ اگر خدا نمی‌دانست بینایان شما اندازه منازل اهله مرئی ماه را امت بعد از امت نمی‌دانند؛ این چنین نمی‌فرمود:
    {يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ ۖ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ} [البقرة:۱۸۹]،
    {در باره «هلالهای ماه» از تو سؤال می‌کنند؛ بگو: «آنها، بیان اوقات برای مردم و (تعیینِ وقتِ) حج است».}
    خود را مغلطه نکرده وچشمان خود را تکذیب نکنید؛ می‌گذاریم هلال ماه شوال امسال ۱۴۳۹(۱۳۹۷ه.ش.) عصر روز جمعه خودش با شما سخن بگوید که: ای مردم همان طور که می‌بینید من هلال شب چندم هستم؛ آیا من هلال شب اولم؟
    ما منتظر پاسخ خردمندان شما هستیم؛ بنگرید و به حق حکم کنید؛ چون بسیاری از دانشمندان نجوم به علت غرور تعصب به گناه کشیده شده‌اند و خداوند مستکبران آنها را که از حدیث محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم ناخرسندند لعنت خواهد کرد. حدیثی که می‌فرماید اگر دیدید هلال در ابتدای ظهورش بزرگ شده طوری که روزدیده شدنش بگویند این شب دوم یا سوم است؛ این از نشانه‌های نزدیک شدن ساعت است. حدیث از ابن مسعود رضي الله نقل شد که رسول الله صلّى الله عليه وسلم فرموده‌اند:
    [[ من اقتراب الساعة انتفاخ الأهلّة ]] صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم
    پس می‌گذاریم هلال شوال روز جمعه با شما سخن گفته و بگوید: ای جماعت انسانها آیا می‌بینید من هلال شب اول هستم؟ پس اگر چشمان خود را تکذیب کنید؛ خداوند شما را به شدت لعنت کرده و جز خداوند ولی و نصیری برایتان نمی‌یابم.
    ای سپاه الکترونیکی بزرگ جهانی انصار مهدی منتظر در نقاط مختلف جهان؛ این بیان را با همین عنوان از راه توئیتر منتشر و به مردم ابلاغ کنید؛ آن را به تمام شبکه‌های جهانی و پایگاه‌های دانشمندان نجوم و دین ابلاغ کنید. خسته نشده و سستی نکنید تا عذری باشد در پبیشگاه پروردگارتان و یا شاید باعث شود تقوا پیشه کنند. والله والله من می‌ترسم در یکی از ماه‌ها که تصورش را نمی‌کنید گرفتار عذاب خداوند شوید آن هم از راهی که هیچ گمانش را نمی‌کردید.
    خداوندا شاهد باش ابلاغ کرده خدایا شاهد باش
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
خليفة الله وعبده الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني
*******
از امام مهدی ناصر محمد الیمانی به فرستاده شیطان رجیم احمد الحسن الیمانی که مردم را به شرک به خداوند بزرگ دعوت می کند
الإمام ناصر محمد اليماني
07 - 02 - 1434 هـ
20 - 12 - 2012 مـ
http://www.nasser-yamani.com/showthread.php?15525
********
مهدی منتظر ناصر محمد یمانی تمام مسلمانان را از مدعی دروغین احمد حسن الیمانی العراقی برحذر می‌دارد.
http://www.nasser-yamani.com/showthread.php?28345
الإمام ناصر محمد اليماني
05 - 02 - 1434 هـ
18 - 12 - 2012 مـ
12:01 صباحاً
2
امام ناصر محمد یمانی علمای اسلام را به مناظره جدی فرا می خواند

الإمام ناصر محمد اليماني
30 - جمادى الأولى - 1428 هـ
18 - 04 - 2007 مـ
08:52 مساءً

ـــــــــــــــــــ

گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

امام ناصر محمد یمانی علمای اسلام را به مناظره جدی فرا می خواند


بسم الله الرحمن الرحيم

از جانب عبد و خلیفه خداوند بر بشر، مهدی منتظر امام دوازدهم از اهل بیت پاک ومطهر - هرکه می خواهد(به این امر) ایمان بیاورد و هرکه می خواهد کافر گردد - از امام یاری دهنده (ناصر) به محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم؛ به تمام علمای سنی و شیعه و علمای تمام مذاهب اسلامی و پیروانشان، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في السماوات والأرض في كُل زمان ومكان إلى يوم الدين، ثم أما بعد ...


خطاب من به تمام علمای امت اسلامی است، همه شما را دعوت می کنم تا نه برای سرگرمی بلکه به صورتی کاملاً جدی به مباحثه بپردازیم. گفتگویی که بر اساس براهین و دلایل قاطع و روشن و برگرفته از قرآن باشد ؛ و برای مردم روشن کند که آیا من واقعاً مهدی منتظرم، یا مثل مفتریان دیگری هستم که ادعای مهدویت کرده اند. اگر توانستید با دلیل و حجت واضح از قرآن مرا شکست دهید؛ برای مردم مشخص خواهد شد که من در گمراهی بوده و احدی از من پیروی نخواهد کرد.اما اگر من حقیقت را برایتان ثابت کردم، برای شما و تمام مردم عالم روشن خواهد شد که دعوت من به سوی حق و هدایت به راه راست –صراط مستقیم- است راه خداوند عزیز و حمید.

من نه رسول خداوند هستم و نه نبی او، بلکه خداوند مرا امام شما و داور بین شما قرار داده است تا به حق در مسائل مورد اختلاف بین تان داوری نمایم . نه وحی جدیدی در کار است و نه کتابی جدید ، بلکه بازگشت است : در درجه اول به کتاب خداوند ودر درجه دوم به سنت محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم. بین کتاب خداوند و سنت رسولش تفاوتی قایل نمی شوم چرا که سنت رسول الله چیزی بیش از این قرآن عظیم نبوده،و تنها توضیح وبیان همین قرآن برای عالمیان است. شایسته سنت رسول الله نیست که با آنچه از جانب خداوند در قرآن نازل شده است، مغایرت و مخالفت داشته باشد ؛لذا من ازعلمای امت اسلامی دعوت می کنم که در مطالب مورد اختلاف، حکمبت قرآن عظیم را بپذیرند .پس به اذن خداوند بین آنها به حق حکم خواهم کرد. این حکم از روی میل و براساس گمان نخواهد بود چرا که گمان در بیان حق جایی ندارد و کسی را از آن بی نیاز نمی کند؛ بلکه استخراج حکم قطعی و نهایی به دور از بیهوده گویی و بر اساس قرآن عظیم خواهد بود...وبه جز از قرآن به چه حدیثی می خواهید ایمان بیاورید؟

آنچه که از سنت رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را که حق باشد ، برایتان ثابت کرده و خود نیزاز آن پیروی می کنم و احادیث باطلی که از جانب خداوند دلیلی برای آن فرستاده نشده و (مطالب)افترایی است که توسط برخی از صحابه(ظاهری)رسول الله به خداوندو رسولش داده شده را نیز برایتان ثابت خواهم کرد. این افراد نه از صحابه (واقعی)پیامبر ، که صحابه شیطان رجیم و اولیاء مخلص او وبندگان طاغوت و شیاطین بشر از قوم یهود بودند که در قرآن عظیم از آنها یاد شده و سوره ای نیز در موردشان نازل گردید ،تا رسول الله و صحابۀ طیب و طاهری که با تمام وجود با او بودند، از آنها برحذر باشند . مکارانی از طائفه یهود که به اسلام و ایمان تظاهر کردند تا از صحابه رسول الله شوند ولی علیرغم ظاهرشان در باطن برعلیه خداوند و رسول و مؤمنین دسیسه می کردند ؛ لذا از راویان حدیث شدند تا با روایت هایی که هم با کلیت قرآن و هم با آیات محکم و واضح آن اختلاف زیادی دارند، مسلمانان را از راه خداوند گمراه کنند .خداوند تعالی در سوره المنافقین می فرماید:

{إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُ‌وا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ﴿٣﴾ وَإِذَا رَ‌أَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ۖ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ ۖ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ ۚ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْ‌هُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ﴿٤﴾}صدق الله العظيم

{هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند). (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند و مردم را از راه خدا باز داشته اند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲) این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند! (۳) هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی دیرک تکیه داده شده به دیوارند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟! (۴)}
ای علمای امت اسلامی خداوند نفرموده است نزدیک بود مانع پیروی از راه خداوند شوند؛ بلکه خداوند تعالی می فرماید: {فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم،خداوند روشن می کند که یهودیان منافق که از شیطان های بشر بودند موفق شده اند از راویان حدیث (جعلی)گردیده و مانع پیروی از راه خداوند گردند. صحابه ای که قلبشان مردد یا منحرف بود و کسانی که علم کافی نداشتند به آنها گوش دادند واینگونه شد که احادیثی به ما رسید که دلیلی نداریم ازجانب خداوند فرستاده شده باشند زیرا با قرآن عظیم به کلی متفاوت و مغایرند. حال ای علمای امت اسلامی راه چاره چیست؟ به شما بگویم که امکان بهانه آوردن(هم) ندارید و این خداوند و رسولش هستند که با ارائه راهکار این مشکل ، حجت را بر شما تمام کرده اند .راه حل و حکم در قرآن عظیم ذکر شده است.لذا اگر ما در قرآن تدبر کنیم؛ بین قرآن و احادیث مجعول اختلاف بسیاری پیدا می کنیم. راویان منافق حدیث وقتی همراه با صحابه واقعی به حضور رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم - می رسیدند؛ در مقابل رسول الله به صحابه حقیقی ایشان می گفتند "اطیعوا الله و رسوله"(از خداوند و رسولش اطاعت کنید) و به آنها سفارش می کردند تا بیانات رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را درست نقل کنند؛خداوند تعالی می فرماید:

{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء]
{ و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند ،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان(اولی الأمر)باز می گرداندند،از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،جز اندکی،(همگی) از شیطان پیروی می کردید. }
ای علمای امت، خداوند شما را خطاب قرار می دهد ،ای مسلمانان اگر آنچه که برایتان آورده شد {أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ} بود ؛ این از جانب خداوند و رسولش است وهرکس از خداوند ورسولش اطاعت نماید هم در دنیا در امنیت خواهد بود و هم در آخرت؛ {أَوِ الْخَوْفِ} این از جانب غیر خداو از احادیث و روایات شیاطین بشر یهودی است {أَذَاعُوا بِهِ} این به اختلاف علمای مسلمین اشاره دارد ،عده ای آنرا به حق از جانب خداوند و رسولش می دانند ؛ عده ای در آن تردید کرده و در مورد حقیقی بودن آن تشکیک می کنند در حالیکه اگر آنرا به نزد رسول الله {وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ} و اگررسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- نبودند نزد{وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ} می بردند ،می توانستند از حقیقت آن آگاه شوند. "اولی الأمر" راسخون درعلم اند و خداوند دانش کتاب قرآن عظیم و محکمات و متشابهات آنرا به آنها الهام نموده است تا در هر عصری (که باشند) این دانش دلیلی برای خلافت آنها باشد. خداوند تعالی می فرماید: {ثُمَّ أَوْرَ‌ثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا سپس این کتاب (آسمانی) را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم}[فاطر:32]

خداوند آنان را قادر می سازد تا بتوانند حکم حق را درمورد حدیث مورد مناقشه بین علمای مسلمین ،از قرآن استخراج نمایند .چراکه خداوند شما را آگاه فرموده است که اگر به قرآن بازگشته و با تدبر آن را قرائت نمایید بین حقیقت قرآنی و آنچه که در این حدیث از آن به عنوان حقیقت سخن به میان آمده است اختلاف زیادی خواهید یافت .لذا خداوند قرآن را تا روز قیامت از تحریف محفوظ نگاه داشته است تا در موارد اختلاف علمای حدیث مرجع اساسی باشد.اگر کسی گفت برادر! خداوند در این آیه با کفار صحبت می نماید که: {أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند} جواب من این است که خیر خطاب خداوند به کسانی است که به اوو رسولش ایمان دارند ، به همین دلیل می فرماید:{وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ} لذا (منظور از مِنْهُمْ) مؤمنان است نه کافران.
ای علمای امت اسلام ؛ آیا بالاخره به فرمان خداوند در مورد رجوع به کتاب مرجع گردن می نهید؟ کتابی که هیچ باطلی نه در گذشته به آن راه یافته و نه در آینده بدان راه خواهد یافت؟ کتابی که راهنما و رحمت بر مؤمنان بوده و ذکر محفوظی است که تا روز جزا از تحریف درامان خواهد بود. هرجا دیدیم حدیثی به کلی با قرآن اختلاف زیادی دارد ، به یقین می دانیم که خداوند برای آن دلیلی نفرستاده و به دروغ به خداوند و رسولش نسبت داده شده است . چراکه هم قرآن از جانب خداست و هم سنت ؛ سنت خداوند برای روشن کردن آیات نازل شده در قرآن عظیم است . دو جزئی که از یکدیگر جدا نبوده و در هیچ امری ؛هیچگونه اختلافی با یکدیگر ندارند .هرکس به قرآن یا ( آن قسمتی از)سنت رسول الله که مخالف قرآن نیست ایراد گرفته و یا در آن دو تردید کند؛ به آنچه که به محمد صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده شده کافر است.
ای علمای امت اسلام؛ حق پیروانتان برگردن شماست چون اگر شما هدایت شده و باور کنید آنها نیز پذیرفته و هدایت می شوند و اگر شما نپذیرفته و تکذیب کنید ،آنها نیز چنان می کنند. گرچه ( بهانه پیروی از شما) در برابر خداوند برایشان فایده ای نداشته و از بارگناهان شان نمی کاهد؛ ولی اگر دعوت رجوع به کتاب خداوند را رد کنید ،هم بار گناه خودتان را بر دوش خواهید کشید هم بار گناهان آنها را وکجاست داوری که بهتر از خداوند حکم کند؟

{فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾}[الجاثية]

{ به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟!}

من تاکنون نسبت کفر به شما نداده ام ؛ بلکه اگر از این پس سرپیچی کنید.....اهل سنت می گویند : آنچه که از پدران ما برجا ی مانده برای ما کافیست و ما دنباله رو آنها هستیم ؛ حال چه این میراث مخالف قرآن باشد و چه موافق آن.ما می دانیم که آنها افراد قابل اعتمادی بوده و به طور کامل زیرنظر بوده اند .لذا اگر اول کفش پای چپشان را در می آوردند بعد کفش پای راستشان را ؛ماهم چنان می کنیم. 

ای علمای سنت، مرا سزاوار نیست که در صداقت راوی حدیث شک کرده و به آنها بی حرمتی کنم، بلکه حقیقت (اعمال) آنها را به خدایی که از نگاه های دزدیده و رازهای پنهان در سینه ها آگاه است واگذار می کنم. چه بسا کسی بگوید این حدیث جعلی را فلانی از فلانی از فلانی از رسول الله شنیده است آنها مثل آن گرگی که خون یوسف بر گردنش گذاشته شده بیگناهند.لذا بی حرمتی و یا تردید در باره احدی از صحابه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را حرام می کنم. بلکه بدون ذکر راوی، حدیثی که می بینم با آیات محکم کتاب مغایرت دارد را رد می کنم. ممکن است حدیث از جانب چند نفر ذکر شده و انتقال یافته باشد اما فقط یکی از این افراد است که گناه جعل حدیث؛ بر عهده اوست .من که نمی دانم کدام یک گناهکار است بین من و آنها صدها سال فاصله است! البته اگر هم عصر یکی از آنها بودم تا سؤال زیر را نمی پرسیدم به کسی توهین نمی کردم. سؤال این است : آیا رسول الله این حدیث را بیان فرموده اند؟ اگر جواب مثبت می داد گردنش را زده و انگشتانش راقطع می کردم تا قلبم آرام گرفته و عصبانیتم فرو نشیند.مگرمیتوانم بپذیرم سخن او درست و قابل قبول باشد و کتاب خداوند رب العالمین دروغ؟ مگر می شود رسول الله که از روی هوا و میل خود سخنی نمی گفت، کلامی را بیان کند که در مخالفت آشکار با آیات محکم و روشن کتاب خدا باشد ؟ آیاتی که به وضوح خورشیدی هستند که در پهنه آسمان است.و من از این آیات روی گردانیده و حدیثی را بپذیرم که ماهیت آن با حقایق آنها (آیات محکم کتاب)اختلاف داشته باشد.

شما را چه شده است چگونه حکم می کنید که خداوند با معجزات به دشمن من مسیح دجال کمک می کند تا گواهی بر صحت ادعایش باشد. به آسمان می گوید ببار ؛ می بارد.. به زمین می گوید برویان؛ می رویاند .سپس مرده را زنده می کند ؛ مردی را از وسط به نیمه کرده و از وسط نصف کرده و سپس او را بعد از مرگ دوباره زنده می کند؟ آیا آدم عاقل این سخنان را باور می کند؟به خدا اگر به الاغ بگویی: ای الاغ می دانی در آخرالزمان مسیح دجالی است که خروج کرده و ادعا می کند که خداست و آسمان و زمین آفریده اوست. بعد برای اثبات راستگویی اش به آسمان می گوید ببار؛ می بارد . به زمین می گوید برویان؛ رویش می کند؟؟الاغ سرش را بالا آورده و با عصبانیت گوش هایش را راست کرده و می گوید: به خدا نمی تواند این کارها را کرده و ادعای خدایی بکند، خدا را نسزد که با دلایل واقعی و حقیقی ادعای باطلی را تأیید نماید. خداوند پاک و منزه و بسیار والامقام تر از این است . (واین افترا؛ برتری طلبی بزرگی است!!)

ای مسلمان ها ، شما را چه شده است که مثل الاغی شده اید که نمی داند بارش چیست؟ این قرآن را می خوانید ولی حقایق آیات محکم و واضح و روشن آنرا درک نمی کنید. با تمام احترامی که برای علمای مسلمان وپیروانشان قائل هستم؛ این چیزی جز حقیقت نیست. این مثالی است که در قرآن در مورد کسانی زده شده است که کتاب خداوند را خوانده و بدون تدبر ازنشانه های آیات محکم کتاب می گذرند . . آیاتی که خداوند آن ها را برای هر فرد عرب زبانی به وضوح و روشنی بیان نموده است.

بیایید تا برایتان هزار دلیل و برهان حقیقی در رد احادیث فتنه برانگیزی که در آن ذکری از یاری شدن مسیح دجال با معجزاتی از جانب خداوند شده است بیاورم. من به آیات متشابه استناد نخواهم کرد بلکه از آیات محکم ؛واضح و روشنی که برای عالم و جاهل و هر عرب زبانی قابل درک است دلیل می آورم . خداونداین آیات رااساس کتاب(ام الکتاب) قرار داده و شب و روزشان یکی است(کاملاً روشن هستند) وتنها کسانی که در حق خود ظلم کنند از آن منحرف می شوند. به همین علت است که خداوند آنها (آیات محکم)را از تأویل توسط محمد صلى الله عليه وسلم وناصر محمد بی نیاز ساخته است. خداوند باطن و ظاهر آنها را مثل یکدیگر قرار داده است تا دیگرنیازی به تفسیر وتأویل محکمات قران نباشد هرکس که عربی بداند وقتی آن را بخواند ظاهر و باطن آن را درک می کند.

اما ای علمای مسلمان – این چه ننگ شومی است که –یهودیان توانسته اند در زمینه قرآن باعث گمراهی شما شوند . در مورد آیات متشابه که جز خداوند کسی تأویل آن را نمی داند ؛ نمی توان شما را سرزنش کرد؛ اما (درباره)انحراف از آیات محکم چه؟آیات واضح و روشنی که اساس کتاب هستند تا باعث تحکیم باور مسلمانان نسبت به خدایشان شود که :
کسی جز پدیدآورنده آسمانها و زمین قادر به نزول باران نیست.

{فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْ‌ضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْ‌هًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿١١﴾} [فصلت]

{ به آن و به زمین( هفتگانه) دستور داد: «به وجود آیید (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه!» آنها گفتند: «ما از روی طاعت می‌آییم }

{هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُ‌ونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ} [لقمان:11] 

{این آفرینش خداست؛ امّا به من نشان دهید معبودانی غیر او چه چیز را آفریده‌اند}

اما برای اثبات این امر ،بنگرید جواب یک مؤمن به کسی که ادعای خدایی می کند چگونه است. خداوند تعالی می فرماید:

{وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَ‌اهِيمَ} [الأنعام:83]

{اینها دلایل ما بود که به ابراهیم دادیم}
ترا به خدا نگاه کنید ابراهیم علیه الصلاة و السلام در برابر فردی که ادعای خدایی کرد چگونه از خداوند حجت آورد. ابراهیم به او گفت:

{رَ‌بِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ}[البقرة:258]

{ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.» او گفت: «من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم!}

ابراهیم گفت اگر راست می گویی نشانم بده؟ او دو زندانی آورد و گفت این یکی را اعدام می کنم پس او را کشته ام ،دیگری را رها می سازم تا زنده بماند. مقصود ابراهیم این نبود .اوآفرینش انسان و زنده کردن آن بعد از مرگ اشاره داشت. مدعی خدایی فکر کرد که مباحثه با ابراهیم پیروز شده است. ابراهیم گفت:

{فَإِنَّ اللَّـهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِ‌قِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِ‌بِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ‌ ۗ} [البقرة:258]

{خداوند، خورشید را از افق مشرق می‌آورد؛ خورشید را از مغرب بیاور آن مرد کافر، مبهوت شد.}
ای مسلمانان ( آگاه باشید) که صحابه یهودی نمی توانست مستقیماً قرآن را تحریف کند ، لذا با وارونه کردن احادیث باعث شد تا به آنچه که خداوند برمحمد صلى الله عليه وآله وسلم نازل فرموده است کافر شوید. درباره این احادیث زیاد با من بحث خواهید کردید ولی هیهات...من با کمک قرآن به جهاد با شما برخاسته و در مقابلتان ایستادگی می کنم. اینگونه احادیث جعلی را زیر پا انداخته و پایمال میکنم واین کتاب خداوند و سنت رسولش است که بر سرم جای دارند.

من در قرآن درباره این عقیده منکرو باطل، چیزی پیدا نمی کنم، بلکه می بینم خداوند با فرستادن معجزات به یاری انبیاء و رسولانش می
آید تا تأییدی بر صحت دعوتشان باشد.آیا غیر از خداوندی که پیامبران ؛مردم را به عبادت خالی از شرک او دعوت می نمایند ؛ کس دیگری قادر به این کار هست؟ اگر دعوت به سوی باطل باشد با معجزات کمک که نمی شود هیچ بلکه آنها را گرفتار عذاب بسیار بدی می کند. سنت خداوند در کتابش این است که معجزات را نمی فرستد مگر برای اینکه مردم را بترساند تا دعوت رسولان را تکذیب نکنند و در غیر این صورت با عذاب خداوند هلاک خواهند شد. خداوند تعالی می فرماید:

{وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]

{ هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب الهی [= لوح محفوظ] ثبت است. (۵۸)هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}

سیاق این آیه نشان دهنده قانون فرستادن معجزه در کتاب خداوند است. خداوند ازارسال معجزه برای محمد صلى الله عليه وسلم امتناع نکرده است که آن را برای مسیح دجال نگه دارد. خداوند تعالی علت آن (عدم ارسال معجزه برای رسول الله)را برایمان بیان نموده است:

{وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾}صدق الله العظيم
{هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}
ای مسلمانان ( بدانید که ) یهودیان در مورد" قاعدۀ معجزات در کتاب خداوند" شما را به فتنه دچار کرده اند. قطعاً واز روز ازل خداوند هیچگاه مدعیان باطل را با معجزه یاری نکرده است... پاک و منزه است او ؛ او بسی بالاتر ازاین (افترای) بزرگ است.چگونه ممکن است خداوند پیروان باطل را با فرستادن معجزه یاری کند؟ ای مسلمانان آخر این چه افترایی است که به آن ایمان دارید؟ اما من نسبت به این افترای یهودی کافرم و به وسیله قرآن عظیم به جنگ این افترا آمده و آن را باطل می کنم .اگر همه شیاطین جن و انس جمع شوند نمی توانند حتی یک حقیقت مانند حقایق این کتاب عظیم بیاورند. اگر به کمک و یاری یکدیگر هم بیایند؛ همگی شان باهم باز قادر نخواهند بود حتی یک پشه خلق کنند.اما ای مسلمانان شما به دروغ بسیار بزرگتر از پشه ایمان آورده و فکر می کنید مسیح دجال مرده را زنده میکند!

ممکن است کسی سخن مرا قطع کند که بگوید:" صبرکن ؛ مسیح دجال فقط یک نفر را زنده می کند ".مادرهایتان به عزایتان بنشینند .آخر زنده کردن (همان) یک نفر دلیلی خواهد بود که او قادر است همه مرده ها را مثل همین مردی که دوشقه کرده بود،زنده کند . حال بیایید حکم کتاب خداوند را برایتان بیاورم که آیا پیروان باطل قادر به این کار هستند؟ می بینید که خداوند می فرماید اگر قادر باشند به جای خداوند این کار را انجام دهند، ادعای پیروان باطل به اثبات می رسد. خداوند تعالی می فرماید:

{فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧٥﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿٧٦﴾إِنَّهُ لَقُرْ‌آنٌ كَرِ‌يمٌ ﴿٧٧﴾ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿٧٨﴾ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُ‌ونَ ﴿٧٩﴾ تَنزِيلٌ مِّن رَّ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٨٠﴾ أَفَبِهَـٰذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿٨١﴾ وَتَجْعَلُونَ رِ‌زْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿٨٢﴾ فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُ‌ونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُ‌ونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة]

{ سوگند به جایگاهی که ستارگان اشغال می کنند (۷۵) و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید! (۷۶)که آن، قرآن کریمی است، (۷۷) که در کتاب محفوظی جای دارد، (۷۸) و جز پاکان نمی‌توانند به آن دست یابند (۷۹) آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده؛ (۸۰) آیا این سخن را سست و کوچک می‌شمرید، (۸۱) و به جای شکر روزی هایی که به شما داده شده آن را تکذیب می‌کنید؟! (۸۲) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟! (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛ (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)
اما ای مسلمانان عقیده شما کاملا برعکس این آیه است . آنچه که در این آیه پیدا می کنیم این است که رب العالمین، پیروان باطل را به مبارزه می طلبد که اگر می توانند مرده را زنده کرده و روح را به جسدش بازگردانند.خداوند تعالی با تحدی می فرماید: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾ اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}

ای مسلمانان !شما را به خدا قسم، آیا این آیه نیاز به توضیح و تأویل دارد؟ این تحدی و مبارزه طلبی واضح ربانی است تا کسانی که برای خداوند شریک قائلند (اگر می توانند )روح را بعد از خروج به جسد بازگردانند.

شاید یکی از مسیحیان حرف مرا قطع کرده و بگوید:" الله اکبر الله اکبر ؛ پس معلوم شد عیسی مسیح فرزند مریم همان خداوند است چون مرده را زنده میکند."جواب می دهم :ای دشمن خداو دشمن عیسی مسیح فرزند مریم -عليه الصلاة والسلام -خاموش شو.مگر معجزه زنده کردن مردگان برای اثبات دعوت بنده و رسول خداوند مسیح عیسی بن مریم عليه الصلاة والسلام نبود؛دعوت به عبادت و بندگی خدای من و خدای شما؟ آیا تنها فرزند مریم عليه الصلاة والسلام قادر به این کار بود؟ زمانی که بنی اسراییل کسی از خودشان را به قتل رساندند خداوند موسى عليه الصلاة والسلام را هم تأیید نمود:

{فَادَّارَ‌أْتُمْ فِيهَا ۖ وَاللَّـهُ مُخْرِ‌جٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٧٢﴾ فَقُلْنَا اضْرِ‌بُوهُ بِبَعْضِهَا} [البقرة:72-73]

{ سپس درباره (قاتل)او به نزاع پرداختید؛ و خداوند آنچه را مخفی می‌داشتید، آشکار می‌سازد. (۷۲) سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! }

موسى عليه الصلاة و السلام ، قطعه ای از گاو را گرفت و بر بدن مرده زد و خداوند او را زنده کرد. خداوند تعالی می فرماید:

{كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ} [البقرة:73] 

{ خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند}

زمانی که إبراهيم عليه الصلاة والسلام گفت: {رَ‌بِّ أَرِ‌نِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَـٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي«خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.»} [البقرة:260] خداوند او راهم به همین نحو تأیید نمود.

به ابراهیم فرمان داد تا چهار پرنده را سر بریده و قطعه قطعه کند سپس هر قطعه ای را بر سر کوهی بگذارد. بعد به ابراهیم امر نمود تا صدایشان کند . زمانی که ابراهیم صدایشان کرد به سوی او شتافتند.لذا این تنها به رسول الله المسيح ابن مريم اختصاص نداشت. عیسی مسیح بدون اذن خداوند قادر به آفرینش یک پشه نبود. سخن پسر مريم عليه الصلاة والسلام گواه صحت این امر است. خداوند تعالی می فرماید:{وَإِذْ قَالَ اللَّـهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْ‌يَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـٰهَيْنِ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿١١٦﴾ مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْ‌تَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَ‌بِّي وَرَ‌بَّكُمْ ۚ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ ۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّ‌قِيبَ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿١١٧﴾ إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ ۖ وَإِن تَغْفِرْ‌ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿١١٨﴾} صدق الله العظيم[المائدة]

{و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می‌گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‌گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‌دانی! تو از آنچه در نفس من است، آگاهی؛ و من از آنچه در نفس توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری. (۱۱۶) من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم؛ (به آنها گفتم: خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم؛ ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی؛ و تو بر هر چیز، گواهی! (۱۱۷) اگر آنها را مجازات کنی، بندگان تواند. و اگر آنان را ببخشی، توانا و حکیمی (۱۱۸)}

ای مسیحیان معجزات در اختیار خداوند است و در صورتی که بخواهد آن را برای کمک به هر یک از بندگان صالح خود خواهد فرستاد تا تصدیق کننده دعوت به سوی راه خداوند عزیز و حمید باشد.این قاعده و سنت کتاب خداوند در باره معجزات است.اما یهودیان این قاعده را واژگون کرده و همانطور که قبلاً شما را گمراه کرده بودند ؛ مسلمانان را نیز درمورد این قانون کتاب خداوند در امر معجزات به گمراهی کشانده اند. آنها گفتند "عُزیر" فرزند خداست تا شما هم به جایی رسیدید که گفتید" مسیح عیسی بن مریم" خداوند است. احادیث باطل را حق جلوه داده و باعث شده اند که کسانی که داستان سرایی درباره مسیح دجال را باور کرده اند حدیث قرآن را باطل بشمارند. مگر خداوند در سینه یک مرد دو قلب نهاده است که هم به باطل ایمان داشته باشد و هم به قرآن؟ چگونه نور و تاریکی را با هم جمع می کنید ؟ شما را چه شده است ،این چگونه حکمی است؟

ای امت اسلام ، آیا می دانید قرآنی که در اختیار تان دارید چیست؟آیا درنظرتان یک اعجاز لغوی است که زینت بخش اوراق بوده و تهدید های آن لفاظی است؟ آیا آفرینش آسمان ها و زمین ؛ آفرینش و برانگیخته شدن دوباره تان(بعث) ؛ آفرینش و بعث تمام جنبندگان زمین و پرندگان هوا که همگی امتهایی مانند خودتان هستند ؛نوعی مبارزه طلبی نیست؟ به همین دلیل است که قرآن با به چالش کشیدن (همه مخلوقات) می گوید : خداوند آفریننده و بازگرداننده همه چیز است ؛ پس چگونه دجال قادر است مردی را که کشته بازگرداند؟خداوند تعالی می فرماید:

{وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾} [سبأ]
{باطل نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه تجدیدکننده آن}

یا اینکه دجال درنظرتان باطل نیست؟ او تمام و کمال همان شیطان رانده شده است.

ای علمای امت اسلامی آیا نزول باران از حقایق محض و واقعی این قرآن عظیم نیست؟ و خداوند تعالی می فرماید:

{أَفَرَ‌أَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَ‌بُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿٦٩﴾ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُ‌ونَ ﴿٧٠﴾} [الواقعه] 

{ آیا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟! (۶۸) آیا شما آن را از ابر نازل کرده‌اید یا ما نازل می‌کنیم؟! (۶۹) هرگاه بخواهیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم؛ پس چرا شکر نمی‌کنید؟! (۷۰)}

پس چگونه خداوند با بارش بارانی که از حقایق محض قرآنی است مسیح دجال را یاری می کند؟ مگر خداوند تعالی نفرموده است :

{قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرً‌ا ﴿٨٨﴾}صدق الله العظيم [الإسراء] 

{بگو: «اگر جن و انس اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند. 

پس چگونه است که خداوند تمام شیاطین جن و انسی که کافر به این قرآن هستند را به مبارزه می طلبد که اگر می توانند مثل آن و یا ده سوره آن را بیاورند؟ آیا فکر می کنید منظور خداوند این است که تنها کلامی مثل قرآن بیاورند؟خیر بلکه منظور سخن وعمل واقعی و حقیقی است...شما را چه شده ؟چگونه قضاوت می کنید؟ دراین قرآن افعالی که خداوند در واقعیت و به صورت حقیقی انجام داده و شما هم قادر هستید آنها رابینید ویا در آینده انجام خواهد شود و هنوز تأویل آن نیامده ،ذکر شده است. چرا که قرآن حاوی تأویل گذشته و آینده است...چگونه حکم می کنید؟...

ای مسلمانان شما باور کرده اید که دجال به زمین می گوید برویان و زمین هم می رویاند! آیا گیاه و درخت از حقایق واقعی که در قرآن آمده اند نیست؟ و خداوند تعالی می فرماید: {أَفَرَ‌أَيْتُم مَّا تَحْرُ‌ثُونَ ﴿٦٣﴾ أَأَنتُمْ تَزْرَ‌عُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِ‌عُونَ ﴿٦٤﴾یا هیچ درباره آنچه کشت می‌کنید اندیشیده‌اید؟! (۶۳) آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟! (۶۴)}[الواقعة]

شما را چه شده است ، این دیگر چه حکمی است؟ یهود ملکوت آسمان و زمین را به مسیح کذاب داده که بگوید" آی آسمان ببار "و آسمان هم ببارد، "ای زمین (گیاه ) برویان " زمین نیز چنین کند؟در حالیکه خداوند تمام شیاطین جن و انسی را که ادعای خدایی می کنند به مبارزه می طلبد که اگر در آسمان ها و زمین با خداوند شریکند به آنها فرمان دهند ؛ و یک ذره در آسمان و زمین نیست که به آنها پاسخ دهد. چرا که این مدعیان کوچکترین ذره ای را نیافریده اند. بیایید به این چالش کشیدن عظیم و جامع نگاهی بیندازیم .خداوند تعالی می فرماید:

{قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْ‌ضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْ‌كٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ‌﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [سبأ] 

{بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در (خلقت و مالکیّت) آنها شریکند، و نه یاور او (در آفرینش) بودند.}

شیاطین انسی که دشمن خداوند هستند به رسول الله نسبت دروغ داده و افترا زده اند. زمانی که از نزد او دور می شدند، غیر از فرموده ایشان -عليه الصلاة والسلام- را پنهان می کردند .به همین علت است که بین این احادیث و روایات دروغین و آنچه که در قرآن نازل شده است اختلافات زیادی پیدا می کنیم و خداوند نیزما را از نحوه کشف احادیث آلوده و باطلی که در لابلای احادیث درستی که از رسول الله -صلى الله عليه وسلم- نقل شده ؛گنجانیده شده اند ؛ آگاه نموده است. لذا در اول این خطاب خداوند تعالی می فرماید

{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ صدق الله العظيم [النساء]

{ و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲)

ای علمای امت اسلام ، من شما و تمام مسلمانان را شاهد می گیرم ؛ هر جنبنده روی زمین و پرنده ای که در هوا پرواز میکند را شاهد می گیرم من به این که دجال به آسمان بگوید ببار و آسمان ببارد کافرم . من به اینکه مسیح دجال به زمین بگوید برویان و زمین نیز برویاند کافرم. به زنده کردن مردگان توسط مسیح دجال نیز کافرم ؛ او حتی قادر نیست که یک پشه را زنده کند. هرکسی که همراه من به طاغوت کافر باشد و به آنچه که خداوند در قرآن بر محمد-صلى الله عليه وسلم- ایمان داشته و چنین کند به ریسمان محکم و قابل اعتماد الهی ( عروة الوثقی)چنگ زده که انفصالی در آن نیست. و هرکس به این سخنان مضحک و بیهوده ای که قرآن عظیم با آیات محکم ؛ واضح و روشن خود بطور کلی آنها را رد می کند،باور داشته باشد ؛ کتاب خدا را پشت سر انداخته و به این سخنان بیهوده ایمان آورده و به قرآن ریسمان متین الهی کافر شده است او گمراه شده و سقوط کرده و مانند این است که از آسمان فرو افتاده، و پرندگان (در وسط هوا) او را ربوده و یا تندباد او را به جای دوردستی (سحیق ؛ سیاره سقر)پرتاب کنند.(سوره الحج آیه 31:فَكَأَنَّمَا خَرَّ‌ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ‌ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّ‌يحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ )...

این آیاتی که ذکر شد تنها تعداد کمی از آیات محکم کتاب است که با این روایات باطل مغایر بوده و مخالفت دارد. هنوز صدها برهان دیگر در قرآن هست که این خزعبلات را به کلی رد می کند. من تمام علمای مذاهب مختلف اسلامی را به مبارزه می طلبم که اگر می توانند فقط و فقط و فقط یک آیه از قرآن بیاورند که در تأیید این سخنان مسخره و بیهوده باشد .خزعبلاتی که باعث می شوندعرش از شدت غضب وبیزاری خداوند رحمانی که بر آن مسلط است به لرزه درآید . ای مسلمانان آیا قرآن تا این حد به حاشیه رانده شده که به بهانه اینکه کسی جز خداوند تأویل آنرا نمی داند؛ کتاب خداوند را پشت سر می اندازید؟ مادرتان به عزایتان بنشیند ؛ مقصود خداوند آیات متشابه قرآن بوده است. اما یهودیان شما را از آیات محکم وواضح کتاب دور کرده و به گمراهی کشیده اند. ای علمای مسلمان هرکس به این خطابه اعتراض دارد برای مباحثه تشریف بیاورد که خوش آمده است و ثابت کند من اشتباه کرده و آشکارا در گمراهیم تا مردم را به ضلالت نکشانم. خداوند نابودش کند و هلاکت و صد هلاکت بر او باد چراکه جز با کافر شدن به آیاتی که خداوند در این قرآن عظیم نازل فرموده است قادر به اینکار نخواهد شد.احادیث (جعلی ) یهودیان را که مخالف حقایق موجوددر آیات خداوند در قرآن عظیم هستند را پذیرفته است. روایاتی که حتی با یک کلمه از آیات محکم کتاب که اساس ایمان و شناخت مؤمن از خداوند هستند ؛ منطبق نیست.آیا کسی هست که با علم و منطق در این میدان مبارزه گام بگذارد ؟هرکس که خطابه من باب میل و رایش نباشد و آنرا از سایتش حذف کند در اصل حقیقت را حذف نموده است و لعنت خداوند و ملائکه و تمام مردم بر او ، و اگر من ازگمراهان ِ گمراه کننده ام؛ این لعنت برمن باد. ای ناظران سایت ها شما را چه شده است ؟ اگر نتوانسته اید جوابی بدهید چرا با عصبانیت و بنا حق این گفتار را حذف می کنید؟ گناه من چیست که بخشیده نمی شود؟آیا خداوند احکم الحاکمین نیست؟ گناه من چیست آیا کلمه ای از آنچه که گفته شد از جانب من است یا کلام خداست: {فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المرسلات]..
الإمام ناصر محمد اليماني المهدي المنتظر.



مسيح كذاب,  مسيح حق,  کره زمین توخالی است,يأجوج وماجوج,  بعث اول
3
اخبار عمومی / بیان خلیفه ای که بعد از آدم به خلافت رسید...
« آخرين ارسال توسط جنود الهدى سپتامبر 12, 2018, 17:57:28  »
بیان خلیفه ای که بعد از آدم به خلافت رسید...


الإمام ناصر محمد اليماني
28 - جمادى الآخرة - 1430 هـ
23 - 05 - 2009 مـ
02:46 صباحاً
ــــــــــــــــــــ
گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

بیان خلیفه ای که بعد از آدم به خلافت رسید...

بسم الله الرحمن الرحيم
وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
هاروت یکی از نامهایی است که در کتاب به شیطان داده شده است.او خود ابلیس است که به دنبال(به دام کشیدن) ملک ماروت بود .ماروت جایگزین آدم وخلیفه خدا شد.خداوند با تبدیل او به انسان شهوت را نیز در وی نهاد که باعث شد به سرعت دچار فتنه گردد. او از جمله ملائکه ای بود که تصور می کرد اگر خداوند او را به عنوان خلیفه انتخاب کند؛ به هیچ وجه در زمین فساد نخواهد کرد و ازمنتقدان سرسخت انتخاب آدم به مقام خلافت بود ؛ از آنجا که او فرشته ای بود که ابتدا از نور آفریده و سپس به انسان تبدیل شده بود ؛ خود را شایسته تر از آدم می دانست. اما به سرعت پیرو هوا وهوسش شد و متأسفانه از رحمت خداوند مأیوس گردید. شیطان به دنبال وی افتاد و او را به کفر و پیوستن به خود دعوت کرد . ماروت این دعوت را پذیرفت و به خداوند کافر گردید. خداوند تعالی می فرماید:
{ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ (175) وَلَوْ شِئْنَا لَرَ‌فَعْنَاهُ بِهَا وَلَـٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْ‌ضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُ‌كْهُ يَلْهَث ۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُ‌ونَ (176) سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ (177) مَن يَهْدِ اللَّـهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُ‌ونَ (178) وَلَقَدْ ذَرَ‌أْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرً‌ا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُ‌ونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَـٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (179) }صدق الله العظيم، [الأعراف]
{و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم؛ ولی او آز آنها جداشد و شیطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد! (۱۷۵) و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات بالا می‌بردیم؛ ولی او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (۱۷۶) چه بد مثلی دارند گروهی که آیات ما را تکذیب کردند؛ و آنها تنها به خودشان ستم می‌نمودند! (۱۷۷) آن کس را که خدا هدایت کند، هدایت یافته (واقعی) اوست؛ و کسانی را که (بخاطر اعمالشان) گمراه سازد، زیانکاران (واقعی) آنها هستند! (۱۷۸) به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ گذاردیم؛ آنها دلها [= عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (۱۷۹)}
هاروت و همتای اوماروت هر دو در آتش اند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ‌ فَلَمَّا كَفَرَ‌ قَالَ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّـهَ رَ‌بَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ‌ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (17) }صدق الله العظيم، [الحشر]
{همچون شیطان است که به انسان(ماروت) گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از توبرائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶)سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
یأجوج و مأجوج از نسل آنها هستند . گروه دیگری نیزدر میانشان هستند که دورگه اند. مادرانشان از نسل ملک هاروت (که همان شیطان است )می باشند و پدرانشان شیطانی از نسل بشر هستند. این دو در "زمین دارای دو مشرق "(ذات المشرقین)ساکن بوده و مشغول به گمراهی کشیدن جن و انس هستند. از آنجا که جنیان تا قبل از شنیدن قرآن باور نمی کردند کسی نسبت دروغ به خدا بدهد ؛ (سخنان) شیاطین را باور می کردند تا اینکه قرآن حقیقت آنها را عیان ساخت .آنها (جنیان) گفتند:
{وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا (5) }صدق الله العظيم، [الجن]
{ و اینکه ما گمان می‌کردیم که انس و جنّ هرگز بر خدا دروغ نمی‌بندند!}
بدین معنی که جنیان حرف گروه دیگررا که از شیاطین جن وشیاطین انس بودند باورکردند. از آنجا که جن و انس گمان می کردند کسی جرأت نسبت دروغ دادن به خدا را ندارد ؛ حرف های شیاطین را باور کردند..به همین ترتیب انسان هایی هم که از نسل ماروت بودند؛ سخنان آنها را باور کرده و به جای عبادت خداوند به سوی پرستیدن شیاطین رفته و لذا گمراه تر شدند. مهم این است که در "زمین دارای دو مشرق" اقوام زیر حضور دارند:
اول:گروه شیاطین جن که پدرشان ملکی از گروه جنیان یعنی ملک هاروت است .
دوم:گروه انسانها که پدرشان از ملائکه بود ؛ منظور ملک ماروت است که به انسان تبدیل شد و نسل او شیطان پرست شدند.
سوم:گروه آخر نسل شیاطین بشرند که مادرانشان شیاطین مؤنث ولی پدرانشان شیاطین بشری هستند و نسل شیاطین مؤنث از نسل انسان ها . پیشی گرفته است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَامَعْشَرَ الْجِنِّ قَدْ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنْ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنْ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِى أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ }صدق الله العظيم، [الأنعام:128]
{و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}
ملک ماروت همان انسانی بود که شیطان به او گفت کافر شو و او پذیرفت .مقصود از این آیه" آدم" نیست بلکه خلیفه بعد از اوست که به انسانی تبدیل گردیدکه دارای هوا و هوس بود .این انسان اول تابع نفس خود گردید و سپس شیطان به دنبالش افتاده و او را به کفر دعوت کرد .با نیرنگ به وی باوراند که مورد غفران خداوند قرار نمی گیرد . او هم از رحمت خداوند مأیوس شدلذا این مقصود خداوند تعالی از این فرموده است :
{ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ‌ فَلَمَّا كَفَرَ‌ قَالَ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّـهَ رَ‌بَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ‌ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (17) }صدق الله العظيم، [الحشر]
{همچون شیطان است که به انسان(ماروت) گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از توبرائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶)سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
لذا می بینید که آیه به دو گروه اشاره دارد(صیغه مثنی) یک گروه ملک هاروت و ماروت و نسلشان که یأجوج و مأجوج هستند و گروه دیگر که دو رگه بوده و شیاطین مؤنث مادرانشان هستند و و پدرانشان از انسان های همین عالم هستند که می بینید چگونه در روی زمین فساد می کنند و در حق مؤمن نه مراعات خویشاوندی را میکنند و نه تعهدی دارند.
مأجوج ،انسانهایی هستند که از نسل ماروت بوده و در" زمین دارای دو مشرق" زندگی می کنند. واین فرموده خداوند تعالی در باره آنان است که:
{ وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا }صدق الله العظيم، [الجن:7]
{و آنان نیز می‌پنداشتند همچنانکه شما می‌پندارید که خداوند هرگز کسی را بر نمی‌انگیزد (۷)}
و متأسفانه شیاطین را به جای خداوند می پرستند . طبق فرمایش خداوند تعالی درمورد آنچه که جنیان از اخبار "زمین دارای دو مشرق" گفته اند (جنیانی که به قرآن گوش فرا داده بودند ):
{ وَأَنَّهُ كَانَ رِ‌جَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِ‌جَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَ‌هَقًا (6) وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّـهُ أَحَدًا (7) }صدق الله العظيم، [الجن]
{و چنین بود که مردانی از انسانها به مردانی از جنیان پناه می‌بردند، و بر سرکشی آنان می‌افزودند (۶) و آنان نیز می‌پنداشتند همچنانکه شما می‌پندارید که خداوند هرگز کسی را بر نمی‌انگیزد (۷)}
اولین مکرشان این بود که یکی خود را خداوند و دیگری خود را مسیح فرزند خداوند معرفی نماید.اما زمانی که جنیان به قرآن گوش فرا دادند این حقیقت آشکار شد و به همین دلیل است که می گویند:
{ وَأَنَّهُ تَعَالَىٰ جَدُّ رَ‌بِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا (3) وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّـهِ شَطَطًا (4) وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا (5) }صدق الله العظيم، [الجن]
{ و اینکه بلند است مقام باعظمت پروردگار ما، و او هرگز برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است! (۳) و اینکه سفیه ما (ابلیس) درباره خداوند سخنان ناروا[داشتن همسر و فرزند] می‌گفت! (۴) و اینکه ما گمان می‌کردیم که انس و جنّ هرگز بر خدا دروغ نمی‌بندند! (۵)}
منظور جنیان از" سفیه" شیطان است که ادعای خدایی کرده ولی همسر و فرزند نیز داشت. اما جنیان از نبی خداوند مسيح عيسى ابن مريم صلى الله عليه وآله وسلم اصلاً اطلاعی ندارند .شیطان و همتای او(ماروت) خبر مسيح عيسى ابن مريم صلى الله عليه وآله وسلم را کاملا پنهان کرده اند تا در مورد فتنه مسیح کذاب فریبشان آشکار نشود.او ادعا می کند عیسی مسیح فرزند مریم است به همین علت هم به او مسیح کذاب گفته می شود . شیطان می خواهد خود را عیسی مسیح فرزند مریم خوانده و سپس ادعای خدایی کند . لذا خبر برانگیخته شدن مسيح عيسى ابن مريم واقعی-صلى الله عليه وآله وسلم- کاملاً از زمین دارای دو مشرق پنهان شده است به طوری که جنیان فکر می کنند محمدرسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- بعد از نبی خداوند موسی برانگیخته شده است. آنها نمی دانند بعثت محمد رسول الله بعد از عیسی به وقوع پیوسته است . و به همین دلیل خداوند تعالی سخنانی که جنیان به قوم خود گفته اند را برایمان نقل می نماید که :
{ وَإِذْ صَرَ‌فْنَا إِلَيْكَ نَفَرً‌ا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْ‌آنَ فَلَمَّا حَضَرُ‌وهُ قَالُوا أَنصِتُوا ۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِ‌ينَ (29) قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ }صدق الله العظيم، [الأحقاف:29-30]
{هنگامی که گروهی از جنّ را به سوی تو متوجّه ساختیم که قرآن را بشنوند؛ وقتی حضور یافتند به یکدیگر گفتند: «خاموش باشید و بشنوید!» و هنگامی که پایان گرفت، به سوی قوم خود بازگشتند و آنها را بیم دادند! (۲۹) گفتند: «ای قوم ما! ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده}
خبر خداوند در مورد نا آگاهی جنیان از اینکه قرآن بعد از عیسی فرستاده شده است ،حکمتی دارد تا به اجازه خداوند از مکر شیطان رانده شده و برنامه های آتی او خبردارشده و به اذن خداوند همه این مکر را خنثی سازیم؛ من از جانب خداوند چیزی می دانم که شما نمی دانید...و آگاه باشید که ساکنان زمینی که دومشرق دارد چند گروه اند گروهی از آنها انسان هستند که پدرشان از ملائکه بوده است و گروه دیگر دورگه هستند که مادرانشان از شیاطین مؤنث و پدرانشان از شیاطین بشری اند که دانسته با شیاطین مؤنث ارتباط برقرار کرده و با پیروی از امر شیطان سعی در تغییر آفرینش خداوند(و ایجاد یک نسل جدید) دارند و به جای خداوند دختران ابلیس را می پرستند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{ وَمَن يُشْرِ‌كْ بِاللَّـهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا (116) إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَّرِ‌يدًا (117) لَّعَنَهُ اللَّـهُ ۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُ‌وضًا (118) }صدق الله العظيم، [النساء]
{هر کس به خدا شرک آورد، پس بدون شک به شدت در گمراهی افتاده است.(116)(مشرکان) جز خدا مؤنث ها(دختران ابلیس) را می خوانند و (در حقیقت) جز شیطان سر کش را نمی خوانند.(117)خداوند او را از رحمت خویش دور ساخته ، و او گفت: «از بندگان تو، سهمی معین خواهم گرفت.(118)}
اینها که به جای خداوند، با آگاهی طاغوت رامی پرستند ، سهم شیطانند و ذریه آنها ساکنان جن و انس "زمین دارای دو مشرق" را گمراه می نمایند. آنها کاملاً آگاهند که در حال دادن نسبت ناحق به خداوند هستند. از آنجا که جنیان فکر نمی کنند کسی جرأت داشته باشد به خداوند نسبت دروغ بدهد, حرفهایشان را باور میکنند. همانگونه که پدران آنها در اینجا به شما دروغ گفته واز راه راست منحرفتان کرده اند و آگاهانه به خدا نسبت نادرست داده اند...
ای جویای محترم حق آیا متوجه گردیدی که مهدی منتظر از ذکر(قرآن) چه خبری را بیان کرد؟ خداوند به قلبت نور داده و و با دادن بصیرت نسبت به حق و مطهرکردنت(از شرک) در راه راست-صراط مستقیم-ثابت قدم گرداند
می خواهم چیزی را به شما خبر دهم ، اگر خداوند اراده نماید شما برای خلافت ملائکه در زمین قرار خواهد داد.
{ وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِي الأَرْضِ يَخْلُفُونَ }صدق الله العظيم، [الزخرف:60]
{و هرگاه بخواهیم به جای شما در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین گردند! (۶۰)}
وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
برادرتان امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی

الإمام ناصر محمد اليماني
11-04-2009
11:18 pm

بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند تعالی می فرماید:
{ إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ }صدق الله العظيم، [الأعراف:27]
{چه اینکه او و همکارانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ }
و خداوند تعالی می فرماید:
{ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (17) }صدق الله العظيم، [الحشر]
{همچون شیطان است که به انسان(ماروت) گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از توبرائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶)سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
بدین گونه (منظور)همتای شیطان یعنی ملک ماروت و فرزندانشان(یأجوج و مأجوج) ودورگه های شیاطین بشر هستند که از هر پشتی زادو ولد می کنند اما اکثر انسان ها نمی دانند.
وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين
الإمام ناصر محمد اليماني 


:/=2
الإمام ناصر محمد اليماني

10 - 09 - 2011 مـــ
12 - 10 - 1432 هـــ
10:58 صبح
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ

گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم 

بیانی ازامام مهدی منتظر درباره توانایی ها و صفات جنیان و ملائکه و درباره فتنه مسیح کذاب


بسم الله الرحمن الرحيم
والصلاة والسلام على جدي النبي الخاتم ورحمة الله وبركاته وعليه وعلى آله الأطهار وجميع أنصار الله في خلقه إلى يوم الدين...

عزیز من ابوروان (حبیبی فی الله) خداوند رحمن در آیات محکم قرآن فتوی داده است که جن را از آتش گرم و سوزان(سموم) خلق کرده است .خداوند سبحان در آیات محکم قرآن می فرماید:

{وَالْجَآنَّ خَلَقْناهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ} صدق الله العظيم [الحجر:27]

{ و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان(سموم) خلق کردیم! (۲۷)}

منظور از "سموم" آتش جهنم است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ﴿٤١﴾ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ ﴿٤٢﴾}صدق الله العظيم [الواقعة]

{واصحاب دست چپ (شقاوتمند) چه (وضع و) حالی دارند اصحاب دست چپ (شقاوتمند)؟!(41) در (میان) باد (آتش)سوزان وآب جوشان, قرار دارند.(42)}

خداوند پدر جنیان را از آتش آفرید .و بعضی از آنها رابه خواست خود با دادن صفات ملائکه و توانائی متحول شدن به خلقی دیگر تکریم نمود .این امر برای امتحان کردن جنیان بود که آیا شکرگذاری خواهند کرد و یا در عوض کفران ورزیده ، متکبر شده و به آفرینش خود مغرور می شوند؟ از آن جمله ابلیس و فرزندانش بودند که برخی از صفات ملائکه را در خود داشتند ، کدام صفت را؟ توانایی تبدیل کردن خود از جن به موجودی دیگر. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ}صدق الله العظيم [القصص:31]

{واینکه عصایت را بیفکن. پس چون آن را دید که (با سرعت) می جنبد گویا که همچون جنیان است(ترسید و) به عقب برگشت و پشت سر خود را نگاه نکرد - (فرمود: ) ای موسی ! پیش آی، و نترس، بی گمان تو در امان هستی.}

مقصود خداوند از این فرموده: {وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ} این است که عصا به شکل مار(ثعبان) تغییر کرد از همین جاست که استنباط می کنیم ویژگی خاصی که به جن داده شده است توانایی تغییر از یک موجود به شکل موجود دیگر است وبه همین علت خداوند تعالی می فرماید:{وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ}صدق الله العظيم

از اینجا در می یابیم که جنیان با اجازه خداوند توانایی دارند خود را از شکل یک موجود به شکل موجود دیگر درآورند. خداوند به ملائکه ای هم که از نور آفریده شده اند این توانایی (شکل موجود دیگر شدن )را عطا فرموده است به همین دلیل است که می فرماید:

{فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}صدق الله العظيم [مريم:17]

{در این هنگام، ما روح خود را بسوی او فرستادیم؛ و او در شکل انسانی بی‌عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد! }
بعد از آفرینش آدم ، خداوند به تمامی ملائکه امر فرمود تا برای آدم سجده کنند و همگی آنها اطاعت نمودند گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ‌ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الحجر]

{و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱)خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!» (۳۲) گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!» (۳۳) فرمود: «از بهشت (درون زمین ) بیرون رو، که رانده‌شده‌ای (از درگاه ما!). (۳۴) و لعنت (و دوری از رحمت حق) تا روز قیامت بر تو خواهد بود!» (۳۵) گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (۳۶) فرمود: «تو از مهلت یافتگانی! (۳۷) (امّا نه تا روز رستاخیز، بلکه) تا روز وقت معیّنی.» (۳۸)}
سؤالی که مطرح می شود این است که با توجه به اینکه خداوند ابلیس را که از سجده کنندگان نبود ،از باقی ملائکه جدا نمودو دلیل آن فرموده خداوند تعالی است که:{وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿٦١﴾ قَالَ أَرَ‌أَيْتَكَ هَـٰذَا الَّذِي كَرَّ‌مْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْ‌تَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّ‌يَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٦٢﴾ قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَّوْفُورً‌ا ﴿٦٣﴾ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَ‌جِلِكَ وَشَارِ‌كْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ ۚ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُ‌ورً‌ا ﴿٦٤﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ ۚ وَكَفَىٰ بِرَ‌بِّكَ وَكِيلًا﴿٦٥﴾}

صدق الله العظیم [الإسراء]
{ زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیسکه گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده‌ای؟!» (۶۱) (سپس) گفت : «به من خبر بده، این کسی را که بر من برتری داده ای (به چه دلیل بوده است ؟ !) اگر مرا تا روز قیامت مهلت دهی، فرزندانش را؛ جز عده ی کمی (گمراه و) ریشه کن خواهم کرد» . (۶۲) (خداوند) فرمود : «برو، پس هر کس از آنان، از تو پیروی کند ، بی تردید جهنم کیفر شماست، که کیفری کامل (و فراوان) است، (۶۳) و هرکس از آنان را که می توانی با صدایت بر انگیز، و با (یاری) سواران و پیادگانت بر آنها بتاز، و در اموال و فرزندان با آنها شرکت جوی، و به آنها وعده بده - و شیطان جز فریب به آنها وعده نمی دهد - (۶۴) بی گمان توهرگز بر بندگان من سلطه ای نخواهی داشت؛ و پروردگار تو برای نگهبانی آنها کافی است ». (۶۵)}
وخداوند تعالی فرمود:

: {وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ‌ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾}صدق الله العظيم [الحجر]

{وهنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱)خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!» (۳۲) گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!» (۳۳)}

سؤالی که مطرح می شود این است که آیا ابلیس ازجمله ملائکه آفریده شده از نور بود یا به گروهی ازملائکه جنی که از آتش خلق شده اند، تعلق داشت؟ وجواب آن را در آیات محکم کتاب واز فرمایش خداوند تعالی در می یابیم:

{وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُوا لآِدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً}

صدق الله العظيم [الكهف:50]

{و زمانی که به فرشتگان گفتیم : «برای آدم سجده کنید » پس (همه) سجده کردند، بجز ابلیس ،که از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید ، آیا او و فرزندانش رابه جای من دوستان خود می گیرید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! ستمکاران چه جایگزین بدی دارند}

لذا جنیان به دو گروه تقسیم می شوند و (گروهی) می توانند خود را به شبیه به موجودی دیگر درآورندو دلیل آن هم فرموده خداوند تعالی است که:

{فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا}صدق الله العظيم

منظور این نیست که جنیان به شکل مار هستند، بلکه مقصود خداوند این است که موسی با چشم خود تحول عصا به مار را دید؛ به این معنی که...دید عصا از شکل خود (که عصا بود) به موجودی دیگر تبدیل گردید؛ ماری که آشکارا زنده بود وانگار مثل جن توانایی تحول به شکل موجود دیگری را داشت.به همین علت خداوند تعالی می فرماید:

{وَأَلْقِ عَصَاكَ ۚ فَلَمَّا رَ‌آهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرً‌ا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَا مُوسَىٰ لَا تَخَفْ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْ‌سَلُونَ﴿١٠﴾}صدق الله العظيم [النمل]

{و عصایت را بیفکن، پس چون آن را دید که (با سرعت) می جنبد، گویی که (مانند)جن است، (ترسید و) به عقب برگشت، و پشت سر خود نگاه نکرد؛ ای موسی ! نترس، که پیامبران در نزد من نمی ترسند.}

از خلال این آیات، فتوای خداوند در مورد صفت آفرینش جنیان را می توان درک کرد: عده ای از آنان می توانند به محض آنکه خواستند به شکل موجود دیگری تحول یابند ؛ اما این تغییر شکل به واسطه قدرت خداوند است نه از توانایی های خود جنیان و فقط زمانی رخ می دهد که خداوند بخواهد(یعنی اگر خداوند نخواهد نمی توانند از این صفت استفاده کنند)

اما از کرم خداوند صفت توانایی تحول ملائکه به برخی از جنیان نیز داده شد.دنیای ملائکه از نور است؛ هر ملکی که بخواهد در برابر بشر قرار بگیرد، حتماً به صورت یک انسان در برابرشان ظاهر خواهد شدخداوندتوانایی شبیه شدن وتغییر شکل به صورت موجودی دیگر را به آنها عطا فرموده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَ‌جُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ﴿٩﴾}صدق الله العظيم [الأنعام]

{و اگر او (= فرستاده) را فرشته ای قرار می دادیم، حتماٌ وی را به صورت یک مرد در می آوردیم، وهمچنان امر (اورا که فرشته است)بر آنها پوشیده میداشتیم.یا همان را که دربردارند بر تن (فرشتگان) می کردیم}

مثل زمانی که جبريل عليه الصلاة والسلام به سوی محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده شد.خداوند تعالی می فرماید:

{عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ ذُو مِرَّ‌ةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾}صدق الله العظيم [النجم]

{(فرشتۀ) بس نیرومند ( جبریل) او را تعلیم داده است,(5)(همان فرشتۀ) نیرومندی که (همانند او) در برابرش ایستاد.(6)}

منظور از" الاستواء"این است که او را به شکل مردی کاملا شبیه (سویّ)انسان درآورد. مثل زمانی که خداوند رسولش جبریل ویکی دیگر از ملائکه را به سوی مریم فرستاد. سپس جبریل به صورت انسانی درآمد که مریم بتواند او را ببیند وبا او سخن بگوید. خداوند تعالی می فرماید:

{فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً} صدق الله العظيم [مريم:17]

{آنگاه (ما) روح خود ( جبر یل) را به سوی اوفرستادیم، پس به هیئت انسانی کامل بر اوظاهر شد}

لذا "توانایی ملکی" یعنی توانایی تحول به شکلی دیگر به برخی از جنیان آفریده شده از آتش و به تمام ملائکه خلق شده از نورداده شد. جنیان دو گروهند که یکی از این گروه ها قادرند از شکلی که خداوند خلقشان نموده به شکلی دیگر درآیند.

ممکن است یکی از انصار عزیزم سخن مرا قطع کرده و سؤال کند: آیا در نسل بشر ، کسانی هستند که خداوند از راه کرمش به تعدادی از آنان که جانشینان خلیفه خداوند بر عالمیان هستند قدرت تحول دهد که شبیه ملائکه ای شوند که از نورخلق شده اند؟و مستقیم از کلام خداوند تعالی پاسخ می دهیم:

{وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ}صدق الله العظيم [الزخرف:60]

{ما اگر بخواهیم برخی از شما را در زمین فرشتگانی قرار می دهیم که جانشین باشند. (۶۰)}

اما عزیزان من (احبتی فی الله) شما را نصیحت می کنم دعا کنید که خداوند شما را از این گروه(ملائکه بشری) قرار ندهد تا باعث نشوید بعد مرگتان مردم در حقتان مبالغه کرده و به سوی کفر بازگردند.

از این تکریم عظیم خداوند چشم بپوشید تا نعیم اعظم خداوند تحقق یابد؛ مبادا این تکریم دوباره موجب شود تا پس از اینکه همگی مردم توسط خداوندهدایت یافتند ، متعاقب مرگتان در حقتان مبالغه کرده و به جای خداوند شما را بخوانند.

آیا می دانید پدرو مادر شما آدم و حوا از این امر یعنی تحول مورد انتظار بشر به ملائکه آگاهی داشتند و شیطان نیز از همین نکته استفاده کرده و آنها را به توهم کشیدو به آنها گفت که او و همسرش با خوردن از همان درخت(ممنوعه) تبدیل به ملائکه شده اند ؟ (آیا می دانید) به آنها گفت اگر آدم و همسرش هم می خواهند توانایی تبدیل شدن به ملائکه را کسب کرده و تا دنیا برجاست جاودانه بمانند باید از آن درخت بخورند؟ آنها را به این توهم انداخت که جنیان ملایکه ای هستند که با خوردن از آن درخت توانایی تبدیل شدن از جن به ملائکه را به دست آورده اند. ابلیس به آدم و همسرش گفت:

{مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:20]

{وگفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اينکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شويد, يا از جاودانان گرديد».}

آدم و حوا گمان کردند راز تبدیل شدن مورد انتظاربشر به ملایکه و خلیفه شدن او در زمین در همین درختی است که خداوند آنها را از آن منع نموده و به اشتباه گمان کردند راز تبدیل شدن به ملائکه در این درخت نهفته است و اگر از آن بخورند ؛ مانند ابلیس و همسرش می توانند به ملائکه تبدیل شوند.سبحان الله العظیم! آدم وحواء عليهم الصلاة والسلام از حقیقت اسم اعظم خداوند آگاه نبودند به همین دلیل از آن درخت خوردند تا هم به ملائکه تبدیل شوند و هم تا زمانی که دنیا برجاست ؛در آن جنت (بهشت درون زمین)جاویدان بمانند. با این کار هم بهشت بزرگتر(نعیم اعظم) را از دست دادند هم بهشت کوچکتر(بهشت درون زمین) را.خداوند تعالی می فرماید:

{وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَ‌بَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِ‌يَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَ‌بُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾فَدَلَّاهُمَا بِغُرُ‌ورٍ‌ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَ‌ةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَ‌قِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَ‌بُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَ‌ةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَ‌بَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ‌ لَنَا وَتَرْ‌حَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِ‌ينَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ مُسْتَقَرٌّ‌ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَ‌جُونَ﴿٢٥﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]

{وای آدم! تو وهمسرت در بهشت ساکن شو(يد), پس از هر جا که خواستيد, بخوريد, وبه اين درخت نزديک نشويد, که از ستمکاران خواهيد بود (۱۹)پس شيطان آن دو را وسوسه کرد, تا آنچه را از شرمگاهشان که از آنها پوشيده بود؛ در نظرشان آشکار سازد, وگفت: پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اينکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شويد, يا از جاودانان گرديد(۲۰)وبرای آن دو سوگند ياد کرد که من برای شما از خير خواهانم.(۲۱)پس آنها را با فريب (از مقام ومنزلشان) فرود آورد, وچون از آن درخت چشيدند, شرمگاهشان بر آنها آشکار شد, وشروع کردند به قرار دادن برگ (درختان) بهشت بر خود (تا آن را بپوشانند) وپروردگارشان آنها را ندا داد: آيا شما را از آن درخت منع نکردم, وبه شما نگفته بودم که شيطان دشمن آشکار شماست؟!(۲۲)گفتند: پروردگارا! ما به خود ظلم کرديم, واگر ما را نيامرزی وبر ما رحم نکنی, مسلّماً از زيانکاران خواهيم بود(۲۳)فرود آييد, در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود, وبرای شما در زمين تا مدت معينی قرارگاه وبهرمندی خواهد بود(۲۴)فرمود: در آن زندگی می کنيد ودر آن می ميريد, و(در رستاخيز) از آن بيرون آورده خواهيد شد(۲۵)}

ممکن است ابراهیم عزیزم صحبت مرا قطع کرده و بگوید: منظور خداوند از:
{اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ مُسْتَقَرٌّ‌ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَ‌جُونَ﴿٢٥﴾}صدق الله العظيم
{فرود آييد, در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود, وبرای شما در زمين تا مدت معينی قرارگاه وبهرمندی خواهد بود(24) فرمود: در آن زندگی می کنيد ودر آن می ميريد, و(در رستاخيز) از آن بيرون آورده خواهيد شد(25)}
چیست.مگر می شود از زمین به زمین فرود آمد ؟

امام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخش را چنین می دهد که :به درستی که این فرود آمدن(هبوط) از زمین به زمین بوده است درست مثل فرود آمدن بنی اسرائیل که از زمینی به زمین دیگر هبوط کردند و آنچه را که خیر بود رها کرده و چیزی را که کمتریا پایین تر بود به جایش برگزیدند. خداوند تعالی می فرماید:

{وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:61]

{و (به یاد آورید) زمانی را که گفتید: « ای موسی! ما هرگز بر یک نوع غذا شکیبائی نداریم، پس پروردگار خویش را بخوان، تا از آنچه زمین می رویاند, از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیازش برای ما بیرون آورد».(موسی) گفت: «آیا چیزی را که پست تر است به جای چیز بهتر جایگزین می کنید؟ به شهری فرود آیید، زیرا آنچه را خواستید در آنجا برای شما هست» و (مهر) ذلت و بینوائی بر آنان زده شد، و سزاوار خشم خدا گردیدند، چرا که آنان به آیات خدا کفر می ورزیدند، و پیامبران را به ناحق می کشتند. اینها بخاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.}

پس منظور خداوند از هبوط و فرود آمدن خارج شدن از مکان بهتر ومنتقل شدن به مکان پایین تر و بدتر است ؛ درست مثل خارج شدن آدم از بهشت خداوند که در دل کره زمین بود به محلی دیگردر سطح کره زمین که باید سختی و مشکلات زیادی رادر طلب رزق تحمل می کرد.او در زمینی زندگی می کرد که درآن نه گرسنه و تشنه میشد و نه عریان می ماند .لذا او از محل بهتر خارج و به محل بدتری فرود آمد. به همین دلیل خداوند تعالی می فرماید:

{وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِ‌جَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَ‌ىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَ‌ةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَ‌قِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَ‌بَّهُ فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَ‌بُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾ قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ﴿١٢٣﴾} صدق الله العظيم [طه]

{پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ امّا او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم! (۱۱۵) و به یاد آور هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سرباز زد (۱۱۶) پس گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد! (۱۱۷) (امّا تو در بهشت راحت هستی! و مزیّتش) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛ (۱۱۸) و در آن تشنه نمی‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌دهد! (۱۱۹) ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: ای آدم! آیا می‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟! (۱۲۰) سرانجام هر دو از آن خوردند، و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند! (آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد،(و غوی=گمراه شد) و از پاداش او محروم شد! (۱۲۱) سپس پروردگارش او را برگزید، و توبه‌اش را پذیرفت، و هدایتش نمود. (۱۲۲) (خداوند) فرمود: همگی از آن فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود! ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود! (۱۲۳)}

لذا روشن شد که منظور از هبوط خروج ازموقعیت بهتر و سقوط کردن در موقعیت پایین تر و بدتر است. لذا خداوند آدم و همسرش را به همراه نسل آنها که در پشتشان بود بیرون راند.شیطان با استفاده ازجنتی که در آن زندگی می کردند آنها را فریب داد و دچار فتنه کرد . شیطان آنرا را دچار این توهم ساخت تا گمان کنند راز ماندن و جاودانگی در حیات دنیا تا قیامت در همان درختی نهفته که خداوند آن را ممنوع اعلان فرموده است.
پس مراقب باشید شیطان شما را با همان جنت فریب نداده و به فتنه نیندازد تا مثل آدم و حوا برای ماندن در آن آزمند شوید. آن جنت فتنه مسیح دجال است ، قصرهای آن از نقره و درهای آن از طلاست و در داخل آن زینت های فراوانی نهاده شده است. مراقب باشید که به شما دروغ نگوید.

به خدا قسم که ملائکه او را با ننگ وسرشکستگی از آنجا بیرون خواهند راند. او به وعده ای که به شما داده عمل نخواهد کرد و بزودی لشکر خداوند او را با ننگ و سرشکستگی از آنجا بیرون خواهند راند. ملائکه ای که به دستور خداوند او را از سرزمینی بیرون خواهند راند که وعده جانشینی در آن (مثل جانشینان قبلیش= (أن يستخلفهم في الأرض كما استخلف الذين من قبلهم )را به محبان و حبیبان خود(يحبهم ويحبونه) داده شده است. خداوند زمین و دیاری را برای آنها به ارث می رساند که قطعاً تا به حال پای هیچ مسلمانی به آن نرسیده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيارَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَؤُها}صدق الله العظيم [الأحزاب:27]
{و زمینها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت، و (همچنین) زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ }
اما مقصود خداوند تعالی از :{وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيارَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ}صدق الله العظيم ؛ چیست؟منظور محمد رسول الله و مسلمانانی است که با اوبودند.آنها زمین شیاطین یهودی بشر رابه ارث بردندچرا که بعد از پیمان بستن با خداوند ؛عهد را شکسته وآنچه که خداوند حفظ آن را سفارش نموده بود قطع کرده و در زمین فساد نمودند.

اما مقصود خداوند تعالی از : {وَأَرْضًا لَمْ تَطَؤُها}صدق الله العظيم ،چیست؟مقصود وعده خداوند به قوم دیگری از مسلمانان است . آنها امام مهدی و مسلمانانی هستند که دعوت او را باور کرده و پیرو او شده اند.خداوند به آنها وعده فرموده است که اموال تمام شیاطین انس و جن از هرگونه ای که باشند و زمینی را که تا به حال پای آنها به آن نرسیده را به ایشان خواهد داد. در کتاب به این زمین بهشت بابل گفته شده است. مکانی است که شیطان یعنی ملک هاروت و همتایش (یارش) ماروت و فرزندانشان یعنی یأجوج و مأجوج بر آن مسلط بوده وساکن آن هستند. قصرهایی از نقره با درهای طلایی ساخته اند و آنها را به هرکسی که به خداوند کافر شده و پیرو شیطان گردد می دهند. هرکسی که مسیح کذاب را باور کرده و او را خدای خود بخواند قصری از نقره به او می دهند که دروازهایش از طلا و جواهر است وپله هایی که با آن از قصر بالا می روندو بسیار زیبا بوده و با جواهرات فراوان زینت شده اند.

آن همان بهشت بابل،فتنه مسیح کذاب است . این بهشت در جایی قرار دارد که دو مشرق دارد(برای توضیحات بیشتر در مورد دو مشرق به بیان « مهدی منتظر،خلیفه خداوند بر بشر و آخرین خلیفه او از اهل بیت پاک و مطهر؛ تمام علماء امت اسلامی را مورد خطاب قرار میدهد » مراجعه شود). مراقب باشید شیطان شما را مانند پدر و مادرتان آدم و حوا دچار فتنه نکند . او آنها را با خیال واهی جاودانه شدن و اقامت ابدی در این بهشت به خوردن از درخت (ممنوعه ) کشاند. لذا از آن درخت خوردند زیرا حریص بودند که در آن زمین باقی بمانند.
مراقب باشید که گرفتار فتنه شیطان نشوید .به دروغ به شما می گوید که شما وارث این زمین هستید . سپاه فرشتگان که سردارش وزیر مهدی منتظر یعنی ملك جبريل عليه الصلاة والسلام است آنها را از آنجا بیرون خواهند راند.. خداوند به جبریل فرمان داده است تا با تمام سپاهیان خداوند که از ملائکه آسمان های هفتگانه اند فرود آمده و به سپاه مهدی منتظر ملحق شوند. به آنها فرمان داده شده است که از خلیفه و عبد خداوند امام مهدی عبد نعیم اعظم اطاعت نمایند. لذا آنان ،ملک هاروت که همان مسیح کذاب است را به همراه همتایش ماروت و فرزندانشان(یأجوج و مأجوج) از ارض بابل بیرون خواهند راند؛ جایی که بهشت خداوند در زمین بوده و آنرا برای آرامش و آسایش جن و انس آفریده است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{وَالْأَرْ‌ضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّ‌يْحَانُ ﴿١٢﴾ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَ‌بِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٣﴾}

صدق الله العظيم [الرحمن]
{ زمین را برای خلایق آفرید و گسترانید، (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخلهای خوشه دار است، (۱۱) و (در آن) دانۀ برگ دار و ریحان (وگیاهان خوشبو) است. (۱۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (شما ای گروه جنّ و انس)؟! (۱۳)}

و از آنجا که خداوند این مکان را برای دو گروه بزرگ انس و جن قرار داده است آنها را به صورت زوج خطاب می کند:
{وَالْأَرْ‌ضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّ‌يْحَانُ ﴿١٢﴾ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَ‌بِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٣﴾}

صدق الله العظيم.

{ زمین را برای خلایق آفرید و گسترانید، (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخلهای خوشه دار است، (۱۱) و (در آن) دانۀ برگ دار و ریحان (وگیاهان خوشبو) است. (۱۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (شما ای گروه جنّ و انس)؟! (۱۳)}

و این همان بهشتی است که می تواند باعث فتنه شود:

{يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَ‌جَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِ‌يَهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ إِنَّهُ يَرَ‌اكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَ‌وْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]
{ای فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد, چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون کرد, ولباسشان را از تنشان کند؛ تا شرمگاهشان را به آنها نشان دهد. بی گمان او وهمکارش شما را می بينند از جايی که شما آنهارا نمی بينيد, براستی ما شيطانها را دوستان کسانی قرار داديم که ايمان نمی آورند.}

سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که شیطان چگونه آنها را به فتنه انداخته وباعث می شود به خداوند جهان کافر شده و خدا بودن او(شیطان) را باور کنند؟ جواب این است که" فتنه مسیح کذاب "سرزمینی است که در بهشت فتنه موجودیت مادی دارد و آن طور که شما فکر می کنید خداوند با معجزاتش او را یاری نمی کند.خداوند تعالی در آیات محکم کتاب درباره فتنه مسیح دجال می فرماید:
{وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]

{اگر (چنین) نبود که همه ی مردم یک امت می شدند, یقیناً ما برای خانه های کسانی که به (خدای) رحمان کافر می شدند, سقفهای از نقره قرار می دادیم, و(نیز) نرد بانهایی که از آن بالا روند.(33)و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}

در جواب کسی که درباره همسر شیطان سؤال می کند باید گفت او با قدرت "کن فیکون" آفریده شده است و فرزندان ونوادگانش همگی از نسل شیطان بوده و دشمن خداوند و شما هستند.به همین دلیل است که خداوند تعالی می فرماید:

{وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهِ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّ‌يَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ﴿٥٠﴾}صدق الله العظيم [الكهف]

{وبه یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس ،که از جن بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا (با این حال،) او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبرداری از شیطان و فرزندانش به جای اطاعت خدا،) چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران! (۵۰)}

خداوند آن دو را به صورت ملائکه درآورده بود به همین علت هم شیطان توانست آدم و همسرش را فریب دهد که اگر می خواهند مثل آنها تبدیل به ملائکه شوند و درتمام طول حیات دنیا جاودان بمانند ، باید از این درخت بخورند. در این صورت به دو فرشته جاویدان در زمینی تبدیل می شوند که خداوند ملک آنها قرار داده است :

{مَا نَهَاكُمَا رَ‌بُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]

{وگفت: پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اينکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شويد, يا از جاودانان گرديد(20)و برایشان سوگند خورد که من از نصیحت کنندگان شما هستم(21).}

آدم و همسرش گمان کردند آنها جنیانی هستند که از صفات ملائکه برخوردارند و راز تغییر انها از خلقت خودشان به ملائکه ، خوردن از آن درخت است، به همین علت است که شیطان نام آن درخت را درخت جاودانگی نهاده است؛ یعنی هر که از آن بخورد جاودانه و نامیرا خواهد شد. در حالی که این درخت در قرآن مورد لعن قرار گرفته و درختی است که از ریشه درآورده و در جهنم کاشته شده است و غذای گناهکاران است.

هنوز مطالب زیادی ازعلم کتاب را خداوند در نزد ما گذاشته است که شما از آن بی خبر هستید.این امر برای کسانی که یقین ندارند غریب است .بنابر این ما به آنها ارفاق کرده و کتاب را جزء به جزء (کم کم)بیان می کنیم تا اعتقاد قلبی محبان خداوند وحبیبان او(يحبهم الله ويحبونه)تثبیت شده و بیان و شرح حق کتاب بر ایمانشان بیفزاید. برای خردمندان نیز ذکری است تا تقوی پیشه کنند.

و آخر کلام این است که...چرا مسیح کذاب نمی تواند قصرهای نقره با دربهای طلا را به شما بدهد؟زیرا خداوند نهایتاً او را باننگ و سرشکستگی از آنجا بیرون خواهد راند.چراکه خداوند می داند اگر او را رها بگذارد مردم را به فتنه دچار کرده و همگی آنها را به طور یک دست به امتی کافر تبدیل خواهد نمود. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]

{اگر (چنین) نبود که همه ی مردم یک امت می شدند, یقیناً ما برای خانه های کسانی که به (خدای) رحمان کافر می شدند, سقفهای از نقره قرار می دادیم, و(نیز) نرد بانهایی که از آن بالا روند.(33)و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}

اراده خداوند بر این است که این زمین را امام مهدی منتظر به ارث ببرد ؛امامی که در تلاش متحد ساختن مردم بر پایه ایمان به خداوند و پرستش به دور از شرک اوست. وقتی که من عزم رفتن به سوی آن زمین را کنم ؛ بر دروازه های آن ملائکه بشر به فرماندهی جبرئیل عليه وعليهم الصلاة والسلام را خواهم یافت که منتظرند تا از امر خلیفه خداوند و عبد او امام مهدی همانگونه که خداوند به آنان دستور داده اطاعت کنند. جنیان و انسانهای صالح نیز با ما خواهند بود. امور به سوی خداوندی باز می گردد که از نگاه های مخفیانه و رازهای پنهان در سینه ها آگاه است.

ای حبیبان خداوند شاید از بیان بعضی از آیات خودداری کنیم چون باعث کشف برخی از اسرار برای شیاطین جن و انسی می شود که دشمن هستند.اما شما با اصرارتان مرا وادار می کنید بعضی از آنها را عنوان کنم. بدانید زمانی که به بعضی از سؤالات قرآنی شما پاسخ نمی دهم ناشی از عجز من نیست بلکه در به تأخیر انداختن شرح آنها حکمتی نهفته است پس عصبانی نشوید.اگر شما و سایر پرسشگران مرا مجبور کنید و در صورتیکه خداوند بخواهد، بالاخره آنها را بیان خواهیم کرد. هرکه می خواهد ایمان بیاورد و هرکه می خواهد کافر شود...

اما می ترسم با بیان آنها برای شما خوش نیاید(سنگین باشد) و آنها را در ذهن و فکر شما بزرگ جلوه کند و کسانی هم که نمی دانند بگویند:چگونه ممکن است جبریل و تمام سپاهیان خداوند در آسمان های بالا از سپاهیان مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بوده و امر اورا اطاعت نمایند؟ جواب حقی که به آنها می دهم این است که : مگر خداوند قبل از این به آنها امر نفرمود که در مقابل خلیفه خدا آدم عليه الصلاة والسلام سجده کنند؟ پس چرا این قضیه در باره امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بنظرتان امر بزرگی میآید او که به دنبال این است که تمام مردم را در مسیر هدایت و ایمان متحد سازد؟!

و هدف دشمن من مسیح کذاب ؛ شیطان، برعکس هدف مهدی منتظر است، چراکه می خواهد مردم بر پایه کفر به خداوند متحد شوند. هدف او همین است. و خداوند تعالی می فرماید:

{وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]
{اگر (چنین) نبود که همه ی مردم یک امت می شدند, یقیناً ما برای خانه های کسانی که به (خدای) رحمان کافر می شدند, سقفهای از نقره قرار می دادیم, و(نیز) نرد بانهایی که از آن بالا روند.(۳۳)و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}

او می خواهد غضب خداوند را برانگیزد، چراکه خداوند از کفر بندگانش ناراضی است . خداوند تعالی می فرماید:

{إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ}صدق الله العظيم [الزمر:7]

{اگر کفران کنید، خداوند از شما بی‌نیاز است وهرگز کفران را برای بندگانش نمی پسندد؛}

لذا شیطان می کوشد با ایجاد امتی کافر ؛ رضوان خداوند در نفسش تحقق نیابد ،ولی تلاش امام مهدی در جهت عکس خواسته شیطان است. او می خواهد تمام مردم هدایت شده و در راه راست خداوند قرار گرفته و اورا بدون هیچ شریکی بپرستند تــــــا خداوند راضی گردد. رضوان نفس خداوند تحقق نمی یابد مگر اینکه بندگان او شکر گزار بوده و خداوند را بدون هیچ شریکی عبادت کنند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}صدق الله العظيم [الذاريات:56]

{ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}

اگر خواهان پرستش خداوند هستید ؛ با بیان حق قرآن مجید شما را به پیروی از رضوان او هدایت می کنم؛ از من پیروی کنید تا با قرآن مجید شما را به رضوان آن عزیز حمید راهبر باشم. خداوند تعالی می فرماید:

{قَدْ جَاءَكُمْ رَ‌سُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرً‌ا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ‌ ۚ قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّـهِ نُورٌ‌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ يَهْدِي بِهِ اللَّـهُ مَنِ اتَّبَعَ رِ‌ضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِ‌جُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ‌ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٦﴾}صدق الله العظيم [المائدة]

{پیامبر ما به سوی شما آمد، تا بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان می‌کردید روشن می‌سازد، و از بسیاری از آن، صرف نظر می‌نماید. (آری،) از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. (۱۵) خداوند به وسیله آن، کسانی را که از رضوان او پیروی کنند، به راه‌های سلامت، هدایت می‌کند؛ و به فرمان خود، از تاریکیها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید. (۱۶)}

وسلام على المرسلين والحمد لله رب العالمين..
أخو المؤمنين الذليل عليهم، العزيز على الكافرين الذين يريدون أن يطفئوا نور الله...
الإمام المهدي ناصر محمد اليماني


سايت وانجمن امام مهدى منتظر ناصر محمد يمانى
4
گفتگوی آزاد / وظایف و اختیارات بازرسان شرکت سهامی
« آخرين ارسال توسط fekre سپتامبر 12, 2018, 14:54:58  »
وظیفه بازرس یا بازرسان بررسی حساب ها، اظهار نظر درباره صحت و درستی صورت دارایی و صورت حساب عملکرد و حساب سود و زیان و ترازنامه هایی است که مدیران شرکت برای تصمیم به مجمع عمومی تهیه می کنند. همچنین بازرسان وظیفه دارند صحت مطالب و اطلاعاتی را که مدیران در اختیار مجامع عمومی گذاشته اند بررسی کنند. آنان باید اطمینان حاصل کنند که حقوق صاحبان سهام در حدود قانون و اساسنامه به طور یکسان رعایت شده است. علاوه بر این، بازرس یا بازرسان مکلف هستند گزارش جامعی در مورد سهام داران، لااقل ده روز قبل از تشکیل مجمع عمومی عادی در مرکز شرکت تهیه کنند. بازرسان باید تخلفات و تقصیرات مدیران و مدیرعامل را در امور شرکت به اولین مجمع عمومی اطلاع بدهند و در صورت مشاهده وقوع جرم، آن را به مراجع قضایی صلاحیت دار اعلام کنند و اولین مجمع عمومی را از وقوع آن مطلع کنند.
اختیارات بازرسان: بازرسان برای انجام وظایفشان، از حق اطلاع برخوردار هستند. این مطلب را ماده 149 لایحه قانونی مورد تاکید قرار داده است که به موجب آن بازرسان می توانند هر زمان که بخواهند هرگونه رسیدگی و بازرسی لازم را انجام دهند و اسناد و مدارک و اطلاعات مربوط به شرکت را مطالبه کنند و مورد بازرسی قرار دهند. آنان می توانند به مسئولیت خود، در انجام وظایفی که بر عهده دارند، از نظر کارشناسان استفاده کنند به شرط آنکه آن ها را قبلاَ به شرکت معرفی کرده باشند. این کارشناسان در مواردی که بازرس تعیین می کند، مانند خود بازرس حق هرگونه تحقیق و رسیدگی را دارند. بر طبق ماده 260 لایحه قانونی اخلال در انجام وظایف بازرس توسط اعضای هیئت مدیره و مدیر عامل در صورتی که از روی عمد باشد مجازات کیفری دارد.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با ما در فکر برتر تماس بگیرید.

5
بیان امام مهدی ناصر محمد یمانی درباره اراده خداوند در"رستاخیز اول" (بعث اول) گروهی از کافران؛ تا مسیح کذاب شما را دچار فتنه نکندای خردمندان از خدا پروا کنید...

الإمام ناصر محمد اليماني
27 - 11 - 1433 هـ
13 - 10 - 2012 مـ
03:48 صبح
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ


بیان امام مهدی ناصر محمد یمانی درباره اراده خداوند در"رستاخیز اول" (بعث اول) گروهی از کافران؛ تا مسیح کذاب شما را دچار فتنه نکندای خردمندان از خدا پروا کنید...

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم وآلهم الطيبين والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدّين لا نفرّق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أما بعد ..

خطاب به تمام علمای مسلمین و همه امتشان و خطاب به تمام انسان ها ،از فتنه مسیح کذاب بر حذر باشید. او از بعث اول (برانگیخته شدن و برخاستن اولیه مردگان [کافران]) اطلاع دارد و قصد دارد از آن برای به فتنه انداختن زندگان و مردگان سوء استفاده کند. او خروج کرده و خواهد گفت: "ای مردم ، من مسیح عیسی بن مریم هستم. همانا که من خداوند عالمیانم ؛ همان که این مردگان را از قبرهایشان برانگیخته است؛ بهشت و جهنم در اختیار من است. جهنم را در مقابل چشم هایتان آوردم و از کنار شما گذشت (عبور سیاره سقر)و کسانی را که به خدایی عیسی مسیح فرزند مریم کافر بودند رادر آن افکندم؛ لذا شما نمی توانید آن (کافران ) را در میان برانگیخته شدگان ببینید".

می گوید: من آن کسی هستم که قرآن را نازل کرده ام اما در آن تحریف شده و آن گونه که من نازل کرده ام نیست"...سپس در آن حق را باطل و باطل را حق می نمایاند ، که لعنت خداوند بر او باد...ازفتنه او برحذر باشید و این(حادثه) قبل از آن است که خداوند درسایبانی از ابر(ظلل من الغمام)فرود آید و از ورای حجاب با تمام کافرین (دوباره ) زنده شده و با تمام مردم سخن بگوید...

ای مردم، حقیقت را برایتان بیان می کنم وشایسته نیست که به خداوند غیر حق نسبت داده شود؛ از فتنه مسیح کذاب و باورکردن (ادعای) خدایی اش بر حذر باشید. او عیسی بن مریم مسیح واقعی که سلام وصلوات بر او باد نیست.عیسی مسیح فرزند مریم بناحق سخن نمی گوید. (این فرد) هویت مسیح عیسی بن مریم را جعل میکند اما او نیست به همین دلیل به مسیح کذاب؛ مسیح کذاب می گویند چرا که مسیح حقیقی عیسی بن مریم نیست. لذا بازگشت مسیح عیسی بن مریم در مقدرات خداوند قرار دارد تا شاهد حقی برای مسیحیان، یهودیان و مسلمانان باشد. او به شما می گوید: "من عبد خداوند هستم" ودر میانسالی با شما سخن می گوید. او همان سخنانی را می گوید که در کودکی در گهواره به مردم گفته بود.سخن او در مهداین بود:"من عبد خداوند هستم" ودر میانسالی نیز با مردم چنین خواهد گفت:"من عبد خداوند هستم". گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ }
صدق الله العظيم [آل عمران:46]

{و با مردم، در گاهواره و در میانسالی سخن خواهد گفت؛ و از شایستگان است (۴۶)}
ای مردم ،اگر به یقین ندانید که در اولین برانگیخته شدن ( مردگان) کافران هستند که برمی خیزند مسیح کذاب و مرده هایی که زنده شده اند شما را به فتنه دچار کرده و خداوندی او را خواهید پذیرفت.

ای مردم من حقیقت را بیان می کنم وغیر حق به خداوند نسبت نمی دهم. از آیات محکم قرآن عظیم برایتان دلیل روشن وآشکار می آورم بدانید وبرحذر باشید که تعدادی از کافران به خواست خداوند در جریان بعث اول در همین دنیا از خاک برمی خیزند. به این معنی که خداوند در جریان بعث اول از هر امتی گروهی را زنده میکند که همگی از تکذیب کنندگان آیات خداوند بوده اند. این هم زمان با خروج دابه (طبق بیانات امام عیسی بن مریم) وخروج مسیح کذاب از بهشت فتنه است که زنده ها ومرده های کافر برانگیخته شده از مرگ را به فتنه گرفتار ودر معرض امتحان قرار می دهد. اگراز امام مهدی و مسیح واقعی عیسی بن مریم پیروی نکنید؛ باور خواهید کرد که خداوند شما مسیح عیسی بن مریم است در حالی که او (حتی) مسیح واقعی عیسی بن مریم صلى الله عليه وعلى أمّة وأسلم تسليماً نیست؛ بلکه کسی است که ادعای خدایی کرده و می گوید عیسی مسیح فرزند مریم است در حالی که دروغ می گوید و عیسی مسیح پسر مریم نیست .لقب مسیح کذاب به او داده شده است چون مسیح واقعی عیسی فرزند مریم نیست (بدانید که) عیسی بن مریم مسیح واقعی ادعای خداوندی نمی کند .او سخن نا حق نمی گوید . بلکه خداوند در میانسالی او را برمی انگیزد وسخن او همانی است که در گهواره و کودکی به پیشینیان شما گفته بود:"من عبد خداوند هستم"

ای مسلمانان بدانید اگر از امام مهدی پیروی نکنید تا از فتنه مسیح کذاب نجاتتان دهد، مسیح کذاب با دلایلی که برایتان می سازد باعث می شود همگی به جز عده کمی از انصار پیشگام برگزیده در عصر "گفتگوی قبل از ظهور" دنباله رو شیطان شوید.

ممکن است کسی سؤال کند:" اگرامام مهدی را باور نکرده و از وی پیروی نکنیم ؛مسیح کذاب چگونه برای ما حجت و دلیل می آورد؟". به این سؤال حق این پرسشگر پاسخ می دهم: اگر باور نکنید که عده ای از کافران به خواست خداوند در بعث اول از خاک بر می خیزند - بجز عده قلیلی از انصار که به بیانات حق خداوند یقین دارند –بقیه مردم حتماً گرفتار فتنه می شوید ،چرا که نمی توانید برخاستن مردگان از قبر راکه شاهد آن هستید انکار کنید. شما و آنها یکدیگر را مورد خطاب قرار می دهید. نمی توانید بگویید این سحر است چرا که بعث حقیقی در مقابلتان قرار دارد.

ممکن است تعداد کثیری از علمای مسلمان که از عقلشان استفاده نمی کنند بگویند:"(خیر) بلکه مسیح کذاب است که مرده ها را زنده می کند تا تمام مردم را دچار فتنه کند". امام مهدی به آنها پاسخ داده و می گوید: این عقیده قلبی شما؛ ناپسند ( منکر=خلاف رضای خداوند)، دروغ و باطل کبیری است. چگونه در حالی که مسیح کذاب به عینه باطل است، خداوند با معجزه زنده کردن مردگان او را یاری می کند؟!!. بدانید اعتقاد شما مینی بر این که باطل به اذن خداوند مرده را زنده می کندبا آنچه که خداوند در آیات محکم کتابش برای شما فرستاده مخالف است جایی که خداوند تعالی می فرماید:

{ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ }
صدق الله العظيم [سبأ:49]

{بگو : حق آمد، و باطل نه (آفرینش را) آغاز می کند، و نه (دوباره) باز می گرداند}

مگرنمی دانید خداوند در آیات محکم کتابش باطل و اولیای او را به مبارزه خوانده و به آنها می گوید اگر چنانچه بتوانند حتی یک مرده را زنده کنند به جای خداوند ادعای باطل را ثابت کرده اند. چگونه خود خداوند سبحان ؛ خودش را تکذیب کرده و باطل را با معجزه زنده کردن مردگان یاری نماید؟! آیا(اصلاً) فکر می کنید؟به خداوند قسم اگر عقیده زنده شدن مردگان به دست مسیح کذاب را باور کنید ، در این صورت شیطان رانده شده ، مسیح کذاب را راست گو دانسته و خداوند سبحان و تعالی را کذاب شمرده اید، خداوند سبحان و پاک منزه از آن چیزی است که شریک او قرار می دهید!! آیا خداوند در قرآن ؛ باطل و اولیاء او را به مبارزه نطلبیده است که اگر می توانند ولو روح یک مرده را بازگردانند؟و فرموده است که اگر بتوانند روح را به جسد مرده بازگردانند روشن می شود که در ادعای باطل خود در برابر خداوند صادقند. آیا فکر می کنید (که چه می گویید)؟

ممکن است یکی از علمای امت و امتشان که تدبر در قرآن عظیم را ترک کرده اند سؤال کند:" ناصر محمد یمانی، خداوند باطل و اولیائش را در کجا به مبارزه طلبیده است که اگر می توانند روح فقط یک مرده را برگردانند؟ ما گمان نمی کنیم چنین مبارزه طلبی(تحدی) در قرآن نازل شده باشد .چگونه ممکن است خداوند باطل و اولیائش را به مبارزه بطلبد که روح ولو یک مرده را بازگردانند و بعد خود با معجزه زنده کردن مردگان مسیح کذاب را یاری نماید؟ ازآیات محکم قرآن برایمان دلیل بیاور که خداوند باطل و اولیائش را برای بازگرداندن روح حتی یک مرده به مبارزه طلبیده است".امام مهدی به پرسشگران پاسخ می دهد که خداوند تعالی می فرماید:

{ فَلا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ (75) وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ (76) إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ (77) فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ (78) لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ (79) تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ (80) أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ (81) وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ (82) فَلَوْلا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83) وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ (84) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لّا تُبْصِرُونَ (85) فَلَوْلا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (86) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (87) }
صدق الله العظيم [الواقعة]

{سوگند به فضایی که ستارگان‌ اشغال کرده اند (۷۵) و آن اگر بدانید سوگندی عظیم است‌ (۷۶)که آن، قرآن کریمی است، (۷۷) که در کتاب محفوظی جای دارد، (۷۸) و جز پاکان (اهل بیت)نمی‌توانند به (کنه)آن دست یابند. (۷۹) آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده؛ (۸۰) آیا این سخن را [= این قرآن را با اوصافی که گفته شد] سست و کوچک می‌شمرید، (۸۱) و به جای شکر روزی }هایی که به شما داده شده آن را تکذیب می‌کنید؟! (۸۲) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟! (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛ (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)
به مبارزه طلبی خداوند در برابر باطل و اولیائش نگاه کنید: {فَلَوْلا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83) وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ (84) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لّا تُبْصِرُونَ (85) فَلَوْلا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (86) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (87) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)} صدق الله العظيم، به مبارزه طلبیده شدن باطل و اولیائش را نگاه کنید: {تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! } صدق الله العظيم،اما علمای مسلمین و امت آنها نسبت به این مبارزه طلبی کافر شده و به جای آن باور کرده اند که مسیح کذاب مردی را از وسط به دو نیم کرده و دربین دو نیمه گام برمی دارد و سپس روح مرده را بعد از مرگش به بدنش بازمی گرداند و این عقیده باطل را براساس این حدیث مجعول و دروغ بنا نهاده اند حدیثی که در تناقض با آیات محکم قرآن عظیم است و ما اقتباسی از این روایت جعلی که به خداوند و رسولش نسبت داده شده است را می آوریم که مسیح کذاب می گوید:
[ أرأيتم إن قتلت هذا ثم أحييته؛ أتشكون في الأمر؟ فيقولون: لا. فيقتله ثم يحييه ]
[ آیا اگر بینید که این را کشته و سپس زنده کردم ؛ بازهم شکی خواهید داشت؟و می گویند: خیر پس او را کشت و زنده کرد]
امام مهدی ناصر محمد یمانی برایتان از حق دلیل و حجت می آورد و می گوید: آیا این روایت با آیات محکم قرآن عظیم که خداوند در آن باطل و اولیائش را به مبارزه خوانده است در تناقض نیست در جایی که می فرماید:

{فَلَوْلا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83) وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ (84) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لّا تُبْصِرُونَ (85) فَلَوْلا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (86) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (87) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)} صدق الله العظيم؟نگاه کنید خداوند چه حکمی درباره خود صادر می فرماید: {تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم، حال اگر خداوند روایت باطل شما را به حقیقت تبدیل کند و با زنده کردن مردگان مسیح کذاب را یاری کند ؛ (در حقیقت) در محکمات کتابش بر علیه خود حکم کرده است چرا که مسیح کذاب و اولیائش راستگو ،و خداوند و اولیائش دروغگویند . لعنت خداوند بر افترازنندگان باد ...لعنتی بزرگ.... و اما کسانی که از این اتهام باطل پیروی کنند ، قومی هستند که عقلشان را بکار نمی گیرند.

به علمای مسلمین و امتهایشان خطاب می کنم ؛ خداوند شهادت داده است که در این دنیا عده ای از کافران را که خود بخواهد بعد مرگ دوباره به دنیا باز می گرداند. پس خداوند بعد مرگ ،آنها را برایتان در روی همین زمین باز می گرداند(یعیدهم الله) و شما خواهید دید که برانگیخته شدن آنها هم زمان با خروج مسیح کذاب شیطان رجیم از بهشت فتنه ای است که خداوند تا روز برانگیخته شدن اولیه (بعث اول)در آنجا به او فرصت داده است. روزی که برخی از کافرانی که زنده شدن مرده ها را در این دنیا تکذیب می کردند، به خواست خداوند برانگیخته خواهند شد. و خداوند تعالی می فرماید:

{ مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى }
صدق الله العظيم [طه:55]
{ شما را از آن (= زمین) آفریدیم، و دوباره شمارا در آن باز می گردانیم، و بار دیگرشما را از آن بیرون می آوریم.}

ممکن است دکتر أحمد عمرو( اهل حروف جرّ) بخواهد بگوید:" ناصر محمد،ما قبلاً برایت فتوی داده بودیم منظور از بازگشت به زمین ، برگردانده شدن به خاک است". امام مهدی ناصر محمد یمانی جواب می دهد : گوش کن دکتر أحمد عمرو، آیا می توانی فقط یک دلیل ازآیات محکم قرآن عظیم بیاوری که نشان دهد منظور خداوند تعالی از { وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ } باز گرداندن خلق (جسد)به خاک است که اگر توانستی روشن می شود ناصر محمد یمانی دروغ گوی بی شرمی بوده و مهدی منتظر نیست. به خداوندی که جز او معبودی نیست سوگند نه تو ونه تمام علمای انس و جن حتی با کمک و یاری یکدیگر قادر نیستید ولو یک دلیل از آیات محکم قرآن عظیم برای اثبات تفسیرتان از این آیه بیاورید که (مشخص کند) مقصود خداوند بازگرداندن و تجزیه خلق (جسد)درخاک است. اما امام مهدی که با آیات محکم کتاب برایتان حجت می آورد تا پندی باشد برای خردمندان. با استفاده از تمام آیات مربوط به آفرینش برایتان دلیل خواهد آورد تا ببینیم آیا مقصود از "بازگرداندن "آن چنان که شما فکر می کنید تجزیه شدن خلق در خاک است یا منظور باز آوردن جدید خلق از زمین؟به سوی پذیرش حکمیت رب العالمین رفته و می گوییم:یا رب العالمین تو بهترین جدا کننده حق از باطلی(خير الفاصلين) و چه داوری بهتر ازخداوند برای قومی که ایمان آورده اند وجود دارد. خداوندا در مورد مقصوداز" بازگرداندن خلق " به ما فتوا بده آیا مقصودت باز گرداندن جسد به خاک است یا خلق دوباره (جسد مرده ) از آن؟ حال نگاه کنیم که رب العالمین چگونه بین ما داوری می نماید.خداوند تعالی می فرماید:

{ قُلِ اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ }
صدق الله العظيم [يونس:34]

{بگو: الله آفرینش را آغاز می کند ، سپس آن را باز می گرداند}

ولی ای خدای عالمین ما از گفته حق تو در بیان حقت { يَبْدَأُ الْخَلْقَ }در یافته ایم منظور آفرینش انسان از گل (خاک) است؛ اما در مورد مقصودت از این کلام حق { ثُمَّ يُعِيدُهُ } ما را روشن فرما ؛ آیا مقصود بازگردانده شدن به خاک است؟ و جواب خداوند در آیات محکم کتاب که خداوند تعالی می فرماید:

{ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِين }
صدق الله العظيم [الأنبياء:104]

{همانگونه که نخستین آفرینش را آغاز کردیم، (دیگر بار) آن را باز می گردانیم}
بنابراین دکتر أحمدعمرو منظور از" اعاده" ؛ برانگیختن جدید (دوباره)خلق است ، نه اینکه طبق گمان شما باز گشتن به خاک ؛اما در مورد تجزیه جسد در خاک جدال و انکاری نداریم.کافران گفتند:

وَقَالُوا أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُ‌فَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا ﴿٤٩﴾ }
صدق الله العظيم [الاسراء]

{و (کافران) گفتند: آیا هنگامی که ما استخوانها یی (پوسیده) و پراکنده ای شدیم، آیا دگر بار با آفرینش تازه ای بر انگیخته خواهیم شد}

و خداوند تعالی می فرماید:

{ قُلْ كُونُوا حِجَارَ‌ةً أَوْ حَدِيدًا ﴿٥٠﴾ أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ‌ فِي صُدُورِ‌كُمْ ۚ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا ۖ قُلِ الَّذِي فَطَرَ‌كُمْ أَوَّلَ مَرَّ‌ةٍ ۚ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُ‌ءُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ ۖ قُلْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَرِ‌يبًا ﴿٥١﴾ }
صدق الله العظيم [الإسراء]

{بگو: سنگ باشید یا آهن (50)یا (هر) مخلوقی که درخاطرتان بزرگ می نماید ، (باز هم خداوند قادر است شما را دوباره زنده کند ). پس خواهند گفت : چه کسی ما را بازمی گرداند ؟! بگو: (همان) کسی که نخستین بار شما را آفرید . پس آنان سرهایشان را (از روی تردید) به تو می جنبانند و می گویند : آن چه زمانی خواهد بود ؟! بگو: شاید که نزدیک باشد}
از این بیان حق چنین اسنباط می کنیم که مقصود از اعاده آفرینش دوباره آنهاست.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ ﴿٢٩﴾ فَرِ‌يقًا هَدَىٰ وَفَرِ‌يقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلَالَةُ }
صدق الله العظيم [الأعراف:29-30]

{همان گونه که در آغاز شما را آفرید، بازمی‌گردید! (۲۹) جمعی را هدایت کرده؛ وجمعی (که شایستگی نداشته‌اند،) گمراهی بر آنها مسلّم شده است.}

سؤالی که مطرح می شود این است که مقصود خداوند تعالی از این کلام چیست {{{ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ }}} جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می کنیم که مقصود اعاده (باز آوردن ) است چه اعاده ای ؟ مثل اول. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَىٰ كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُمْ مَا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ ۖ وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمْ شُفَعَاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاءُ }
صدق الله العظيم [الأنعام:94]

{همه شما تنها به سوی ما بازگشت نمودید، همان‌گونه که روز اوّل شما را آفریدیم! و آنچه را به شما بخشیده بودیم، پشت سر گذاردید! و شفیعانی را که شریک می‌پنداشتید، با شما نمی‌بینیم}

ممکن است کسی سؤال کند: چرا خداوند شرکایشان راهمراهشان برنیانگیخته است ؛همانان که با خدا شریک کرده بودند ، آنها در بین برانگیخته شدگان اولیه دیده نخواهند شد و این را از کلام خداوند تعالی استنباط می کنیم : {وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمْ شُفَعَاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاءُ} صدق الله العظيم، آیا این برانگیخته شدن اولیه تنها برای گروهی از کافران به آیات الهی است که خداوند اراده بازگشتشان را دارد. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أمّة فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ ﴿83﴾ }صدق الله العظيم [النمل]

{روزی را که ما از هر امّتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‌کردند محشور می‌کنیم؛ وآنها را نگه می‌داریم تا به یکدیگر ملحق شوند! (۸۳)}

و موعد بعث اول برای کافرینی که خداوند بخواهد در زمانی است که خروج دابة (عیسی علیه السلام ) ؛ خروج مسیح دجال و سربازانش از یاجوج و ماجوج و بعث امام مهدی که بعد از عبور سیاره عذاب خواهد بود رخ داده باشد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ (82) وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ (83) }
صدق الله العظيم [النمل]

{و هنگامی که فرمان (عذاب) بر آنها واقع شود کسی(جنبنده ای) را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند. (۸۲) روزی را که ما از هر امّتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‌کردند محشور می‌کنیم؛ وآنها را نگه می‌داریم تا به یکدیگر ملحق شوند! (۸۳)}
ولی این برانگیختگی هم زمان با خروج مسیح کذاب و یأجوج مأجوج و خروج "دابه"و برانگیختگی امام مهدی است که اکثر مردم هم از آن بی خبرند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که می فرماید:

{ وَحَرَ‌امٌ عَلَىٰ قَرْ‌يَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٩٥﴾ حَتَّىٰ إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ ﴿٩٦﴾ }
صدق الله العظيم [الأنبياء]

{و (مردم)هر قریه ای را که (بر اثر کفر و گناه) هلاک کردیم، محال است که (به دنیا) بازگردند(95)تا وقتی که (سد) یأجوج و مأجوج گشوده شود، و آنها (یأجوج و مأجوج)از هر پشتی زاد وولد کنند(96)}
و این بعد از منهدم شدن سد ذی القرنین و خروج يأجوج ومأجوج و پادشاهشان (مسیح دجال )است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

{ قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقّاً (98)وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعاً (99)وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضاً (100) }
صدق الله العظيم [الكهف]
{(آنگاه) گفت: این از رحمت پروردگار من است! امّا هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را در هم می‌کوبد؛ و وعده پروردگارم حق است! (۹۸) و در آن روز ما آنان را رها می‌کنیم که درهم موج می‌زنند*؛ و در صور [کالبدها] دمیده می‌شود؛ و ما همه را جمع می‌کنیم! (۹۹) در آن روز، جهنم را بر کافران عرضه می‌داریم! (۱۰۰)}

ممکن است یکی از انصار عزیزپیشگام و برگزیده ام بخواهد سؤال کند" ای امام پس این بیان خداوند تعالی چیست؟ { وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضاً (100) در آن روز، جهنم را بر کافران عرضه می‌داریم } صدق الله العظيم؟". پاسخ امام مهدی به شما این است که:

در این روز به علت عبور کوکب آتش از کنار زمینِ بشر، سد ذی القرنین منهدم می شود .وتمام کافران آن (کوکب آتش ) را که به زمین ( و اهل آن) نمایش داده می شود؛ خواهند دید. لذا خداوند تعالی می فرماید: { وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضاً } صدق الله العظيم، این نشان داده شدن قبل از آن است که کافران زنده شده در عصر عبورش وارد آن شوند ولی اکثر مردم نمی دانند.

ای کسانی که در پی یافتن حقیقت هستید، به درستی که مسیح کذاب برانگیختگی محدود کافران را مورد سوء استفاده قرار داده و ادعای ربوبیت کرده و می گوید این روز برانگیختگی همگانی(بعث الشامل که در قیامت رخ می دهد) است. هم چنین ادعا می کند که رب العالمین است وبهشت وآتش را در اختیار دارد. می گوید آتش همان است که نشانتان دادیم (عرضناها عرضاً) واز جلوی چشمتان عبور کرد واما بهشت؛ در باطن همین زمین تان قرار گرفته است و مردگانی که در بین زنده شدگان نمی بینید کسانی هستند که آنقدر در گمراهی آشکار بودند که بعد مرگ مستقیم به آتش جهنم افتاده اند؛ اما این مرده هایی که زنده شده اند در مسیر حقی هستند که روشن و آشکار است ،لذا آنها راآمرزیده و به بهشتم که درباطن زمینتان است واردشان کرده ام.

سپس امام مهدی می گوید: ای دشمن خداوند ؛ حق را باطل و باطل را حق قرار می دهی؟ هیهات هیهات ... به خداوند سوگند که مکرهمه شما شیاطین را به اذن رب العالمین باطل وبی اثر خواهم کرد. ما برشما پیروز وغالب هستیم ودرخواهید یافت عاقبت نیکو برای متقیان است،وسلامٌ على المرسلين والحمد لله رب العالمين.....

ممکن است کسی سؤال کند :"صبرکن ناصر محمد، بیان تو حاکی از این است که کافران در این دنیا دو زندگی و دو مرگ دارند. آیا دلیل روشنی از آیات محکم کتاب خداوند داری که نشان دهد کفار دو زندگی ، دو مرگ و دو برانگیخته شدن دارند ؟" امام مهدی پاسخ می دهد خداوند تعالی فرموده است :

{ كَيْفَ تَكْفُرُوْنَ بِاللهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيْتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيْكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُوْنَ }
صدق الله العظيم [البقرة:28]

{چگونه به خداوند کافر می شوید؟ در حالی که شما مردگان بودید، و او شما را زنده کرد، سپس شما را می میراند، سپس شما را زنده می کند، آنگاه به سوی او باز گردانده می شوید}
و فرموده است :
{قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ (11) ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ (12) هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقاً وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ (13) }
صدق الله العظيم [غافر]

{آنها می‌گویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟ (۱۱) این بخاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می‌شد انکار می‌کردید، و اگر برای او همتایی می‌پنداشتند ایمان می‌آوردید؛ اکنون داوری مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است (۱۲) او کسی است که آیات خود را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی می‌فرستد؛ تنها کسانی متذکّر این حقایق می‌شوند که بسوی خدا باز می‌گردند(انابه می کنند ). (۱۳) }
ممکن است کس دیگری سؤال کند: " ناصر محمد یمانی ، بر طبق این بیان روشن است که اولیاء صالح در بعث اول حاضر نیستند و به همین خداوند تعالی می فرماید: { وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمْ شُفَعَاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاءُ و شفیعانی را که شریک می‌پنداشتید، با شما نمی‌بینیم } صدق الله العظيم [الأنعام:94]، و این به معنای این است که برای افراد صالح فقط یک مرگ و یک برانگیختگی وجود دارد و طبق گفته دروغ مسیح کذاب آنها در آتش نیستند. از آیات محکم کتاب پاسخی بیاور تا این تصویری که برایمان آورده ای کامل شود و با بیان حق قرآن با قرآن مسئله بعث اول برایمان روشن شود". امام مهدی ناصر محمد یمانی به سؤال کنندگان پاسخ می دهد که: خداوند تعالی میفرماید:

{ لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَىٰ ۖ وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ﴿56﴾ }
صدق الله العظيم [الدخان]

{ هرگز مرگی جز همان مرگ اوّل (که در دنیا چشیده‌اند) نخواهند چشید، و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ می‌کند؛ (۵۶)}
اما دکتر أحمد عمرو بدون آنکه علمی از جانب خداوند داشته باشد؛ گمان می کند انسان ها قبل از خلقتشان مرده بودند و کلام خداوند را از محل درستش جابجا نموده وتحریف می کند اما به امام ناصر محمد یمانی تهمت می زند که مقصود از کلام خداوند را تغییر داده است!! ای دکتر آیا خداوند بهترین داوران و حکم کنندگان نیست؟ برای خردمندان روشن شد که کدام یک با منطق حق سخن گفته و (مردم را)به سوی راه راست -صراط المستقیم- هدایت می کند.

وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..

برادرتان امام مهدی ناصر محمد یمانی.

ــــــــــــــــــــ
سايت امام مهدى ناصر محمد يمانى

انجمن: فارسي

ترجمه بیانات امام مهدی به زبان فارسی54-فارسي&styleid=2
البعث الاول

امام ناصر محمد الیمانی


17 - 10 - 1432 هـ


16 - 09 - 2011 مـ


، 03:47 صباحاً



يوم الآزفة و يوم التلاق




بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار وجميع أنبياء الله من قبله وآلهم الأطهار والتابعين لهم بالحقّ إلى يوم يقوم الناس لله الواحد القهار..

ای کسی که راضی شده خود را مسیح دجال بنامد؛خودت در باره خود حکم به دجال بودن داده‌ای و این شأن توست؛ آنچه که در نزد توست هرچه که بوده و باشد؛ ما به اذن پروردگار عالمیان قادریم به حق- به آن پاسخ گفته و- بر دهان تو مهر خاموشی بزنیم. اما درمورد شخص تو؛ برای ما مهم نیست تو چه کسی هستی؛ فرقی ندارد از شیاطین جن و یا انس باشی و یا از کسانی که شیاطین آنها را از هدایت بازداشته‌اند ولی تصور می‌کنند هدایت شده‌اند و یا از مسلمانان و یا مسیحیان و یا یهودیانی که ایمان دارند اما ایمان خود را به شرک آلوده کرده‌اند و یا از کافران یا ملحدان ؛ برای ما مهم نیست چه کسی هستی؛ مهم این است که به حق از آیات محکم قرآن عظیم در برابرت حجت اقامه کنیم.


من امام مهدی منتطر ناصر محمد یمانی به یقین می‌دانم مسیح کذاب نمی‌گوید که من مسیح کذابم؛ چگونه ممکن است خودش به مردم بگوید من مسیح کذابم؟ بلکه خود را به عنوان مسیح عیسی بن مریم معرفی کرده وبه جای خداوند، ادعای ربوبیت خواهد کرد ولی دروغگو کذاب است. او مسیح عیسی بن مریم حق نیست و به همین دلیل مسیح کذاب نامیده می‌شود و شایسته مسیح عیسی بن مریم حق نیست که چیزی را بگوید که در شأن و حد او نیست و خود را خداوند یا فرزند خدا بخواند؛ سبحان الله؛ بلکه او در حالی که در سنین میان‌سالی است با مردم سخن گفته و خود را با همان ویژگی که در کودکی و در حالی که در گهواره بود و مردم او را می‌شناختند معرفی کرده و از خود سخن خواهد گفت:
{قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّـهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا ﴿٣٠﴾ وَجَعَلَنِي مُبَارَ‌كًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا ﴿٣١﴾ وَبَرًّ‌ا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارً‌ا شَقِيًّا ﴿٣٢﴾ وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا ﴿٣٣﴾ ذَٰلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْ‌يَمَ ۚ قَوْلَ الحقّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُ‌ونَ ﴿٣٤﴾} صدق الله العظيم [مريم].
{گفت: «من بنده خدایم؛ او کتاب به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است! (۳۰) و مرا -هر جا که باشم- وجودی پربرکت قرار داده؛ و تا زمانی که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است! (۳۱) و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده؛ و جبّار و شقی قرار نداده است! (۳۲) و سلام (خدا) بر من، در آن روز که متولّد شدم، و در آن روز که می‌میرم، و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد!» (۳۳) این است عیسی پسر مریم؛ گفتار حقّی که در آن تردید می‌کنند! (۳۴)}

و اما مسیح کذاب می‌گوید او مسیح عیسی بن مریم است و سپس به جای خداوند ادعای ربوبیت می‌کند و مسیح عیسی بن مریم حق نیست و چون مسیح عیسی بن مریم حق نیست، به نام مسیح کذاب نامیده می‌شود. خداوند از قبل از مکر شیاطین آگاه است و لذا حکمت بازگشت مسیح عیسی بن مریم حق در اینجا برایتان روشن می‌شود؛ او بازمی‌گردد تا مکر شیاطین در به سرقت بردن شخصیت مسیح عیسی بن مریم حق رسوا شود.


ولی کسی که درعلم غیب دركتاب مسیح کذاب را به قتل مي رساند، دشمن او امام مهدی ناصر محمد یمانی است مگر اين که پروردگارم چيز ديگري بخواهد؛ و رحمت و علم پروردگارم همه چیز را دربرمی‌گیرد.



درهرحال؛ ای کسی که نام خود را مسیح کذاب گذاشته‌ای بفرما و چیزی را که داری رو کن؛ فتوای ما این است که مسیح کذاب نزول قرآن را انکار نخواهد کرد: بلکه ادعا می‌کند این اوست که قرآن را نازل نموده است؛ هم چنین می‌گوید آتش و بهشت به دست اوست و این اوست که کافران را –در طی رستاخیز اول- برانگیخته است و برای مردم چنین توهمی را ایجاد می‌کند تا تصور کنند روز″ الآزفة″ای که در کتاب آمده است؛ روز خلود و جاودانگی و روزی است که مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار می‌گیرند یعنی همان روز رستاخیز فراگیری است که تمام بندگان در آن روز برانگیخته می‌شوند ولی هیهات هیهات... خداوند در آیات محکم کتاب خود به ما آموخته است که : روز″الآزفة″ روزی از ایام الله است و بر طبق کتاب روزی است که سفر به زمین دارای دو مشرق در آن به انجام خواهد رسید و برای همین با نام روز ″الآزفة″ نامیده می‌شود.



و اما روز رستاخیز و برانگیخته شدن شامل و فراگیر؛ بعد ازآنی فرا می‌رسد که خداوند تمام موجودات زنده ملکوت را هلاک کرده باشد و حتی هشت ملکی که عرش عظیم را حمل می‌کنند نیز هلاک می‌شوند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}صدق الله العظيم [القصص:88]، 
{ معبود دیگری را با خدا مخوان، که هیچ معبودی جز او نیست؛ همه چیز جز ذات (پاک) او فانی می‌شود؛ حاکمیت تنها از آن اوست؛ و همه بسوی او بازگردانده می شوید! }
در کتاب خداوند روز رستاخیز شامل و فراگیر با نام روز ″التلاق″ برای تمام چیزها یاد شده... روزی که مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار خواهند گرفت....


و اما در کتاب روز″الآزفة″ روزی از ایام الله است که در خلال آن سفر به ″ارض الأنام″(مترجم: زمین دارای دو مشرق که در باطن کره زمین ما قرار دارد) به انجام خواهد رسید؛ این زمین بهشت خداوند در زمینی است که دو مشرق دارد و این روز؛ روز رستاخیز اول است و به همین دلیل به نام روز ″الآزفة″ نامیده می‌شود و برحسب ایام الله در کتاب روز قیامت است و آن همین روزی است که ما در آن هستیم و در طی آن نشانه‌های بزرگ ساعت در حال وقوع هستند( حساب ایام الله با روزهای تاریخ بشر متفاوت است( يك روز نزد خداوند مساوي هزار سال از سالهاي حساب بشر است ).


اما ″یوم الحساب″ در آیات محکم کتاب با نام ″یوم التلاق″ نامیده شده و آن همان روز حساب است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{فَادْعُوا اللَّـهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِ‌هَ الْكَافِرُ‌ونَ ﴿١٤﴾ رَ‌فِيعُ الدَّرَ‌جَاتِ ذُو الْعَرْ‌شِ يُلْقِي الرُّ‌وحَ مِنْ أَمْرِ‌هِ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ‌ يَوْمَ التَّلَاقِ ﴿١٥﴾ يَوْمَ هُم بَارِ‌زُونَ لَا يَخْفَىٰ عَلَى اللَّـهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّـهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ‌ ﴿١٦﴾ الْيَوْمَ تُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّـهَ سَرِ‌يعُ الْحِسَابِ ﴿١٧﴾ وَأَنذِرْ‌هُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ‌ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ ﴿١٨﴾ يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ‌ ﴿١٩﴾ وَاللَّـهُ يَقْضِي بالحقّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّـهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ‌ ﴿٢٠﴾} صدق الله العظيم [غافر].


{ (تنها) خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، هرچند کافران ناخشنود باشند! (۱۴) صاحب درجات بالا ، او صاحب عرش است، روح را به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد القاء می‌کند تا (مردم را) از روز ملاقات [ یوم التلاق= روز رستاخیز] بیم دهد! (۱۵) روزی که همه آنان آشکار می‌شوند و چیزی از آنها بر خدا پنهان نخواهد ماند: حکومت امروز برای کیست؟ برای خداوند یکتای قهّار است! (۱۶)آن روز هر كس را همانند عملش جزا مى‌دهند و به كس ستمى نمى‌رود. و خدا زود به حسابها مى‌رسد. (۱۷) از روز (الآزفة) بترسان‌شان. آنگاه كه دلها لبريز از اندوه، نزديك حنجره‌ها رسد. ستمكاران را در آن روز نه خويشاوندى باشد و نه شفيعى كه سخنش را بشنوند. (۱۸) نظرهاى دزديده را و هر چه دلها نهان داشته‌اند، مى‌داند. (۱۹) خدا به حق داورى مى‌كند. ولى كسانى كه سواى او به خدايى مى‌خوانند هيچ داورى نتوانند، زيرا خدا مى‌شنود و مى‌بيند. (۲۰)}

و برای‌تان روشن گردید روز ″آزفة″ غیر از روز″تلاق″است چون روز ″تلاق″ روزعام –رستاخیز- تمام مردمان چه مؤمن و چه کافر است ولی روز″آزفة″ از آن رو به این نام نامیده می‌شود که در خلال آن سفر حرکت به بهشت خداوند در زمین یعنی ″ارض الأنام″ به انجام می‌رسد و مسیح کذاب می‌خواهد با آن شما را گرفتار فتنه کند و بگوید آن روز؛ روز″تلاق″ و روز حساب و روز جزاست و بگوید من پروردگار شما هستم وبهشت و آتش در اختیار من است؛ . اما آتش از جلوی چشمان‌تان عبور کرد( عبور سیاره عذاب) و اما بهشت در باطن و عمق کره زمین‌تان است و ما میوه‌هایی از آنجا برایتان آوردیم که بسیار بزرگ هستند تا قلبتان اطمینان پیدا کند و با چشم خود آنها را ببینید با آنچه که قبلا برای رزق شما مقرر کرده بودیم فرق دارد و بزرگ‌تر است .من پروردگار شما هستم پس مرا تصدیق کنید.


و هیهات هیهات...ولی مهدی منتظر خلیفة الله الأکبر از سرسخت‌ترین دسمنان شیطان اکبر ابلیس مسیح کذاب است و مکر همه شما را برباد خواهم داد و امت‌های در قید حیات و مردگان را از فتنه مسیح کذاب نجات خواهم داد. پس علمی که در نزد خود داری روکن. افتراهای و تدلیس‌های شما هرچه که بوده و باشد، خواهید دید چگونه رسوایتان خواهیم کرد و حقیقت تمام شما منجمینی که اولیای شیاطین هستید را برای مردم روشن کرده و ثابت خواهم کرد نجوم ازدروغهاي شما بری است.


می‌دانم چه می‌خواهی بگویی؛ می‌خواهی بگویی:" ما با رصد جایگاه ستارگان(مواقع النجوم) از اسرار غیب باخبر می‌شویم. پس اسرار مربوط به جایگاه ستارگان را که در ایات محکم ذکر(قرآن عظیم) آمده است را انکار نکن. مهدی منتظر خداوند در ایات محکم قرآن عظیم به این راز سوگند یاد کرده است و خداوند تعالی فرموده است: 
{فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧٥﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿٧٦﴾} صدق الله العظيم [الواقعة]".


{ سوگند به جایگاهی که ستارگان اشغال می کنند (۷۵) و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید! (۷۶)}

و امام مهدی تبسم کرده و سپس خنده کنان می‌گوید: ههههههه مقصود از "مواقع النجوم" را به مردم خواهم آموخت؛ شیاطین جن و انس شما نمی‌توانید از قرآن عظیم برامام مهدی غلبه کنید و خواهید دانست؛ ای کسی که راضی به این هستی که خود را مسیح کذاب بخوانی؛ آنچه که در چنته داری روکن؛ پس بر اساس کتاب حکم خواهیم داد تا خردمندان متذکر شوند و بدانند چه کسی به حق سخن گفته و گفتارش کلام آخر و فیصله دهنده است و بیهوده نیست


وسلام ٌعلى المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..


عدوُّ المسيح الكذاب؛ صاحبُ علم الكتاب الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

ـــــــــــــــــــــ

6
بدون فوت وقت مطالبی که از سایت کارا ثبت گزینش شده را برایتان در این پست بیان میکنیم تا بتوانید به راحتی به ثبت شرکت پیمانکاری ( از نوع سهامی خاص) بپردازید.
مدارکی که باید در فکر تهیه آن باشید به این صورت هستند:
+ امضای اقرارنامه
+ اصل گواهی عدم سوء پیشینه کیفری که از مراکز پلیس+10 تهیه می شود.
+ مجوز در صورت نیاز
+ کپی شناسنامه و کارت ملی کل اعضای شرکت
شرایط ثبت شرکت فضای سبز سهامی خاص:
- حداقل سه نفر عضو و دو نفر بازرس مورد نیاز است. ذکر این نکته لازم است که بازرسین نباید از اعضای شرکت باشند.
- حداقل سرمایه 100000 تومان باید باشد.
- دست کم 35% سرمایه باید نقدی پرداخت شود.
7
گفتگوی آزاد / درمان ریشه (عصب کشی)
« آخرين ارسال توسط drbalavi سپتامبر 05, 2018, 11:36:28  »
درمان ریشه، زمانی انجام می شود که پوسیدگی دندان، دیگر از مینا و عاج دندان خارج شده و به قسمت پالپ رسیده باشد.
برای انجام درمان ریشه، دندانپزشک بعد از بی حس کردن دندان پوسیدگی تاج دندان را برمی دارد و بعد از آن با استفاده از فایل (میله های باریک مخصوص) عروق خونی ریشه را خارج می کند. سپس دیواره کانال ریشه سوهان زده می شود تا هم باقیمانده بافت عصب خارج شود و هم کانال دندان وسیع تر گردد.
در آخر کانال ریشه  شست و شو داده می شود و درون آن را با مواد مخصوص پر  می شود.
اگر سطح زیادی از تاج دندان از بین رفته باشد، با استفاده از پین های مخصوص استحکام تاج را بیشتر می کنند.

درمان ریشه دندان، در کلینیک دکتر بالوی پور
8
سبيل النجاه من
كوكب العذاب.

الإمام ناصر محمد اليماني
17 - 03 - 1430 هـ
14 - 03 - 2009 مـ
11:45 مساءً
________



پاسخ حق از کتاب درباره راه نجات از عذاب خداوند و علت نجات قوم نبی الله یونس از عذاب..



بسم الله الرحمن الرحيم, وسلامٌ على المرسلين, والحمد لله ربّ العالمين..

خواهر پرسشگر؛کسانی که از حق آمده از جانب پروردگارشان پیروی می کنند؛ نه هراسی برایشان هست و نه محزون خواهند بود(فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ )؛چراکه خداوند همیشه و همه جا، تنها کافرانی که از دعوت حق روگردان باشند را مجازات می کند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: 
{ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا ۖ وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ ﴿17﴾}صدق الله العظيم [سبأ]

{این کیفر را بخاطر کفرانشان به آنها دادیم؛ و آیا جز کفران کننده را کیفر می‌دهیم}
زمانی که عذاب خداوند فرود آید؛ خداوند همواره و همه جا کسانی را که نسبت به حق آمده از جانب پروردگارشان کافرند، عذاب کرده و کسانی که از حق آمده از سوی پروردگارشان پیروی کرده باشند را نجات خواهد داد .گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{‏فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَمَا كَانُوا مُؤْمِنِينَ‏}
صدق الله العظيم [الأعراف:72]

{سرانجام، او و کسانی را که با او بودند، به رحمت خود نجات بخشیدیم؛ و ریشه کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و ایمان نیاوردند، قطع کردیم}
درمورد کسانی که از حق آمده با محمد - صلّى الله عليه وآله وسلّم –روگردان باشند نیز،همین سنت جاری است.گواه از فرموده خداوند تعالی:

{فَلَمَّا جَاءهُمْ نَذِيرٌ مَّا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُوراً (42) اسْتِكْبَاراً فِي الْأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً (43)}صدق الله العظيم [فاطر]
{امّا چون اتذار کننده برای آنان آمد، جز فرار و فاصله‌گرفتن از (حق) چیزی بر آنها نیفزود! (۴۲) اینها همه بخاطر استکبار در زمین و نیرنگهای بدشان بود؛ امّا این نیرنگها تنها دامان صاحبانش را می‌گیرد؛ آیا آنها چیزی جز سنّت پیشینیان را انتظار دارند؟! هرگز برای سنّت خدا تبدیل نخواهی یافت، و هرگز برای سنّت الهی تغییری نمی‌یابی! (۴۳)}
وخداوند تعالی می فرماید:
{أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا}صدق الله العظيم [محمد:10]

{آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که قبل از آنان بودند چگونه بود؟! خداوند آنها را هلاک کرد؛ و برای کافران امثال این مجازاتها خواهد بود!}

در کتاب خداوند تنها دو امت هستند که خداوند عذاب را از آنان برداشته است؛ یکی از این دو امت صد هزارنفر به اضافه یک نفر غریب از وطن بودند.یعنی تعدادشان صدهزار نفر بود و یک نفر نیز با آنان زندگی می کرد که ازقوم یونس نبود و تنها کسی هم بود که به نبی الله یونس؛ایمان آورده بود ولی برای درامان بودن از آزار و اذیت قوم؛ایمان خود را پنهان می کرد.او در خانه خود مانده و به هیچکس-حتی نبی الله یونس- درمورد ایمان خود چیزی نگفته بود. زمانی که خداوند به یونس فرمان داد تا از شهر خارج شود؛ و به این مرد صالح خبر نداد تا همراه او شود،چرا که از ایمانش بی خیر بود.برای همین آن مرد صالح درمیان قوم یونس باقی ماند.بعد از گذشت سه روز؛همان طور که نبی الله یونس به اذن خداوند به آنان خبر داده بود؛عذاب بر فراز سرشان رسید.مرد صالح صدای فریاد هراس آلود مردم را شنید که می گفتند:" نشهدُ أن لا إله إلا الله ونشهدُ أن يونس رسول الله,"از خانه خارج شد و دریافت آنچه که به سویشان می آید قطعات سنگ های آسمانی است نه ابرهای متراکم ؛ دانست این همان عذاب دردناکی است که نبی الله یونس خبر آمدن آن بعد از سه روز را به آنان داده بود.او در میان قوم یونس به سخنرانی پرداخته و موعظه شان کرد و گفت:


"ای مردم! ایمان اقوامی که به رسولان خداوند کافر باشند؛در زمان فرود عذاب فایده ندارد؛اگر فایده داشت که کسی توسط خداوند هلاک نمی شد و خداوند هر بار عذاب را از آنان برمی داشت. اما اعتراف به ظالم بودن، در زمان فرود عذاب فایده ندارد و این سنت خداوند در کتابش است که درذمورد تمام کسانی که نسبت به حق آمده از جانب پروردگارشان کافر شونداجرا خواهد شد و در سنت خداوند تبدیلی راه ندارد؛ اما من در برابر پروردگار، برایتان حجتی میدانم " .

مردم حرفش را قطع کردند و گفتند:چه حجتی؟ او گفت:"خداوندتان بر نفس خود رحمت را فرض نموده است؛ از او به حق رحمتی که بر خود نوشته است درخواست کنید که وعده خداوند حق است و پروردگار ارحم الراحمین است".سپس آن مرد دورکعت نماز برای رفع عذاب بجا آورد و گفت:" "ربنا ظلمنا أنفسنا فإن لم تغفر لنا وترحمنا لنكونن من الخاسرين، اللهم إننا نجأر إليك مُتوسلين برحمتك التي كتبت على نفسك وأمرتنا أن ندعوك فوعدتنا بالإجابة فاكشف عنا عذابك إنك على كلّ شيء قدير ووعدك الحقّ وأنت أرحم الراحمين"."پروردگارا، ما بر خويشتن ستم كرديم، و اگر بر ما نبخشايى و به ما رحم نكنى، مسلماً از زيانكاران خواهيم بود.خداوندا ما به تو پناه آورده و به رحمتی متوسل می شویم که تو برخود نوشته ای و فرمان داده ای تا ترا بخوانیم و وعده استجابت داده ای؛ عذابت را از ما بردار که تو بر هر چیز قادری و وعده تو حق است و ارحم الراحمینی" .

مردم نیز همراه او به خداوند پناه برده و از او طلب رحمت می کردند؛و سخنان آن مرد را باور کردند که برای نجات از عذاب خداوند راهی جز گریختن به سوی پروردگار وجود ندارد و دانستند ایمان به حق و اعتراف به ظالم بودن در آن زمان دیگر فایده ای ندارد و زمانی که عذاب فرود آید دیگر به کارشان نخواهد آمد؛ چنانکه به کار اقوام پیشین نیامده بود.لذا به خداوند پناه برده و از او رحمتی را درخواست می کردند که برخود نوشته است.اینجا بود که ایمان شان به رحمت خداوند و ناامید نشدن از رحمت پروردگار بکارشان آمد.

برای همین ایمان شان به کارشان آمد و توانستند سنتی از سنت های کتاب خداوند در مورد وقوع عذاب را تغییر دهند؛ آنها تنها کسانی بودند که درمیان امت های اولیه؛ایمان شان برایشان فایده داشت وراز آن هم در این بود که از خداوند خواستند به حق رحمتی که بر خود فرض نموده آنها را نجات دهد و وعده خداوند حق است و او ارحم الراحمین است.

خداوند تعالی می فرماید: وقال الله تعالى: 
{فَلَوْلاَ كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْيِ فِي الحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ}
صدق الله العظيم [يونس:98]

{چرا هیچ یک از شهرها و آبادیها ایمان نیاوردند که به حالشان مفید افتد؟! مگر قوم یونس، هنگامی که آنها ایمان آوردند، عذاب رسوا کننده را در زندگی دنیا از آنان برطرف ساختیم؛ و تا مدّت معیّنی آنها را بهره‌مند ساختیم}
دعایی که مرد صالح به قوم نبی الله یونس یاد داد؛باعث نجات شان شد؛ اما ایمان آوردن سایر اقوام پیشین در زمان نزول عذاب و اعتراف شان به ظالم بودن؛آنها را از هلاکت نجات نداد و همه جا و همواره سخنانشان همین بود و لا غیر ( اشاره به آیات کریمه: قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿١٤﴾ فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّىٰ جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ ﴿١٥﴾ سوره الانبیاء)مگر قوم یونس..خداوند تعالی می فرماید:

{كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلاَ يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ (2) اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ (3) وَكَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءهَا بَأْسُنَا بَيَاتاً أَوْ هُمْ قَآئِلُونَ (4) فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا إِلاَّ أَن قَالُواْ إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (5) فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمرسلين (6) فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ (7)} 
صدق الله العظيم [الأعراف]

{این کتابی است که بر تو نازل شده؛ و نباید از ناحیه آن، ناراحتی در سینه داشته باشی! تا به وسیله آن، بیم دهی؛ و تذکّری است برای مؤمنان. (۲) از چیزی که از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پیروی کنید! و از اولیا و معبودهای دیگر جز او، پیروی نکنید! اما کمتر متذکّر می‌شوید! (۳) چه بسیار شهرها و آبادیها که آنها را هلاک کردیم! و عذاب ما شب‌هنگام، یا در روز هنگامی که استراحت کرده بودند، به سراغشان آمد. (۴) و در آن موقع که عذاب ما به سراغ آنها آمد، سخنی نداشتند جز اینکه گفتند: «ما ظالم بودیم!» (۵) به یقین، از کسانی که پیامبران به سوی آنها فرستاده شدند سؤال خواهیم کرد؛ از پیامبران سؤال می‌کنیم! (۶) و مسلماً با علم برای آنان شرح خواهیم داد؛ و ما هرگز غایب نبودیم (۷) }

پیوسته سخن شان همین بود: 
{يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (14)} [الأنبياء]، 

{گفتند: «ای وای بر ما! به یقین ما ستمگر بودیم!»}

و خداوند تعالی می فرماید:
{فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا إِلاَّ أَن قَالُواْ إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (5)}صدق الله العظيم [الأعراف]

{و هنگامی که عذاب ما بر آنان فرود آمد، سخنشان جز این نبود که می‌گفتند ما خود ستمکار بودیم}
و تا زمانی که چنین سخن بگویند؛از عذاب خداوند گریزی ندارند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: 
{وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْماً آخَرِينَ (11) فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ (12) لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ (13) قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (14) فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيداً خَامِدِينَ (15)} صدق الله العظيم [الأنبياء]

{چه بسیار آبادیهای ستمگری را در هم شکستیم؛ و بعد از آنها، قوم دیگری روی کار آوردیم! (۱۱) هنگامی که عذاب ما را احساس کردند، ناگهان پا به فرار گذاشتند! (۱۲) (گفتیم فرار نکنید؛ و به زندگی پر ناز و نعمت، و به مسکنهای پر زرق و برقتان بازگردید! باشد که از شما بازخواست شود (۱۳) گفتند: «ای وای بر ما! به یقین ما ستمگر بودیم!» (۱۴) و همچنان این سخن را تکرار می‌کردند، تا آنها را درو کرده و خاموش ساختیم! (۱۵)}
به کلام خداوند تعالی نظر کنید: 
{فَمَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ (15)} صدق الله العظيم، 
{همچنان این سخن را تکرار می‌کردند، تا آنها را درو کرده و خاموش ساختیم }
چرا که سنت خداوند در کتابش این است که اعتراف به ظالم بودن در زمان نزول عذاب،در برابر خداوند حجت نیست تا به آنها رحم نماید چون خداوند با برانگیختن رسولان برایشان حجت آورده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزاً حَكِيماً (165)}صدق الله العظيم [النساء:165]

{پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، و خداوند، توانا و حکیم است.}
ای مردم؛اگربه صفت رحمت در نفس پروردگارتان نسبت به بندگانش ایمان دارید؛بیایید تا به شما حجتی بیاموزم تا دربرابر خداوند بیاورید؛او از مادران تان و از تمامی مردم نسبت به شما مهربان تر است و بدانید که خداوند ارحم الراحمین است؛ برایتان به خداوند عظیم قسم می خورم که درکتاب خدا؛ارحم الراحمین اوست.اگر واقعاً به صفت رحمت خداوند یقین دارید و او را ارحم الراحمین می دانید؛در دنیا و آخرت از او به حق رحمتش درخواست کنید...

ممکن است یکی از علمای شیعه یا سنی بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:"کار تو عجیب است؛ناصر محمد یمانی!چرا برایمان قسم می خوری که خداوند ارحم الراحمین است! چه کسی گفته که ما به ارحم الراحمین بودن خداوند؛ ایمان واقعی نداریم؟"امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می گوید: اگر چنین است واگر راست می گویید پس چرا به غیر خدا التماس می کنید تا شفاعت تان را کنند.شما را وعالم دیگر دو برابر شما را که درعالم دنیا همراه شمایند(رقیب و عتید) را به شهادت می گیرم که من به شفاعت بنده درپیشگاه پروردگار بندگان،کافرم و جز خداوند ولی و شفیعی ندارم؛چون می دانم او از تمام بندگان نسبت به من مهربان تر و رحیم تر است؛ من ایمان و یقین دارم که خداوند ارحم الراحمین است واگر رحمت او در برابر عذابش شفاعت مرا نکند؛ بجز خدا ولی و یاوری نخواهم داشت. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى ربّهم لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}صدق الله العظيم [الأنعام:51]

{ و به وسیله آن کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
ای خواهر من و ای برادران مسلمان من، به خداوندی که خدایی جز او نیست؛این خبر بزرگی است(نبأ عظیم) و مردم از آن روگردانند و راهی جز پیروی از حق آمده از پروردگار، برای نجات آنان نمی شناسم ومانند خلیل الله ابراهیم علیه الصلاة و السلام می گویم:

{فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}صدق الله العظيم [إبراهيم:36]

{هر کس از من پیروی کند از من است؛ و هر کس نافرمانی من کند، تو بخشنده و مهربانی}
همگی تان به حق رحمتی که برخود فرض کرده است؛از او درخواست کنید؛چه کسانی که از حق رومی گردانند و چه کسانی که پیرو حق اند، در آن روز ( روز عذاب ) از او به حق رحمتی که بر خود فرض کرده است؛از او درخواست کنید؛ از کتاب آموخته ام که او به حق همین رحمتی که بر خود واجب نموده؛ پاسختان را خواهد داد و عذاب را تا مدتی به تأخیر خواهد انداخت.اجابت دعایتان را در سوره دخان یافته ام آنجا که ( هنگامی که ) خداوند به دو حرف از نام محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – و کتابی که در شب مبارک قدر بر ایشان نازل شده است قسم می خورد ،دانستم دعای کسانی از شما که دعا کنند را پاسخ خواهد دادگواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{حم (1) وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ (2) إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ (3) فِيهَا يُفْرَقُ كلّ أَمْرٍ حَكِيمٍ (4) أَمْراً مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مرسلين (5) رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (6) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ (7) لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ (8) بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ (9) فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِينٍ (10) يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (11) رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12) أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ (13) ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ (14) إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلاً إِنَّكُمْ عَائِدُونَ (15) يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ (16)} صدق الله العظيم [الدخان]

{حم‌ (۱) سوگند به این کتاب روشنگر، (۲) که ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم؛ ما همواره انذارکننده بوده‌ایم! (۳) در آن شب هر امری بر اساس حکمت تدبیر و جدا می‌گردد. (۴) فرمانی بود از سوی ما؛ ما فرستادیم! (۵) اینها همه بخاطر رحمتی است از سوی پروردگارت، که شنونده و داناست! (۶) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، اگر اهل یقین هستید! (۷) هیچ معبودی جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ او پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست! (۸) ولی آنها در شکند و بازی می‌کنند. (۹)پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد... (۱۰) که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲) چگونه: و از کجا متذکر می‌شوند با اینکه رسول روشنگر به سراغشان آمد! (۱۳) سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‌ای دیوانه است!» (۱۴) ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید! (۱۵) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌ایم! (۱۶)}
و اما قسم به "حم"؛ این دو حرف از حروف نام محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم است که از دو حرف وسط-حم- گرفته شده و کتابی که معطوف به مطلب قبلی آن است ؛سوگند دیگر است {وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ}،این قرآن عظیم است که خداوند بر محمد عليه الصلاة والسلام نازل نموده و امام مهدی با آن برای مردم حجت می آورد و اولین کسانی که از آن رو می گردانند؛مسلمانانی هستند که به آن ایمان دارند.علمایشان حاضر نیستند در موارد اختلاف؛حکمیت آن را بپذیرند و می گویند همان احادیث و روایاتی که از پدران مان به ما رسیده برایمان کافی است ولو اینکه مخالف آیات محکم قرآن عظیم باشد؛چون تأویل قرآن را جز خداوند نمی داند! آنها بدترین علمای امت محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – هستند چه سنی باشند و چه شیعه ویا سایرعلمای مذاهب اسلامی. بخاطر روگردانی از دعوت حق و رجوع به کتاب خداوند و سنت حق رسولش که مخالف محکمات قرآن عظیم نباشد، خود را هلاک کرده و امت شان را دچار عذاب می کنند.آنها روگردانده و دعوت کسی که آنها را –به سوی قرآن و سنت حق رسول الله-فرامی خواند نمی پسندند ،چرا که مخالف امیال شان است .برای همین خطاب در کتاب به سوی امام مهدی منتظر که داعی به سوی حق است متوجه شده است خداوند می فرماید: 
{فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِينٍ (10)} صدق الله العظيم [الدخان] 
{پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد...}

این عذاب فراگیری است که همه مردم را دربرمی گیرد و اگر می فرمود "کسانی که کافر شده اند"می دانستید که مسلمانان را عذاب نمی کند؛ اما می بینید که می فرماید: 
{يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (11)} صدق الله العظيم
{همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! }
پس دانستم که مقصود خداوند هم کافران است و هم مسلمانان چرا که همگی از پیروی از حق آمده از جانب پروردگارشان؛روگردانند. او آنها را به سوی بازگشت به کتاب خداوند و سنت حق رسول فرامی خواند ولی آنها روبرمی گردانند و اولین کسانی که از این دعوت رومی گردانند؛مسلمانان هستند و علمای شان آنها را از حق روشن و مبین؛گمراه کرده اند.چون منتظرند علمای شان این امر را تصدیق کنند تا آنها هم آن را بپذیرند ولی چنین چیزی در برابر خداوند به کارشان نمی آید و دانستم که یقیناً مقصود خداوند از {يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (11)} صدق الله العظيم{همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! } کفار و مسلمانان هستند.سپس جستجو کردم تا ببینم آیا حتی یک قریه و ابادی وجود دارد که از عذاب دردناک نجات یابد؟ اما با کمال تأسف درمیان تمام مناطق مسکونی بشر،حتی یک آبادی هم پیدا نکردم.گواه از فرموده خداوند تعالی: 
{وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَاباً شَدِيداً كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُوراً (58) وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفاً (59)} صدق الله العظيم [الإسراء]

{هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب مسطور ثبت است. (۵۸) هیچ چیز مانع ما نبود که این نشانه ها را بفرستیم جز اینکه پیشینیان آن را تکذیب کردند؛ ما به ثمود، ناقه دادیم؛ که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}
و سپس یقین پیدا کردم که این عذاب نشانه تصدیق امام مهدی است که مردم را به سوی حق آمده از پروردگار دعوت می کند؛اما آنها روبرمی گردانند.بعد دانستم؛مردم –با دیدن نشانه عذاب- به حق آمده از سوی پروردگارشان ایمان آورده و خواهند گفت: {رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12)} {پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. } و تمام مردم به حق آمده از پروردگارشان ایمان خواهند آورد و دانستم خداوند دعای برخی از آنان را مستجاب کرده و همانند قوم یونس،عذاب را تا وقتی معین از آنها بازمی دارد؛گواه آن فرموده خداوند تعالی است: 
{إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلاً إِنَّكُمْ عَائِدُونَ (15)} صدق الله العظيم [الدخان] 
{ ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید}

اما گروهی که دوباره نسبت به حق آمده از پروردگارشان کافر می شوند؛ بدترین مخلوقات خداوندند و قیامت بر آنان برپا می شود که "بطشة الکبری" است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلاً إِنَّكُمْ عَائِدُونَ (15) يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ (16)} صدق الله العظيم [الدخان]
{ ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید! (۱۵) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌ایم! (۱۶)}
وسلامٌ على المرسلين, والحمد لله ربّ العالمين..
أخو المسلمين الداعي إلى كتاب الله وسنة رسوله الحقّ، الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


9
حقيقة كوكب العذاب

حقیقت سیاره عذاب از آیات محکم کتاب که ذکر خردمندان است planet-x ..


الإمام ناصر محمد اليماني
27 - 11 - 1430 هـ
15 - 11 - 2009 مـ
12:26صباحاً
ـــــــــــــــــــــ

حقیقت سیاره عذاب از آیات محکم کتاب که ذکر خردمندان است planet-x ..


بسم الله الرحمن الرحيم 

والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله التوابين المُتطهرين والتابعين للحق إلى يوم الدين وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين

پاسخ مهدي منتظر خليفه خدا بربشر، با هشدار به همه بشریت تا بدانند خداوند يكتاي قهار قران عظيم را (كه جدم پيامبر امي مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آنرا آورد) بر تمامي قريه هاي(آباديها) بشرفرستاد همان گونه كه خداوند مي فرمايند: 
{قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:158]
{بگو: «اى مردم من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم؛ همان خدايى که حکومت آسمانها و زمين، از آن اوست؛ معبودى جز او نيست؛ زنده می ‏کند و می ‏ميراند؛ پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده‏ اش، آن پيامبر درس نخوانده ‏اى که به خدا و کلماتش ايمان دارد؛ و از او پيروى کنيد تا هدايت يابيد» }
خداوند مي فرمايند :
{مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:15]
{هر کس هدايت شود، براى خود هدايت يافته؛ و آن کس که گمراه گردد، به زيان خود گمراه شده است؛ و هيچ کس بار گناه ديگرى را به دوش نمی کشد؛ و ما هرگز (قومى را) مجازات نخواهيم کرد، مگر آنکه پيامبرى مبعوث کرده باشيم }
خداوند مي فرمايند :
{قُل لِلَّذِينَ كَفَرُواْ إِن يَنتَهُواْ يُغَفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُواْ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينِ} صدق الله العظيم [الأنفال:38]
{به آنها که کافر شدند بگو: «چنانچه از مخالفت باز ايستند، (و ايمان آورند،) گذشته آنها بخشوده خواهد شد؛ و اگر به اعمال سابق بازگردند، سنّت خداوند در گذشتگان، درباره آنها جارى می ‏شود (؛و حکم نابودى آنان صادر می ‏گردد).}
پس سنت پيشينيان چنانچه ازذكر (قران) پروردگارشان رويگردان شوند چيست؟ 
خداوند مي فرمايند :
{قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ المُكَذِّبِينَ} صدق الله العظيم [آل عمران: 137]
{پيش از شما، سنّت‏هايى وجود داشت؛ (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشت هايى داشتند؛ که شما نيز، همانند آن را داريد.) پس در روى زمين، گردش کنيد و ببينيد سرانجام تکذيب‏ کنندگان (آيات خدا) چگونه بود؟ }
وخداوند مي فرمايند :
{اسْتِكْبَارًا فِي الأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَلَا يَحِيقُ المَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّت الأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّت اللهِ تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّت اللهِ تَحْوِيلًا} صدق الله العظيم [فاطر:43]
{اينها همه بخاطر استکبار در زمين و نيرنگهاى بدشان بود؛ امّا اين نيرنگها تنها دامان صاحبانش را می ‏گيرد؛ آيا آنها چيزى جز سنّت پيشينيان و (عذابهاى دردناک آنان) را انتظار دارند؟ هرگز براى سنّت خدا تبديل نخواهى يافت، و هرگز براى سنّت الهى تغييرى نمی ‏يابى}
و سوال اين است هنگامي كه سنت عذاب بر آنها جاري مي شد آيا ايمانشان برايشان سودي داشت وجواب از كتاب خدا:
خداوند مي فرمايند :
{فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّةَ اللهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الكَافِرُونَ} صدق الله العظيم [غافر:85]
{امّا هنگامى که عذاب ما را مشاهده کردند، ايمانشان براى آنها سودى نداشتاين سنّت خداوند است که همواره در ميان بندگانش اجرا شده، و آنجا کافران زيانکار شدند }
واي ساكنان همه قراي بشريت دانستيد كه مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم رسول خدا براي همه شماست پس چون طبق سنت خدا در كتاب ، خدا قريه اي را عذاب نمی دهد مگر اينكه رسولي برايشان فرستد وچون محمد رسول خدا براي همه قراي بشر در كتاب خدا قران عظيم (ذكري براي جهانيان براي انانكه بخواهند در راه راست پايدار بمانند) پس چنانچه از كتاب خدا رويگردان شويد من مهدي منتظر همه قراي بشر را به عذابي فراگير بشارت مي دهم همانطور كه خداوند مي فرمايد:
{وَإِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَاباً شَدِيداً كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُوراً}صدق الله العظيم [الإسراء:58]

{هيچ شهر و آبادى نيست مگر اينکه آن را پيش از روز قيامت هلاک می ‏کنيم؛ يا به عذاب شديدى گرفتارشان خواهيم ساخت؛ اين، در کتاب الهى ثبت است.} 
وسوالي كه در اينجا مطرح مي شود اين ست كه آيا خداوند آبادی های صالح را نيز عذاب مي دهد ؟ وجواب از محكم كتاب همانطور كه خداوند مي فرمايد:

{وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ} صدق الله العظيم [هود:117]
{و چنين نيست که پروردگارت آباديها را بظلم و ستم نابود کند در حالى که اهلش مصلح (نيكوكار) بوده باشند }
وخداوند مي فرمايند :
{وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ} صدق الله العظيم [القصص:59]
{و ما هرگز آباديها و شهرها را هلاک نکرديم مگر آنکه اهلش ظالم بودند} 

پس نتيجه ميگيريم كه چون فتوا ی كتاب این است که:(و ما هرگز آباديها و شهرها را هلاک نکرديم مگر آنکه اهلش ظالم بودند )و چون در كتاب مي يابم كه عذاب شامل همه اباديهاي(قراي) بشر خواهد شد پس اين بدين معني است كه زمين از ظلم وجور آكنده شده وعذاب همه قراي (آباديهاي) بشر را فراخواهد گرفت عده ای عذاب شده و عده ای هلاك خواهند شد همان طور كه خداوند مي فرمايد :
{وَإِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَاباً شَدِيداً كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُوراً}صدق الله العظيم [الإسراء:58]
{هيچ شهر و آبادى نيست مگر اينکه آن را پيش از روز قيامت هلاک مى‏کنيم؛ يا به عذاب شديدى گرفتارشان خواهيم ساخت؛ اين، در کتاب الهى ثبت است.}
واز اين آيات محکم کتاب خداوند "عصر بعثت مهدي منتظر" را نتيجه خواهيد گرفت، پس خدا او را زماني كه همه قراي زمين (آباديها) از ظلم وجور پر شده بر مي انگيزد وهمه از كتاب خدا قران عظيم روگردان مي شوند در حالي كه خداوند قران را از تحريف محفوظ نگه داشته تا همه قراي بشر از قران مطلع شوند . همه آگاه شدند كه كتابي است كه از تحريف محفوظ مانده و آگاه شدند كه همه را به عبادت الله كه شريكي براي او نيست دعوت مي كند ولی همه قراي بشر از آن رويگردان شدند ، عده اي به آن كافر شده وعده اي به آن ايمان آورده ولي فقط از آنچه موافق احاديث وروايات است پيروي نموده وآنچه را كه با احاديث وروايات مخالف است به آن پشت نموده وبه احاديث و روايات تمسك می کنند گويي كه این احاديث وروايات هستند كه از تحريف محفوظ مانده اند در حالي كه مي بايست عكس آن باشد .هنگامي كه حديث يا روايتي با آيات محكم قران تناقض داشته باشد باید آن را رها کرد و به كتاب خدا كه از تحريف مصون است تمسك نمود در حالي كه آنان عكس آن را عمل مي نمايند ومخالف دستور خداوند عمل نموده ومي پندارند كه هدايت شده اند در حالي كه آنان تعقل نمي كنند . اي مردم تقواي خدا پيشه كنيد وآنان كه ايمان ندارند شما را خشمگين نسازند (و از راه خود منحرف نکنند)
{فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ}صدق الله العظيم [الروم:60]
{ صبر پيشه کن که وعده خدا حق است؛ و هرگز کسانى که ايمان ندارند تو را خشمگين نسازند (و از راه خود منحرف نکنند)}
اي مسلمانان و همه مردم قسم به برپا كننده هفت آسمان محكم ونگهدارنده زمين با ميخها وهلاك كننده ثمود وعاد وغرق كننده فرعونيان خشن وسختگير و قسم به خداوند يكتا كه معبودي جز او نيست ؛ سياره (كوكب) عذاب را همه جهانيان خواهند ديد همان طور كه خورشيد را هنگام طلوع مي بينند واین سیاره از سمت قطبها براي مردم ظاهر مي شود و لعنت خدا به اندازه ذرات خاك بر مفتري دروغگوباشد. پس به خدا پناه آوريد وبدانيد كه خدا شديد العقاب (سخت مجازات دهنده) است وازبهترين هايي كه خداوند در كتاب براي شما نازل نموده پيروي كنيد قبل از اينكه عذاب شما را به صورت ناگهاني (بغته )گرفتار سازد. و از خداوند مغفرت بخواهيد و بدانيد كه خدا همه گناهان را مي بخشد وبه او انابه كنيد كه خدا كسي را كه به او انابه نكند هدايت نمي كند و بدانيد كه خدا ميان فرد وقلبش حائل مي شود وشما به سوی او محشور مي شويد آيا تعقل نمي كنيد؟ 
اي مسلمانان وای همه مردم (جهان)؛چقدر براي شما قسم خوردم و این قسم یک نيكوكار است نه قسم یک كافر ویا فاجر؛ این قسم مهدي منتظر است که از بيان حق قران آگاه است كه (سياره) كوكب عذاب سقرکه به صورت دوره اي براي بشر نمايان مي شود(لواحه للبشر) این سیاره ازنشانه های بزرگ ساعت (قيامت) بوده ودر عصر وزمانه و دوره من وشما در راه است تا به زمین برسد ،اگر مهدي منتظر از راستگويان باشد چه كسي شما را از عذاب خدا نجات مي دهد وچنانچه دروغگو باشم دروغم به گردن من خواهد بود –كه خدامسرف جبار را هدايت نمي كند --

{قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَ‌فُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ‌حْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ‌ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَ‌بِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُ‌ونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَ‌تَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّ‌طتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِ‌ينَ ﴿٥٦﴾أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَ‌ى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّ‌ةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْ‌تَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر]
{بگو: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد که خدا همه گناهان را می آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است. و به درگاه پروردگارتان بازگرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنکه عذاب به سراغ شما آيد، سپس از سوى هيچ کس يارى نشويد! و از بهترين دستورهائى که از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده پيروى کنيد پيش از آنکه عذاب (الهى) ناگهان به سراغ شما آيد در حالى که از آن خبر نداريد!» (اين دستورها براى آن است که) مبادا کسى روز قيامت بگويد: «افسوس بر من از کوتاهي هايى که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‏ کنندگان (آيات او) بودم» يا بگويد: «اگر خداوند مرا هدايت می ‏کرد، از پرهيزگاران بودم» يا هنگامى که عذاب را می ‏بيند بگويد: «اى کاش فرصت ديگرداشتم و از نيکوکاران بودم!» آرى، آيات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذيب کردى و تکبّر نمودى و از کافران بودى }
اي بندگان خدا اين سخن خدا را بياد آوريد:
{وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَ‌تَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّ‌طتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِ‌ينَ ﴿٥٦﴾أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَ‌ى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّ‌ةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْ‌تَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر]
{و از بهترين دستورهائى که از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده پيروى کنيد پيش از آنکه عذاب (الهى) ناگهان به سراغ شما آيد در حالى که از آن خبر نداريد!» (اين دستورها براى آن است که) مبادا کسى روز قيامت بگويد: «افسوس بر من از کوتاهيهايى که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‏کنندگان (آيات او) بودم» يا بگويد: «اگر خداوند مرا هدايت می ‏کرد، از پرهيزگاران بودم» يا هنگامى که عذاب را مى‏بيند بگويد: «اى کاش فرصت ديگرداشتم و از نيکوکاران بودم» آرى، آيات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذيب کردى و تکبّر نمودى و از کافران بودى }
اي بندگان خدا آيا شما كر ولال وكور هستيد وتعقل نمي كنيد يا شما بيان قران مهدي منتظربا قران را نمي فهميد يا عرب زبانان بيان حق سخن خداوند را نمي فهمند كه مي فرمايد: 
{وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَ‌بِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُ‌ونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَ‌تَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّ‌طتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِ‌ينَ ﴿٥٦﴾أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَ‌ى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّ‌ةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْ‌تَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر]
{و به درگاه پروردگارتان بازگرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنکه عذاب به سراغ شما آيد، سپس از سوى هيچ کس يارى نشويد و از بهترين دستورهائى که از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده پيروى کنيد پيش از آنکه عذاب (الهى) ناگهان به سراغ شما آيد در حالى که از آن خبر نداريد» (اين دستورها براى آن است که) مبادا کسى روز قيامت بگويد: «افسوس بر من از کوتاهي هايى که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‏ کنندگان (آيات او) بودم» يا بگويد: «اگر خداوند مرا هدايت می ‏کرد، از پرهيزگاران بودم» يا هنگامى که عذاب را مى‏بيند بگويد: «اى کاش فرصت ديگرداشتم و از نيکوکاران بودم» آرى، آيات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذيب کردى و تکبّر نمودى و از کافران بودى }
شاید بگویند ما مسلمان (و تسلیم)پروردگارجهانيان هستيم پس امام مهدي حق در جواب گويد چنانچه مسلمان صادقي باشيد چرا از پيروي از انچه كه در قران از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده رويگردان هستيد ؟بلكه از اسلام جز اسمش واز قران جز رسم الخطش باقي نمانده واينك عذاب بسيار نزديك شده ومسلمانان همچنان از دعوت مهدي منتظر به پيروي از قران عظيم وكفر به انچه مخالف محكمات ان است و اعتصام به قران سرباز مي زنند در حالي كه خدا و رسولش وومهدي منتظر بشما فتوا داده اند كه كه به قران عظيم ريسمان خدا چنگ زنيد (اعتصام كنيد) چنانچه به آن ايمان داشته باشيد پس بدا به ايماني كه به قران مصون از تحریف دارید ولي از دعوت به پيروي واحتكام به آن در آنچه كه در آن اختلاف داريد سر بازمی زنيد اي مسلمانان ايا تعقل نمي كنيد همان طور كه خداوند مي فرمايد 
{إِنَّمَا تُنذِرُ مَنْ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ} صدق الله العظيم [يس:11]
تو فقط کسى را انذار می ‏کنى که از اين يادآورى (الهى) پيروى کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد}


ای کسانی که از پیروی از ذکر خداوند گریزانید؛ می خواهید مهدی منتظر چه بشارتی یه شما بدهد؛ به من پاسخ دهید چرا از کتابی که بنابر وعده خداوند از تحریف مصون است پیروی نمی کنید و خداوند تعالی فرموده است:
{إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (9)} صدق الله العظيم [الحجر:9]
{ما قرآن را نازل کرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم }
یا اینکه شما مسلمانان و كفار وعده خداوند را عملا تحقق يافته نمی دانید ونمي بينيد كه او براستي كتاب خويش را از تحريف مصون نگه داشته، پس تقوا پيشه كنيد. چرا از دعوت مهدي منتظر ناصر محمد اليماني كه شما را به پيروي از كتاب خدا فرا مي خواند تا هدايتگر كساني كه بخواهند به راه راست هدايت شوند باشد ،رويگردان هستيد. آيا چنانچه دانشمندان ناسا بگويند كه سياره عذاب دروغ است حقیقت ندارد آنها را باور مي كنيد، و برهان روشن قرآن در مورد سياره عذاب را تكذيب مي كنيد .آيا مهدي منتظر شما را از كتب ناسا مورد خطاب قرار مي دهد يا از كتاب خدا براي شما دليل مي آورد. 
وخداوند مي فرمايد :
{وَمَا أَرْ‌سَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرً‌ا وَنَذِيرً‌ا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ‌ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٩﴾ قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُ‌ونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ ﴿٣٠﴾} [سبأ]
{و ما تو را جز براى همه مردم نفرستاديم تا (آنها را به پاداش هاى الهى) بشارت دهى و (از عذاب او) بترسانى؛ ولى بيشتر مردم نمی ‏دانند! می ‏گويند: اگر راست می ‏گوييد، اين وعده کى خواهد بود» بگو: «وعده شما روزى خواهد بود که نه ساعتى از آن تأخير می‏کنيد و نه (بر آن) پيشى خواهيد گرفت» }
و خداوند مي فرمايد:
{وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا لَن نُّؤْمِنَ بِهَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ وَلَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ ۗ وَلَوْ تَرَ‌ىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَ‌بِّهِمْ يَرْ‌جِعُ بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا لَوْلَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ ﴿٣١﴾قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَىٰ بَعْدَ إِذْ جَاءَكُم ۖ بَلْ كُنتُم مُّجْرِ‌مِينَ ﴿٣٢﴾ وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا بَلْ مَكْرُ‌ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ‌ إِذْ تَأْمُرُ‌ونَنَا أَن نَّكْفُرَ‌ بِاللَّـهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَادًا ۚ وَأَسَرُّ‌وا النَّدَامَةَ لَمَّا رَ‌أَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا ۚ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٣٣﴾} [سبأ]
{کافران گفتند: «ما هرگز به اين قرآن و کتابهاى ديگرى که پيش از آن بوده ايمان نخواهيم آورد» اگر ببينى هنگامى که اين ستمگران در پيشگاه پروردگارشان (براى حساب و جزا) نگه داشته شده ‏اند در حالى که هر کدام گناه خود را به گردن ديگرى می ‏اندازد (از وضع آنها تعجّب می کنى) مستضعفان به مستکبران می ‏گويند: «اگر شما نبوديد ما مؤمن بوديم!» (امّا) مستکبران به مستضعفان پاسخ می ‏دهند: «آيا ما شما را از هدايت بازداشتيم بعد از آنکه به سراغ شما آمد (و آن را بخوبى دريافتيد)؟! بلکه شما خود مجرم بوديد!» و مستضعفان به مستکبران می گويند: «وسوسه‏ هاى فريبکارانه شما در شب و روز (مايه گمراهى ما شد)، هنگامى که به ما دستور می ‏داديد که به خداوند کافر شويم و همتايانى براى او قرار دهيم!» و آنان هنگامى که عذاب (الهى) را می بينند پشيمانى خود را پنهان می ‏کنند (تا بيشتر رسوا نشوند)! و ما غل و زنجيرها در گردن کافران مى نهيم؛ آيا جز آنچه عمل می ‏کردند به آنها جزا داده می ‏شود؟ }
و خداوند مي فرمايد:
{وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَـٰذَا إِلَّا رَ‌جُلٌ يُرِ‌يدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَـٰذَا إِلَّا إِفْكٌ مُّفْتَرً‌ى ۚ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ‌ مُّبِينٌ ﴿٤٣﴾ وَمَا آتَيْنَاهُم مِّن كُتُبٍ يَدْرُ‌سُونَهَا ۖ وَمَا أَرْ‌سَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍ‌ ﴿٤٤﴾} [سبأ]
{و هنگامى که آيات روشنگر ما بر آنان خوانده مي ‏شود، می ‏گويند: «او فقط مردى است که می‏خواهد شما را از آنچه پدرانتان می ‏پرستيدند بازدارد!» و می ‏گويند: «اين جز دروغ بزرگى که (به خدا) بسته شده چيز ديگرى نيست» و کافران هنگامى که حق به سراغشان آمد گفتند: «اين، جز افسونى آشکار نيست» ما (قبلا)ً چيزى از کتابهاى آسمانى را به آنان نداده‏ايم که آن را بخوانند ، و پيش از تو هيچ بيم ‏دهنده ( پيامبرى ) براى آنان نفرستاديم} 
و خداوند مي فرمايد :
{قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ ۖ أَن تَقُومُوا لِلَّـهِ مَثْنَىٰ وَفُرَ‌ادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُ‌وا ۚ مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ‌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ﴿٤٦﴾ قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ‌ فَهُوَ لَكُمْ ۖ إِنْ أَجْرِ‌يَ إِلَّا عَلَى اللَّـهِ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿٤٧﴾ قُلْ إِنَّ رَ‌بِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿٤٨﴾قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾ قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَىٰ نَفْسِي ۖ وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَ‌بِّي ۚ إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِ‌يبٌ ﴿٥٠﴾} [سبأ]
{«شما را تنها به يک چيز اندرز مى‏دهم، و آن اينکه: دو نفر دو نفر يا يک نفر يک نفر براى خدا قيام کنيد، سپس بينديشيد اين دوست و همنشين شما ( محمّد) هيچ گونه جنونى ندارد؛ او فقط بيم ‏دهنده شما در برابر عذاب شديد (الهى) است»(46) بگو: «هر اجر و پاداشى از شما خواسته‏ام براى خود شماست؛ اجر من تنها بر خداوند است، و او بر همه چيز گواه است (47)بگو: «پروردگار من حق را می ‏افکند، که او داناى غيبها (و اسرار نهان) است.» (48)بگو: «حق آمد! و باطل (کارى از آن ساخته نيست و) نمی ‏تواند آغازگر چيزى باشد و نه تجديد کننده آن»(49) بگو: «اگر من گمراه شوم، از ناحيه خود گمراه می ‏شوم؛ و اگر هدايت يابم، به وسيله آنچه پروردگارم به من وحى مى‏کند هدايت مي يابم؛ او شنواى نزديک است » (50)}


{وَلَوْ تَرَ‌ىٰ إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِ‌يبٍ ﴿٥١﴾ وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّىٰ لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿٥٢﴾ وَقَدْ كَفَرُ‌وا بِهِ مِن قَبْلُ ۖ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿٥٣﴾ وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِ‌يبٍ ﴿٥٤﴾}صدق الله العظيم [سبأ]
{اگر ببينى هنگامى که فريادشان بلند می ‏شود امّا نمی ‏توانند (از عذاب الهى) بگريزند، و آنها را از جاى نزديکى (که انتظارش را ندارند) می ‏گيرند (از درماندگى آنها تعجّب خواهى کرد) و (در آن حال) می ‏گويند: «به حقّ ايمان آورديم!»، ولى چگونه در حالي كه (سياره عذاب ) از دور دست آنها (زمين) را تحت تاثير قرار داده بود آنها پيش از اين (که در نهايت آزادى بودند) به آن کافر شدند در حالي كه ازفاصله دور زمين مورد حمله(تاثير) سياره عذاب 
قرار داشت. (سرانجام) ميان آنها و خواسته‏ هايشان جدايى افکنده شد، همان گونه که با پيروان (و هم‏ مسلکان) آنها از قبل عمل شد، چرا که آنها در شک و ترديد بودند! }
پس اين سخن خداوند را به ياد آوريد:
{وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّىٰ لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿٥٢﴾ وَقَدْ كَفَرُ‌وا بِهِ مِن قَبْلُ ۖ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿٥٣﴾ وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِ‌يبٍ ﴿٥٤﴾} صدق الله العظيم [سبأ]
{و (در آن حال) می ‏گويند: «به حقّ ايمان آورديم!»، ولى چگونه در حالي كه (سياره عذاب ) از دور دست آنها (زمين) را تحت تاثير قرار داده بود آنها پيش از اين به آن کافر شدند در حالي كه ازفاصله دور زمين مورد حمله(تاثير) سياره عذاب قرار داشت. (سرانجام) ميان آنها و خواسته‏ هايشان جدايى افکنده شد، همان گونه که با پيروان (و هم‏ مسلکان) آنها از قبل عمل شد، چرا که آنها در شک و ترديد بودند! }
پس اي عاقلان به سخن خداوند بنگريد كه مي فرمايد :
{وَلَوْ تَرَ‌ىٰ إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِ‌يبٍ ﴿٥١﴾ وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّىٰ لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿٥٢﴾ وَقَدْ كَفَرُ‌وا بِهِ مِن قَبْلُ ۖ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿٥٣﴾ وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِ‌يبٍ ﴿٥٤﴾}صدق الله العظيم [سبأ]
{اگر ببينى هنگامى که فريادشان بلند می ‏شود امّا نمی ‏توانند (از عذاب الهى) بگريزند، و آنها را از جاى نزديکى (که انتظارش را ندارند) می ‏گيرند (از درماندگى آنها تعجّب خواهى کرد) و (در آن حال) می ‏گويند: «به حقّ ايمان آورديم!»، ولى چگونه در حالي كه (سياره عذاب ) از دور دست آنها (زمين) را تحت تاثير قرار داده بود . آنها پيش از اين به آن کافر شدند در حالي كه ازفاصله دور زمين مورد حمله(تاثير) سياره عذاب قرار داشت. (سرانجام) ميان آنها و خواسته‏ هايشان جدايى افکنده شد، همان گونه که با پيروان (و هم ‏مسلکان) آنها از قبل عمل شد، چرا که آنها در شک و ترديد بودند! }
در اين آيات خداوند از سياره عذاب كه در آن ترديد دارند سخن مي گويد در ابتدا آنها به وجود آن اعتراف كردند ولی بعد آن را انكار نمودند .
اين سياره پیش از این از فاصله دور زمين را تحت تاثير و مورد هجوم قرار داد پس در ان روز كه سياره از نزديكي زمين عبور كند چه خواهيد كرد؟ كه خداوند مي فرمايد: 
{وَلَوْ تَرَ‌ىٰ إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِ‌يبٍ ﴿٥١﴾ وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّىٰ لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿٥٢﴾ وَقَدْ كَفَرُ‌وا بِهِ مِن قَبْلُ ۖ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿٥٣﴾ وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِ‌يبٍ ﴿٥٤﴾}صدق الله العظيم [سبأ]
{اگر ببينى هنگامى که فريادشان بلند می ‏شود امّا نمی ‏توانند (از عذاب الهى) بگريزند، و آنها را از جاى نزديکى (که انتظارش را ندارند) می ‏گيرند (از درماندگى آنها تعجّب خواهى کرد) و (در آن حال) می ‏گويند: «به حقّ ايمان آورديم!»، ولى چگونه در حالي كه (سياره عذاب ) از دور دست آنها (زمين) را تحت تاثير قرار داده بود . آنها پيش از اين به آن کافر شدند در حالي كه ازفاصله دور زمين مورد حمله(تاثير) سياره عذاب قرار داشت. (سرانجام) ميان آنها و خواسته‏ هايشان جدايى افکنده شد، همان گونه که با پيروان (و هم ‏مسلکان) آنها از قبل عمل شد، چرا که آنها در شک و ترديد بودند! }
اي امت اسلام قسم به الله كه خدايي ومعبودي جز او نيست سياره عذاب بي شك بزودي مي آيد وبه آنان كه ميگويند 
عبور آن روز جمعه 21 دسامبر 2012 خواهد بود از محكم كتاب پاسخ مي دهم و مي گويم خداوند مي فرمايد:
{خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِ‌يكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿٣٧﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾}صدق الله العظيم
{(آرى،) انسان از عجله آفريده شده؛ ولى عجله نکنيد؛ بزودى آياتم را به شما نشان خواهم داد آنها مى‏گويند: «اگر راست مي گوييد، اين وعده کى فرا می رسد؟» ولى اگر کافران می ‏دانستند زمانى که (فرا می‏رسد) نمى‏توانند شعله ‏هاى آتش را از صورت و از پشت هاى خود دور کنند، و هيچ کس آنان را يارى نمی ‏کند (اين قدر درباره تحقق آن شتاب نمی ‏کردند) (آرى، اين عذاب الهى) بطور ناگهانى به سراغشان می ‏آيد و مبهوتشان می‏کند؛ آنچنان که توانايى دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی ‏شود}
خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٤٨)قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلا نَفْعًا إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ (٤٩)قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ (٥٠)أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُمْ بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ (٥١)} صدق الله العظيم [يونس]
{و می ‏گويند: «اگر راست می ‏گویى، اين وعده کى خواهد بود» بگو: «من (حتّى) براى خودم زيان و سودى را مالک نيستم، (تا چه رسد براى شما!) مگر آنچه خدا بخواهد. براى هر قوم و ملّتى، سرآمدى است؛ هنگامى که اجل آنها فرا رسد، نه ساعتى تأخير می ‏کنند، و نه پيشى می ‏گيرند بگو: «اگر وعده عذاب او، شب‏ هنگام يا در روز به سراغ شما آيد (،آيا می ‏توانيد آن را از خود دفع کنيد؟)» پس مجرمان براى چه عجله می ‏کنند؟ آنگاه که واقع شد، به آن ايمان می ‏آوريد! (به شما گفته می ‏شود:حالا؟! در حالى که قبلاً براى آن عجله می ‏کرديد }
و خداوند مي فرمايد :
{لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿٣﴾ إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ ﴿٤﴾ وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ‌ مِّنَ الرَّ‌حْمَـٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِ‌ضِينَ ﴿٥﴾ فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٦﴾} [الشعراء]
{گويى می ‏خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست دهى بخاطر اينکه آنها ايمان نمی آورند اگر ما اراده کنيم، از آسمان بر آنان آيه‏اى نازل می کنيم که گردن هايشان در برابر آن خاضع گرددو هيچ ذکر تازه‏اى از سوى خداوند مهربان براى آنها نمی ‏آيد مگر اينکه از آن روی‏گردان می ‏شوند آنان تکذيب کردند؛ امّا بزودى اخبار (کيفر) آنچه را استهزا می ‏کردند به آنان می ‏رسد }
{فَارْ‌تَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿١٠﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾} [الدخان]
{پس منتظر روزى باش که آسمان دود آشکارى پديد آورد...که همه مردم را فرامی ‏گيرد؛ اين عذاب دردناکى است! (می گويند: پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ايمان می ‏آوريم. }
{إِذَا جَاءَ نَصْرُ‌ اللَّـهِ وَالْفَتْحُ ﴿١﴾ وَرَ‌أَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّـهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَ‌بِّكَ وَاسْتَغْفِرْ‌هُ ۚ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾} [النصر]
{هنگامى که يارى خدا و پيروزى فرارسد، و ببينى مردم گروه گروه وارد دين خدا مى‏شوند، پروردگارت را تسبيح و حمد کن و از او آمرزش بخواه که او بسيار توبه‏ پذير است }
{وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٨﴾ قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٢٩﴾ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ‌ إِنَّهُم مُّنتَظِرُ‌ونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [السجدة]
{آنان می ‏گويند: «اگر راست می گوييد، اين پيروزى شما کى خواهد بود؟!» بگو: «روز پيروزى، ايمان آوردن، سودى به حال کافران نخواهد داشت؛ و به آنها هيچ مهلت داده نمي ‏شود حال که چنين است، از آنها روى بگردان و منتظر باش؛ آنها نيز منتظرند (تو منتظر رحمت خدا و آنها هم منتظر عذاب او) }

وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين

الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني.

-كوكب الجحيم,  nibiru,  الطارق,  التناوش,  مهدى منتظر


سايت امام مهدى ناصر محمد يمانى

انجمن: فارسي

ترجمه بیانات امام مهدی به زبان فارسیفار
10
گفتگوی آزاد / آژانس دیحیتال مارکتینگ
« آخرين ارسال توسط mahsa-nita سپتامبر 01, 2018, 11:40:26  »
می‌توانید بیش از آنچه تا به حال نیاز داشتید، پول به دست آورید.

همه ما در قبال مؤسسات خیریه آسیب پذیر و زود باور مسئولیم، باید به آنها هشدار دهیم تا خام این شعار دلفریب و افسونگر نشوند که "می‌توانید بیش از آنچه تا به حال نیاز داشتید، پول به دست آورید، دیگر نیازی به جمع کردن اعانه نخواهید داشت، دست از گدایی کردن بردارید و به فروش کالا برای مؤسسه خود در بازار روی آورید." چنین جملات اغواکننده ای برای مؤسسات خیریه ای که درک صحیحی از مسئولیت سخت و طاقت فرسای استخدام داوطلبین، مشخص کردن آینده کار، مدیریت کمپین ها و درخواست پول ندارند،  بسیار جذاب و شیرین است. به نظر آن ها دیجیتال مارکتینگ و سئو سایت و فروش کالا و خدمات بازاریابی دیجیتال بسیار آسان تر و راحت تر از جمع آوری اعانه است. این وظیفه انسانی ماست که مدام به آن ها گوشزد کنیم که جمع آوری اعانه هیچ همخوانی و مناسباتی با آسایش و راحتی ندارد، اگر می‌خواهید در این راه موفق شوید باید عزم خود را جزم کنید. زمانی که تصمیم می‌گیرید کالایا خدمات یک تأمین کننده را به نفع مؤسسه خیریه خود بفروشید، حتماً به تأمین کننده اصرار کنید پاسخی برای سوالات زیر ارائه دهد؛



۱. هزینه های ما در کل چیست؟ هزینه و شرح کامل هر یک از هزینه هایی که پرداخت آن برعهده ماست را در همین ابتدا مشخص کنید.

۲. پس از به فروش رسیدن اقلامی‌که بر سر آن توافق کردیم، سود خالص ما چقدرخواهد بود؟

۳. باید کل کالا را یک جا خریداری کنیم؟ امکان پس دادن کالاها وجود دارد، در این صورت باید هزینه انبارداری مجدد بپردازیم یا مبلغ پرداختی را تمام و کمال به حساب ما بازمی‌گردد؟ برای پس دادن کالا محدودیت زمانی وجود دارد؟

۴. اگر کالا را به صورت امانی بفروشیم برای بازگرداندن جنس محدودیت یا جریمه ای درنظر گرفته می‌شود؟ برای بازگرداندن کالا محدودیت زمانی وجود دارد؟

۵. مسئولیت پرداخت هزینه های مربوط به حمل و جابجایی بر عهده کدام یک از طرفین خواهد بود؟
صفحه: [1] 2 3 ... 10